نخ داغ نخ سرد / بازنشر

دسته: تاريخ و فرهنگ
بدون دیدگاه
شنبه - ۲۶ تیر ۱۳۹۵

قنات قصبه گناباد ثبت جهانی شد. دو سال قبل در قسمتی از مراحل ثبت به عمق ۶۰ متری رفتیم. که دیدن عکس های ان غنیمت است. ببینید

 

قنات  قصبه گناباد بر ای ثبت جهانی مراحل  متعددی را پشت سر گذاشته است. یکی از این تجربه ها نمونه برداری از عمق ۶۰ متری زیر زمین بود . هیجان ، تاریکی و  یافتن مسیر دوگانه قنات  برای ما بسیار جالب بود +  عکس.

سه سال قبل رفته بودم دفتر یونسکو در خیابون میرداماد تا قضیه ثبت جهانی قنات قصبه را از خود کنم. جای بزرگی نبود و راحت تونستم با یکی از مسئولینش هم کلام شم و از قنات قصبه بگم و  چیز بشنوم. با اینکه شیک ترین لباسامو پوشیده بودم و سعی می کردم حروف آخر جمله  رو نجووم  و فتحه رو با کسره  عوض کنم  طرف خیلی زود  فهیمد من یک دهاتی ام ! از اون آدم هایی هستم که گذشته پوسیده قبل از حمله مغول براشون از نون شب هم واجب تره و هنوز به نظریه نژاد برتر  اعتقاد دارند و حالا آمده اند ره صد ساله را با یک شهرت جهانی یک شبه بروند

بعد از کلی صحبت و نقالی و گوش دادن به حرف ها و خیالات من درباره قنات ها گفت: اگر قنات { ان شاالله}  ثبت جهانی شه توقع نداشته باشی میلیون میلیون بودجه از یونسکو سرازیر شه به گناباد کوچتان و  اساتید باستان شناسی با چکش کوچکشان بیفتند به زمین کویر  و یا در اولین سالگرد ثبت جهانی یانی اونجا کنسرت بزاره! برای مثال هم نقاشی های استاد فرشچیان را کشید وسط که وقتی خواست اعتبار جهانی پیدا کنه با پول خود استاد چاپ شده فقط دبیرکل یونسکو براش مقدمه زده تا کلاس کار بره بالا.

qanat qasabe

جلسه خوبی برای من بود  و اگرچه تهش این بود که کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ولی علاقه ام برای پیگیری موضوع بیشتر شد.  چند ماه بعد یک شرکت مهندسی از مشهد تماس گرفت که ما پروژه مطالعات جهانی قنات قصبه را در مناقصه برنده شده ایم و شما یه دستی برسون.  نمی دونم از کجا فهمیده بود که ما چندماه است مشغول فیلم برداری از اعماق زمین هستیم و قنات های مختلف شهرستان از قنات روشناوند ، عمرونی ، رهن، قوژد، ده جومند و جعفرآباد رو تا اعماق ۶۰- ۱۲۰ -۱۹۰ و ۲۴۰ متری عکس برداری کرده ایم. بعد ده دقیقه تلفنی صحبت کردن ما شدیم مسئول قسمت وحشتناک کار یعنی نمونه برداری از آب قنات قصبه در اعماق البته بدون دریافت یک قرون دستمزد. از بس  مهندسی که  آخر هم ندیدمش پشت تلفن گفت : شما!  وطن! خدمت! تاریخ کهن! ثبت جهانی! بشریت! تمدن!  ما هم قبول کردیم { همزمان آهنگ وطن شجریان!}

برای این کار سراغ دوستان پایه کار رفتیم. حسین صداقت، محمدسیاح زاده و از همه مهمتر حسین معلمی همراه شدند و با همیاری چند مقنی قدیمی. پروژه را در ۶۰ متری قنات قصبه شروع کردیم. البته چند نوبت نمونه برداری آب از دهانه قنات و اعماق اولیه اش انجام شدو برای شرکت در مشهد فراستاده شد. صبح زود یک روز زمستانی با یک وانت و یک تراکتور راهی قنات قصبه شدیم.  از مسیر شهرک شهرجو  حدود سه کیلومتر در میانه کلوت های شهر به سمت کاخک رفتیم.  در میان بیابان، مقنی ها یک میله چاه را شناسایی کردند. میله چاه باز کردیم و بعد از بستن طناب به شکل خاص خودش پشت سر  حسین معلمی وارد تاریک مطلق قنات شدم. سکوت محض، دیواره های نمناک  و کم کم صدای آب همراه ما شد. ناگهان  به کف قنات رسیدیم و آب تا کمر ما بالا آمد.

 

 

 

qanat qasabe gonabad

 

 

تجربه اول قنات نوردی با حسین معلمی نبود. قنات جعفرآباد را تا مادر چاه با هم رفته بودیم. بنابراین زود هم رو پیدا کردیم. قنات قصبه بر عکس دیگر قنات ها  کمی گشاد تر بود و میشد راحت تر نفس کشید اما فشار آب زیاد اذیت می کرد. نور کم چراغ قوه  به راحتی توسط تاریکی بلعیده. میشد طول کشید تا چشم به محیط عادت کند.  ظرف های مخصوص  نمونه برداری از آب ، به کمر بسته بودیم .تا در مسیر نشکند. حدود ۲۰۰ متری بر خلاف جهت آب حرکت کردیم تا به نقطه از پیش تعیین شده برسیم. تغییر حجم مسیر زیاد بود گاهی مجبور بودیم بنشینیم و گاهی کاملا ایستاده می رفتیم.

 بعد چند دقیقه آرامش قنات وجود مرا فرا گرفت. زمان هیچ عجله ای برای حرکت نداشت و آبی که ۱۵ کیلومتری را پیاده آمده بود از هم آغوشی با تن قنات خسته به نظر نمی رسید. همیشه دوست داشتم در آرامش درون قنات یک خواب مفصل بزنم اما جایی برای دراز کشیدن نبود. مقنی های قدیمی یک جایی برای استراحت درون زمین درست می کرده اند حتی در مواقعی شب را زیر زمین می خوابیده اند. علت آن هم معلوم است در اعماق زیاد  زمانی که برای پایین رسیدن مقنی صرف میشده بیشتر از یک ساعت بوده . به عبارتی حدود سه ساعت زمان برای رفتن و آمدن مقنی صرف میشده که گاهی آن را اینگونه حل می کرده اند.

نکته متفاوت این قنات نوردی با دیگر قنات ها لحظه ای بعد خود را نشان داد.  قنات قصبه در عمق حدود ۷۰ متری دو شاخه میشد. یا برعکس دو شاخه قنات بهم می پیوستند و یکی میشدند تا آب به مظهر برسد.  به قول مقنی ها  دو نخ قنات در اینجا بهم می رسیدند. نخ اصطلاحی برای دالان های قنات است، بی شباهت به نخ هم نیست، چند کیلومتر طول دارد و کمتر از یک متر عرض. اما از آن جالبتر اینکه یکی از این نخ ها آبی بسیار خنک داشت و دیگری کاملا داغ بود و وقتی ترکیب می شدند آبی ولرم تشکیل میشد. به احتمال زیاد آب داغ از سمت کوه های فردوس می آمد جایی که منشا آب گرم فردوس هم بود و دیگری از سمت روستای کلات  که آبی خنک داشت. دماسنج همراه نداشتم اما تفاوت دمای آن دو بسیار شدید بود و گمانم حداقل ۴۰ درجه میشد.

فضای بسیار زیبایی بود .سقف بلندی داشت و معلوم بود قبلا کمی بهسازی شده است. روی دیوار هم علامتی بود که نشان از یک یادگاری قدیمی داشت شاید مال ده سال قبل . صد سال و یا خیلی خیلی قبل تر، خدا میدانست. لوله های مخصوص را با دقت خاص پر از آب کردیم و بعد از فیلم بردای و عکس برداری  همان مسیر را برگشتیم و با طناب از میله چاه ما را بالا کشیدند.  همان موقع لوله های آب را با اتوبوس راهی مشهد کردیم.

 

 

 

qanat qasabe

 

 

 

آن مراحل تموم شده و پرونده قنات قصبه الان به جاهای خوبش رسیده است. نمونه برداری ها ،مطالعات باستانی و فنی آن انجام شده. همگی به انگلیسی ترجمه شده و حتی  مرحله اولیه دفاع از پرونده آن در یونسکو انجام شده است و امیدواریم در آخرین قسمت این سازه هنری زنده به ثبت جهانی برسد.  اگرچه با ثبت جهانی آن تازه این جنین رویایی نذر کرده متولد میشود و حالا حالا کار دارد تا ثمره عینی آن مشخص شود. اما برخلاف نظریات منجی گرایانه که معتقد است کسی باید بیاید و ما را حلوا حلوا کند  تنها و تنها مسیر همین است که داریم میرویم تا نتیجه بگیریم. مسیری که همت و پیگیری همه دوستارانش را میخواهد .

اما شخصیت بد هفته تعلق می گیرد به خودمان! راستش باید بگویم در چندماه اخیر خبرهایی درباره حریم قنات و دانشگاه تازه تاسیس شهرستان مطرح شده که حتی فکر کردن درباره آن ذهن را آزار می دهد. تاسیس دانشگاه روی حریم  قنات با وجود مخالفت سازمان میراث فرهنگی یک اشتباه استراتژیک است. میراث فرهنگی استان در نامه ای که در مجله مژده هم چاپ شد نسبت به ساخت دانشگاه در مسیر قنات گله شدید داشت. همه استدلال های  موافق و مخالف را شنیده ایم. همه می دانیم قنات ، یک آب انبار زمان قاجاریه  یا خانه زیبای خان روستا نیست که میراث فرهنگی رویش دست گذاشته و جلوی  شهرسازی جدید را گرفته و بهسازی هم نمی کند.     اگر احتمال یک درصد نگرانی از مخالفت یونسکو نسبت به این ساخت و ساز دانشگاه را بدهیم باید کلنگ ها را غلاف کرد. شاید بهترین جواب همان سخن پیرمرد بی سواد نشسته در آفتاب کنار خیابون باشه: چیزی که زیادی زِمین کَزَه!  خداییش کاری نکنیم که پس فردا نوه هایمان به ابله بودن ما بخندند!

احمد یوسفی مقدم رهنی

 

 

 

 

 

qanar qasabe

دو مسیر متفاوت ورود آب  در اعماق زمین در این عکس مشخص است

 

قنات قصبه گناباد

 

 

مقنی ها


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1444
برچسب ها:
دیدگاه ها