شعری برای مردم بینوا ومحروم ناحیه ام
اشک گرم کودکان بر گونه ها- استاد گرجی کفش پاره همدم ِپای فقیر عقده ره بسته بر آوای فقیر می گدازد زهر دیروزی تنش می ستاند مرگ فردای فقیر اشک گرم کودکان بر گونه ها پنجه ها افکنده بر نای فقیر خون جهد بیرون ز زخم دست و پا سود خون محصول سودای فقیر کوچه […]