بحران آب مسئله اول توسعه شهرستان
تاکنون از مشکلات شهرستان بحث های بسیاری شده و مطالب زیادی نوشته شده است. البته بیشتر از نوشته ها ، ما مطالب بیشتری شنیده ایم. آنچه که در این مقاله به دنبال طرح آن هستم یکی از بنیادی ترین مسایل توسعه است. این مساله آنقدر مهم است که عده ای آینده ی جنگهای بشر را در آن می بینند و آن چیزی نیست جز مساله ی آب.
همیشه در تاریخ خوانده ایم که اولین تمدن های بشری در کنار آب پدید آمده است. همچنین بقا و تداوم تمدنها وابسته به مساله ی آب است. امروز هم یکی از مهمترین مسائل توسعه ی اقتصادی معضل کم آبی و مساله ی آب است. در رابطه با حل مساله ی آب و جلوگیری از بحران آب همگان متحد و متفق النظر هستند ولی راهکارهای پیشنهادی فرق می کند.
برای همه روشن است که منطقه ی گناباد جزو مناطق کویری و کم آب محسوب می شود از این رو بزرگترین معضل توسعه ی شهرستان مساله ی آب است. برای این معضل ، راهکار کنونی فاقد شرایط لازم و منتفی است. راهکار کنونی انتقال آب از ۱۲۰ کیلومتری به مرکز شهر است.
همچنین همگان می دانند که ۲ سفره ی آب شیرین و شور در کنار هم بوده و برداشت بیش از حد از سفره ی آب شیرین باعث سرایت آب شور به آن شده و در نهایت کیفیت آب شیرین شهرستان رو به افت می باشد. بدیهی است در این شرایط صحبت از پیشرفت اقتصادی و مرکز استان شدن گزاف گویی است چرا که اگر جمعیت ۴۰ هزار نفری شهر به رقم ۴۰۰ هزار نفر برسد آن وقت مصرف آب دهساله در یکسال صورت می پذیرد و بحران به جای یک دهه در یکسال خود را نشان خواهد داد.
بعد از تشریح مساله ؛ نوبت به حل مساله می رسد. در این رابطه راه حل های فراوانی گفته شده است. به نظر من بهترین راه حل آن است که مثل جزایر کیش و قشم یک دستگاه آب شیرین کن برای هر واحد مسکونی و تجاری نصب شود. البته قضاوت در این مورد و حل بهتر این مساله بر عهده ی متخصصین امر است و من تنها نظر شخصی خودم را بیان داشته ام.
امیدوارم دوستانی که در این زمینه طرح و یا نظری دارند دست به قلم شوند تا بتوان با طرح تمام نظرات به بهترین راه حل ممکن رسید. انشاالله که حل بحران آب اولین قدم برای توسعه ی زیربناهای شهرستان باشد.
رضا روحی فر
وبلاگ یادداشت های اقتصادی
عید قربان است؛ بندگان، پای جلسه امتحان الهی نشستهاند تا حساب اعمال خویش را بپردازند.
عید ایمان است؛ نفسهای اماره را میآورند تا قربانی کنند به پای عشق. زبانها در گرو یاد خداست و دلها در گرو ریسمان محبت او.
عید انسان است؛ تا پردههای جهل را بسوزاند، تا زنجیرهای تردید را بگسلاند، تا نیمرخ ماه یقین، بیرون بیاید از پشت ابرهای سنگین مجاهدت و میوههای کشف و شهود به دست صاحبان بصیرت برسد.
خوشا سر به سودای معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست…
خوشا شیطان درون خویش را به بند کشیدن و از هر چه غیر دوست، چشم پوشیدن…
خوشا لحظه قربانی کردن بتهای ظاهر و باطن به پای عشق و همسفر شدن با راهیان کوی دلدار…
خوشا نوبت به زمین زدن ناقههای تکبر که اسباب زحمت آدمیاند و سد شدهاند در مسیر رستگاریاش…
عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است.
عید قربان، سرآغاز حکومت توحید است و تولد ایمان و مرگ تردید.
عید قربان، عید تسلیم است و تعظیم شعائر الهی.
مبارک باد عید قربان، نماد بزرگترین جشن رهایی انسان از وسوسههای ابلیس.