چراغی که بر خانه روا نیست
در دوره ی حاضر شاخص های بیکاری و تورم در شرایط خوب قرار ندارند. در چنین شرایطی مردم همه چشم انتظار کمک های دولت برای بهبود وضعیت اشتغال هستند. ولی گاهی می توان از مسئولین محترم انتظار داشت اگر نمی توانند کمکی به بهبود شرایط بکنند ، حداقل وضعیت را بدتر نکنند.
در این راستا به ذکر چند مثال می پردازم:
روزگاری در شهرما ۶ کارخانه ی ماکارونی به تولید انواع ماکارونی و رشته آش و… می پرداختند ولی هم اکنون ۳کارخانه کلا تعطیل شده و الباقی در شرایط احتضار به سر می برند. ۳کارخانه ی فوق الذکر در حالی روزگار سپری می کنند که انبارها پر از محصول بوده و تولید طراوت سابق را ندارد. در چنین وضعیتی نگاهها به سمت مسئولین است تا بتوانند اوضاع نابسامان را تدبیر کنند در حالی که نه تنها از بهبود امور خبری نیست بلکه شرایط بدتر می شود و اندک امید تولیدکنندگان به ناامیدی می گراید.
به بیان واضحتر در شرایط وخیمی که توصیف شد، تولیدکنندگان به بازار شب عید و نمایشگاه های فصلی امید دارند ،در حالی که مشاهده می شود در این نمایشگاه ها ماکارونی از استان های دیگر همچون میبد یزد آورده شده و در نمایشگاه عیدانه فروخته شده است. این ماکارونی که ۲سال تاریخ انقضا دارد در نزدیک عید حدود ۶ماه از تاریخ تولید آن گذشته بود یعنی یک چهارم عمر ماکارونی در انبارها تمام شده ولی شرکت تولیدکننده محصول خود را از یزد به اینجا آورده و در بیان محاوره ای می شود گفت به راحتی توانسته جنس خود را در شهر ما آب کند. غم انگیز است که اندک تقاضای شهر هم که می توانست به بهبود شرایط منجر شود با بی تدبیری از بین می رود. اضافه کنید به این موارد وفور ماکارونی شرکت های بزرگ که عدم فروش کالاهایشان در شهر ما اخلالی در روند تولید آنها ایجاد نمی کند ولی فروش محصولات این ۳کارخانه در شهر خودشان تاثیر به سزایی در تولید آنها و کمک به اقتصاد شهر دارد.
مثال دیگر تولیدات چینی است، با وجود آنکه ما کارخانه ی چینی تقدیس را داریم که حدود ۱۰۰۰ نفر اشتغالزایی ایجاد کرده است ولی مشاهده می شود که تولیدات سایر شرکتها و حتی اجناس خارجی در بازارها در دسترس است. در این شرایط انتظار می رود مسئولین مربوطه با فرهنگ سازی از مردم درخواست کنند که به تولیدات شهر خود اهمیت بیشتری بدهند ولی هیچگونه تحرکی در این رابطه مشاهده نمی شود.
از دیگر مثال های این دست می توان به سالهای خیلی دور اشاره کرد. زمانی که کارخانه ها و کارگاه های تولید لباس ورزشی و مایع ظرفشویی و کاشی و سرامیک و… داشته ایم که با بی برنامگی مسئولین تمام این دوران ها همگی تعطیل شده اند. هرچند که گفتن آنها مجال دیگری می طلبد.
در پایان آنچه به ذهن نگارنده ی این سطور می رسد اینکه اولا مردم خودشان مصرف کالاهای سایر شرکت هایی که در مجموعه شهرستان نمونه ی تولیدی آن وجود دارد را محدود و در صورت توان قطع کنند. مثلا ماکارونی و رشته آش به غیر از تولیدکننده های گناباد مصرف نکنند.
انشاالله که بتوانیم با همیاری همدیگر به بهبود شرایط اقتصاد شهرمان کمک کنیم.
رضا روحی فر
http://rouhifar.ir/