دعای یک خبر نگار در سال نو

دعای یک خبر نگار در سال نو را از زبان صادق ایزدی بخوانید…
دعای یک خبر نگار در سال نو
خداوندا بعد از چند سال خشک سالی کمی باران بر این کله ی خشک من بریز
شاید که کمی سر سبز شود و چند تا حرف خوب و تازه از آن جوانه بزند .
خدایا مردیم ازبی خبری در این شهر گناباد
چند تا خبر خوب و دست اول به به ما ارزانی دار.
خدایا هیچ مالی در اختیار من نبوده است تا بدزدم یا به قول امروزیها سوءاستفاده ی مالی بنمایم
اما هرچه بخواهی خبر دزدیده ام مرا به بزگواری خودت ببحش .
خداوندا به خاتمی و میذ حسین موسوی عمری دراز عطا کن
چرا که با گفتن من می آیم یا میر حسین و من می آیِم چون میر حسین نمی آید و سرانجام من هم میآیم چه کار دارم که کی می خواهد بیاید و کی نیاید و عاقبت من می روم چون میر حسین آمده است کلی خبر درست کردند تا همکاران ما در مرکز بیکار نباشند
خداوند هرچه می توانی عمر این پروژه ها را زیاد کن
تا من قاصر بتوانم یک بار خبر تهیه طرح مطالعاتی آن را بدهم و بار دیگرخبر تصویب همان را و بار دیگر خبر اجرایی شدنش و دفعه ی دیگر خبر بدهم که عملیلت اجرایی آن آغاز شده است چندین خبر هم در مورد تاخیر و سرانجام خبر بدهم که اماده ی بهره برداریست و سر انجام خبر افتتاح را صادر بنمایم و تازه بفهمم که هنوز طرح مشکل دارد و بین چندین دستگاه بر سر تحویل گرفتنش مشکل وجود دارد
خدوندا پروژه گاز به پایان رسید و ما دیگر نمی توانیم هی خبر بدهیم که کی مشعل گاز روشن می شود با دیگر چنین پروژه ای را برای ما مهیا کن
تا چندین سال با آن خود را بسازیم خداوند کمی عقل به ما عطا کن تا خودمان کمی تا اندکی بفهمیم که کی یک پروژه به پایان می رسد تا با سوالات باعث هدر رفتن وقت مسوولین عزیز نشویم
قابل ذکر است داخل پرانتز مهر ماه سال ۸۶در حالیکه کلی کار از پروژه ی گاز مانده بود وبعد معلوم شد که چقدر هم کار زیادی باقی مانده است ما هی دم به دم از مسوولین عزیز می پرسیدیم که آیا مردم برای سوخت خود نفت ذخیره کنن یا نه آن مسوولین عزیز هم که نمی خواستند ما را برنجانند با جوابی دیپلماسی وار بر حماقت ما می خندیدند. تازه وقتی که بنده ی حقیر برای سال ۸۷ هم نفت ذخیره کردم و آن را نیز سوختم فهمیدم که ما خیلی از مرحله پرت هستیم
خداوندا به ما پوستی به ضخامت یک دیوار ۱۰۰ سانتی از جنس بی عاری عطا کن
تا وقت بی وقت بدون دعوت و با دعوت در جلسات و همایش ها شرکت بنماییم و کلی کیف بنوشیم
صادق ایزدی
از صادق خان این اراجیف بی معنی بعید بود