دعای یک خبر نگار در سال نو

دسته: هنري
۶ دیدگاه
جمعه - ۷ فروردین ۱۳۸۸

   دعای یک خبر نگار در سال نو را از زبان صادق ایزدی بخوانید…

 

 

 

دعای یک خبر نگار در سال نو 

    خداوندا بعد از چند سال خشک سالی کمی باران بر این کله ی خشک من بریز

         شاید که کمی سر سبز شود و چند تا حرف خوب و تازه از آن جوانه بزند .

 

   خدایا مردیم ازبی خبری در این شهر گناباد 

           چند تا خبر خوب و دست اول به به ما ارزانی دار.

 

   خدایا هیچ مالی در اختیار من نبوده است تا بدزدم یا به قول امروزیها سوءاستفاده ی مالی بنمایم

            اما هرچه بخواهی خبر دزدیده ام مرا به بزگواری خودت ببحش .

 

   خداوندا به خاتمی و میذ حسین موسوی عمری دراز عطا کن

           چرا که با گفتن من می آیم یا میر حسین و من می آیِم چون میر حسین نمی آید و سرانجام من هم میآیم چه کار دارم که کی می خواهد بیاید و کی نیاید و عاقبت من می روم چون میر حسین آمده است کلی خبر درست کردند تا همکاران ما در مرکز بیکار نباشند

 

  خداوند هرچه می توانی عمر این پروژه ها را زیاد کن

            تا من قاصر بتوانم یک بار خبر تهیه  طرح مطالعاتی آن را بدهم و بار دیگرخبر تصویب همان را و بار دیگر خبر اجرایی شدنش  و دفعه ی دیگر خبر  بدهم که عملیلت اجرایی آن آغاز شده است  چندین خبر هم در مورد تاخیر و سرانجام خبر بدهم که اماده ی بهره برداریست و سر انجام خبر افتتاح را صادر بنمایم و تازه بفهمم که هنوز طرح مشکل دارد و بین چندین دستگاه بر سر تحویل گرفتنش مشکل وجود دارد

 

  خدوندا پروژه گاز به  پایان رسید و ما دیگر نمی توانیم هی خبر بدهیم که کی مشعل گاز روشن می شود با دیگر چنین پروژه ای را برای ما مهیا کن

         تا چندین سال با آن خود را بسازیم  خداوند کمی عقل به ما عطا کن تا خودمان کمی تا اندکی بفهمیم که کی یک پروژه به پایان می رسد تا با سوالات باعث هدر رفتن وقت مسوولین عزیز نشویم

  قابل ذکر است داخل پرانتز مهر ماه سال ۸۶در حالیکه کلی کار از پروژه ی گاز مانده بود وبعد معلوم شد که چقدر هم کار زیادی باقی مانده است ما هی دم به دم از مسوولین عزیز می پرسیدیم که آیا مردم برای سوخت خود نفت ذخیره کنن یا نه آن مسوولین عزیز هم که نمی خواستند ما را برنجانند با جوابی دیپلماسی وار بر حماقت ما می خندیدند.  تازه وقتی که بنده ی حقیر برای سال ۸۷ هم نفت ذخیره کردم و آن را نیز سوختم فهمیدم که ما خیلی از مرحله پرت هستیم

 

  خداوندا به ما پوستی به ضخامت یک دیوار ۱۰۰ سانتی از جنس بی عاری عطا کن

            تا وقت بی وقت بدون دعوت و با دعوت در جلسات و همایش ها شرکت بنماییم و کلی کیف بنوشیم  

 

 صادق ایزدی

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 792
برچسب ها:
دیدگاه ها
دوست تو شنبه 8 فروردین 1388 - 11:44 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از صادق خان این اراجیف بی معنی بعید بود

قزل غريب چهارشنبه 12 فروردین 1388 - 1:49 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار احساس تاسف میکنم غمگنانه یاد بلبل میکنم سایت محترم خوشا به سعادت شما داشتن خبرنگارانی چون ایشان موهبتی الهی میباشد که خدا به همه سایت ها ارزانی نمی کند خوش به سعادتان

مهدی ع یکشنبه 16 فروردین 1388 - 6:00 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام موید باشید

بنده خدا پنجشنبه 20 فروردین 1388 - 11:28 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دعایت به قول آقای دکتر اگر اراجیف هم بود
خدا آن را مستجاب کرد و آنچنان بارانی بر زمین ریخت که نگو
امیدوارم کله صادق ایزدی سبز شود و حرفهای خوب از آن بیرون بر یزد

یک علاقمند به سایت گناباد نیوز جمعه 21 فروردین 1388 - 11:21 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خداوند دعای باران ا ین خبر نگار را مستجاب کر د ان شا الله چند طرح سنگین مثل گاز رسانی در گناباد اجرا شود و این دعای خبر نگار نیز مستجاب شود مثل طرح فاضل آب شهری تا هم وضعیت مردم به لحاظ بهداشتی بهبود یابد و هم از این آب برای کشاورزی در دشتهای وسیع این منطقه استفاده شود
وهم این خبرنگار علاقمند به خبر نویسی به خواسته اش بر سد

ناشناس شنبه 22 فروردین 1388 - 1:03 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باران که امد صادق خان عزیز امید که خبرنگاران محترم و جنابعالی دورو بر خود را نگاه کنید خبر و گزارش خبری زیاد است ولی قلم روان و حوصله نیست که رشته تحریر دراید که امید است در سال جدید این حوصله نیز محقق شود انشاء…
م ح ب