چرا ستاره پروین نمی درخشد؟!

دسته: فرهنگي
۲۳ دیدگاه
شنبه - ۱۲ بهمن ۱۳۸۷

   هرگز دوست نداشتم اینگونه متنی را بنویسم. یادداشتی تلخ برای دفاع از یک ایده برتر. چرا انسان گاهی مجبور می شود برای رسیدن به خوبی ها از سیاهی ها سخن بگوید!

 

 

   چند ماهی قبل دانشگاه پیام نور گناباد پروژه ای فرهنگی را فعال کرد تا بزرگداشتی برای نویسنده و مترجم زبر دست محمد پروین گنابادی برگزار نماید. مدتی گذشت که خبر رسید همایش کنسل شده است. گویا دستوری از مسئولین محلی بود که این نباشد!    نتیجه پیگیری ما آن شد که محمد پروین گنابادی از سران حزب توده بوده است و بزرگداشت همچین مردی شایسته نخواهد بود.

   خبر در بین دوستان پیچید  و کثیری قبول کردند که سخن نهاد های امنیتی منطقی می نماید پس دیگر هیچ!

اما براحتی نمی شد همچین همایشی را نادیده گرفت رایزنی هایی کردیم اما انگار نه انگار، خبری نشد! تنها قلم برایمان ماند تا حداقل غباری که بر ستاره پروین نشسته را بزداییم.                                                                                                                                                                                 

    سخن درستی است محمد پروین گنابادی عضو حزب توده بوده است و نه عضو عادی بلکه جزو یازده نفر اعضاء کمیته مرکزی حزب!

   برای درک بهتر حزب توده باید نگاهی به تاریخ آن کرد. حزب توده سیزده روز بعد از استعفای رضا شاه در هفتم مهر ۱۳۲۰ شکل گرفت و تا بعد از انقلاب اسلامی موجود بود. این حزب روزهای پر فراز و نشیبی داشته است وگاهی در نظر مردم ایران محبوب و گاهی اوقات منفور می شده است. از روزهایی که برای استقلال ایران ،  مبارزه با انگلیس، محدودیت قدرت شاه و نجات کارگران مبارزه می گرد تا حمایت از مصدق و سپس  مخالفت با او، مبارزات چریکی و نظامی، تبلیغ مرام اشتراکی، مخالفت و گاه موافقت با جریانات مذهبی مخصوصا بعد از سال ۴۲ همگی  باعث شده مطالعه درباره این حزب جایگاه ویژه ای در تاریخ معاصر ما پیدا کند.

    حزب توده در سال های ابتدایی کار خود برنامه مارکسیستی نداشت یا حداقل رسما اعلام نمی کرد. " در اولین برنامه خود بر لزوم محو دیکتاتوری رضا شاه، حراست از قانون اساسی، حمایت از حقوق شهروندی و مبارزه با فاشیسم تاکید کرده است" ( ابراهامیان، ص ۳۴۷ ). بسیاری از ایرانیان که از حضور انگلیس و شوروی در خاک ایران  ناراحت بودند و رویکردی ضد امپریالیسم داشتند به این گروه جوان و تحصیل کرده پیوستند بدون آنکه نگرانی از لامذهبی داشته باشند. حزب توده سال ها بعد نگاه کمونیستی خود را نشان داد.

    در مرداد سال ۱۳۲۳ در کنگره حزب محمد پروین گنابادی به عنوان یکی از ۱۱ نفر اصلی برگزیده می شود در حالی که نماینده مردم سبزوار در مجلس چهاردهم نیز می باشد.

 

 

پروین در مجلس چهاردهم شورای ملی

 

    محمد پروین فعالیت خود را از مشهد آغاز کرده بود. 

   "گنابادی، پژوهشگر برجسته زبان فارسی رئیس یک مدرسه دولتی دخترانه در مشهد بود. او  در یک خانواده مذهبی گنابادی به دنیا آمد، در مشهد تحصیل کرد و در آنجا به فرقه دموکرات پیوست. در تشکیل یک اتحادیه آموزگاری همکاری کرد و در کلاس های سواد آموزی کارگران نیز درس داد. گنابادی به دلیل وابستگی های سیاسی خود در سال ۱۹۲۶ و ۱۹۲۹ زندانی شد" ( ابراهامیان ص۳۶۴ )

    در فروردین ۱۳۲۲ به خاطر آزادی های ایجاد شده توانست از دکتر علی اکبر سیاسی ، وزیر فرهنگ وقت، امتیاز روزنامه راستی به مدیریت و سرپرستی خود را بگیرد. این روزنامه مهمترین حامی اعتصاب های کارگری و حقوق پایمال آنها شد و جایگاه ویژه ای درخراسان پیدا کرد ( اسناد مطبوعات ایران۱۳۲۰- ۱۳۳۲)

    وی در اسفند ۲۲ از سوی مردم سبزوار راهی مجلس تاریخی چهاردهم شد و با ۷ نفر دیگر نماینده فراکسیون توده مجلس را  تشکیل داد. مجلس چهاردهم به عنوان دموکرات ترین و آزادترین مجلس دوران پهلوی معروف است. فراکسیون های آزادی ، میهن، دموکرات، مستقل و منفردین به همراه نمایندگان حزب توده فراکسیون اتحاد ملی را تشکیل دادند و به مخالفت با سلطنت طلبان برخاستند و دولت سهیلی را مجبور به استعفا کردند. در مجلس چهاردهم مصدق نیز حضور داشت و سیاست موازنه منفی را رهبری می کرد.

   در سال ۱۳۲۵ رفتار نخست وزیر قوام تغییر کرد وبه مخالفت با حزب توده برخاست و بسیاری از دفاتر آنها  تعطیل شد. حزب نیز گاهی دست به شورش های خطرناک می زد. در یکی از این شورش های کارگران معدن با ژاندارم ها درگیر شدند و تعدادی کارگر کشته شدند. این حادثه برای پروین بسیار گران آمد. در آذر ۱۳۲۵ کمیته مرکزی دوباره تشکیل جلسه داد و محمد پروین بدون آنکه دلیل خاصی بیاورد از حزب کناره گیری کرد.  این آخرین فعالیت حزبی او بود و دیگر هیچگاه وارد عرصه سیاست نشد.

    " پروین گنابادی انسان خوبی بود وما به او پیرمرد می گفتیم. زمانیکه نماینده مجلس چهاردهم بود با او آشنا شدم. عضو کمیته مرکزی حزب شد. در نشریات حزب در زمینه ادبی مقاله می نوشت. مقاله سیاسی و تئوریک نداشت. پس از آذر ۱۳۲۵ پروین هم از حزب کنار رفت. از وضع بعدی او اطلاع ندارم. می دانم که محقق و نویسنده برجسته ای بود و مقدمه ای ابن خلدون را ترجمه کرد " ( کیانوری ص ۳۵۷)

 

 

 

بزرگداشت مرحوم محمد پروین گنابادی برگزار می‌شود

 

 

   آغاز دهه ۲۰ و پایان دیکتاتوری رضا شاه برای هر آزادی خواه ایرانی فرصتی بود تا آنچه در توان دارد بگذارد تا استقلال کشورش حفظ گردد و محمد پروین گنابادی در این میان چیزی کم نگذاشت. اما همینکه دید کار سیاست نا خشنود شد به راحتی آن را به گوشه ای انداخت و سراغ تدریس و معلمی اش را گرفت.

    اما حزب توده در ۱۳۲۸ مورد غضب محمدرضاشاه قرار گرفت و تعطیل شد ولی فعالیت مخفی اش را ادامه داد و در جریان ملی شدن صنعت نفت ابتدا از مصدق حمایت کرد اما در ادامه در مقابلش ایستاد. حزب کم کم با فعال شدن جریان های ملی و مذهبی مانند آیت الله کاشانی و مصدق گرایشات مخالف و مارکسیستی گرفت و از سوی شوروی نیز حمایت شد و از چشم توده مردم ایران افتاد.

 

    این حزب ازنظر تشکیلاتی برترین حزب تاریخ کشور بوده است و بسیار ایرانیانی که در شهر ها و روستاها از جمله گناباد خود ما گردن به پیروی اش داده بودند. حزب توده عقبه فرهنگی بزرگی نیز داشت و بسیاری از روشنفکران مملکت چند صباحی در آن عضو بوده اند. مردان بزرگی که هر کدام وزنه ای از فرهنگ و ادب این سرزمین هستند.

" به جرات می توان گفت که کم پیدا می شوند شاعران و نویسندگان ازاد اندیش و مترقی حتی مردان سیاسی برجسته تجدد خواه که سن آنها بالای پنجاه باشد و  روزی یا مدتی عضو حزب توده یا سازمان جوانان توده نبوده باشد افرادی مانند: نوشین، بزرگ علوی، مهدی اخوان ثالث، احسان طبری، ایرج اسکندری، احمد شاملو، جلال آل احمد، فریدون توکلی، سیمین بهبهانی، محمد جعفری، امیرحسین آریان پور، نادر نادرپور، کریم کشاورز، ابراهیم گلستان، محمد جعفرمحجوب، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، فریدون تنکابنی، صادق وزیری، محمد قاضی، شاهرخ مسکوب، محمد اعتمادزاده، حمید عنایت، غلامحسین ساعدی، بیژن جزنی، پرویز داریوش، جهانگیر افکاری، رحیم نامور، علی نقی منزوی، هوشنگ کشاورز، هوشنگ پزشک نیا، پرویز شهریاری، هوشنگ گلشیری، صدرالدین الهی، احمد مدنی ، پروین گنابادی و…" ( کیانوری ۱۳۷۶ ص ۵۵۸ )

    آیا اکنون در کشور ما نامی از این افراد برده نمی شود و بزرگداشت نمی گیرند چون عضو حزب توده بوده اند؟!

    در بهار امسال انجمن مفاخر و آثار ایران مراسم  بزرگداشتی برای پروین در تهران برگزار کرد. محفلی که پر بود از اساتید و ریش سفیدان زبان و ادبیات فارسی ، مردانی که هر کدام نام بلند آوازه در ادب و فرهنگ ایران دارند. از روزهای خود با پروین در تهیه لغت نامه دهخدا گفتند و  درباره هنر نویسندگی و ترجمه او سخنرانی کردند. آنجا خبری از حزب توده نبود و قرار هم نیست باشد.

 

 

 

    آیا زیبا نخواهد بود که این مردان بزرگ به بهانه محمد پروین به شهر او سفری بکنند تا روحی در فرهنگ نیمه جان شهر کوچک ما بدمند؟ آیا  محروم کردن جوانان گناباد از شناخت همچنین فردی به خاطر فعالیتش در حزب توده که البته کم افتخار نبوده ناشکری و  کفر نعمت نیست؟

    آیا خاموش کردن چراغ همایش محمد پروین گنابادی توهینی به خرد جمعی و اندیشه مردم گناباد نیست؟

    اگر علامه بزرگوار بهلول افتخار ما در میان عالمان  معاصر است بی تردید مرحوم پروین هم بزرگ ترین شخصیت ما در میان روشنفکران معاصر است.

   وقتی علامه بهلول در ۱۳۱۴ مشهد را لرزاند رضا شاه خفقان بر مشهد حاکم کرد و بسیاری از مدارس علمیه را نیز تعطیل کرد شش سال بعد همشهری دیگر او بود که با نشر روزنامه و کار تشکیلاتی مشهد را دوباره به دادخواهی تکان داد.

    در همین جا از همه فرهنگیان و نخبگان و همچنین مسئولین  شهرستان تقاضا داریم تا برای برپایی مجدد این همایش برخیزند و نگذارند به این راحتی از خود بیگانه شویم تا نسل های بعدی به جهلمان نخندند!

 

 

منابع:

۱-    یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی،نشر نی ،چاپ هشتم ۱۳۸۲

۲-    نورالدین کیانوری، گفتگو با تاریخ، نشر نگره، ۱۳۷۶

۳-    اسناد مطبوعات ایران ( ۱۳۲۰- ۱۳۳۲) جلد سوم سازمان ملی ایران ۱۳۷۶

۴-    خاطرات نورالدین کیانوری ، موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه، انتشارات اطلاعات ۱۳۷۱

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

احمد یوسفی مقدم 

 

 

 

 

 

خبرهای مرتبط :

 

پروین در انجمن مفاخر فرهنگی

مراسم انجمن به روایت همشهری آن لاین

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1363
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس شنبه 12 بهمن 1387 - 8:43 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بالاخره یک نفر پیدا شد بگوید که در این شهر خراب همه چیز با معیار سیاست اندازه گیری می شود.
اگر کسی هم با خدا و معتقد باشد و حتی نماز اول وقت بخواند و ایمان داشته باشد و با اندیشه سیاسی آقایان یکسو نباشد، محکوم به نابودی است ولو اینکه مایه فخر گناباد باشد.
تا کی این تحجر و خشکه مقدسی ؟
تا کی باید گناباد چوب کوته فکری بخورد ؟
آقایان خشکه مقدس باید بدانند که اگر کسی در حزبی عضو بوده که بعدا حزب مخالف قانون شد ، آن شخص نمی تواند مورد مواخذه قرار گیرد :
۳ ـ اصل ۱۶۹ قانون اساسی عنوان میدارد: «هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمیشود»
پروین که توده ، ملاسلطان که صوفی ، بهلول که شیخ ساده و کسی تا لحظه مرگش محلش نمی گذاشته ، شریعت که خان ، و فلان که در صف نماز نیست و فلان که در انتخابات به x را نداده یا در ستاد y بوده …
پس کی ماند ؟
گناباد و یک مشت خشکه مقدس …
باور کنید در هیچ شهر کشور تا این حد جمود فکری وجود ندارد. هرچند تمام رفتارهای برجستگان هر شهری کاملا مطابق با قانون و دین نباشد ، از خوبی ها دم می زنند نه از بدی ها …

ناشناس شنبه 12 بهمن 1387 - 8:50 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

راستی ، قابل توجه خشکه مقدسان متحجر :
جلال آل احمد هم عضو حزب توده بوده!
گنابادی بعد از آنکه متوجه خط مشی حزب توده شد ، حزب توده را ترک کرد ، اما جلال آل احمد تا چندین سال بعد از پروین در این حزب ماند …
چرا مسئولین گناباد این قدر دیدشان سطحی است؟
به جای اینکه از این موضوع بهره ای برای بیرون آوردن شهرستان از این وضعیت بغرنج کنند ، همه چیز را فدای خشکی و مقدسی می کنند؟
کمی عمیق تر به موضوع بنگرید مسئولان …
گناباد با پیشینه تاریخی و این همه مفاخر باید الان استان می بود اما تا کنون چوب همین کارها را خورده …

ناشناس یکشنبه 13 بهمن 1387 - 1:28 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تازمانی که یک مشت … از شهر خود رانده برای شهر ما تصمیم بگیرند باید هم نام امثال پروین در زادگاهش گم وگور باشد.بحث خشکی ومقدسی نیست عزیزان، صحبت برسر بی هویت کردن مردمان شهری است که دهها وصدها پروین از دل ان بیرون آمدند و بی هیچ نام ونشانی افول کردند.
بزرگانی که حتی در زادگاهشان هیچ اثر ونشانی از انان نیست.نه میدانی، نه خیابانی،نه مدرسه ای، نه دانشگاهی ونه حتی قبرستانی در این شهر پژمرده یاداور بزرگانش نیست.
بخدا اگر سعدی شیرازی هم از این شهر برمیخواست به جرم سنی بودنش محکوم به زوال بود و کسی حق به زبان اوردن نامش رانداشت.
درود بر احمد یوسفی مقدم عزیز با این قلم شیوا وبی پروایش وخدا حافظ ونگهدار شما دانشجویان عزیز سایت گناباد نیوز باد.

گناباد شهر اسطوره ها یکشنبه 13 بهمن 1387 - 7:25 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام یاداشت دلسوزانه یوسفی عزیزرا خواندم
جلال آل احمد هم در زندگی در دوره ای به مارکسیست گرایش پیدا کرده بود که بعدها خود به زیبایی چگونگی بازگشتش به مکتب ایدئولوژی خودمان رابیان می کند،اما هنوز که هنوزاست عزیزو مورداحترام همه بخصوص مقام معظم رهبری بوده و می باشد.
برگزاری بزرگداشت برای بزرگان شهرمان کار پسندیده ای است و در شهرهای بزرگ روزانه چند همایش اینگونه برگزار می شود.
البته برگزاری یک همایش سراسری نیازمند بسیج تمامی امکانات شهرستان است که فعلا با توجه به برگزاری همایش بزرگداشت علامه بهلول در مرداد ماه ۸۸ تمرکز روی دو جشنواره در یکسال با توجه به امکانات فعلی شهرستان نتیجه ای نخواهد داد.
البته باید دید آیا دانشگاه پیام نور واقعا بفکر تجلیل از استاد محمد پروین گنابادی است یا حال که دانشگاه آزاد همایش بهلول را دارد دنبال می کند آنها هم مثلا می خواهند بیلان کاری ای ارائه کنند.

ناشناس دوشنبه 14 بهمن 1387 - 10:58 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

پروین بود،هست،وخواهد بود.
همیشه نام زیبایش در کنار بزرگمردان فرهنگی این مرز بوم همچون علامه ی دهخدا حک شده وبرجاست
وچه زیبا نام گنابادرا پسوند نام بزرگش نمود وباعث غرور ما گنابادیها شد
نام اودراکثر کتب ادبی وتاریخی دانشگاهها آمده و گنابادیها راشاد میکند.
روحش شاد.
نام اودرتاریخ فرهنگ وادب ایران ماندگاراست.
نام اودر قلب ما گنابادیها وهمه ی روشنفکران جهان حک شدهاست.
بارها وبارها افراد سرشناس کشورشهرم را بنام او شناختند ووقتی می خواستم شهرم را معرفی کنم زودتر از من میگفتند شما از شهر علم وادب پروین هستید!
روحش شاد،روحش شاد،روحش شاد،روحش شاد

گی دو دوشنبه 14 بهمن 1387 - 6:14 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسمه تعالی
….
…. ازخود می پرسیدند.؟ مگر کسی از بزرگداشت ایشان قصد سود بردن دارد؟.یا بزرگداشت
علم وآگاهی مطرح است؟ ترجمه مقدمه ابن خلدون که روزانه دههادانشجو ومحقق به آن مراجعه دارند واسم
بلند آوازه ایشان بر آنست از گناباد کهن کم آوازه ترنیست مرحبا بر شما دانشجویان متعهد که دانش راپاسداری می کنید النماس دعا

گی دو دوشنبه 14 بهمن 1387 - 6:14 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسمه تعالی
….
…. ازخود می پرسیدند.؟ مگر کسی از بزرگداشت ایشان قصد سود بردن دارد؟.یا بزرگداشت
علم وآگاهی مطرح است؟ ترجمه مقدمه ابن خلدون که روزانه دههادانشجو ومحقق به آن مراجعه دارند واسم
بلند آوازه ایشان بر آنست از گناباد کهن کم آوازه ترنیست مرحبا بر شما دانشجویان متعهد که دانش راپاسداری می کنید النماس دعا

گی دو دوشنبه 14 بهمن 1387 - 6:14 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسمه تعالی
….
…. ازخود می پرسیدند.؟ مگر کسی از بزرگداشت ایشان قصد سود بردن دارد؟.یا بزرگداشت
علم وآگاهی مطرح است؟ ترجمه مقدمه ابن خلدون که روزانه دههادانشجو ومحقق به آن مراجعه دارند واسم
بلند آوازه ایشان بر آنست از گناباد کهن کم آوازه ترنیست مرحبا بر شما دانشجویان متعهد که دانش راپاسداری می کنید النماس دعا

ناشناس دوشنبه 14 بهمن 1387 - 7:30 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نام خدا
با سلام
نمیدانم احساس ، غم و اندوهی که دلم را به خاطر وجود اینچنین مسئولین به ظاهر دلسوز فرا گرفته را چطور به دست منتقل و بنویسم.
دلم نمیخواهد هویت گنابادی بودن را انکار کنم ولی چندان دل خوشی هم از ان ندارم اما تا جایی که بتوانم و امکانش باشد در این مورد ایستادگی خواهم کرد چون فرار ، ماندن و سکوت و یا بی هویتی به قلم دادن همان چیزی است که اینها میخواهند.
جناب احمد اقای یوسفی مقدم واقعا ممنونم و تشکر میکنم. لحظه ای که در عمق نوشته تان فرو رفته بودم به خود لرزیدم و چشمانم خیص شد که چرا؟
واقعا هدف از انقلاب ۵۷ همین بوده؟ هدف ۸ سال دفاع و به شهادت رسیدن جوانان و عزیزان این مرز و بوم همین بوده؟
جناب گناباد شهر اسطوره ها منظور شما از “مکتب ایدئولوژی خودمان” چیست؟ خودمان! خودمان! خودمان! منظورتان کیست؟
بابا شما مسئولین که همیشه حرف از فرمایشات امام خمینی میزنید و به ظاهر پیرو رهنمودهای ایشان هستید. امام هم با وجود و فعالیت گروهها و توده مشکلی نداشت و سیاستش به حق چیز درستی بود. چون از کار و نیت خود مطمئن بود. اما شماها که حتی با برگزاری یک چنین بزرگداشتی مخالفت میکنید به طور یقین نیت شما متفاوت بوده و مشکلاتی در خود میبینید که مخالف هستید (مبادا جایگاهم را از دست بدهم).
حکومت مردمی است . دولت مردمی است ایا واقعا مردم هم این نظرات و تصمیمات شما را تایید میکنند؟
اگه هر کسی یک کم اهل مطالعه باشد به دوگانگی موجود پی میبرد.
ولی امیدوارم که این نظرات و انتقادات در حد همین نوشتن و دلخوش شدن بی مورد ختم نشود.اخه میدونید اگه به تاریخ برگردیم و رفتار ایرانیها را انالیز کنیم در در اکثر مواقع به خصوص در این قرنهای اخیر ایرانی اینچنین بوده که:
در جایی که باید ساکت باشد حرف میزند.
در جایی که باید حرف بزند ساکت است.
در جایی که باید بیدار باشد خواب است.
در جایی که باید خواب باشد بیدار است.
و انهایی که همچون زنده یاد پروین گنابادی که خلاف این موارد بوده اند را حتی برای برگزاری همایش و یادبودی که طبق گفته دوست عزیز اقای یوسفی برای گناباد هم میتوانست منزلت باشد ممانعت میکنند.
به کجا شکایت کنیم نمیدانیم. اما امیدواریم.
در اخر به عنوان یک دانشجوی عدالتخواه گنابادی به همشهری بودن خود با بزرگمردی همچون زنده یاد محمد پروین گنابادی میبالم.
اقای احمد یوسفی مقدم واقعا متشکرم و امید وارم مشکلی برایتان پیش نیاورند.
همیشه شاد و سربلند باشید
دانشجوی گنابادی مجبور به سکوت

ناشناس سه شنبه 15 بهمن 1387 - 0:12 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به به ! عجب حزبی !!!
همه مفاخر ایران که در این حزب بوده اند !
کجای این حزب خراب است !
ما را چه کار بهشت با مشتی لنگ و لوک و درویش؟!
ما را جهنم باید که جمشید درو و پروین در او و ….

ناشناس سه شنبه 15 بهمن 1387 - 11:25 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اسطوره !
شما یکی خواهشا دیگه نظر ندید که ممکنه نظرم نسیت به پروین گنابادی عوض بشه.
آقای فرزین عزیز!
شما رو پخته می شناسم. زمانی که پدر شما در سینه پدرشان بسر می برده است، پروین در یک خانواده روحانی به دنیا می آید و وارد حوزه علمیه می شود و لباس مقدس روحانیت می پوشد.
حالا شما از سوراخ موش بیرون آمده اید و این مفاخر ایران زمین به مکتب ایدئولوژی شما بازگشته اند؟؟؟؟؟!
چرا هیچ کس نمی گوید که علامه محمد پروین گنابادی ، ( همکار علامه دهخدا ) یک روحانی اهل علم و یک روحانی زاده بوده است؟
نکند روحانیت قبل از انقلاب با روحانیت بعد از پیروزی انقلاب تفااوت داشته و روحانیت مدرن، نیکو سرشت و روحانیت قدیم که آنها بودند که انقلاب کردند مکتبشان خدای نکرده مشکل داشته است ؟
یا اینکه چون در زمان طاغوت می زیسته اند، روحانیتشان باطل است؟
خواهشا این را هم به سمع و نظر اهل مسئولیت برسانید که علامه استاد محمد پروین گنابادی ، قبل از هر چیز یک روحانی بوده است.

بنده ی خدا چهارشنبه 16 بهمن 1387 - 8:17 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همانطور که دوست عزیزم آقای یوسفی فرموده اند
حزب توده ی ایران پرچم دار مبارزه با حکومت پهلوی در ده ی ۲۰و ۳۰بوده است بنا بر این بسیاری از افراد دلسوز به خاطراین که نمی توانستند ساکت با شند به این حزب پیوستند
پیوستن به این حزب به معنای پذیرفتن ایده مارکسیستی نبوده است چرا که بسیاری از افراد کوچه و بازار هم عضو این حزب بوده اند در حالیکه بسیار به مسایل مذهبی پایبند بوده اند
حتی نیما یوشیج شاعر بزرگ کشورمان نیزعضو این حزب بوده
بعد از کودتای ۲۸مرداد و سقوط دولت ملی مصدق بسیاری از این حزب جدا شدند که مرحوم پروین
نیز از این حزب جدا شد
بیایید دست به دست هم دهیم و با هماهنگی همه ی دستگاه های دولتی غبارهارابزداییم و یاد این مرد بزرگ را گرامی بداریم
بگذارید خاطره ای را برایتنان بگویم
در کلاس یکی از بزرگان ادب نشسته بودم به من مرمودندشماکه از گناباد هستید پروین رامی شناسی
درحال من من بودم که ادامه دادند پروین گنابادی از مرحوم بدیع الزمان فروزانفررتبه ی علمیش بالاتر بود به خاطر اینکه همه ی آنچه را که بدیع الزمان می دانست ایشان هم می دانست بعلاوه پروین زبان انگلیسی و فرانسه را خوب می دانست در حالیکه بدیع الزمان نمی دانست
قصد مقایسه ندارم اینهاهمه بزرگند و تاج سر ما
اما در بشریه زادگاه مرحوم بدیع الزمان یادبودی کشوری بر گزار شد که چشم همه را به خود جلب کرد
به همین اعتبار می گویم چرا ما یاد بودی برای مرد بزرگ برگزار نکنیم
مگر دغدغه فرهنگ سازی و الگو شناسی نداریم اگر داریم چه از این بهتر که این مرد بزرگ را همراه خدماتش به فرهنگ و ادب این کشور به نسل سوخته معرفی نماییم
تا جوان گنابادی بداند که بهترین ترجمه از تاریخ ابن خلدون را همشهری آنه نوشته است
و بداند که اگر پروین نبود فرهنگ دهخدا با این عظمت به سامان نمی رسید
وهمچنین بداند که پروین بهترین کتاب صرف و نحو ادبیات عرب را نوشته است
جوان گنابادی وقتی اینهارافهمیدسقف توانایی و ظرفیت خود را بالا می برد و با خود می گوید من هم می توانم
خاطره ی دیگری را بگویم
د ریک مسابقه ی شعر جوانی گنابادی با شاعری از نیشابور رقابت داشت دیدم از قبل روحیه ی خود را باخته است گفتم چرا رنگت پریده است
گفت مگر نمی دانید این شاعراز شهر خیام و عطار است
گفتم تو هم از شهر قاسمی گنابادی هستی گفت مگر قاسمی گنابادی کیست گفتم یکی از شاعران بزر گ در بار شاه عباس که حماسه اش به جهاتی ازشاهنامه ی فروسی بالاتراست
باور کنید این جوان انقدر روحیه گرفت و با یک قرتی شعر خود را خواند که از شکل خوانش او همه به وجد آمدند
من آدم ناسیونالیستی نیستم یعنی نمی گویم باید همه ی دنیا خراب شود تا گناباد آباد شود
اما این حق جوان گناباد است گذشته و مفاخر خود را بشناسد و السلام

ناشناس چهارشنبه 16 بهمن 1387 - 2:36 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خوشحالم که این همه در مورد این کوته بینها نظر دادند و به امید روزی که جامعه ایرانی از ننگ این نظر تنگها پاک شود کجای دنیا کسی را به جرم اندیشه سیاسی کات نمیکنند.

سعید چهارشنبه 16 بهمن 1387 - 5:22 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جهت مطالعه سرگذشت استاد محمد پروین گنابادی می توانید از سایت انجمن ادبی پروین گنابادی بازدید نمایید.

مهربانی دیده جمعه 18 بهمن 1387 - 9:38 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کمتر شهری وجود دارد. درحذف چهره های نامدارش
باندازه گناباد تاءثیر منفی داشته باشد.بعد هم
از فرزندانش انتظارفراوان دارد ودنبال توسعه هم باشد!!!.خیلی ازآنهارا می شناسم که
از زادگاه خود درازاءخدمات صمیمانه متاسفانه سیلی دریافت داشته اند!

0535 شنبه 19 بهمن 1387 - 1:25 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در جواب نظر ناشناسی که گفته بود
ما را چه کار بهشت با مشتی لنگ و لوک و درویش؟
مگه بهشت جای آدم های کور و کر و لنگ و… است؟؟؟؟؟!!!!
بهشت را به بها دهند نه به بهانه…
مثل اینکه معارف را خوب یاد نگرفتی

ناشناس یکشنبه 20 بهمن 1387 - 0:45 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

این از سخنان ادیب فرزانه شیخ ابوسعید ابولاخیر است.
در اینترنت جستجو کنید ، ماجرای شیخ و خواجه را خواهید فهمید .

ناشناس چهارشنبه 23 بهمن 1387 - 9:38 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ستاره پروین همیشه می درخشد و وقتی ابر ها کنار روند همه خواهند دید

ناشناس چهارشنبه 23 بهمن 1387 - 1:54 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ّبه همت شما اصحاب رسانه ، ستاره پروین درخشید.
نه تنها حزب توده مایه بدنامی این بزرگوار نشد ، بلکه ایشان مایه خوشنامی حزب توده شدند !
دقیقا برعکس آنچه …. انتظار داشتند.
و مکروا و مکر الله، والله خیر الماکرین.

ناشناس یکشنبه 27 بهمن 1387 - 7:00 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چطور است سایت رجا نیوز مطالب او را منتشر می کند اما در گناباد نمی شود برای پروین بزرگداشت گرفت!

ناشناس دوشنبه 28 بهمن 1387 - 0:04 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خا هوا ابریس گل برار

محمد علی گنجی شنبه 28 فروردین 1389 - 1:47 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از سایر مفاخر گناباد هم بگویید. از سایر چهره های برجسته شهر که شاید باعث افتخار هم نباشند بگویید. چرا که مجموعه اینها می شود هویت و تاریخ گناباد. هر کس باعث افتخار بود تجلیل کنید و آن که باعث افتخار نیست را هم یاد کنید تا از گذشته خویش تصویر صحیح و قیقی داشته باشیم. ملتی که تاریخ خود را خوب بلد نباشد محکوم به تکرار خطاهای گذشتگان است.

بهزاد دوشنبه 4 مهر 1390 - 11:18 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آفرین به جوانان فهیم گنابادی.پروین بسیار بزرگتر از آن است که حاج آقا فلان بخواهد برای بزرگداشتش تعیین تکلیف کند.او اگر عضو حزبی هم بود برای خدمت به وطنش بود پس از خروج از سیاست نشان داد که خدمت گذار صدیق فرهنگ است واز بزرگان زمان لقب خادم زبان فارسی گرفت بر سنگ مزارش هم این لقب درج شده است وشگفتا کسانی از همدرسان پروین که چندین منصب دولتی در حکومت گذشته داشتند ویکی از انها معروف است که در دیداری چشمش رابه کفش شاه میکشد در شهرشان محترمند وبزرگداشت برای آنها میگیرند ولی پروین در مرگ هم مثل زنده بودن مظلوم است این است نتیجه آزادگی