نگاه به تصوف در انتخابات

دسته: سياسي
۲۴ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۴ فروردین ۱۳۸۷

مزار بیدخت 2تصوف در بیدخت به بقاء خود اندیشید نـــه به نماینده‌ی گناباد در مجلس هشتم….

 

« آیا شما به حس مشاهده نمی‌کنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمانها و زمین است را برای شما مسخر کرده و نعمتهای ظاهر و باطن خود را برای شما فراوان فرموده با وجود این برخی از مردم بی‌خبر از کتاب روشن حق از روی جهل و گمراهی در دین خدای متعال مجادله می‌کنند …»                                                     (لقمان/۲۰)

همانگونه که هر کاندیدایی به هدفی خاص در انتخابات شرکت می‌کند، امروز حضور مردم در انتخابات هم با اهدافی متفاوت‌تر از گذشته صورت میگیرد. قبلاً مردم صرفاً برای ادای تکلیف شرعی، لبیک به ندای رهبر و رأی به اصلح  در انتخابات شرکت می‌کردند اما امروز مردم با نیّات مختلف در عرصه‌ی انتخابات حاضر میشوند یکی از این حضورهای متفاوت در این دوره‌ی مجلس (دوره‌ی هشتم) در بیدخت گناباد بوسیله‌ی تصوف رقم خورد.

 بیدخت در ادوار قبل کمتر پیش آمده بود که به روحانی شیعه رأی دهد و هر وقت آقای مهدیزاده بعنوان کاندیدا در عرصه‌ی انتخابات حضور داشته رأی خوبی را به او داده‌اند زیرا در دوره‌های قبلی مجلس، تصوف و بیدختی‌ها بیشتر به عمران و آبادانی بیدخت اهمیت می‌دادند، امّا در این دوره اتفاق جالبی افتاد و آن حضور داماد مبارزترین فرد علیه تصوف در عرصه‌ی انتخابات بود.

حضور آقای ذبیحی بعنوان یکی از کاندیداها و داماد ناشرالاسلام مدنی ( فرد اصلی و رهبر مبارزه علیه تصوف در گناباد) با شعار  تصور کن قفل شهر بشکنــد( شاید قفلی که بر دروازه‌ی گناباد«بیدخت» توسط پدر خانم ایشان زده شده) و وعده‌های آقای ذبیحی در جمع تصوف برای تقویت و بهبود رفتار با آنها مثل سایر ادیان الهی !!! ، تصوف را به فکر واداشت!!!

آیا تصوف حرفهای او را باور کرده بود؟! آیا آنها تصور می‌کردند ذبیحی رأی می‌آورد؟! بطور کلی بیدختی‌ها افرادی با فرهنگ و با سطح سواد بالایی هستند و آنچه مسلم است آنها هرگز مجذوب وعده‌های آقای ذبیحی نشدند. و اگر به بیدخت نظری بیندازیم می‌بینیم که بیشتر عمران بیدخت توسط خود آنها انجام شده و دولت چندان نقشی در آبادانی آنجا نداشته از احداث مدارس، خوابگاه، بیمارستان و…  بنابراین تجربه‌ی هفت دوره‌ی تصوف در انتخابات مجلس آنها را به یک انتخاب رساند و آن خنثی کردن و یا حداقل ضربه زدن بر بیش از ۳۰ سال سوابق مبارزاتی ناشرالاسلام مدنی با تصوف بدست یکی از اعضاء خانواده‌ی خود او.

 از طرفی آقای ذبیحی به رأی مردم و تصوف می‌اندیشید اما تصوف به بقاء خود اندیشید و هرچند میدانستند آقای ذبیحی رأی نمی‌آورد اما او را مدیون خود ساختند و با رأی به او، ایشان را در مقابل اهداف ضد تصوف ناشرالاسلام مدنی قرار دادند و یا حداقل مبارزات ایشان را کم اثر کردند ویک مبارزه‌ی ایدئولوژیک را به یک دعوای خانوادگی تبدیل کردند و اصطلاحاً توپ را به میدان حریف شوت کردند و تا این توپ بخواهد فرصتی پیدا کند و در تدارک یک حمله به سمت مقابل برگردد، تصوف نفسی خواهد کشید.

(این نوشته صرفاً تحلیل اوضاع بود و جانبداری از کسی نمی‌باشد)
                                                                                       
      مهندس مجیــد دانــا

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1316
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 4:01 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تحلیل یا تخیّل؟ مسأ له این است!
نوشتار آقای دانا را که خواندم تا ساعاتی در این اندیشه بودم که باید پاسخ این مطلب را با این سطح نازل و عوامانه از تحلیل داد یا نه؟
چرا که اساسا توجه به مطالب بی پایه گاهی به ترویج آنها کمک می کند. به هر تقدیر برآن شدم که برای نخستین و آخرین بار در نقد مقالات ایشان مطلبی بنویسم شاید که موجبات ارتقاء سطح نگاه ایشان به مسائل اجتماعی و سیاسی را فراهم آورد.
۱- نگارنده این ابتدایی ترین و اساسی ترین اصل نقد منصفانه را که ( ببین چه می گوید نه که می گوید) را بکلی فراموش کرده و حتی در یک جا به این موضوع اشاره نمی کند که مبانی نظری تفکر ذبیحی به عنوان یک فیلسوف مولف چیست که او این موضع را در قبال تصوف گرفته تا دست کم این مبانی را نقد کند. تنها به این بسنده می کند که ذبیحی کیست؟ داماد ناشرالاسلام مدنی است که ناشرالاسلام مخالف تصوف و ادامه داستان.
به عبارت دیگر دانا صد درصد برخلاف توصیه درخشان علی (ع) و براساس تئوریهای توطئه و دایی جان ناپلئونی ( که البته ریشه در تفکر ما جهان سومی ها دارد ) عمل می کند.
البته هر قدر که قدرت تحلیل آقای دانا از مسائل سیاسی – اجتماعی مرا ناامید می کند قدرت تخیل ایشان در ساختن داستان های شبه پلیسی خصوصا در حوزه زندگی شخصی افراد ستودنیست!
۲- آقای دانا سعی کرده اظهار نظر دکتر ذبیحی در خصوص بیدخت را فقط در جهت کسب رأی تفسیر کند: « … از طرفی ذبیحی به رأی مردم و تصوف می اندیشید…. ». در حالیکه هرکس اندک تحلیلی از چگونگی آراء در گناباد داشته باشد به خوبی می داند که اینگونه اظهار نظر صریح و علنی در خصوص بیدخت آراء منفی زیادی را نیز به دنبال دارد که اگر از آراء مثبت بیشتر نباشد قطعا کمتر نیست. خصوصا آنکه این نوع موضع گیری ها زمینه را برای هیاهو و جاروجنجال متعصبین مقدس مآب و فرصت طلبها فراهم می آورد اما حریت ذبیحی در بیان دیدگاه هایش و عدم هراس او از هزینه های سنگین این اقدام را تفسیر به جلب رأی کردن از هنرهای دیگر نویسنده است.
۳- ذبیحی در دوران مدیریت ۱۵ ساله خویش در مراکز دانشگاهی خصوصا تربیت مدرس از اساتیدی دعوت به عمل آورده که گاه از لحاظ عقیدتی و مشی فکری در نقطه تقابل کامل باهم قرار داشتند تا آنجا که از نگاهی برخی جمع کردن این افراد در یک مجموعه کاری نشدنی تلقی می شده اما اعتقاد همیشگی ذبیحی استفاده از شایستگی ها و تواناییهای علمی فارغ از اختلاف نظرهای عقیدتی و شخصی، برای رسیدن به پیشرفت بوده است.
اینگونه است که دانشجویان مرکز تربیت مدرس بیشترین آمار قبولی را در سطح دکتری در کشور داشته اند. اما نکته جالب اینجاست در راستای همان تفکر مدیریتی، در سالهای گذشته استادی که به نزدیکی با فرقه تصوف در ایران شهره است در این مرکز مشغول به تدریس بوده.
جناب آقای دانا آیا این اقدام را هم در قالب خانوادگی و جلب آراء !!! توجیه می کنید؟ بنشینید و فکر کنید شاید بتوانید داستان دیگری در تفسیر این عملکرد مدیریتی ذبیحی بسازید. گرچه سخت است اما شما علاوه بر آنکه دانائید در داستان سرایی توانائید!
۴- « تصوف در بیدخت به بقاء خود اندیشید نـــه به نماینده‌ی گناباد در مجلس هشتم…. »
این جمله همانقدر بی معناست که به طور مثال بگوییم: « فلانی به رفع تشنگی می اندیشید نه خوردن آب! »
اصولا هر فرد و گروهی که در انتخابات به کاندیدایی رأی می دهد بخش عمده ای از « دلیل رأی » به منافع فرد یا گروه برمی گردد. به عبارت دیگر افراد، اصناف و گروه ها اگر برنامه ها و دیدگاه ها ی داوطلب را به خود نزدیک ببینند به او رأی خواهند داد. مگر به عنوان مثال علت رأی دادن اکثر بجستان به آقای مدنی و رأی اکثر گناباد به داوطلبین گنابادی غیر از این بوده که بجستان و گناباد – صرف نظر از درست یا غلط بودن این نگاه – بقاء خود را در داشتن نماینده ای از شهر خود می دیدند؟
پس اینکه تصوف به بقاء خود اندیشیده ( همانند تمام افراد و گروه های دیگر ) نه تنها منافاتی با انتخاب نماینده ندارد بلکه این دو مطلب کاملا در یک راستا هستند.
۵- دکتر ذبیحی در جلسات آشنایی قبل از شروع تبلیغات رسمی ( بهمن ماه ) در پاسخ به پرسش های مربوط به تصوف همان اظهاراتی را بیان می کرد که در شب مصلی نیز عنوان شد. در بسیاری از آن جلسات پسران ناشرالاسلام هم حضور داشتند. بنابراین علی رغم میل برخی آقایان فرصت طلب هیچ دعوای خانوادگی به وجود نیامده تا عده ای از آب گل آلود ماهی بگیرند و تلاشها در جهت القاء وجود چنین دعوایی!! به جایی نخواهد رسید همچنانکه دکتر ذبیحی در مصاحبه اخیر خود با گناباد نیوز تصریح کرد که ناشرالاسلام ذره ای از من گلایه نکرده است.
۶- در جایی می گوید: « اما تصوف به بقاء خود اندیشید و هرچند میدانستند آقای ذبیحی رأی نمی‌آورد اما او را مدیون خود ساختند»
سوال من از آقای دانا این است که آیا گروهی که به بقای خود می اندیشیده، این فکر را نکرده با رأیی که به ذبیحی به جای مهدیزاده می دهد ممکن است به انتخاب مجدد مدنی کمک کند ( فاصله اندک مهدیزاده و مدنی در آراء نهایی احتمال وقوع این موضوع را تایید می کند ) و آنگاه از سوی افراد تندرویی که رأی به غیر مهدیزاده را خیانت قلمداد می کردند تحت فشار و تنگناهای مضاعف قرار گیرد؟
شما که ادعا می کنید « تصوف می دانست ذبیحی رأی نمی آورد » ( گویی تصوف فردی حقیقی است که شخصا نظر خود را به آقای دانا گفته!!! ) آیا آنها با رآی یکپارچه خود به مهدیزاده بهتر نمی توانستند امکان بقاء داشته باشند و نماینده را مدیون خود کنند؟
۷- نویسنده متناقض گوی ما خود در نوشته اش تصریح می کند که قفلی بر بیدخت زده شده آن هم توسط ناشرالاسلام مدنی. حال سؤال این است که اگر خود نویسنده به این امر معتقد است چرا بیدخت برای شکستن این قفل به ذبیحی رأی ندهد و چرا این استدلال ساده و البته کاملا منطقی در تحلیل آراء بیدخت مطرح نمی شود؟؟
۸- جالب تر اینکه ایشان در ادامه تناقضاتش تصوف را متهم می کند که : « تصوف با رأی به او، …یک مبارزه‌ی ایدئولوژیک را به یک دعوای خانوادگی تبدیل کردند » حال آنکه متهم اول آقای دانا ست که در نوشتارش هیچ بحث ایدئولوژیکی در بررسی موضع ذبیحی نمی کند و تحلیل ( بهتر بگوییم تخیل) خود را یکسره بر اساس مسائل خانوادگی بنا می کند.
۹- آیا بیان اینکه دو هزار نفر به ذبیحی رأی دادند تا یک دعوای خانوادگی درست کنند (دعوایی که البته درست هم نشد! ) توهین به شعوریک شهر و همشهریان نیست؟
بیدخت هیچگاه در رأی خود نگاهی به نسبت ها و روابط نداشته چه اگر اینگونه بود ( باز هم به اعتراف خود آقای دانا ) در دوره ها ی قبل به مهدیزاده که همواره در ادوار گذشته کاندیدای مورد حمایت ناشرالاسلام مدنی و به تعبیری فرزند معنوی او بوده رأی نمی داد.
اما این دوستان همچنان که در انتخابات به جای آنکه کارشناسانه و منصفانه تحلیل کنند، به هر موضوعی از دریچه گنابادی_بجستانی نگاه می کردند، در تحلیل این رویداد هم به فاکتورهای قومی و خویشاوندی رجوع کردند و متأ سفانه این نوع نگاه چنان در آقای دانا و جنبش دانشجوییان عدالتخواه رخنه کرده که آنها در شب مصلی به جای طرح سؤالی کارشناسانه از دکتر ذبیحی، عوامانه شایعه ای تخریبی و ساختگی در حوزه خانوادگی او را مطرح می کنند.
۱۰- اما تحلیل آراء یکپارچه تصوف به ذبیحی ساده است و احتیاج به آسمان- ریسمان بافتن و توسل به تئوریهای توطئه و داستان سرایی نیست:
دکتر ذبیحی حق شهروندی آنها را به عنوان انسان و شهروند گنابادی به رسمیت شناخت و اعلام کرد که مشی و نگاهش دامن زدن به اختلافات عقیدتی نیست که اولویتش کار و آبادانی است. بیدخت نیز همچون دیگر ۱۵ هزار رأی دهنده به ذبیحی صداقت، جسارت و دانش را در کلام او تشخیص داد و رأی خود را به صندوق ریخت.
نوشتار آقای دانا پر است از گزاره های اثبات نشده و غیر مستدل که تنها به برخی از آنها اشاره رفت و به جهت رعایت اختصار از مابقی می گذرم.
اما نکته پایانی:
گناباد سالهاست که بر پیکر نحیف خود زخم کهنه «نخبه کشی» را شاهد است. امروز ذبیحی و سایر کاندیداها بدون شک جزو نخبگان گنابادند و مقالات و اقداماتی تخریبی از این دست جز آنکه این زخم را عمیق تر و روند فرار مغزها را تسریع کند، هیچ کمکی به حال شهرستان نمی کند و اصولا اینکه چرا پس از پایان رقابت ها اینچنین تحلیل های مخربی ارائه می شود را می توان در این قالب جستجو کرد که کسب آرا بالا توسط ذبیحی در مدت حضور کوتاهش در گناباد چنان شوکی را به آقای دانا و دوستانشان وارد کرده است که از اکنون مقدمات مسموم کردن فضا را برای چهار سال آینده فراهم می آورند. (یکی دیگر از نمونه تخیلهای دقیق!! آقای دانا در حوزه سیاست ادعای محبوبیت یک و نیم درصدی! ذبیحی بوده است)
اما بدانید همچنانکه ذبیحی با وجود تقابل مبانی فکری اش به عنوان فیلسوفی شیعی با تفکر تصوف ،حقوق آنها را به عنوان شهروند گنابادی به رسمیت شناخت؛ حقوق شما و همفکرانتان را حتی اگر هم با او هم عقیده نباشید به رسمیت خواهد شناخت و اگر شایستگی داشته باشید فارغ از مسائل عقیدتی از آن بهره خواهد گرفت و شما نیز اگر ذره ای دغدغه مصالح شهرستان را داشته باشید در رویه خود تجدید نظر خواهید کرد.
مهندس جمعه زاده

بیدختی پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 8:12 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به عنوان یک بیدختی اعلام می کنم که رای من و خانواده ام به دکتر ذبیحی هرگز بر اساس آنچه آقای دانا گفته نبوده و دقیقا بر عکس گفته دانا ما مجذوب سخنان دکتر شدیم و همه سی دی هایشان را نگه داشتیم .
آقای دانا نماینده بیدختی ها است که از جانب آنها حرف میزند؟

ناشناس پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 8:59 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

پس معلوم شد علت اونهمه تخریب دکتر ذبیحی توسط آقای دانا.
تا سیه روز شود هر که در او غش باشد…
مهندس!! اینقدر کینه ای نباش

ناشناس پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 11:10 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای دانا وسایر دوستانشان در جنبش دانشجویان به اصطلاح عدالتخواه بهتر است بدانند در زمانی که انها هنوز بچه بودند ودهانشان بوی شیر می داداقای مهدیزاده باحمایت روحانیت ودر راس ان حاج اقای مدنی افتخار نمایندگی گناباد را به دست می اوردنند و اگر شما به یاد ندارید ازخود اقای مهدی زاده بپرسید که در دوره دوم شخص اقای دکتر ذبحی به خاطر تبلیغ برای ایشان نزدیک بود به زندان هم بیفتد درضمن خود اقای مهدی زاده اعلام کردند که من حامیانی دارم که دوست ندارم حامی من باشند چون به من ضربه می زنند بی شک یکی از همین حامیان شما وچند نفر دانش جوی به اصطلاح عدالت خواه هستید که تعداد تان به اندازه انگشتان یک دست نیست ودر حد این که از طرف دانشجویان ومردم حرف بزنید نیستید در ضمن مردم بیدخت وتصوف نیازی به شما وامثال شما ندارند که در باره انها نظر بدید

عبدا… پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 6:36 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نام خدا
۱-آقای ذبیحی با اقداماتی که در خصوص تصوف داشت تیشه بر ریشه خود زد ایشان به عنوان یک روحانی مگر احکام تمام مراجع و بخصوص امام راحل را در مورد صوفیها نمیداند؟؟؟؟؟؟ اگر نمیداند که استاد و فیلسوفی جاهل است و اگر میداند که حب قدرت و مقام کورش کرده و چنین انسانی بسیار خطرناک است
۲-ایشان فردی بسیار منافق صفت است چون در قم علیه فرقه گنابادی بعد از تخریب حسنیه فرقه سخنرانی داشته که به زودی cd آن منتشر خواهد شد.
۳- ایشان در سخنرانیهای خوددراویش را با مسیحیت مقایسه کرده !!!!!!!!!! که یا خود جاهل است که همینطور است و یامردم را با شعور ندانسته. مسحیت یک دین اللهی است که به عنوان یک مسلک مورد قبل اسلام است و عیسی ع مورد احترام همه ولکن فرقه صوفیه دردین خدا انحرافی بوجود آورده که باید مجازات شوند تمام مراجع نیز بر باطل بودن و حرام بودن گرایش به آن حکم داده اند. از این متاسفم که چنین فیلسوفان نابخردی در دانشگاها تدریس میکنند؟؟؟؟
۳-ذبیحی آرزوی مجلس را به گور خواهد بر انشاال…چون با گاف های که داده دور بعد رد صلاحیت خواهد شد . اکر مصلحت اندیشیهای گچ فهمان وقیم معابان کم عغل نباشد.
۴ – عمده تاسف همراهی اقا رضا مدنی با این ناداماد نابخرد است که ممطاع دنیا را بر آبروی پدر پیر خود ترجیح داده که به حساب بچه بودنش میگذاریم.
امیدواریم ناشرالاسلا گوشش را بتاباند که دیگر به راه خطا نرود
از مهندس دانا متشکرم امیدوارو تحلیلهایش پخته تر باشد
در خصوص ذبیحی مطلب زیاد است که در صورت درخواست منتشر خواهدشد

ناشناس پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 7:10 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از نویسنده محترم مطلب زیاد نمیخواهیم.اگر راست میگویید لطف کنید سی دی را منتشر کنید وگرنه اگر یک جو انصاف دارید که ندارید از انچه اورده اید عذر خواهی کنید

مصطفی از تهران پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 8:06 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زمان بهترین قاضیست که اثبات شود دکتر ذبیحی چه ارمغانی برای گناباد داشته است.حتما او به این فکر کرده دوستانی خواهند آمد که ساز مخالفت بزنند.همیشه کارهای بزرگ نیاز به فداکاری داشته است.
نیاز به فداکاری داره تا در مقابل کسانی باستی که پنجه در استخوان مردم فرو کرده اند.وباعث تاسف که بخشی از دوستان مخالف دکتر ذبیحی با این ادبیات نادرست حرمت و ارزش یکی از فیلسوفان شهر عقب مانده خودشون رو نشانه میروند.کسانی که همچون ابوموسی اشعری تیشه در ریشه نه خود بلکه خانواده و آینده خود می زنند.واینجاست که باید گفت ازماست که بر ماست.
ببخشید که این گونه سخن میگویم ولی دکتر ذبیحی .آقای مدنی و مهدیزاده جزء ارزشهای شهر شما هستند.شما که خودتون به ارزشها لگد میزنید نباید خود را سزاوار پیشرفت بدانید.باز هم شهرهای مجاور دارند از ته دل به شماها دوستان بی ادبیات میخندند.مثل کذشته که خندیدندو همچون جت از شما سبقت پیشرفت گرفتند.من از شهر شما نیستم وشغلم عکاسیه. ولی مجبورم به شما عرض کنم فرصتی نیست و عقب ماندید.وقتی به شهرتان آمده بودم دیدم جوانان با استعداد شما که بی نهایت علاقه مند به پیشرفت در هنر بودند ابتدائی ترین اصول پیشرفت در این حوزه رانمی دانستند وداشتند شیشه مغازه پاک میکردند تا شب شرمنده خانوادشان نشوند.اما جالبه وقتی با هواپیما به بیرجند می امدم درکنارم استاد دانشگاهی نشسته بود که اهل بیرجند بود واز طرف دانشگاه بیرجند به کانادا اعزام شده بود .تا یک دوره تخصصی محیط زیست را ببیند.من قبلا فکر میکردم بیرجند ممکنه کمی بزرگتر از یک روستا باشه..اما خیلی گسترده و ایده آل شده بود.
حال قضاوت با شما.. دوستانی که در حال توهین و تهمت به ارزشهای خودتون هستند واحتمالاباز هم یک عقب ماندگی جدیدی را تجربه کنید.
مردم گناباد بیگناهند.اما شما چطور…
در پایان
به دریچه های پیشرفت لگد نزنید.لبخند بزنید.
سپاس.

رائیس باغ وحش پنجشنبه 15 فروردین 1387 - 9:03 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم بیدخت اول انسانند بعد اهل تصوفن.
تو این مملکت یهودی داره با آرامش و خوشحال زندگی میکنن.اینا که مسلمونن.امروز داشت از مارتین لوتز کینگ تو تلویزیون یاد میکرد.
تاکید میکنم.همون طور که شما انسانید آقای دانا و خانواده دارید اهل تصوف هم مثل شما انسانند.

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 1:38 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در صورتی که این سایت به توهینات خود ادامه دهد رسما از مدیران آن شکایت خواهیم کرد. نوشتن مطلب با نام سایر نویسنده ها از مسوولیت سایت نمی کاهد. درج مطلب به معنی تایید آن از طرف مدیران است

همشهری جمعه 16 فروردین 1387 - 2:29 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای دانا
محمد علی اسلامی ندوشن می گوید:که
در همین زندگی روز مره به کسانی بر می خوریم که طبیبی برجسته،ادیبی عالیقدر یا مهندسی نام آورند،اما در نگاه آنان برق آدمیّت نیست(دکتر دانا) ،در خلق و شیوِه ی زندگی وسلوک آن نشانه ای از فرهنگ دیده نمی شود
در دنایی زندگی می کنیم که به شتاب پیش میرود و باشهرهائی همسایه ایم که سخت در اندیشه وکوششندکه قدمهایی بزرگ برای پیشرفت شهرشان بردارند اما ما….!و
کار ما نیست شناسایی رازگل سرخ
کارماشایداین است
که درافسون گل سرخ شناور باشیم

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 3:05 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا با جواب دادن به دانا این بابا رو بیخود گنده می کنین ؟

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 7:22 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای دانا
همه بیدختی ها صوفی اند؟
یا همه صوفی ها بیدختی؟
شما که همین قدر اطلاعات ندارید بهتر است سرتان به کار خودتان باشد

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 8:51 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایهاالذین آمنوا ان جائکم فاسق بنبإ فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین
آیه ۶ سوره حجرات

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 1:50 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نقل از اهل قلم شهرم بگویم(اقای احسان) که حرف دل من و دیگر دوستان نیز هست
برادر گرام نمیتوان بگویی که ذبیحی جزء نخبگان شهر نیست که، درسته؟
ما در انتخابات هر دوره چندین نخبه شهرمان را از دست میدهیم نه به خاطر شکست در انتخابات زیرا انتخاب حق یک نفراست و این بر همه واضح و مبرهن بلکه به خاطر همین کوته فکریاست .حال جناب اقای دانا شده با آب دهان قرقتان میکنیم ولی دیگر نخبه نکشیم

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 2:52 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بابا این کوته فکر رو وﻟش کنید.
عجب حرف عجیبی زده …
خوب بیچاره ها چکار کنند؟
رای ندن می فرمایی که ندادن
بدن ، می فرمایی که دادن.
{قبلاً مردم صرفاً برای ادای تکلیف شرعی، لبیک به ندای رهبر و به اصلح در انتخابات شرکت می‌کردند }
اگر بحث ادای تکلیف شرعی هست که خوب چرا رأی رو به کسی بدن؟ بله یا خیر کفایت می کرد!
اگر هم موضوع اصلح در میان هست، خوب هر کسی یک نظر و یک رأی دارد. نظر بیدختی ها این بوده.
اگر هم سن رهبر رو به سینه می زنی، مگر ندای رهبر این بوده که به مهدیزاده رأی بدهید که به ندای رهبر جواب نداده اند؟
اگر اینطور باشد، خود رهبر نماینده رو تعیین می کردند. مگر شما تا کنون این جمله رو نشنیدی که میزان رأی ملت است؟
هر کسی حقی و رأیی دارد و مختار است ان را به هر کس که بخواهد بدهد. حرف شما کاملا غیر منطقی است و توهین به نماینده هاست که بگویی به اصلح رای نداده اند. چرا که اگر اینطور باشد، بقیه کاندیدا ها بیهوده در انتخابات شرکت می کنند!
میزان و اصلح رأی مردم است نه هرچه تو بگویی.

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 5:54 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ذبیحی به رای مردم فکر میکرد؟مگر او چه کرد غیر اثبات توانایی هایش ولی اقایان چون توانایی نداشتن چه کردن میدانی؟
-شب نامه پخش کردن
-در بجستان چادر زدن
-اخوندی که همگان میدانند به نفع ذبیحی کنار رفته را یک روز حبس کردن و اورا به فشار مجبور به کناره گیری به نفع مهدیزاده کردن اگر شک داری برو و بپرس که ۱ روز قبل تبلیغات ذبیحی و صادقی و اخوندی جلسه داشتند و این را بخصوص مردم نوده پشنگ خوب میدانند چون در انجا ان نامه خوانده شده حال اگر دنبال رای بود ایا نمی توانست این قسم جلاله اقای اخوندی را در مصلا قرائت کند برادر؟
-اوردن یک نفر که به جای خودشان در مصلا صحبت کند
-اوردن یک نفر از فردوس و کاندید کردنش و در نهایت بازی سیاسی به نفع کنار رفتن
-عکسهای چند سال قبل را زدن به خاطر کهولت سن
-زدن sms که رای به غیر مهدیزاده رای به مدنی هست
بازهم بگویم؟

ناشناس جمعه 16 فروردین 1387 - 8:09 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عجب خبر های دست اولی نکنه این خبر ها هم مثل امار هایی که دادید دست مردم باشه عوام فریب ها .

رضا شنبه 17 فروردین 1387 - 2:16 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای ول مهندس جمعه زاده. خیلی زیبا و منطقی جواب دانا رو دادی.
مسئولین سایت رعایت بیطرفی را بکنند و این مقاله را در صفحه اصلی قرار بدن

ناشناس شنبه 17 فروردین 1387 - 2:54 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

منظور این آقا از بکار بردن کلمه روحانی شیعه را نمی فهمم. آیا در شهرستان ما روحانی غیر شیعه هم هست؟ یا بیدختی ها به روحانی سنی رای داده اند؟

ناشناس شنبه 17 فروردین 1387 - 11:00 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آب که سربالا بره قورباقه هم ابوعطا می خونه
تقصیر از ماست که عرصه رو خالی کردیم که امثال دانای جاه طلب برای ما حرف بزنند

افق شنبه 17 فروردین 1387 - 2:49 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پدر جان مشکل از سایت گناباد نیوز نیست alt+shift.روباهم فشار بده مشکلت حل میشه .حالا بیایید دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم اباد.درضمن امار شب اخر رو قفل شهر داد تازه روز انتخابات هم واسه مردم تاپای صندوق رای اس ام اس میزدند که امار به نفع قفل شهر است

ناشناس شنبه 17 فروردین 1387 - 9:11 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بنام خدا
مردم فهیم گناباد،کاخک بجستان بیدخت
دانشجویان فهیم
متاسفانه جریان بازنده انتخابات پیش از انتخابات با پیش فرضهایی در ارتباط باپیروزی حتمی ،با تلبغات منفی در ارتباط با سن آقای دکتر مهدی زاده ،شایعه بیماری وسکته مغزی ایشان با درک صحیح شماراه بجایی نبردند.
بعد ازشکست از مردم گناباد
امروز باسناریو ذبیحی وطرح بیدخت وگناباد خواهان تفرقه در گناباد وتحریک مردم برای ایجاد آشوب منطقه ای میباشد.
باروشن بینی خود این توطئه انحرافی را افشائ واز دام ایجاد شده با هوشمندی بکذارید
مردم را در جریان این ترفند تفرقه قرار دهید
جریان بازنده می خواهد شیرینی پیروزیتان را با تفرقه تلخ نماید.
هوشیار باشید معتمدین محلی ،پیشکسوتان ونخبگان گنابادی ومسولین شهری استانی وکشوری را از جریان این توطئه مطلع نمایید

سارا شنبه 24 فروردین 1387 - 0:58 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

انتخابات گناباد انتخاب بین گنابادی وبجستان بود .برای ما فرقی نمیکرد که ذبیحی انتخاب شود یا مهدی زاده. ولی چون اکثریت گنابادیها مایل به طرف مهدیزاده بودند ما نیز به او رای دادیم و گرنه شاید هم ذبیحی بهتر باشه.اقای مدنی وقتی وارد مجلس شد همه چیز را یادش رفته بود.که چی بوده و توسط مردم کی شده.این لباس برایش خیلی گشاد بود نباید خودش را گم می کرد.این تواصیف در سخنرانی هایش مشهود است .بعدشم اقای صفایی هم نگذاشت انتخابات با چند بار رای دادن ناعادلانه بشود.و بجستان هم ۱۶۰۰۰ رای بیشتر ندارد چرا اینقدر داغ کرده اید

سميرا ! چهارشنبه 28 فروردین 1387 - 7:15 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

البته بهتر بگویم انتخابات در شهرستان گناباد برگزار نشد. بلکه یک همه پرسی بود که “مدنی آری یا نه” که گنابادی ها برای این که مدنی دوباره نماینده نشود، به مهدیزاده و برخی هم به ذبیحی رای دادند. اکنون نیز انتخابات تایید شده و شکر خدا همه چیز به خیر گذشت.
معمولا رای های دوره بعد، ملاک تقریبا مناسبی برای میزان رضات مردم از نامزدی که برای دوره دوم در انتخابات شرکت می کند.
و مدنی نیز محک خورد …