ذال ذبیحی را نوشتم
سنتی در شهرما بنا شده بود که کاندیداهای مطرح اگر رای نمی آوردند ماندگار نمی شدند. مجلس پنجم یادمان است که نفر دوم همان شب راهی مشهد شد و در مجلس هفتم هم همینگونه نفر دوم شبانه مسافر تهران شد.
من افتخار میکنم که وارد این بازی قوم گرایی نشدم
ما انتظارمان این بود بعد از سه دهه از انقلاب و در دولتی که شعار عدالت محور میدهد با کاندیداها این قدر نامهربانی نمی کردند
زنگ زدم به ریاست اصناف آقای طحان زاده ایشان پذیرفت که رای گیری جلسه بازار خلاف بوده است و هیچ مبنای قانونی نداشته
شبنامه که پخش شد من وقتی دیدم گفتم هیچ انسان عاقلی این کار را نمی کند
دست کم قضیه این است که انتخابات گناباد با علامت سوال مواجه است
ناشرالاسلام یک ذره گلایه و شکایت از صحبتهای من نکردند
دستگاه فرمانداری گناباد و شخص فرماندار این آرزو را همیشه به دل خواهند داشت که بنده از آنها شکوه و شکایتی رسمی بکنم.
حسرت یک آه را بر دل صفایی خواهم گذاشت.
سنتی در شهرما بنا شده بود که کاندیداهای مطرح اگر رای نمی آوردند ماندگار نمی شدند. مجلس پنجم یادمان است که نفر دوم همان شب راهی مشهد شد و در مجلسهفتم هم همینگونه نفر دوم شبانه مسافر تهران شد.۱۴ روز از انتخابات گذشته است ولی هنوز محمد ذبیحی در شهر می گردد و در این مسجد و آن حسینیه با مردم صحبت می کند و به دید و بازدید و تشکر از مردم مشغول است. فرصت را غنیمت می شماریم و در منزلش مهمان می شویم . گویا یک دل پر حرف برای گفتن دارد.
آقای دکتر درباره نقد و بررسی انتخابات صحبت کنیم و سوال کلیشه ای انگیزه شما از آمدن به اتنتخابات و ماندن در ایام عید؟
من انگیزه ورودم همان محرومیتهایی بود که همه کسانی که با آنها صحبت میکردم قبول داشتند،الان که انتخابات تمام شد می توان به راحتی نقد کرد بدون اینکه بهانه تخریب باشد. بخصوص در دوران ۱۶ ساله دکتر مهدیزاده که واقعاً می شد بسیار کار کرد. من خدمت دکتر نامه ای در آن زمان نوشتن و گفتم زمانی که شما وارد مجلس شدید ما در کل نمایندگان ۱۶ دکتر داشتیم ولی مع الاصف آن تحول در شهرستان نبوده است.
پای صحبت دکتر هم اگر بنشینید حرف زیاد خواهند داشت. اینکه مهلت نمیدادند یا گروههای فشار نمیگذاشتند من کار کنم. خب این هم یک نوع ضعف است نمایندهای که با آراء مردم انتخاب میشود نتواند ساز و کاری داشته باشد تا گروهها را دور هم جمع کند، این نشانه ضعف و ناکارآمدی اوست.
مدتی ما را در یک رقابت نابرابر بین بیرجند و گناباد قرار دادند. و ما را از مسائل اساسی مان دور کردند. امید دارم در این دوران دکتر بتواند فرصت از دست رفته را جبران کند.

می گویند کارهای شما از نوع ورود ، نوع تبلبغات و نوع شعارهایتان و حتی نوع رای آوردنتان متفاوت بوده است . این را خودتان می پذیرید؟
قبول دارم ورود من متفاوت از دیگران بود. قبل از ورود به دعوت دکتر مهدیزاده صحبتهایی با هم داشتیم. آنجا عزم من جدی شد تا وارد انتخابات شوم. و به تعبیری خود را از دیگران صالحتر دیدم. یک تلفن هم به آقای خطیب داشتم و حرفهای خود را زدم لیکن با سایر کاندیداها از جمله جناب آقای مدنی من گفتگویی نداشتم.
بله هفت یا هشت ماه قبل از انتخابات جلسهای بود در تربیت مدرس دانشگاه قم که قرار بود گروهی یک فعالیت فرهنگی برای گناباد شروع کنند. آنجا دکتر مدنی به منگفتند که شما بنا دارید وارد انتخابات بشوی یا نه. گفتم: تصمیم من این بوده است که از دهه ۵۰ عمر وارد سیاست شوم ولی هنوز تصمیم جدی نداشتم. دیگر صحبتی نداشتم ولی خوب شایعات زیادی بود که شما هم شنیدهاید.
من افتخار میکنم که وارد این بازی قوم گرایی نشدم و واقعاً این را پسندیده نمیدانستم نه بجستان بدون گناباد رشدی خواهد داشت و نه گناباد بدون بجستان البته گروهی اندک و شناخته شدهای بودند که دامن زدند و توده مردم را وارد جریان کردند. همینکه ۱۷ هزار نفر به این نتیجه رسیدند که فارغ از گناباد و بجستان دنبال دریافت لیاقت افراد و شایستگی آنها باشند مطلوب است .این اندیشه اندیشه ترقی است.
قوم گرایی را خودتان اشاره کردید. می خواهیم بدانیم از نظر شما هدف از این دو دستگی ها چه بود؟
مع
لوم است جریان دو دستگی دنبال چیست.
یک روز ما رفتیم بجستان دیدیم که یکی از کاندیداها چادر زده است. فورا من به مسئولین شهر اعتراض کردم. این کار خلاف است. اگر واقعاً بجستانی ها مکانی برای تبلیغات نمی دهند باید برخورد قانونی بکنیم و اگر می دهند، این چه بازی است؟
همانجا یکی از آقایان شورای نظارت آمد و گفت ما از آمدن کاندیدا ها استقبال کرده ایم که البته به خود ما و سایر کاندیداها هم نامه نوشتند و اعلام واگذاری مکان مناسب برای ستاد کردند، در عین حال جریانی که در پی تشدید تحریک عواطف بود رفتند و چادر سرپا کردند.
بعد به عنوان یک تبلیغ به کار می رود. توی یک هفته نامه عکس خیمه چاپ میشود و سر و صدا می کند.
یا همان شبنامه که پخش شد. من وقتی دیدم گفتم هیچ انسان عاقلی این کار را نمی کند. اگر هم مطالب آن شب نامه درست باشد. تکثیر و توزیع اش به ضرر همهشهرستان بود و معلوم بود که یک ستاد مشخص این کار را می کند. از طرفی جلوگیری از تکثیر آن آسان بود. مغازهدار رسمی شهر در مغازهاش توزیع میکرد. به نظر من نمیخواستند جلوگیری کنند.
برخی معتقدند شما شب مصلا وارد خط قرمز صوفیه شدید.
من تلاش کردم گناباد و بیدخت و گناباد کاخک را به هم نزدیک کنم و به نظرم موفق شدم و برای اولین بار مشارکت حداکثری در شهرستان داشتیم.
من آمدم گفتم شما اعتقاداتی دارید. ما هم اعتقاداتی. ما باید بنشینیم و همدیگر را نقد کنم و نه اینکه دعوا کنیم. جالب است ما در منبرها همیشه از وحدت می گوییم ولی در عمل جور دیگری رفتار می کنیم. زمان درگیری و دعوا تمام شده است. زخم زبان چیزی بدی است. . ما باید تلاش کنیم در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است در کنار یکدیگر به فکر توسعه و پیشرفت شهرستان باشیم.
معتقدم باید برادر وار کنار هم زندگی کنیم من خیلی روشن صحبت کردم. اما پشت سر من هزار جور حرف درآوردند که فلانی چه و چه.
معنای وحدت این نیست که ما عقایدمان را کنار بگذاریم این بی معنا است. بلکه باید همدیگر را تحمل کنیم و در کنار هم آرام زندگی کنیم و به هم نزدیک شویم.
شما با این کار رای های سنتی خود را از دست ندادید؟
اصلاً این گونه نیست که رأیهای سنتی و مذهبی من شکسته شود. خوب یک عده ای اصلا از اول هم نمی خواستند با من باشند چه با صحبت هایی که کردم چه بدون آن، و اصولا من از کسانی که بر طبل تفرقه می کوبند می پرسم. کجای این حرف اشکال دارد، اینکه در تهران در خیابان کشاورز ناقوس مسیحیت زده می شود و یا در شیراز کلیسا و مسجد و معبد یهودیها در یک خیابان وجود دارد، آیا اگر در گناباد ما دعوت به همدلی و همکاری برای پیشرفت شهرستان کرده ایم، گناه است؟ من از همه می خواهم فارغ از تعصبات در فضایی اسلامی و انسانی به همدلی و همکاری بیندیشیم.

واکنش حاج آقای مدنی ناشرالاسلام درباره صحبت های شما پیرامون صوفیه چه بود؟
حاج آقای ناشرالاسلام به خاطر تصمیمشان که وارد انتخابات نشوند، صحبت رسمی درباره کاندیدای خاصی نکردند. چند بار بعد از انتخابات ایشان را دیدهام. یک ذره گلایه و شکایت از صحبتهای من نداشتند. اصلاً ایشان بسیار روشن است و خودتان در مصاحبه ای که با ایشان کرده بودید، گفته بودند کارخانه شیر سلطانی احداث شود. یک تعبیری ایشان داشتند که البته من زیاد نمی پسندم ولی تعبیری گویاست " یهودی هم بیاید سرمایه گذاری کند مشکلی نیست " این بیان نشان می دهد که ایشان با سرمایه گزاری در چهارچوب مصالح ملی موافقند. بسیاری می خواهند با نام ایشان کارهای نادرست خود را توجیه کنند و به اهداف سیاسی خود برسند.
نوع تبلیغات خود را می پسندیدید؟
من معتقد بودم قفلی در شهر بوده است. و معتقدند با این که رأی نیاوردم پیروز شدم مردم امروز دیگر مثل گذشته آرام نخواهند بود و از خواستههایشان که همان پیشرفت و توسعه شهرستان است کوتاه نمیآیند. من در روستای کلاته کلوخ از ۱۵۰ رای موجود ۱۰۱ رأی داشتم. در حالی که من آنجا هم نرفتم فقط بخاطر اینکه سی دی سخنرانی های من را گوش دادند.
الان سی دی سخنرانی های من مثل نقل و نبات بین مردم دست به دست می شود که مطمئنا تاثیر خود را در افکار خواهد گذاشت. چه موفقیتی بالاتر از این.
برای اسراف انتخاباتی که برخی دوستان
می گویند من خودم اولین بار پیشنهاد دادم یک دفترچه درست کنیم و همه آقایان کاندیدا چند صفحه مطلب بنویسیم و از اسراف جلوگیری شود. ولی آقایان موافقت نکردند.
خب طبعاً ستاد تبلیغات بگونه ای است که خیلی نمی شود کنترل کرد. در خانه خود من سه عکس انداخته بودند. ممکن است بچه ها در برخی مناطق دو یا سه بار پوستر انداخته باشند. تبلیغات من کم نبود ولی مردم هم خودشان بسیاری سیدی ها را تکثیر و پخش کردند.
درباره مصلا. یک حقیقتی است که از اول دست عدهای خاصی بوده و الان هم دارند کار میکنند. من اگر میخواستم صریحتر باشم باید نامشان را هم میگفتم
گروهی به نام دانشجویان عدالت خواه در شب مصلا سوالی از شما پرسیدند که به نوعی ورود به حریم خانوادگی شما بود. این نوع نگاه را عدالت طلبانه می بینید؟
البته "عدالت خواهی" نام خوبی است اگر به آن عمل شود آن هم به معنای واقعی اش " قرار دادن هر چیز در موضع خودش " خوب یک سوالی پرسیدند از میان هزاران سوالی که می شد درباره عدالت و نگاه عدالت محوری پرسید. سوال جهت داری که بیشتر دنبال تخریب بود. من هم جواب دادم.
ما در همین جا به عنوان چند دانشجوی گنابادی از شما به خاطر این حرکت به نام دانشجویان گنابادی و عدالتخواهی عذر می خواهیم.
ما در روز قبل از انتخابات خدمت شما و دیگر کاندیداها رسیدیم. گلایه های زیادی نسبت به جریان انتخابات از طرف همه کاندیدا ها مطرح شد. لطفا نمای کلی از آن را بیان کنید.
ما انتظارمان این بود بعد از سه دهه از انقلاب در حالی که بچه های مذهبی در صدر امور هستند و در دولتی که شعار عدالت محوری میدهد. با کاندیداها به عدالت رفتار میشد و این قدر نامهربانی بروز نمی کرد.
رفتارهای متناقض و جهت دار از روز اول شروع شد. اول گفتند پشت شیشه مغازه ها پوستر نزنید بعد گفتند خوب بزنید. بنر ممنوع بود. گفتند نزنید. بعد دیدیم که یک ستادی بنری زده که خیابان بند آمده است. عکسهای بزرگ و غیر قانونی زدند ، عکس های حدود ۴۰*۵۰ که با هیچ یک از ضوابط انتخابات سازگاری نداشت زدند و ما از همه اینها عکس و تصویر تهیه کردیم و این همه عدم رعایت قانون در حالی انجام می گرفت، که مسئولان شهر شاهد آن بودند.
آنها هی میگفتند این برای رونق انتخابات است. نمیدانم این ها باید تشخیص دهند چه باعث رونق انتخابات است ؟! به یک مغازه می گفتند عکس نزنید. در حالی که مغازه کناری عکس کاندیدا دیگری را زده بود.
جو رعب و وحشت را برای همشهری ما ایجاد کردند. من سراغ هر کسی می رفتم صحبت می کردم بیایند بیایند به عنوان رئیس ستاد ما فعالیت کنند. با کمال میل قبول می کردند. فردایش زنگ میزدند. عذرخواهی که ببخشید. هیچ تردیدی نیست که بسترسازی کردند و فشار آوردند. یک استدلالی را جا انداختند که آره ذبیحی خوب است ولی در شرایط کنونی برای این که بجستانی نشود به فلانی رای دهیم و به این ترتیب با تحریک قومیت جلوی عقلانیت را بگیرند.
دوستی به شخص من گفت: من روی برگه رای، ذال ذبیحی را نوشتم اما بعد افکار محلی گرایی سراغم آمد. خط زدم و نام فلانی را نوشتم. اما حالا فهمیدم با این همه رای که تو آوردی اشتباه کردهام و احساس معصیت می کنم
حتی در روز رأی گیری نمایندههای سرصندوق که انتخاب شدند جهت دار بوده است.
ما یک پارچه زدیم حمایت دکتر منصوریان از ذبیحی. آمدند گفتند باید بردارید! گفتیم سطح شهر را پر کرده اید حامیان دکتر فلانی آن هم جلوی هر بقالی. حالا ما از یک شخصیت کشوری و ملی و حقوق دان برجسته کشور آن هم جلوی ستاد خودمان پارچه ای زده ایم. گفتند: به ما گفته شده این را جمع کنیم، ما ماموریم و معذور.
گرو ه های اجتماعی چطور؟ نظر شما در مورد عملکرد و جهت گیریهای آنها چیست؟
ببینید. شما بیایید همین بحث را واکاوی کنید. بقیه صحبت ها را رها کنید. ۶۰ نفر را دعوت کردند در جلسهای به نام بازار. بنده که قریب به ۱۷ هزار رأی داشتم در آن جمع یک رأی هم نداشتم . اگر همین ۶۰ نفر اتفاقی و نه با دعوت قبلی میآمدند در جل
من هر روز که می گذره بیشتر افسوس می خورم که چرا به دکتر مهدی زاده رای دادم. خدا اونارو نبخشه که تو گوش ما گنابادیا خوندن ذبیحی رای نداره و اگه میخواهید مدنی نشه به مهدی زاده رای بدید.
انقدر کورکورانا می گفتیم مدنی رای نیاره حالا به این قضیه فکر نکردیم که آیا دکتر مهدی زاده می تونه در تقابل با نمایندگانی مثل قربانی و … حق گناباد رو بگیره؟