رحمت سبز یا عذاب سفید

دسته: خط دو خبری , دسته‌بندی نشده
۷ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۴ فروردین ۱۳۸۷

محر م شده بود همه لباس سیاه داشتند زمین اما سفید بود همه با همه سرما ها همیشه همهمه خنده داشتند. تابستانمان زیبا تر خواهد شد.
آرزومان بود که امسال امام جمعه دیگر در خطبه ها نگوید مسئولین خشکسالی است بلکه برکت است که سرا پای ما را پر کرده .
بچه ها هم می خندیدند مدرسه ها هم تعطیل بود. گوشه گوشه ها زمین برفی بود. پیران چهره در هم می کشیدند که ۴۰ سال است این چنین چیزی ندیده اند . یکی گفت سالی که زلزله شد زمستانش این طور بود.
کشمون شهر هم سفید بود. همه گفتند بذر ها قوت می گیرند.
هوا دیر اما کم کم گرم شد . سفیدی برف رفت. دلهره ای گوشه دل برخی بود که جایی نگفته بودند.
زمین هویدا شد و خورشید بلبلان را وادار به خواندن کرد اما درختان حوصله نکردند سر بلند کنند . انار ها و انجیرها قهر کردند. طاق های تو در توی انگور گره خود را باز نمی کردند.
تازه یک چیزی فهمیدیم!
می گویند انار یک دانه بهشتی دارد باید تا آخرش بخوری تا بختت روشن شود و طالعت سعد.اامسال از بهشت مهمانی نداریم . گفتند باید اره بردارید و به جان درختان بیافتید شاخه ها را نه ، از پایین تنه ببرید.
خدا خواست رحمتش را در اوج شادی عذاب کند . پیرمردی این را گفت که خشکسالی ها تحملش را برای شنیدن و دیدن هر خبر بدی توانا کرده بود.
گندم ضعیف شده است. پسته و گردو زیان دیده است.
بارانی هم این روز ها نیست. همه چشم به شیشه ها دارند. اگر باران نشود چه ؟
اللهم اغفر الذنوب التی تغییر النعم
یکی گفت خودم کردم که لعنت بر خودم باد. کشاورزی می نالد وام های خشکسالی همه را تنبل و ناشکر کرد. دیگری از نامردمی های دوران انتخابات گفت و ربطش به آسمان. مردی خندید و گفت : این صدای سازی است که دیشب نواخته اند.
همیشه می گفتم غذاب الهی چیست که قوم صالح و هود و نوح را در برگرفت . فاصله رحمت و عذاب بک وجب است
اللهم اغفر ذنوب التی تنزل البلاء


نوشته شده توسط:people - 520 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 795
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس چهارشنبه 14 فروردین 1387 - 9:13 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مطمئنا این عذاب است و کردار ما در نزول این عذاب تاثیر داشته است بازار گناه و تهمت و غیبت و افترا و تخریب انسانها هم در این چند ماه گرم بوده و بی تاثر در این عذاب الهی نبوده است وقتی هم که عذاب نازل می شود تر و خشک به پای هم میسوزند

ناشناس چهارشنبه 14 فروردین 1387 - 11:55 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نثر زیبایی بود

افق شنبه 17 فروردین 1387 - 2:52 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همشهری جای هیچ گونه نگرانی نیست ان راکه حساب پاک است از محاسبه چه باک است

صوفی شنبه 17 فروردین 1387 - 5:14 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با اینهمهدروغ وتفرقه افکنی که باعث کدورت بجستانوگناباد شد جای فکر کردن نداره

امير علي شنبه 17 فروردین 1387 - 9:45 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همشهری اتحاد اتحاد مراقب شایعات بی پایه واساس باشید.

در پي حق یکشنبه 18 فروردین 1387 - 11:42 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدمتتان عرض کنم دکتر مهدیزاده ۱۶ سال نماینده بود در گناباد یک فرودگاه نتوانست بیاورد با اونکه گنابادی هم بود راه اهن بجستان و می خواست عوضa کنه از گناباد ببره قدرت نداشت با اونکه بجستان هیچکس و نداشت از خودش دفاع کنه جهده بردسکن بجستان و می خواست بندازه رو گناباد قدرت نداشت ولی یک فرشته برای گناباد راه اهن اورد فرودگاه اورد در عرض ۴سالگناباد متحول شدو الان خوشحالم که او نماینده نیست چون از دست بعضی گنابادیهاو عده معدودی بجستانی راحت خواهد شدو گناباد و بجستان دوباره به خواب عمیقی خواهد رفت

ناشناس دوشنبه 26 فروردین 1387 - 7:09 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اینکه پیوسته برای متشنج کردن اوضاع سیاسی برخی اقدام به تهمت زدن و رفتارهای ناهنجار سیاسی میکنند، به هیچ وجه قابل قبول نبوده و برای اعتبار سیاسی شهرستان هم خطرناک است.
بیشتر این هوچیگریها به خاطر انتخاب یک نماینده خاص و رأی نیاوردن دیگر کاندیداهاست.
هرچند من هم همانطور که در پیشتر گفتم با انتخاب آقای مهدیزاده چندان موافق نبوده ام ولی به جای هوچیگری باید به نماینده اکثریت مردم کمک کرد که بتواند خدمات شایسته و بایسته ای به مردم شریف این خطه ارائه دهد.
و آنان که از انتخاب آقای مهدیزاده دلگیرند، بهتر است به تحلیلهای جامعه شناختی مسئله بپردازند و از اداهای سیاسی دست بکشند.