رحمت سبز یا عذاب سفید
محر م شده بود همه لباس سیاه داشتند زمین اما سفید بود همه با همه سرما ها همیشه همهمه خنده داشتند. تابستانمان زیبا تر خواهد شد.
آرزومان بود که امسال امام جمعه دیگر در خطبه ها نگوید مسئولین خشکسالی است بلکه برکت است که سرا پای ما را پر کرده .
بچه ها هم می خندیدند مدرسه ها هم تعطیل بود. گوشه گوشه ها زمین برفی بود. پیران چهره در هم می کشیدند که ۴۰ سال است این چنین چیزی ندیده اند . یکی گفت سالی که زلزله شد زمستانش این طور بود.
کشمون شهر هم سفید بود. همه گفتند بذر ها قوت می گیرند.
هوا دیر اما کم کم گرم شد . سفیدی برف رفت. دلهره ای گوشه دل برخی بود که جایی نگفته بودند.
زمین هویدا شد و خورشید بلبلان را وادار به خواندن کرد اما درختان حوصله نکردند سر بلند کنند . انار ها و انجیرها قهر کردند. طاق های تو در توی انگور گره خود را باز نمی کردند.
تازه یک چیزی فهمیدیم!
می گویند انار یک دانه بهشتی دارد باید تا آخرش بخوری تا بختت روشن شود و طالعت سعد.اامسال از بهشت مهمانی نداریم . گفتند باید اره بردارید و به جان درختان بیافتید شاخه ها را نه ، از پایین تنه ببرید.
خدا خواست رحمتش را در اوج شادی عذاب کند . پیرمردی این را گفت که خشکسالی ها تحملش را برای شنیدن و دیدن هر خبر بدی توانا کرده بود.
گندم ضعیف شده است. پسته و گردو زیان دیده است.
بارانی هم این روز ها نیست. همه چشم به شیشه ها دارند. اگر باران نشود چه ؟
اللهم اغفر الذنوب التی تغییر النعم
یکی گفت خودم کردم که لعنت بر خودم باد. کشاورزی می نالد وام های خشکسالی همه را تنبل و ناشکر کرد. دیگری از نامردمی های دوران انتخابات گفت و ربطش به آسمان. مردی خندید و گفت : این صدای سازی است که دیشب نواخته اند.
همیشه می گفتم غذاب الهی چیست که قوم صالح و هود و نوح را در برگرفت . فاصله رحمت و عذاب بک وجب است
اللهم اغفر ذنوب التی تنزل البلاء
مطمئنا این عذاب است و کردار ما در نزول این عذاب تاثیر داشته است بازار گناه و تهمت و غیبت و افترا و تخریب انسانها هم در این چند ماه گرم بوده و بی تاثر در این عذاب الهی نبوده است وقتی هم که عذاب نازل می شود تر و خشک به پای هم میسوزند