با سال های زندگی ناشرالاسلام گنابادی

دسته: سياسي
۲۳ دیدگاه
یکشنبه - ۱ مهر ۱۳۸۶

  

نذر کرده ام دیگر کار سیاسی نکنم ! 

محمد مدنی

 

  » حتی اگر یهودی بیاید طرح عمرانی داشته باشد سرمایه گذاری کند کسی مخالفت نمی کند

  » در نجف هم پیچید که طلبه خراسانی آقای صدرعراقی را شکست داده است

  » گفتیم انقلاب شد سیاست یک پدر و مادری پیدا کرد ولی دیدیم هنوز همان طور است که بود 

  » گناباد چون یک پارچه شیعه است صوفی گری را رواج دادند

  » مردم در مشهد شعار می دادند ،حادثه ای گناباد ـ از دست شاه جلاد

  » هر کسی ۱۵۰ ریال می داد می توانست با اجازه حکومت با اتوبوسی به نجف بیاید

  » چون روحانیت کاخک زیاد از نظر سیاسی فعال نبود . مجاهدین در آنجا جرات پیدا کرده بودند

  » یک سال بعد نامه ای به خط آقای مقتدایی آمد که امام سلطان حسین را عفو کردند

  » آقای فرزانه در حزب جمهوری مأمور شد تا بین مهندس نقیبی و دکتر مهدیزاده تحقیق کند

  » اگر یک بام و دو هوا نیست غفاری را هم شریعت کنید

  » حوزه علمیه خواهران از امسال شروع به فعالیت کرده است

  »   کارهایی که در سیستم قضایی ممکن است چند سال طول بکشد به راحتی بر حسینیه حل می شود

  »   برای اولین بار به همراه فیلم 

 

  

  
  
  
ما ها معمولا در صحبت های خود در مورد شهرستان از آدم هایی می شنوییم و می گوییم که ده ها سال قبل در این منطقه زندگی کرده اند و خدمتی به مردم آن رسانده اند. ولی بنا به عادت همه ایرانی ها میت را بر حی ترجیح می دهیم و زیاد به خود زحمت نمی دهیم تا آنهایی را که در دور و بر مان هستند در طول یک دوره زمانی نسبتا طولانی بررسی کنیم و بود یا نبودشان را بر فرهنگ ، سیاست و یا هر چیز دیگر شهرستان بسنجیم.
 محمد مدنی معروف به ناشرالاسلام گنابادی یکی از همین همشهری هاست که چه ما بخواهیم یا نخواهیم بسیاری از تحولات گناباد را درطول ۵۰ سال گذشته مدیریت کرده است. مردی که در سال ۱۳۱۰ در یک خانواده روحانی به دنیا آمده و در بزرگترین فضای علمی شیعه در روزگار خودش ، نجف اشرف ، درس خوانده. خیلی ها ایشان را تحولی و یا بیشتر انقلابی در روحانیت گناباد میدانند که از اوسط دهه ۳۰ در همه گوشه و کنار شهرستان سرک می کشیده و بازخوانی بر اعتقادات سنتی مردم داشته است.اتاقک کوچکی در حسینیه گناباد اتاق فرمان رهبری او بر جریان های انحرافی شیعه و سپس گروه های انقلابی است.به قول دوستی در یک جمله اگر محمد مدنی نبود شاید همه مردم گناباد الان هر صبح جمعه بر در خانقاه بیدخت به پا بوسی می رفتند.
ایشان به دلیل وجه سیاسی پررنگی که داشته اند مخالف هم در شهرستان کم ندارند. اصولا هر انسانی که جاذبه ای دارد دافعه هم از خود تولید می کند. وی روزگاری پرحاشیه ترین رجل گناباد بودند. اما این روزها چندان میلی به سیاست و بازی های آن نشان نمی دهند
و این بود که ما بالاخره تصمیم گرفتیم وارد دنیای قکری ایشان شویم . دنیای که به گفته خودشان با صوفیه در هم تنیده شده است.
سه شنبه شبی بعد از نماز مغرب وعشاء منزل پدری شان در روستای خیبری.
          

 

           بسم الله الرحمن الرحیم

 

با تشکر از شما به خاطر فرصتی که به ما دادید.به عنوان اولین سوال می خواستیم از دوران رضاخان و علماء آن دوره بگویید . بزرگان روحانی شهرستان چه افرادی بودند؟

از اینکه بذل محبت فرمودید وبه منزل حقیر تشریف آورده اید متشکرم، البته زمانی که رضا خان از ایران رفت من ده ساله بودم اما روحانیت بزرگی بودند که واقعا مقاومت می کردند

یادم هست شیخ حسین در قوژد بود، در بیلند آخوند ملامحمد صمد، در قصبه شهر میرزا مهدی مجتهد و حاج آقای مدرس ، در مرکز شهرستان سیدعلی و سیدمحمد شریعت، و در اواخر هم حاج شیخ غلامرضا نصیری به جمع این بزرگان پیوست و هکذا پدرم حاج ذبیح الله مدنی.

چه زمانی برای ادامه تحصیل راهی مشهد شدید؟

تصدیق کلاس ششم را که گرفتیم شروع به خواندن درس عربی نزد پدرم کردم و سپس راهی مشهد شدم.

اساتید بزرگ شما آن دوران چه کسانی بودند؟

ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری گذراندم وفقه واصول را در محضر مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و میرزا احمد مدرس یزدی گزراندم ، من آنجا با آیت الله واعظ طبسی هم دوره بود . فلسفه را نیز نزد میرزا جواد آقا تهرانی خواندم . ایشان در زمان جبهه و جنگ با وجود کهولت سن مرتب به منطقه جنگی می رفتند و وصیت کردند هر جا گلوله‌ای به من اصابت کرد همان جا من را دفن کنید داخل شهر نیاورید و مراسم نگیرید انسان بسیار عجیبی بود

از آنجا برای درس خارج راهی عراق شدید. مثل اینکه سه سال آنجا بوده اید و درستان هم در نجف کامل نمی شود؟

بله . درنجف اشرف از محضر آیات عظام حکیم ،شاهرودی ، خویی ، وحید خراسانی ، بجنوردی و… استفاده کردم.

آیت الله خویی یک دوره اصول را در ۶ سال می کردند و من نتوانستم دوره کامل بمانم. به خاطر مسایلی به گناباد آمدم و ماندگار شدم. زیرا شکایات علیه بنده مرا به ژاندارمری و فرمانداری کشاند 

ناشرالاسلام گنابادی

ایرانی ها آن سال ها اجازه تردد به عراق را داشتند؟ یعنی گنابادی هم به نجف می آمد ؟

بله ، زوار گنابادی در آن زمان بسیار زیاد بود. هر کسی ۱۵۰ ریال می داد می توانست با اجازه حکومت با اتوبوسی به نجف بیاید. مسیرهم معمولاً گناباد، مشهد، تهران و کاظمین بود.

هم مباحثه اتان کی بود ؟

در مدرسه قوام شیراز با آقای شیخ مجتبی اشرفی از مجتهدین حال حاضر مشهد هم مباحثی ای بودیم.

اگر خاطرتان هست ازفعالیت علمی تان در مدت کوتاهی که آنجا بوده اید توضیحی بفرمایید ؟

بله. یادم می آید آقایی به نام صدر عراقی در آن زمان در نجف منبر می رفت و علیه مجتهدین و فقها صحبت می کرد و آنها را قشری می خواند، و خودش را باطن گرا و اهل طریقت می خواندمن تصمیم گرفتم او را ساکت کنم

خدمت علامه امینی مؤلف الغدیر رفتم و اجازه گرفتم .ایشان گفتند چون شما طلبه هستی و اگر هم در مباحثه شکست بخوری به اصل اجتهاد ضربه نخواهد خورد مشکل ندارد و من سپس راهی مسجد شدم و مناظراتی با او انجام دادم که ب


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2419
برچسب ها:
دیدگاه ها
ابوالفضل یکشنبه 1 مهر 1386 - 2:18 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

این رو یادم رفت بگم که آقای مدنی باید دعا گوی همین صوفی ها باشند که اگر اونها نبودند، ایشون چیزی نداشتند برای گفتن و تموم شهرتشون مدیون همین صوفی هاست.
احتمالا گناباد نیوز هم همین زاه رو دنبال میکنه. فعلن که آب هم ازین طرف میره. چرا قورباقه ابوعطا نخونه ؟
صوفی ها هر کار بکنن برای خودشون می کنن. به کسی کار ندارن

ناشناس یکشنبه 1 مهر 1386 - 3:48 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش ۳۰ سال قبل چنین نذری کرده بودند. همانطور که بدون داشتن تخصص نمی توان در مسائل دینی نظر داد و دخالت کرد سیاست هم همینطور است.
می گویند یکی از علمای گمراه بنی اسرائیل توبه کرد پذیرفته نشد ملک سوال کرد چرا فرمد پس تکلیف آن همه کسان که به واسطه او گمراه شدند و آن خسران که به مردمان وارد کرد چه می شود.

ناشناس یکشنبه 1 مهر 1386 - 2:45 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
خدمت حاج آقا سلام برسانید
از کتاب ایشان(در خانقاه بیدخت چه می گذرد ) در شناخت صوفیه گنابادی استفاده کردم .
التماس دعا

ناشناس دوشنبه 2 مهر 1386 - 2:50 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده کتاب ایشان را خوانده ام ولی کتب دیگر را هم همینطور ، علاوه بر آن خود ساکن بیدخت هستم. با خواندن این مطلب لازم دیدم که حتماً نسبت به بعضی از مطالب بیان شده شفاف سازی کنم.
۱-جوانان بیدخت هر چه می کشند ناشی از جاویدشاه آن چند نفریست که ۳۰سال قبل جاوید شاه گفتند و الان خاکشان طوطیا شده است. تا کی باید سنگ آنرا بر سینه زد. تا می خواستند کارخانه یا امکاناتی در بیدخت احداث کنند عده ای معلوم الحال جلو دویدند و گفتند اینها همان بیدختی هایی هستند که جاویدشاه گفته اند. چرا بعضی ها نمی فهمند که آن نسل عوض شده است و ما نباید چوب آنها را بخوریم.
۲-بنده نمی دانم ایشان کتاب خود را برچه اساس نوشته اند یا شاید از روی بی اطلاعی چون این کتاب سراسر کذب است. همانطور که ملاحظه می فرمایید متاسفانه از همان ابتدای مصاحبه شروع به بدگویی راجع به بیدختی ها کرده اند.
۳-از ایشان سوال بفرمایید آیا به خاطر دارند در پاسخ به آن جوان ساکن روستای خودشان (خیبری) که در کارخانه «ص» که متعلق به یکی از دراویش است. کار می کرد و راجه به کار در آنجا پرسید چه پاسخ دادند.؟ اگر به یاد ندارند بنده خوب به خاطر دارم که از خود آن شخص شنیدم که اقای مدنی گفته اند حتی یک لحظه هم نباید در آنجا بمانی. تحجر تا چه حد. اشتغال چند جوان مهمتر است است یا این تفکرات متحجرانه. ب
۴-مقایسه دراویش که شیعه اند با یهودیان ناپسند است. که ایشان گفته اند.
۵-همه حرف خود را می گویند و می روند……. شنونده بایستی عاقل باشد.
۶- لازم نیست چند بار ارسال را کلیک کنید تا مانند نظرهای قبلی چند بار نمایش داده شود. البته تقصیر شما نیست ، تقصیر این اینترنت های ذغالی گناباد است. (این آخری ربطی به مصاحبه نداشت)
تو خود ازین مجمل حدیث مفصل بخوان
واسلام

ناشناس سه شنبه 3 مهر 1386 - 0:31 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قضیه عمامه بر زمین زدن ایشان چیست؟همه دودستگی ها در گناباد زیر سر ایشان است.در خصوص واکنش ایشان هنگام انتخاب نماینده فعلی از ایشان سئوال کنید بد نیست تا متوجه شوید منافقانه عمل کردن یعنی چه؟در خصوص دوری ایشان از سیاست بعد از شکستهای پی در پی باید عرض شود که همان بهتر که دخالت نکنند تا ابرو ریزی بیشتر نشود.از ابتدا هم کسی که به گفته دوست بالا دست فرح را ببوسد بی خود در سیاست اسلامی دخالت کند.هر چند که سواد لازم را نداشته اند و گر نه مثل نماینده جوان شهرستان قطعا کاندید خبرگان میشدند.

مدنی سه شنبه 3 مهر 1386 - 1:37 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ذبیح الله مدنی که پدر همین آقا هستند، خودشان صوفی بوده اند. می تونید این مطلب رو از کتاب خود آقا بخونید.
یعنی آقای ناشر الاسلام خودشان صوفی زاده اند.
و این صحبت ها هم از سر همان عقده است که فرید یا فروید! بهش می گفت اودیپ

مدنی سه شنبه 3 مهر 1386 - 1:44 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمنا این تعدا یاداشت های این خبر رو بخونید : n
تعدا یاداشت های سار خبرها رو هم بخونید.
دوستمون راست گفته. صوفی ها منبع خوبی برای کسب شهرت هستند. …

محمد دهقان سه شنبه 3 مهر 1386 - 9:08 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
کاشکی اینهایی که امروز چنین بی محابا به شخصیت محترمی چون حاج آقای مدنی ناشرالاسلام گنابادی خرده می گیرند بدانند که در روزگاری که ایشان با حکومت شاهنشاهی مبارزه می کردند پدران و اجداد همین به اصطلاخ منتقدین زیر چکمه های شاه و عوامل مزدورش یعنی ساواک و زیر یوغ استبداد شاهنشاهی بودند . کاریزمای حاج آقای مدنی را در گناباد و توابع آن یا ندیده و درک نکرده اند و یا این که مغرض تشریف دارند . اگر همین عالم بزرگوار نبود معلوم نبود که امروز فرقه ضاله دیار ما چه بلایی را بر ما و فرزندان و دین و ناموس ما وارد می کرد . کاش سری به شهرهای همجوار و سایر شهرهایی که صوفیه و بهاییت و بابیت و … در آن رخنه کرده اند می زدیم و نعمت امنیت مذهبی را درک می کردیم . به هر روی :
بی خرمتی به ساخت خوبان قشنگ نیست
باور کنیم که پاسخ آیینه سنگ نیست
منتقدین هم اگر حرفی برای گفتن دارند آن را منطقی و بدور از هیاهو و جنجال بیان نمایند .

شناسم دوشنبه 9 مهر 1386 - 10:43 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حقیقت همیشه مظلوم است و کسی که به دنبال آن باشد به تبع آن مظلوم

استاددانشگاه دوشنبه 9 مهر 1386 - 2:25 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این فرد(مدنی)فقط باتفرقه وموضوع صوفیان خواسته اولاگذشته خودراپنهان کندثانیاخودرابزرگ جلوه دهد.

یکی ازجوانان مبارز اول انقلاب دوشنبه 9 مهر 1386 - 2:54 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مصاحبه ا ش سراسرکذب است وسراپاعوامفریبی است

استاددانشگاه دوشنبه 9 مهر 1386 - 3:22 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ایشان عوام فریب است وباخردکردن صوفیان خودرابزرگ کرده وایادرست است که صوفیان رابایهودیان یکی کند

یکی ازجوانان مبارز اول انقلاب دوشنبه 9 مهر 1386 - 3:24 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ایا درست است که صوفیان رابا یهودیان یکی کند

دانشجوی پیرو خط امام دوشنبه 21 آبان 1386 - 5:53 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ای دانشجویان فهیم گنابادی ما باید از زندگی حاج آقا مدنی درس بگیریم و فریب حرفهای یک مشت از خدا بی خبر سگ صوفی را نخوریم

ناشناس شنبه 26 آبان 1386 - 8:48 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام
این همه وقت و هزینه برای مطرح کردن مدنی واقعا حیف نیست توی این دنیا دیگه جایی برای این قشریها که فقط تنها ابزار مطرح شدنشان سرکوبی صوفیهاست وجود نداره این نفسهای آخر را هم شما با مطرح کردنشان به آنها میدهید.

ناشناس دوشنبه 24 دی 1386 - 5:47 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

قضیه عمامه بر زمین زدن ایشان چیست؟
برای شما گنابادیها که بد نشد ناسیونالیسترین نماینده را به مجلس فرستاد.

سید علی سه شنبه 25 دی 1386 - 10:29 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

گویند ، شیخی در آخر عمر پشیمان و نادم نزد حضرت حق آمد و گفت خدایا از آنچه کردم توبه کردم ،مراببخش ،ندا آمد ، گیرم که تو را بخشیدم ، با آن جماعتی که از تو پیروی کردند و
به بیراه رفتند ، و با آن عمرهای تلف شده و سرمایه های بر باد رفته چه کنم

مجيد چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 - 1:52 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ایا دختر گرفتن از صوفی درست است ینفر جواب بده

قاسم پنجشنبه 23 تیر 1390 - 1:50 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ازناشرالاسلام مدنی تشکرمکنم عالم ساده زیستی است که جند سال ازانقلاب می کذرد خانه ساده وماشین بیکان سوارمیشودافتخارماست

میهمان دوشنبه 27 تیر 1390 - 12:32 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من گناباد نیستم اما وقتی برخی نظرات در مورد شخصیت مورد احترام حاج آقا مدنی را خواندم متاسف شدم ونکاتی را باقطع نظر از هرگونه دوستداری ودشمنی تقدیم میدارم:

۱-مقایسه صوفیان بایهودیان غلط است زیرا صوفیان دردین خاتم انحراف
وبه اصطلاح بدعت ایجاد نمودند وانحراف در دین حق جرمش عقلا وشرعا از پیروی یکی
از ادیان آسمانی هرچند منحرق بیشتر است .
۲-چرا ناجوانمردانه ایجاد دو دستگی را درگناباد به حساب کسی می گذارند که بر اساس رهنمودهای ائمه تلاش نموده است ریشه تفرقه را بسوزاند
۳- عموم مردم گناباد قدردان این شخصیت وعالم خدوم وزاهد ومورد تکریم بزرگان وخواص هستند لکن بعضی از جوانان عزیز بدانند مرحوم بهلول گفته بود:اگر فعالیت های تبلیغی مدنی وروشنگریهای وی نبود امروز تمامی مردم گناباد گول اقطاب صوفیان را خورده بودند

حسین چهارشنبه 29 تیر 1390 - 9:36 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر بزرگترین مجاهد راه خدا در گناباد
ناشر الاسلام مدنی

سید محمد شنبه 21 آبان 1390 - 10:36 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام مطالب مربوط به حجه الاسلام محمد مدنی (ناشر الاسلام گنابادی) جالب است می خواهم از ایشان بیشتر بدانم . باید این افراد مجاهد و مخلص را شناخت و به دیگران شناساند.لطفا مطالب بیشتری(عکس و مطلب ) از ایشان را برایم ارسال کنید.در خصوص خانقاه گناباد هم اگر مطلب و عکس ارسال کنید متشکرم.

عموكاظم پنجشنبه 7 شهریور 1392 - 6:28 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده شخصاً اراداتمند این مرد بزرگ هستم. (گرچه تا به حال ایشان را از نزدیک ندیده‌ام؛) خدا انشاءالله عزت ایشان را زیاد کند.
نقد خوب است به شرطی که منصفانه باشد؛ برخی از کامنت‌ها نشان‌دهنده این است که نویسنده آن هر چی دق‌ودلی از آخوند جماعت داشته سر ایت بنده خدا دارد خالی می‌کند. انصاف را فراموش نکنیم و زحمات ایشان را نادیده نگیریم.