با سال های زندگی ناشرالاسلام گنابادی
نذر کرده ام دیگر کار سیاسی نکنم !

» حتی اگر یهودی بیاید طرح عمرانی داشته باشد سرمایه گذاری کند کسی مخالفت نمی کند
» در نجف هم پیچید که طلبه خراسانی آقای صدرعراقی را شکست داده است
» گفتیم انقلاب شد سیاست یک پدر و مادری پیدا کرد ولی دیدیم هنوز همان طور است که بود
» گناباد چون یک پارچه شیعه است صوفی گری را رواج دادند
» مردم در مشهد شعار می دادند ،حادثه ای گناباد ـ از دست شاه جلاد
» هر کسی ۱۵۰ ریال می داد می توانست با اجازه حکومت با اتوبوسی به نجف بیاید
» چون روحانیت کاخک زیاد از نظر سیاسی فعال نبود . مجاهدین در آنجا جرات پیدا کرده بودند
» یک سال بعد نامه ای به خط آقای مقتدایی آمد که امام سلطان حسین را عفو کردند
» آقای فرزانه در حزب جمهوری مأمور شد تا بین مهندس نقیبی و دکتر مهدیزاده تحقیق کند
» اگر یک بام و دو هوا نیست غفاری را هم شریعت کنید
» حوزه علمیه خواهران از امسال شروع به فعالیت کرده است
» کارهایی که در سیستم قضایی ممکن است چند سال طول بکشد به راحتی بر حسینیه حل می شود
» برای اولین بار به همراه فیلم
ما ها معمولا در صحبت های خود در مورد شهرستان از آدم هایی می شنوییم و می گوییم که ده ها سال قبل در این منطقه زندگی کرده اند و خدمتی به مردم آن رسانده اند. ولی بنا به عادت همه ایرانی ها میت را بر حی ترجیح می دهیم و زیاد به خود زحمت نمی دهیم تا آنهایی را که در دور و بر مان هستند در طول یک دوره زمانی نسبتا طولانی بررسی کنیم و بود یا نبودشان را بر فرهنگ ، سیاست و یا هر چیز دیگر شهرستان بسنجیم.
محمد مدنی معروف به ناشرالاسلام گنابادی یکی از همین همشهری هاست که چه ما بخواهیم یا نخواهیم بسیاری از تحولات گناباد را درطول ۵۰ سال گذشته مدیریت کرده است. مردی که در سال ۱۳۱۰ در یک خانواده روحانی به دنیا آمده و در بزرگترین فضای علمی شیعه در روزگار خودش ، نجف اشرف ، درس خوانده. خیلی ها ایشان را تحولی و یا بیشتر انقلابی در روحانیت گناباد میدانند که از اوسط دهه ۳۰ در همه گوشه و کنار شهرستان سرک می کشیده و بازخوانی بر اعتقادات سنتی مردم داشته است.اتاقک کوچکی در حسینیه گناباد اتاق فرمان رهبری او بر جریان های انحرافی شیعه و سپس گروه های انقلابی است.به قول دوستی در یک جمله اگر محمد مدنی نبود شاید همه مردم گناباد الان هر صبح جمعه بر در خانقاه بیدخت به پا بوسی می رفتند.
ایشان به دلیل وجه سیاسی پررنگی که داشته اند مخالف هم در شهرستان کم ندارند. اصولا هر انسانی که جاذبه ای دارد دافعه هم از خود تولید می کند. وی روزگاری پرحاشیه ترین رجل گناباد بودند. اما این روزها چندان میلی به سیاست و بازی های آن نشان نمی دهند
و این بود که ما بالاخره تصمیم گرفتیم وارد دنیای قکری ایشان شویم . دنیای که به گفته خودشان با صوفیه در هم تنیده شده است.
سه شنبه شبی بعد از نماز مغرب وعشاء منزل پدری شان در روستای خیبری.
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر از شما به خاطر فرصتی که به ما دادید.به عنوان اولین سوال می خواستیم از دوران رضاخان و علماء آن دوره بگویید . بزرگان روحانی شهرستان چه افرادی بودند؟
از اینکه بذل محبت فرمودید وبه منزل حقیر تشریف آورده اید متشکرم، البته زمانی که رضا خان از ایران رفت من ده ساله بودم اما روحانیت بزرگی بودند که واقعا مقاومت می کردند
یادم هست شیخ حسین در قوژد بود، در بیلند آخوند ملامحمد صمد، در قصبه شهر میرزا مهدی مجتهد و حاج آقای مدرس ، در مرکز شهرستان سیدعلی و سیدمحمد شریعت، و در اواخر هم حاج شیخ غلامرضا نصیری به جمع این بزرگان پیوست و هکذا پدرم حاج ذبیح الله مدنی.
چه زمانی برای ادامه تحصیل راهی مشهد شدید؟
تصدیق کلاس ششم را که گرفتیم شروع به خواندن درس عربی نزد پدرم کردم و سپس راهی مشهد شدم.
اساتید بزرگ شما آن دوران چه کسانی بودند؟
ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری گذراندم وفقه واصول را در محضر مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و میرزا احمد مدرس یزدی گزراندم ، من آنجا با آیت الله واعظ طبسی هم دوره بود . فلسفه را نیز نزد میرزا جواد آقا تهرانی خواندم . ایشان در زمان جبهه و جنگ با وجود کهولت سن مرتب به منطقه جنگی می رفتند و وصیت کردند هر جا گلولهای به من اصابت کرد همان جا من را دفن کنید داخل شهر نیاورید و مراسم نگیرید انسان بسیار عجیبی بود
از آنجا برای درس خارج راهی عراق شدید. مثل اینکه سه سال آنجا بوده اید و درستان هم در نجف کامل نمی شود؟
بله . درنجف اشرف از محضر آیات عظام حکیم ،شاهرودی ، خویی ، وحید خراسانی ، بجنوردی و… استفاده کردم.
آیت الله خویی یک دوره اصول را در ۶ سال می کردند و من نتوانستم دوره کامل بمانم. به خاطر مسایلی به گناباد آمدم و ماندگار شدم. زیرا شکایات علیه بنده مرا به ژاندارمری و فرمانداری کشاند
ایرانی ها آن سال ها اجازه تردد به عراق را داشتند؟ یعنی گنابادی هم به نجف می آمد ؟
بله ، زوار گنابادی در آن زمان بسیار زیاد بود. هر کسی ۱۵۰ ریال می داد می توانست با اجازه حکومت با اتوبوسی به نجف بیاید. مسیرهم معمولاً گناباد، مشهد، تهران و کاظمین بود.
هم مباحثه اتان کی بود ؟
در مدرسه قوام شیراز با آقای شیخ مجتبی اشرفی از مجتهدین حال حاضر مشهد هم مباحثی ای بودیم.
اگر خاطرتان هست ازفعالیت علمی تان در مدت کوتاهی که آنجا بوده اید توضیحی بفرمایید ؟
بله. یادم می آید آقایی به نام صدر عراقی در آن زمان در نجف منبر می رفت و علیه مجتهدین و فقها صحبت می کرد و آنها را قشری می خواند، و خودش را باطن گرا و اهل طریقت می خواندمن تصمیم گرفتم او را ساکت کنم
خدمت علامه امینی مؤلف الغدیر رفتم و اجازه گرفتم .ایشان گفتند چون شما طلبه هستی و اگر هم در مباحثه شکست بخوری به اصل اجتهاد ضربه نخواهد خورد مشکل ندارد و من سپس راهی مسجد شدم و مناظراتی با او انجام دادم که ب


این رو یادم رفت بگم که آقای مدنی باید دعا گوی همین صوفی ها باشند که اگر اونها نبودند، ایشون چیزی نداشتند برای گفتن و تموم شهرتشون مدیون همین صوفی هاست.
احتمالا گناباد نیوز هم همین زاه رو دنبال میکنه. فعلن که آب هم ازین طرف میره. چرا قورباقه ابوعطا نخونه ؟
صوفی ها هر کار بکنن برای خودشون می کنن. به کسی کار ندارن