مزه خنده با مرد بامزه گناباد
هنر فرد، زماني مشخص مي شود كه بخواهي براي مخاطب محلي بامزه باشي، چون هر شوخي نمي تواني بكني و خيلي از الگوهاي كمدين هاي جشن هاي ملي اينجا جواب نمي دهد، حتي شاید نوعي بي ادبي نیز محسوب گردد.
دیگر همه قبول دارند خنداندن مردم کار بسیار دشواریست. شاید خیلیها اول فکر کنند استعداد ذاتی شان شوخی کردن است اما همینکه از جمع چند نفره رفقایشان جلوتر می روند، به اصطلاح هنگ کرده و میبینند ذوق شان ته کشیده است، در این میان معدود آدم هایی، توان باز کردن نیش مردم را دارند.یکی از آدم هایی که توانسته در این صحنه پیوسته دوام بیاورد، مزه شوخی هایش به سردی نگراید و کهنه هم نشود «استاد تقی لطفی» است.
او یک طنزپرداز محلی در شهرستان گناباد است که حالا با این سابقه درخشانش «پدر طنز گناباد» هم لقب گرفته است؛ مردی خوش مشرب و طناز که ادب مجالس را خوب می فهمد.
شغلش در بیمارستان علامه بهلول گنابادی و میان گرفتاری های مردم است و این او را برای بیشتر شاد بودن و شاد کردن دلها مصممتر هم کرده است، پای حرف های او نشستن قطعا شیرین خواهد بود.
بهمناسبت روز جهانی خنده، یک گفت و گوی خبری را هماهنگ کردیم و در یک شب زمستانی سرد، در منزلش پای سخن های گرم و لطیفش نشستیم.
این هنرمند طنزپرداز ۴۲ ساله گنابادی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، با بیان اینکه کار طنز را به صورت جدی از سال ۱۳۷۶ آغاز نموده ام ، گفت: اولین کار طنز را در سال ۱۳۷۵ برای جشن فازغ التحصیلی خودم ساخته ام که شامل یک شعر طنز و یک برنامه ای با عنوان اخبار عربی بود.
وی ادامه داد: تاکنون در روستاهای دارای ۳ خانوار تا شهرهای بزرگی مثل مشهد و حتی برای تمام ادارات و اکثر مدارس و مهدهای کودک برنامه طنز اجرا نموده و این افتخار را دارم که به صورت رایگان در مراکز خیریه ویژه معلولان، سالمندان و ایتام نیز برنامه اجرا کرده ام.
او در خصوص بهترین هدیه ای که تابحال دریافت کرده، اظهار کرد: در یکی از برنامه هایم ویژه معلولان کم توان ذهنی در شهرستان فردوس، یک تسبیحی از طرف یکی از معلولان به من اهدا شد که بهترین هدیه زندگی من بود که من عهد کرده ام که تا زمانی که زنده باشم آنرا نزد خود نگه دارم.
پدر طنز گناباد با بیان اینکه مردم در قدیم به بهانه ازدواج یک هفته شاد می بودند ، افزود: متأسفانه الآن دوطرف در شبکه های اجتماعی با همدیگر آشنا می شوند و سپس با هم ازدواج کرده و بعد از یک هفته هم طلاق می گیرند.
وی خاطرنشان کرد: همچنین در گذشته مردم هم به یکدیگر کمک می کردند و هم شاد می زیستند؛ به طور مثال در محله ما که اکثر خانه ها گنبدی بود مردم هر روز به صورت دسته جمعی پشت بام خانه یک نفر را کاهگل می کردند و به اصطلاح با این روش ها از حال همدیگر نیز باخبر می شدند که امیدوارم این سنت های حسنه، مجددا در بین مردم رواج پیدا کند.
لطفی اظهار کرد: مردم در قدیم به بهانه دور هم بودن، شاد بودند و صله رحم را بسیار ساده و صمیمی برگزار می کردند که متأسفانه اکنون تجملات و چشم و هم چشمی باعث دورکردن مردم از هم شده است.
وی همچنین بیان کرد: در برنامه ای که حدود یک ماه قبل با عنوان «چراغو» در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناباد برگزار شد از مردم خواستم که تلفن همراهشان را کنار بگذارند و اکثر حاضران نیز این کار را نمودند و تعدادی نیز گفتند با این کار خیلی به آنها خوش گذشته است.
لطفی نظر مردم را در مورد شادی و نشاط متفاوت دانست و تصریح کرد: بعضی ها رقص را یک نوع شادی عنوان می کنند در حالی که اینطور نیست و می توان برنامه هایی نظیر لطیفه گویی را جایگزین رقص نمود و بجای یک گروه ۲۰ نفره، همه حاضران در یک مجلس عروسی را شاد کرد؛ می توان با استفاده از ظرفیت طنزپردازان و استندآپ های مطرح، یک محیط شاد و مفرح را برای همه حاضران در یک مجلس عروسی فراهم نمود.
وی در خصوص بهترین خاطره خود نیز گفت: سال ۱۳۸۵ در یکی از اجراهایم در یک مراکز نگهداری معلولان کم توان ذهنی در شهرستان فردوس، بعد از پایان برنامه یکی از آن کودکان معصوم خودش را در بغلم انداخت و گفت: «انشاءالله خدا به تو یک پسر کاکل زری بدهد که امروز اینجا اجرا کردی» که در آن لحظه هم خنده ام گرفت و هم گریه؛ چراکه ۱۰ سال از ازدواج مان گذشته بود و بچه دار نمی شدیم که سال بعد ما صاحب یک فرزند پسر شدیم.
این طنزپرداز گنابادی همچنین با اشاره به اجرای برنامه در مرکز نگهداری سالمندان اضافه کرد: در یک برنامه ای یکی از سالمندان برایم دعا نمود که انشاءالله به کربلا بروی؛ ظهر همان روز یکی از دوستان تماس گرفت و اسم من را در لیست زیارت نیابتی برای کربلا در یکی از گروه های تلگرامی نوشت که صبح روز بعد، اسم من از میان صدها نفر برای زیارت نیابتی بین الحرمین درآمد.
وی درباره واکنش مردم نسبت به حضورش در محیط کار بیمارستان نیز تصریح کرد: محیط کار بنده برای مردم و بیماران به دلیل عدم شناخت از اتاق عمل گاها استرس زا بوده و ممکن است این استرس و اضطراب برایشان خطرناک نیز باشد ، ولی دیده ام که افرادی که بنده را در اتاق عمل شناخته اند استرس آنها کمتر شده است.
گریه و خنده برای انسان لازم است
پدر طنز گناباد وجود گریه و خنده را برای انسان لازم و ضروری دانست و خاطرنشان کرد: گریه الزاما اندوه ایجاد نمی کند، بلکه باعث سبک شدن دل انسان می شود اما نباید افراط کرد و خود را در محیط گریه آور قرار داد.
وی تصریح کرد: این احساس را کرده ام که می توانم در طنز برای مردم مفید واقع شوم و در ابتدای کارم بیشتر برای دانش آموزان اجرا می نمودم و در طول این چند سال نیز برای همه سنین برنامه اجرا کرده ام؛ ضمن اینکه در یک برنامه ای در مشهد آقای علی نصیریان از بازیگران خوب سینما و تلویزیون نیز حضور داشت و بسیار من را مورد تشویق قرار داد.
این طنزپرداز گنابادی افزود: کارهای هنرمندان طنزپردازی نظیر آقایان رضا عطاران، مهران غفوریان، سیدجواد رضویان و علی صادقی را بسیار دوست دارم و تاکنون از کارهای کمدی آنها الگو گرفته ام.
وی همچنین خنده درمانی را یکی از راه های درمان بیماری های افسردگی و غیره دانست و تأکید کرد: وقتی دلتان گرفته است یکی از راه های رفع این دلتنگی این است که بخندید و بر همین اساس کسی که شروع به خندیدن می کند خواه ناخواه اطرافیان وی نیز شروع به خندیدن می کنند.
لطفی در پایان عنوان کرد: آرزو میکنم که مردم سرزمینم همیشه دلشان شاد باشد و غم و غصه ای نداشته باشند تا بتوانند راحت بخندند و امیدوارم خداوند این مسائلی که باعث غمگین کردن مردم می شود را از این سرزمین دور کند.
گزارش از مهدی محمدی نوقابی؛ خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان
بازدید: 1178