مرز باریک پوپولیسم و مردمداری در سیاست!
اين روزها هركسي را در فضاي سياسي ايران مي خواهند بزند مي گويند پوپوليست است. اصطلاحي كه بر سياستمداراني اطلاق مي شود كه موج سواري روي توده هاي مردم را بلدند. افرادي كه ظاهرا در جمع مردم اند اما پريشان احوالند.
این روزها هرکسی را در فضای سیاسی ایران می خواهند بزند می گویند پوپولیست است. اصطلاحی که بر سیاستمدارانی اطلاق می شود که موج سواری روی توده های مردم را بلدند. افرادی که ظاهرا در جمع مردم اند اما پریشان احوالند. تحریک احساسات مردم می کنند اما سیاست اقلیتی را پیش می برند. راه های ساده برای مشکلات بزرگ دارند و مردم درکوتاه مدت برایشان هورا میکشند اما اندکی بعد از سوی مردم پس زده می شوند.
در کنار واژه پوپولیست ،معنای مثبتی هم وجود دارد که در ادبیات ما آن را مردمداری می گویند. یک کنش سیاسی مستمر که پیشینه آن به قبل از دولت های مدرن بر می گردد و یک روش بومی و کارآمد در مدیریت جامعه است. بیشترین مثال ها در این نوع از رابطه حاکمان و مردم را می شود در سیره برخی از روحانیت دید. نمونه های مطالعاتی آن در کشور زیاد است .یکی از آنها هم بیخ گوش خودمان است. حجت الاسلام محمد مدنی ، ناشرالاسلام گنابادی!
برای حداقل نیم قرن، ناشرالاسلام در عرصه سیاست گناباد فعال بوده. او مردمدار بود نه اینکه منتقد نداشته باشد که تندترین آنها را دارد. نه آنکه از سیاست گریزان باشد بلکه همیشه در اوج بحران ها حضور داشت. نه اینکه همیشه با لبخند کارهایش را جلو برده که خشم او را همه دیده اند. ناشرالاسلام منش سیاسی خاص خودش را داشت که هنوز هم در شهرستان گناباد محبوب است.
اول آنکه ایشان هم در سطح توده ها فعال بوده و هم در سطح سیاسیون. مرام اش این بوده که همیشه در مراسم عزاداری، تشییع جنازه و جشن های مردم در روستای مختلف شرکت می کرد. بسیاری از اهالی مناطق را با نام و شهرت می شناسد و حتی به اندورنی انها با میل و رغبت رفت و آمد می کرده. از آن سو رابطه اش را با سیاست مداران هم حفظ می کرد. از رفتن به اتاق فرمانداران و نشست و برخاست با رییس جمهور ، وزیر و وکیل ابایی نداشت و در گفتگو با آنها کم نمی آورد. نشنیده ایم جایی از ترس دستش بلرزد و برای حرف زدن واژه کم بیاورد .
دوم آنکه یک عمل گرایی واقعی است. وقتی برای رفع مشکلی پیش می روند تا انتها پیگیری می کند و تا خاطرش جمع نشود گوشه ای نمی نشیند.این عمل گرایی خصلت “تصمیمی گیری در لحظه” به مدیران می دهد. جایی که منتقدان هم ظهور می کنند و کم کم اختلافات بالا می گیرد. مخالفان ناشرالاسلام هم کم نیستند و این برای یک مدیر اجرایی اصلا عیب نیست. مهم آن است که مدیر در زیر فشار انتقادها شل نشود و کناری ننشید و بگوید ما را چه به این کارها ، بریم دنبال دین خودمان! جمله ای که خیلی از علما گفته اند و از سیاست و اجتماع گریزان شده اند اما منش ناشرالاسلام بر خلاف این طیف بوده است.
سوم از ویژگی های جالب توجه ناشرالاسلام مداومت سیاست در اندیشه اوست. در خاطراتش بارها دارد که با حاکمان دوره شاه هم دهن به دهن شده تا مشکلی از مردم حل شود. گفتگو با رییس شهربانی و ژاندارمی و … بر خود عیب نمی دانست تا گره گشاده شود. اما حواسش بوده این تماس ها مرامش نشود. بعد از انقلاب هم با همه گروه ها کار کرده. چه آنهایی را که تایید کرده چه آنهایی که در لیست مقبولش نبوده اند. این اتصال برای حضور سیاسی در جامعه فقط با پشتوانه مردمی ممکن است.پشتوانه ای که هیچ شباهتی به پوپولیست ندارد.
اما زندگی شخصی ناشرالاسلام بهترین نماد مردمگرایی اوست. سیاستمداران پوپولیست بعد از اندک زمانی ثروت انبوه را حق طبیعی خود می دانند و در میان شعارهای آرمانی حواسشان به حساب بانکی شان هست تا ره صد ساله را یک شبه بروند. اما بساط زندگی حجت الاسلام محمد مدنی عیان تر از این حرف هاست. هنوز در روستای خیبری می نشیند و خودش تا توانی بود به باغ شخصی اش می رفت و کار می کرد. سهمی از دنیا نبرد با اینکه یک قسمت از زندگی کاری اش را با تجار و ثروتمندان گذراند افرادی که به حسینیه می آیند تا خمس و زکات بدهند و رفیق ناشرالاسلام هستند. اما الگوی مردمداری در سیاست به این جمله که “من چه کم از آنها دارم” و حق من است که ثروتمند باشم ” ختم نمی شود.
همه این ها را کنار این بگذاریم که ناشرالاسلام نه نماینده دولت بوده و نه بر صندلی حکم رانی رسمی نشسته است اما قدرتش همیشه بیش از آنها بوده است. او خود را طلبه ای دیده که اول از همه باید درس حوزه بدهد و جوانان را به ذی طلبگی علاقه مند کند.این رفتارکند و پوپولیست ها کجا!
جان کلام آنکه محمد مدنی ناشرالاسلام گنابادی هنوز هم حس همان جوانی دارد که دهه ۳۰ از نجف به گنابائ آمد و دنبال آبادی دین و دنیا مردمش بود. او در بادها و کوران های زمانه چندان تغییری نکرده حتی منتقدان هم همین را می گویند!
احمد یوسفی