کارخانه آدم سازی!
چرا در گناباد مدیران خوب ساخته نمیشوند و کسی در استان و کشور رشد نمیکند؟
یکی از دوستان اهل سمنان به شوخی میگفت اگر صادرات خراسان زعفران است و اگر مازندران خاویار تولید میکند. ما مدیر صادر و رییس جمهور تولید میکنیم. اشاره اش به احمدی نژاد و روحانی بود که هر دو سمنانی هستند و البته با گوشه چشم گفت کاظم جلالی را هم در آب نمک داریم برای سال های آینده!
وقتی حرف میزد من به چشمانش نگاه میکردم اما در فکرم به گناباد می اندیشیدم. آیا ما در گناباد مدیر تولید کرده ایم؟ آیا شده یک آدم عادی را در سیستم اداری کشور کم کم رشد دهیم. اول کارشناس اداره باشد. بعد مدیر اداره شود. بعد یک جوری در سیستم استان جایش دهیم بعد برایش اینجا و آنجا فرصت سازی کنیم تا در وزراتخانه اش بالا برود و برای خودش کسی شود و بهتر از برای شهرش کاری بکند؟!
کافی است به مدیریت برخی ادارت گناباد در چند سال گذشته نگاهی بیاندازیم. حداقل سه الگوی مدیریتی را شاهد بوده ایم.
- مدیر اداره بعد از جلسه تودیع و معارفه . کارت بازنشستگی اش را گرفته و با زن و بچه مستفیم رفته اند سفر تا خستگی از تنش به در شود.
- مدیر اداره در جلسه تودیع و معارفه یک لبخند هم نزد. کاملا معلوم است از این تغییر ناراحت است. روز بعد هم از گناباد اسباب کشی کرده و گفته دیگر به این شهر نخواهد آمد.
- مدیر بعد از جلسه تودیع و معارفه هیچ کجا نرفته و یک صندلی عقب آمده است و فردا مثل روز قبل به اداره آمده یعنی شده همان کارشناس معمولی که قبلا بوده است.
بسیار تلخ است اما این سه مدل رایج ترین چرخش نخبگان در گناباد است و کسی نیست که بگوید در نهایت برای شهرستان سودی داشته است. شاید تقصیر از خود طرف نباشد. باید از مدیران ارشد شهرستان سوال کرد. اینکه همیشه دنبال افرادی بوده ایم که حاشیه نداشته باشند. سرو صدا نکنند. ارام جلساتشان را بروند، نامه ها را امضا کنند و هر وقت فرماندار و نماینده اراده کرد صندلی عقب ماشین بشینند و مشهد و تهران بیایند.
اگر مدیریت را کارخانه آدم سازی بدانیم و انتخاب مدیر را به عنوان سرمایه گذاری حساب کنیم آن روزی که دنبال جانشین افراد هستیم کمی بیشتر دقت میکنیم. وقت، بودجه و امید و تدبیر جامعه را دست فردی بدهیم که دو سال بعد استان دنبالش باشد و او ناز کند. مدیر ارشد گناباد تلاش کنند او را فرزند خود بدانند و برایش موقعیت بسازند.
چه قدر حس خوبی است وقتی وارد یک سازمان می شوی و میگویی من گنابادی هستم و آنها میگویند اتفاقا چند گنابادی اینجا داریم . مدیر فلان جا و فلان جا. اگر این مدیران در داخل شهرستان ساخته شده بودند فضیلت بیشتری داشت ولی اکثرا موفقیت خود را مدیون مسئولین شهرستان نمی دانند.
در خیلی از شهرهای کشور وقتی فرماندار، امام جمعه و نماینده میخواهند به مردم بگویند چه کرده اند جدای از آجر و سیمانی که آورده اند و بودجه ای که جذب کرده اند به صادرات مدیر و نخبه هم می پردازند و آن را به اشتباه فرار نخبگان نمی گویند.
متاسفانه ما در این زمینه موفق نبوده ایم. مدیرانی که آوردیم و رفتند الان در جای بهتری نیستند و این یعنی چرخه باطلی که تکرار میشود