اتاقکی در طبقه دوم

دسته: سياسي
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۲۳ خرداد ۱۳۹۵

حمیدرضا بنایی نماینده مردم گناباد و بجستاننگاهی به جایگاه دفتر مردمی نماینده/ما یک تجربه بلند مدت از دفاتر نماینده های مختلف داریم. یک الگویی مشترک که علاقه ای به تغییر ساختار آن هم وجود نداشته است. حتی ظاهر دفاتر مردمی شبیه هم بوده اند

 

اتاقکی در طبقه دوم با راهرویی موکت شده. یک میز و چند صندلی انتظار و گلدانی بی روح در گوشه اتاق که موکت کم آورده است. مسئول دفتری خوش رو که بیش از همه کارش گرفتن نامه های مردم است. چند نفر منتظر ملاقات نماینده هستند مثل مطب دکتر! یکی داخل میشود و یکی خارج میشود. همه هم به لهجه محلی صحبت میکند که مشخص شود اینجا به شدت مردمی است. چایی هم پیدا میشود البته اگر کارت زود تمام نشود.

سال هاست که الگو همین بوده.این تشکیلات از همان ابتدا معلومه قرار نیست کار خواستی بکند. فقط یک رابط و در بهترین حالت یک مسهل کننده دیدارهای نماینده با مردم است. نماینده باید خود را مردمی نشان دهد و بگوید با بقیه ادارات فرق دارد و همیشه هم مشتاق دیدار شماست. گویا این خوبی است.

اما چرا این اتاق ها همه شبیه هم هستند و مشکلی را حل نمیکنند؟

ایراد دوره های قبلی مجلس این بود که نماینده ها به شدت فرد گرا بودند. وکالت مجلس، نهادی نشده و در فردیت یک شخص باقی مانده است. یک نظریه قدیمی بود که هر چه دفتر دستک کمتر، فرصت با مردم بودن بیشتر و خدمت فراگیر تر. این نظریه ضد نهادی، هر تشکیلاتی که روابط مردم با نماینده را پیچیده تر کند به سرعت رد میکند. غافل از اینکه پیچیدگی دفتر از تخصص نشات میگیرد و هر کاری باید مسیر خاصی را طی کند.نماینده هم یک مدیر ارشد کشور است. وقت او بسیار با ارزش تر از یک مدیر شهرستانی است که دو منشی هم دارد. اما وکلای مجلس حاضر نبودند اختیاری را به دیگران تنفیذ کنند و اطرافیان را بالاتر از مشاور ارجی بنهند.همه چیز باید به آنها ختم میشد و شکل و شمائل رابطه با مردم هم تغییری نکرد.

وحشتناک ترین تصویر آن بود که نماینده روی صندلی اش در اتاق نشسته و یکی از همشهریان درخواست وامی می کند.بیست نفر هم بیرون اتاق بلند بلند صحبت میکنند و منتظرند تا نماینده برای پسر بیکارشان، کاه گاوداری شان و هزینه بیمارستانشان و آسفالت کوچه شان نامه بنویسد. نماینده هم شروع میکنه یکی یکی حرف زدن و با آرامش خاصی نامه نوشتن به هر کجا و هر کسی که شد. همزمان گوشی اش زنگ میزند که جلسه هفته آینده کمیسیون درباره یک طرح ملی اوکی شده و باید فردا به تهران برود. فرماندار هم دم در منتظر است تا باهم سری به یک روستا بزنند. پسر عموی خاله همسایه شان هم آمده عریضه ای دارد میخواهد باپارتی بازی زودتر وارد اتاق شود. تلفن بعدی از وزارت صنعت است برای جواب شفاهی وزیر. تلفن بعدی هم از وزارت ارشاد است درباره لایجه جدید دولت. مردم هنوز پشت درب صف کشیده و منتظر دیدار. نماینده همزمان همه این کارها را میکند و خوشحال است که عجب دفتری دارم!

با هیچ نظریه ای نمیشود این مدیریت را عقلانی دانست اما نه دوره است که این سازه وکیل و موکل اجرا شده است.

این روزها دفتر مهندس بنایی هم راه افتاده است. امیدها دوباره بالا رفته که این دفتر بتواند نظم  عقلانی ابزاری را بر مدیریت شهرستان و درک مشکلات مردم حاکم کند. بنایی و حلقه یارانش میتوانند مانند گذشته باشند بودن هیچ گونه نارضایتی مردمی. اما تجربه نشان داده دفتری که محفلی اداره شود  کاری از پیش نخواهد برد.

امیدوارم مهندس بنایی، مسیری دیگر بپیماید و کارآمدی دفترش را بالا ببرد. اگرچه وقتی فهمیدم دفتر باز در طبقه دوم است کمی ترسیدم!

 

 

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 957
برچسب ها:
دیدگاه ها