تب توسعه ! 

دسته: اقتصادي , صنعت و معدن
بدون دیدگاه
پنجشنبه - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

tosee3آنقدر خوشحال بودم که چرخ توسعه در گردش است که اصلا حالی ام نشد که این برای بار سوم است که از گلنگ زنی کارخانه عکاسی می کنم!آن روزها باد موافق برای کارخانه فولاد بود. همه می گفتند گناباد راه خودش را پیدا کرده است. یک کارخانه فولاد بزرگ و بعد کارخانه های کوچکتر و محصولات جانبی آن تنها راه نجات است. همه مسئولین شهرستان در باب نیاز به کارخانه ای راهبردی صحبت می کردند و مزیت هایی که ما می توانیم داشته باشیم و شکر خدا الان داریم. صحبت از کاویان بود و از آن بالاتر هم پیالگی با فولاد مبارکه. چه شب ها که از جلسات مدیران و نخبگان و فعالان شهرستان نشئه بیرون آمدیم و تا صبح از گرمای کوره ذوب فولاد تب کردیم.

دو سال بعد کارخانه سیمان، راه گشا بود. هم سفیدش و هم خاکستری اش. هماهنگی ها شده بود و باز کلنگی بر خاک های کلوتی شهر نشست. این بار پای میلیاردر های تهرانی در میان بود و چک اش را هم کشیده بود. فقط مانده بود سیم برق بکشیم تا چراغش روشن شود.
زمانی حرف تراکتورهایی بود که به خارج صادر کنیم. زمانی دیگر از پتروشیمی گفتیم و شنفتیم. دوره ای گفتیم ما قطب برق دانشگاه آزاد هستیم. الان است که چند نیروگاه بزنیم و علم را به صنعت پیوند دهیم. بگذارید آقای جاسبی از جلسه بیرون بیاید! چند سال هم آنقدر برای پرواز های فرودگاه بین المللی و هتل های ۵ ستاره اش فریاد زدیم که آسمان هم شرمنده ما شد!
البته در کنار این نگاه های جمع گرایانه، برخی افراد هم یک تنه دنبال توسعه رفتند. از آن کسی که گفت کارخانه قند می زنم و آنکه می خواست کاری کند هیچ کس در ایران دیگر زعفران قائنات نگوید تا آن پولداری که گفت سفال را به من بسپارید و آن که در مراسم ختم شیخ بهلول خندید و گفت ره صد ساله را یک شبه رفتیم!
این ها حرف های عوام کوچه و بازارها هم نبود. همه آدم ها، همه آنهایی که سرشان به تن شان می ارزد و برای شهرستان دغدغه دارند از توسعه می گفتند. با کسی هم شوخی نداشتند. کسی جرات نداشت تشکیک کند و ان قلت بیاورد. فضای روانی سنگین در هر دوره را خوب یادمان هست. هر دوره هم انگار یادشان می رفت که دو سال قبل دنبال چه بودند و چه تب ها کردند و چگونه سرد شد.🌿🌿🌿

حالا دوباره صحبت از توسعه است. از اینکه ظرفیت های شهرمان چقدر زیاد است و ما چقدر خوب می دانیم که چه کنیم. این بار قرعه به نام “میراث فرهنگی” خورده است. همه دنبال آن هستند که یک مجموعه تفریحی ، تاریخی می تواند بهترین باشد. همه از قنات ۲۵۰۰ ساله و بوم گردی و کویر نوردی می گویند. از اینکه هزاران توریست چقدر در گناباد خوش می گذرانند. جالب آن است که می گویند سرمایه گذاران هم آمده اند و دل در خم ابروی ما گذاشته اند و بزودی برمی گردند. حتی یکی از مسئولین به مخالفین احتمالی تشر زده که نمی گذاریم حاشیه سازی کنید و جلوی توسعه شهر را بگیرید.
بدون شک توسعه، مقوله سنگینی است. قسمتی از آن به دست ماست و قسمت اعظم اش استانی و ملی است. می شود همه مشکلات و نشدن ها را گردن آنها انداخت ولی کمی مواظب خوشحالی امروزمان باشیم.
ای کاش این بار مثل دفعه های قبل نباشد. ای کاش به نتیجه برسد. ای کاش توسعه شهرمان را سریع تر ببینیم. ای کاش ، ای کاش ، ای کاش….

احمد یوسفی


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 614
برچسب ها:
دیدگاه ها