دلربایی کلوت در همین حوالی

دسته: دسته‌بندی نشده
بدون دیدگاه
پنجشنبه - ۵ فروردین ۱۳۹۵

 

 

 

 

 

 

 

 

راه زیادی نیست. آن سوی جاده سنتو، روستای مند و بیلند را که رد کنی چشمت به درختان بلند جنگل قوژد می افتد. قوژد روستای قدیمی است از اسمش معلوم است. کاروانسرایی قجری و سالم دارد و همچنین ایوان بلند مسجد جامع. اما هدف سفر ما چیز دیگری است. از میانه روستا به سمت چپ می رویم. جاده حاجی آباد یا همان جاده عمرونی. از کنار قبرستان قدیمی قوژد که خود داستان ها دارد و سنگ های تاریخی اش معروف است، عبور می کنیم. هنوز ۵ دقیقه ای نرفته ایم که باید واردخاکی شویم. از اینجا به بعد همه چیز کویر است. آن هم از نوع کلوت.

بعد از حدود ۱۰ دقیقه رانندگی  جاده خاکی، محسن حیدرنیا ، سرپرست گروه  ، دستور توقف بیش از ۵۰ اتومبیل را می دهد. همه دور تا دور محوطه ای می ایستند. معلوم است که بقیه مسیر باید پیاده رویی کنیم.

حرف اول حیدرنیا، نظم است و حرکت در یک ستون. این را شوخی و جدی چندین بار تکرار میکند. حدود ۳۰۰ نفر هستیم. اولین کویر نوردی است که به صورت خانوادگی برگزار میشود. زن ها و بچه ها در جمع زیاد هستند پس باید اردوی آرامی باشد. بدون هیجان و سختی راه. همین طور هم بود. ولی آنچه که دلربایی میکرد کلوت ها بودند  با خاک های نرم شان و شکل و شمایلی که باد و باران برایشان تراشیده بودند.

حداقل سه نوع سازه کلوتی را در این سفر نیم روزه دیدیم. اول تپه ها بودند. هنر دست باد در مجسمه سازی. ساده ترین شکل همان است که همه میدانند مثل یک نیم دایره و گنبد مسجد. اما شکل ها خیلی فراوان بود. انبوهی از سازه های کلوتی که در طول سال ها با بادهای فصلی و باران های تند سیلابی  قیافه های نَشَخول ( عجیب و غریب ) داشتند.

سازه بعدی  دره ها بودند.  عمق شان در برخی جاها از ۵۰ متر هم بیشتر میشد. دیوارهای بلند و نرم که  نوع تراش خوردشان جالب است و هم سایه هایی که خورشید برایشان خلق میکند. وارد شدن ۳۰۰ نفر به عمق دره آن هم زن و بچه ها چندان راحت نبود. از یک طناب کمکی توسط بچه های هئیت کوهنوردی شهید فیاضی استفاده کردیم. باران اول صبح روز ۴ فروردین ۱۳۹۵ کف دره را گلی کرده بود. مجبور شدیم از برخی زیبا ها دل بکنیم ،مسیر نامناسب شده بود. آنچه که درون این دره های بلند و کشیده خیلی شعف انگیز بود. نشانه های از  مسیر تونل قنات ها بود که سال ها قبل استفاده میشده. روی دیوار دره قسمتی از سفالینه هایی است که کوره قنات را پوشش می دهند. آنچه که قطعی است در دوره ای از اینجا  قناتی رد میشده و احتمالا برای روستاهای پایین دست آب می برده ولی حالا در هجمه کلوت همه اش نابود شده است.

سازه سوم.  غار است. تاریک و نمناک. در میانه تپه ها مخفی است و به این راحتی ها پیدا نمی شود. این را از قبل نشان کرده بودند و برخی برای تماشایش رفتند. قسمتی از آب باران اول صبح هم وارد غار شده بود. برخی نگران بودند مارهای غار به تکاپو افتاده باشند. پس خیلی داخل نشدند. میشد برای همین غاز به تنهایی یک روز کامل را اختصاص داد اما زمان زیاد نبود و گروه برگشت.

گستردگی کویر به اندازه وسعت دید انسان است. مردمک های چشم مان  توان هضم این تصاویر را نداشت. دوست داشتی همه اش بدوی از این سو به آن سو. از روی تپه هایی که نرم بود و چند سانتی تو را به داخل میکشید. دوست داشتی بشینی و هر سوراخی را دیدی  کنکاش کنی تا عمقش را بفهمی. از همه بامزه تر مورچه هایی بودند که در این کلوت دنبال روزی بودند. نرم باران سحرگاه آنها را هم به تکاپو انداخته بود.

 چه کسی فکر می کرد جایی به این زیبایی در همین حوالی باشد. از مرکز شهرستان کمتر از نیم ساعت فاصله داشت. می شد با خانواده بیایی و ساعت ها اینجا خوش باشی. سال ها بود  حسرت این چنین گروه هایی در شهرستان وجود داشت. آدم های کاربلدی که همه سوراخ سمبه ها را از خود کرده اند و تجربه شان را به اشتراک می گذارند.حالا اداره میراث فرهنگی گناباد با گروه کوهنوردی شهید فیاضی لینک شده اند و اولین اردو را برگزار کردند. همه چیز عالی بود.

فقط یک چیز کم داشت. با این جمعیت زیاد از سکوت کویر محروم شدیم اما می دانم همه این آدم ها دوباره به اینجا خواهند آمد. هیچ کس با نیم روز کویر نوردی آرام نمی گیرد.

احمد یوسفی

 

 

 

 

K6

 

 

 

 

 

K7

 

 

 

 

 

 

 

 


K8

 

 

 

 

K9

 

 

جایگاه  قنات ها روی دره مشخص است

 

 

 

 

 

 

 

 

K3

 

 

 

 

 

K2

 

 

 

 

 

 

 

 

K1

 

K4

 

 

 

 

 
K5

قطعه ای از  سفال های  قنات های مخروبه

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1561
برچسب ها:
دیدگاه ها