شیخ محمدتقی بهلول در گذشت /حسادت برای آن کسانی است که قلبشان مشغول به دنیاست
شیخ محمدتقی بهلول گنابادی فرزند نظام الدین در سال ۱۲۷۹ شمسی در روستای بیلند گناباد متولد شد. در کودکی به مکتب پدر رفت و به فراگیری قرآن کریم همت گماشت. در هشت سالگی موفق به حفظ کل قرآن شد. دوره سطح مراکز تحصیلاتش از قبیل: شرح لمحه، مطول تفتازانی و حاشیه را نزد پدر فرا گرفت. بیشتر از هر چیز، واقعه مسجد گوهرشاد نام این عارف وارسته را که در آن زمان ۲۸ سال بیشتر نداشت بر سر زبان ها انداخت. واقعه ای که در آن شیخ محمد تقی بهلول سخنرانی کوبنده ای را علیه رضاشاه انجام داد
و بعد از سخنرانی پلیس به مسجد ریخت و عده زیادی را به شهادت رساند، اما ایشان جان سالم به در برد. بعد از آن شیخ به افغانستان گریخت و تقاضای پناهندگی کرد اما دولت افغانستان به دلیل نداشتن گذرنامه وی را زندانی کرد. شیخ بیش از ۳۰ سال در زندان های افغانستان به بدترین شکل ممکن زندانی بود. وی در سال های پس از پیروزی انقلاب در خراسان به سر می برد و به وعظ و هدایت و راهنمایی مشغول بود. این عارف ربانی علاوه بر تسلط بر ادبیات عرب از ذوق سرودن اشعار نغز و طنز نیز برخوردار بود. بیش از ۲۰۰ هزار بیت شعر سروده بود و ۵۰ هزار بیت شعر از دیگر شاعران از بر داشت. این مجاهد فی سبیل ا… حتی در روزهای آخر عمر نیز دست از تلاش و کوشش برنداشت و همواره با وجود کهولت سن به ورزش هایی چون شنا، کوهنوردی و پیاده روی های زیاد می پرداخت. شیخ بهلول در روزهای آخر عمر در بیمارستان خاتم الانبیا بستری شد و بالأخره در روز یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۴ پس از ۱۰۵ سال عمر با برکت چشم از جهان فرو بست.
حسادت برای آن کسانی است که قلبشان مشغول به دنیاست
آیت الله قرهی گفت: حسادت برای آن کسانی است که قلبشان مشغول به دنیاست. پیامبر(ص) میفرمایند: مخلصین عالم قلبشان به آن چیزی که می بینند، مشغول نیست «وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَى عَیْنَاهُ».
آیت الله قرهی نکته ای اخلاقی بیان کرده که متن آن برای علاقه مندان در پی می آید؛ خدا علّامه بهلول را رحمت کند که بالجد در حیاتش اجحافاتی هم شد. ایشان که این همه برای نظام زحمت کشیدند، در زمان رضاخان قلدر و جریان کشف حجاب در مشهد، آنگونه در مسجد گوهرشاد سخنرانی کردند، حافظ قرآن، احادیث، اشعار، مسائل و مطالب دیگر بودند، اجتهاد داشتند، در آخر عمرشان قبایشان پاره بود، فرمودند: یک قبای کهنهای از طلبهها بگیرید، آن را بپوشم؛ چون دیگر آخر عمر من است، اگر بخواهم قبا بخرم اسراف است.
به ایشان گفتند: شما چه زاهدی هستید!؟ جواب دادند: من زاهد نیستم – گرچه واقعاً زاهد بودند امّا تواضع را در مخلصین عالم ببینید – زاهد، این سیّد عظیمالشّأن، رهبر انقلاب است که در اوج قدرت و مکنت، صاحب کشور، این همه اموال، امّا در دو اتاق زندگی میکند و آن زندگی ساده را دارد.
با این که علّامه بهلول(اعلی اللّه مقامه الشّریف) دهها سال از رهبر بزرگوار بزرگتر بود، امّا فرمود: من زاهد نیستم، ایشان زاهد هستند. بالجد هم فرمایش ایشان درست است و این فرمایش هم نشانه اخلاص ایشان است.
عزیزان! یکی از خصایص مخلصین عالم این است: ولو به لحظهای حسادت در وجودشان نیست- این را به عنوان کد به ذهنتان بسپارید – چون قلبشان مشغول به دنیا نیست. حسادت برای آن کسانی است که قلبشان مشغول به دنیاست. پیامبر(ص) میفرمایند: مخلصین عالم قلبشان به آن چیزی که می بینند، مشغول نیست «وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَى عَیْنَاهُ» .