پیام رهبری به غرب؛ بیدار باش به مسئولین فرهنگی
آمدیم تا بگوییم تنها نیستی. سالهاست صدای هل من ناصر جد غریبت، را از حلقوم تو میشنویم. اما تاریخ تکرار پذیر است و ما ، همان کردیم که کوفیان با علی و حسین علیهما السلام کردند. ما را ببخش که حرفهایت روی زمین ماند. رسالت جهانی خودمان را از یاد بردیم و از ولایتت به شعاری و قاب عکسی اکتفا کردیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
رهبرا!
اماما!
دیر آمدیم اما آمدیم!
آمدیم تا بگوییم تنها نیستی. سالهاست صدای هل من ناصر جد غریبت، را از حلقوم تو میشنویم. اما تاریخ تکرار پذیر است و ما ، همان کردیم که کوفیان با علی و حسین علیهما السلام کردند. ما را ببخش که حرفهایت روی زمین ماند. رسالت جهانی خودمان را از یاد بردیم و از ولایتت به شعاری و قاب عکسی اکتفا کردیم.
آن روز که همه دنبال نام و نان بودند تو شبیخون فرهنگی دشمن را برملا کردی. در بحبوحه نزاع های حزبی و انتخاباتی نگاه ما پیش پایمان را هم نمیدید ولی تو “علی بصیره انا و من اتبعنی” گویان افق های دور دست را برای فتح الفتوح اسلام نظاره گر بودی.
به ما گفتی که جهان در آستانه پیچ تاریخی قرار گرفته و امر فرمودی که مسلح به سلاح علم و ایمان، با دنیا ارتباط بگیریم و افسران جنگ نرم باشیم. اما ما بجای دویدن نشستیم تا تو راهمان ببری. خودت کارها را انجام دهی و ما پشت سرت بیاییم و شعار دهیم. جان نثارانی بودیم که تو را سپر خودمان کردیم!
ما را ببخش
در این لحظات منتهی به ظهور و در این پیچ پر خطر تاریخی، باز خودت دست به قلم شدی و به عمق تفکر واژگون غربی تاختی، چنان که لرزه بر اندام دنیادوستان مادیگرایان افکند که قلمت قلمِ ” والقلم و ما یسطرون” بود!
در موج حملات ناجوانمردانه به پیامبر رحمت و مهربانی این تو بودی که وجدان آزاد اندیشان جهان را بیدار کردی و کاری که سالها از ما خواسته بودی را خود انجام دادی.
آقا جان! نامه ات خواب از چشمانمان برد. ما خفتگانی که در پناه کشتی امان انقلاب به سایه ی بلندت بر سرمان دل خوش کرده بودیم. تو خوب ولایت داری کردی و ما چه بد ولایت مدارانی بودیم.
ما را ببخش
ای رهبر آزاده!
ما آماده نبودیم. ما نشستیم و فقط نظاره گر تو بودیم که چگونه خط دشمن را میشکنی. صولت حیدری ات و برق شمشیر کلامت ما را از جا کند!
دیر آمدیم اما آمدیم.
آمدیم تا پرچمی که برافراشتی به سر منزل برسانیم. نوشته ی مهربانانه ات رنگ و بوی ظهور داشت. عطر خوش یار از دیده نهان مشام جانمان را پر کرد.
آمده ایم تا اینبار معبری که تو برایمان باز کردی را طی کنیم. آمده ایم تا از کاروان منتظران عقب نمانیم. آمدیم تا با چشمان باز آمدن امام مان را، این عظیم ترین حادثه تاریخ را شاهد باشیم و خودمان را در معرض نفحات روح بخشش قرار دهیم.
دست بیعتمان را سویت دراز میکنیم و سربند شهادت می بندیم و با تو می آییم.
هر که دارد به سرش شور و نوا بسم الله…