تفسیر جهان به جان تغییر جهان
۱۷ مرداد روز خبرنگار بود. روز آدم هایی که باید یک ویژگی خاص داشته باشند تا در کارشان موفق باشند و آنهم این است که اصلا ویژگی خاص نداشته باشند!
خبرنگارها باید توانایی تعامل با هرگونه انسانی در جامعه را داشته باشند. هر چیزی می تواند برای او سوژه خبری باشد پروریده شود و تبدیل به متن شود. شرط اول آنکه به این توانایی برسد گوش بودن برای هر اندیشه ای است. خبرنگار نباید هیچ ایده ای در هیچ زمینه داشته باشد. شکل گیری هر نوع جهتی فضا را برای اندیشه دیگر می بندد. وقتی کسی خبرنگار شد و با همه نشست و برخاست کرد زمانی نمی گذرد که می فهمد از خودش و جامعه اش جدا شده و از بالای زمان و مکان به سوژه ها می نگردد. وقتی با صنعتگر می نشیند مهمترین مسئله جامعه را صنعت بداند وقتی با فرهنگی بشیند فرهنگ را اصل بگیرد و بقیه را فرع.
وقتی با سیاست مدار همین طور. دغدغه هر صنفی باید برای او شناسایی شود. بعد از مدتی در می کند خیلی اندیشه ها شبیه هم است و همه خود را محور می دانند و دیگران را در اطراف خود. اما او باید خود را چون روغنی در لابه لای چرخ دنده ها در جریان ببیند. اصل آن است که جامعه را بفهمی نه آنکه آن را تغییر ندهی. تغییر آخرین مرحله است. وقتی جامعه را خوب فهمیدی و آن را برای مردم خوب تر تفسیر کردی. کم کم همین تفسیر بنای تغییر می شود.
هیچ عجله ای برای تغییر نیست. تغییر زود رس یک عقب گرد است. هر کسی از ظن خود را جامعه را فهمیده است اما خبرنگار خوب، باید به همه آنها بخندد که آنها هر کدام از دریچه خود دیده اند و اوست که در یک روز پای منقل ده جور آدم نشسته اما دودی نشده است. نگاه ارگانیکی به جامعه یک مزیت است که نصیب هر کس نمی شود برای همین هر کسی خبرنگار خوب نمی شود. این روز مهم روز آدم هایی که نباید دیده شوند تا موثر باشند گرامی باد.
احمد یوسفی رهنی