کاسه ی ماست در گناباد

برخی ها دنبال گناباد بزرگ نیستند چون معتقدند اگر گناباد بزرگ شود کاسه یی ماست هم گیر آنها نخواهد آمد. این تفکر بین گناباد و شهرهای دیگر تفاوتهای اساسی ایجاد کرده است. مثلاً می توان تفاوتهای زیر را اشاره کرد:
در گناباد به فکر تغییر نیستیم. در گناباد مدیری خوب است که وضع موجود را حفظ کند تا صدای مردم در نیاید اگر مدیری ابتکار نشان دهد و کاری نو بکند حاشیه ساز می شود. پس مدیر حاشیه ساز بدرد نمی خورد کسی هم که کار کند حاشیه دارد. در شهر ما آیا می توان عکس تمام قد کسی که برای گناباد کار می کند را بزنیم و حاشیه درست نشود مثلاً می شود عکس یک جوان گمنام که چند شغل ایجاد کرده را سر چهار راه بزنیم یا فقط در شهر ما باید عده یی خاص چهره شوند. در گناباد تندیس های ۲۰ یا ۳۰ ساله مدیریت رو نمایی می شود بدون آنکه خدمات افراد در نظر گرفته شود در حالیکه خیلی اوقات عمر یک مسئول کوتاه بوده ولی خدمات قابل توجهی انجام داده مثل افسری، شهرداری که بازگشایی بسیاری از خیابانها اصلی را مدیون اوییم.
در گناباد سرب می ریزند در دهان منتقد. در گناباد باید که پاچه خوار بود نه کارآمد. در گناباد خودی های مذمومند و غریبه ها گل سرسبد. نفاق مطلوب مدیرانی شده که قصد دارند چند سالی بیشتر مدیریت کنند. در گناباد سطح توقع مردم را پایین نگه می دارند تا ناکارآمدی ها به چشم نیاید. در گناباد هر مدیر به تنهایی بسیار خوب است و کارآمد ولی کار گروهی شکل نگرفته است. سیاست بایکوت خیلی خوب اجرا می شود. ترس بسیاری از جاهای شهر ما را فرا گرفته. سخن حق اگر به نفع آقایان نباشد جوابش… است. گناباد کوچک برای خیلی ها بهتر از گناباد بزرگ است.
آیا شده در شهر ما کسی را برای پستی پیشنهاد دهند و او بگوید فلانی از من بهتر است؟!!! یا باز هم کاسه ی ماست در ذهن ما نقش می بندد.ببینیم در کنار مدیران گناباد چند کارآفرین، نوآور، خلاق، مخترع و صاحب فکر و هنر راه می روند، اطرافیان رأس هرم چه کسانی هستند، نمی گویم اطرافیان آنها آدمهای بدی هستند ولی بغیر از آنها چند نفر با خصوصیاتی که گفتم اطرافشان را گرفته اند. آیا در شهر ما تا بحال شده است که یک جوان مخترع یا صاحب هنر یا با یک خصوصیت برجسته وارد محفلی شود و مسئولینی که در بالا نشسته اند این فرد را عزت کنند و بر رأس مجلس بنشانند یا باید هم خط باشند یا فکر می کنیم اگر کس دیگری بجز ما در رأس باشد جاها تنگ می شود و کاسه یی ماست گیرمان نمی آید.

مجید دانا
منبع: وب سایت شخصی مجید دانا
حرف حق است
بیاد دارم دوستی را که چند سال پیش به طرز جالبی گفت:
هنرمند هرجا رود، قدر بیند و بر صدر نشیند.
الا در گناباد!