شب ها ی ما ادریک – به مناسبت لیالی قدر

دسته: فرهنگي , هنري
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۸ مرداد ۱۳۹۲

thفاصله تا کوی دلبرکم شد وکمترشود – حالم از شوق نگارش به شد و بهترشود
دستهاتا آسمان هرشب روند گامی جلو – میل دلبر هم به پایین است و پایین تر شود

مجموعه شعری از جناب آقای معلمیفاصله:

فاصله تا کوی دلبرکم شد وکمترشود – حالم از شوق نگارش به شد و بهترشود
دستهاتا آسمان هرشب روند گامی جلو – میل دلبر هم به پایین است و پایین تر شود
عاشق ومعشوق هر دو شیفته روی همند -فاصله ازاین جهت کم گشته و کمتر شود
دلبرم کو خود به میهمانی فرا خواندست مرا – سفره اش را ببین زیباست و زیباتر شود
سوزمجنونان اثر دارد دراین شب های عشق – دردشان در این مطب بهتر شد و بهتر شود
————————-
امشب زمین تعطیل عشقی دلنشین است – چون آسمان با یک سبد گل در زمین است
امشب خداخود را نمایش می دهد خوب- ویزیت دیدارش دلی پر ازیقین است
————————–
“شب ها ی ما ادریک ”
شبهای قدر آمد بیا قدرش بدانیم چون ماه بدر آمد بیا قدرش بدانیم
همچون نگینی در دل ماه خدا است رخشنده تر آمد بیا قدرش بدانیم
دل گرشکست شد ارزشش افزون و افزون دل ها به درد آمد بیا قدرش بدانیم
در لیله القدر بوی وصل یار آید شامی به سر آمد بیا قدرش بدانیم
آیات نور آمد زمین “فی لیله القدر” “کل ثمر” آمد بیا ا قدرش بدانیم
شبهای “ما ادریک” فیضی بس بزرگ است “من الف شهر” آمد بیا قدرش بدانیم
بینی ملائک را تو در این دور و برها “من کل امر” آمد بیا قدرش بدانیم
شب نیستند شبهای قدر، دنیا سپیده “مطلع الفجر” آمد بیا قدرش بدانیم
یک آسمان مهمان امشب در زمینند عرشی به فرش آمد بیا قدرش بدانیم
روح و ملائک، نور شان در خاک گل کاشت نوری دگر آمد بیا قدرش بدانیم
سرشار از رحمت شبی تا صبح باشد صبحی دگر آمد بیا قدرش بدانیم
محبوب ما پرده نشین و بیقرار بود از پرده در آمد بیا قدرش بدانیم
کم لیله ای ثبت است در قرآن محفوظ این شب به ثبت آمد بیا قدرش بدانیم
بر سالکان این شب شب وصل و تجلی است سالک به وجد آمد بیا قدرش بدانیم
امشب زمین و آسمان در هم تنیدند سقفی زعرش آمد بیا قدرش بدانیم
بانک مناجات ودعایی دلنشین چون باچشم ترآمد بیا قدرش بدانیم
امشب ملائک گوش گوشند تا بگیرند وردی که سرآمد بیا قدرش بدانیم
امشب ملائک چشم چشمند تا ببینند هر چشم تر آمد بیا قدرش بدانیم
چشمان بالا بین امشب در نظر شد دستی به سر آمد بیا قدرش بدانیم
شد آسمانی خاک نشینی آسمانی زخمی به سر آمد بیا قدرش بدانیم
شمشیر از”فزت برب” شرمسار است چون دربدر آمد بیا قدرش بدانیم
ماهی که با قرآن رفیق و همنشینیم چون تاج سر آمد بیا قدرش بدانیم
زخم گناهان روح من آزار می داد مرهم زدر آمد بیا قدرش بدانیم
هم صحبتی مان با خدا دانی چه زیباست این دم شِکَرآمد بیا قدرش بدانیم
امشب ملائک می کنند یک سرشماری نامی به درآمد بیا قدرش بدانیم
بس کن تو شعر و رو سوی ذکرو مناجات فرصت به سرآمد بیا قدرش بدانیم
فیضی بزرگ دارد معلم زانکه شعرش شبهای قدر آمد بیا قدرش بدانیم

معلمی

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 794
برچسب ها:
دیدگاه ها