تلاش فراتر از هوش

دسته: اجتماعي , مصاحبه
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۱۳ دی ۱۳۹۱

4آنهایی که به موفقیت می اندیشند باید بدانند بهترین راه تلاش تلاش و تلاش است. دکتر محمد قهرمانی پزشک معتمد شهرمان از زندگی و موفقیت هایش می گوید

گاهی مردم به من می گویند در بیمارستان پزشک درست و حسابی نیست فقط همین پزشک های عمومی اند! این جمله را راحت گفتن ، فراموش کردن سختی های گذشته است.

در سال ۷۵ و ۷۶ چند  پزشک متخصص را با وعده و عید جذب شدند. ولی چون امکانات نبود. بیمار و بیمارستان و تجهیزات نداشتیم دوام نیاوردند و یواش یواش رفتند

انسان حاضر نیست که ادرار مریض رویش بریزد هرچه قدر پول هم بدهند

پیشنهاد می کنم پزشکان گنابادی سراسر ایران سالی دو روز دور هم جمع شوند و در یک حرکت جهادی همه بیماران روستاها را درمان نمایند

دکتر محمد قهرمانی  متولد ۱۳۳۲ است.  دوره عمومی پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی تهران  و تخصص اطفال را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد گذرانده است و هم اکنون دانشیار گروه بهداشت خانواده دانشگاه علوم پزشکی گناباد می باشد.  ایشان  از آن دسته پزشکانی است که هم در آموزش جایگاهی دارد هم در درمان مقامی و هم در حوزه  مدیریت، مسئولیت داشته . وی همچنین پزشکی است که نخبگی علمی در خانواده اش جاری است. همسرشان هم پزشک است. یک پسر پزشک دارد و پسر دیگر دانشجوی دکترای دانشگاه شریف است.  یک پزشک خوشنام و قدیمی که بیش از ۲۵ سال است در شهر خودش خدمت کرده است. در یک روز جمعه مهمان ایشان می شویم تا درباره مسائل مختلف پزشکی گناباد صحبت کنیم.

اولین سوال درباره دوران کودکی و وضعیت پزشکان آن موقع گناباد است. دکتر می گوید : آن سال ها گناباد خیلی امکانات نداشت .من خودم در کودکی بیمار دکتر روحانی بوده ام. کار اصلی پزشکی گناباد را ایشان انجام میداد. پزشک دیگری که آن دوره یادم است دکتر جودیر بود که اکنون به عنوان متخصص اطفال در مشهد هستند. وضعیت پزشکی بسیار محدود بود و امکانات بسیار کم.

گویا رویای پزشک شدن در ذهن دانش آموزان دهه ۴۰ خیلی زیاد نبوده است. دکتر قهرمانی توضیح می دهد:  آن موقع افراد باسواد زیادی هم نبودند که انسان به عنوان الگو قرار دهد. شاید علاقه به تحصیل در بین جوان ها بود اما تعداد افرادی که در کلاس ما تحصیلات دانشگاهی یافتند انگشت شمار بودند. جامعه آن موقع با همان دیپلم هم نیروها را به عنوان نیروی کارآمد جذب می کرد و افرادی نیازی نمی دیدند که ادامه دهند. یادم است آن موقع فقط من و دکتر خطیبی از گناباد در پزشکی قبول شدیم. آن زمان که من دانش آموز بودم آقای ملک خانی دانشجوی روان شناسی بود و برای انتخاب رشته پیش ایشان رفتم که فضای علمی کشور را بیشتر بشناسند.

شما از آن دانش آموزانی بودند که عشق کتاب بودند؟

تقریبا  از آن بچه درس خوان ها بودم که همیشه سرم توی کتاب بود.  همیشه برای درس تلاش می کردم. الان هم این جورم. موفقیت خود را مدیون تلاش خود می دانم  نه فقط استعداد. طوری نبوده که تفننی کار  کنم و فقط به هوشم متکی باشم. در طول زندگی همین طور بوده ام. در دوره ای که خواستم از استادیار به دانشیار ارتقاء یابم در شهری مثل گناباد شاید زمینه پژوهش چندان فراهم نباشد آنهم در کارهای ما که بالینی است. تولید مقاله در سطح  ISI برای من با یک تلاش و پشتکار بسیار زیاد همراه بود.تلاش از استعداد بسیار مهمتر است. انسان های موفق همیشه سماجت خاصی روی کارشان داشته اند.  یادم  است  در کنکور سال اول در شیمی مشهد قبول شدم که نرفتم .  مصمم شدم و آن سال را به شدت مطالعه کردم تا آنجا که دوست داشتم پذیرفته شوم. در دانشگاه هم  پشتکار زیادی داشتم. از خودم در دوره تحصیل راضی هستم. غیر از سال اول دانشگاه که معدل متوسط داشتم بقیه همه اش معدل الف بوده ام به همین خاطر وام دانشگاه برایم بخشیده شد. خدواند رحمت کند پدر و مادرم را . قطعا زمینه این کار را آنها فراهم کرده اند. من  نسبت به فرزندانم هم بسیار جدی هستم و مسائل آنها را با دقت پیگیری می کنم.  معتقدم زندگی موفق با پشتکار در همه قسمت های بدست می آید.

در دوره ای که رییس دانشکده پزشکی شدید فضا و امکانات چگونه بود؟

قبل از من دکتر حسینی بودند که در زمان ایشان دانشکده گناباد از مشهد مستقل شده بود و فقط دو رشته پرستاری و مامایی در حد کاردانی داشت. از سال ۷۲ تا ۷۵ هم معاون دانشکده بوده ام. خود وزارتخانه از من درخواست کرد که مدیریت دانشکده را بپذیرم یعنی از سال ۷۵ تا ۸۰ مدیر مجموعه بودم. آن موقع وضعیت بهداشتی گناباد خوب بود اما از نظر آموزشی بسیار محقر بودیم. ساختمان اداری ما همان ساختمان قدیمی بود. یک بار از دکتر نیک نژاد که قائم مقام وزیر بهداشت دکتر مرندی بود خواستم بیاید گناباد بازدیدی نماید. ایشان رفته بود سی تی اسکن بیرجند را افتتاح کند و از آنجا بدون برنامه قبلی آمد گناباد. من در گناباد نبودم ایشان خودش آمده بود و دانشکده را پیدا نکرده بود! دکتر درخشان ،معاون دانشکده رفته بود ایشان را پیدا کرده  و برای بازدید برده بود.  خوب این ماجرا بسیار به کار آمد و سختی کار ما را دیدند.  با پیگیری هایی که کردیم در سال ۷۵ و ۷۶ چند  پزشک متخصص را با وعده و عید جذب شدند. ولی چون امکانات نبود. بیمار و بیمارستان و تجهیزات نداشتیم دوام نیاوردند و یواش یواش رفتند. ما توانستیم ساختمان های اداری را کاملتر کنیم و رشته ها را افزایش دادیم.

در تکامل و ارتقاء دانشگاه علوم پزشکی گناباد حقیقتا دکتر مهدیزاده بسیار زحمت کشید الان هم دکتر مسلم خیلی خوب مدیریت می کند و بسیاری کارها که قبلا آغاز شده بود را به نحو احسنت و کامل تر تکمیل کرده اند.

6

به نظر شما الان وضعیت درمان در گناباد چگونه است؟

در دوره اول پزشکیم در گناباد با پزشکان خارجی هندی و پاکستانی که در شهرهای ایران مشغول کار بودند زیاد برخورد داشتم .مردم ناچار بودند با آنها کنار بیایند. پزشکان خارجی واقعا پررو  و متوقع بودند در عین اینکه ناوارد  هم بودند. مثلا جراحی در قائن بود که آنقدر خلاف کرد که سپاه رفت او را بگیرد که از ایران فرار کرد. دکتر کومار گناباد البته خیلی خوب بود و خدمت بسیار کرد. اما به طور کلی ضعیف ترین پزشکان الان ما ، از خارجی های آن دوره قوی تر هستند. پزشکان الان آموزش خیلی خوبی می بینند.

گاهی مردم به من می گویند در بیمارستان پزشک درست و حسابی نیست فقط همین پزشک های عمومی اند! این جمله را راحت گفتن ، فراموش کردن سختی های گذشته است. همین پزشکان عمومی از چند فیلتر علمی گذشته اند ممکن است تجربه کمی داشته باشند ولی دارای سطح  علمی بالایی هستند.  روزهای سختی که ما با حداقل امکانات در گناباد داشتیم را نباید از یاد ببریم.

http://8pic.ir/images/9t5zce9epoj0353ie7h5.jpg.

به نظر شما مردم گناباد با جامعه پزشکی خوب کنار آمده اند یا حاشیه های زیادی دارند؟

به نظر من مردم گناباد مردم خوب وصبور هستند و پزشکانی که از بیرون می آیند می توانند با آنها کار کنند و در زندگی در اینجا لذت ببرند.  فقط برخی تصورات است که باید اصلاح شود مثلا تصوراتی که در مورد درآمد برخی پزشکان می شود مخصوصا متخصصینی که آمده اند در اینجا خدمت کنند و پولی که میگیرند نسبت به جاهای دیگر زیاد نیست.

دکتر  قهرمانی به عنوان یک پزشک قدیمی که سال ها در شهر خودش،گناباد، خدمت کرده است  یک پیشنهاد خوبی هم داشت که اجرایی شدنش به همت خود پزشکان انجام پذیر است.  دکتر  گفت :  پیشنهاد می کنم پزشکان گنابادی که در سرتاسر ایران هستند اگر بتوانند در یک گروهی جمع شوند و سالی یک یا دو روز به شهرستان آمده و در مناطق محروم در یک حرکت جهادی به درمان مردم بپردازند. بسیار مفید خواهد بود. این کار را من دیده ام در تلویزیون در برخی شهرها هم اجرا شده و واقعا کار زیبایی است. من نمی توانم به دیگران حکم کنند اما اجرای این چنین حرکتی حداقل کاری است که می شود برای گناباد کرد.

یک پزشک همیشه با مشکلات اجتماعی فرهنگی مردم هم روبرو است. گاهی که یک فرهنگ غلط به سلامتی مردم هم ضربه می زند. دغدغه ای بسیار از پزشکان اصلاح اجتماعی هم هست. دکتر در این زمینه  صحبت هایی داشت:  مشکلات فرهنگی اجتماعی  که مردم داشته اند و یا آداب و رسومی غلطی که وجود داشته  قبلا خیلی بیشتر بود و الان به علت ارتقاء سواد  و بهبود اقتصاد خیلی کم شده است. مثلا من کزاز نوزادی دیده ام ،بیماری های که فقط از روی عدم آگاهی ایجاد می شده و شکر خدا کم شده است. یک دفعه در قنبراباد کسی اسهال خونی گرفته بود و آمده بود تشک خود را در قنات شسته بود که باعث شد تمام مردم آن منطقه اسهال خونی گرفتند. اینها از عدم آگاهی مردم است. من به همه روستاهای گناباد رفته ام و خاطرات پزشکی و علمی خیلی زیاد دارم. همیشه روحم با مسائل اجتماعی مردم هم درگیر بوده است مشکلاتی که با اندک اگاهی میتوانسته حل شود و متاسفانه مدت ها باقی می مانده است.

دکتر در انتها از آدم هایی می گوید که لزوما سواد علمی زیادی ندارند ولی خدمات اجتماعی بالایی ارائه می دهند.  خدمت به مردم  برای همه گروه ها ممکن است و اگر کسی  همنوع خود را دوست بدارد باید فراتر از یک کمک عادی به صورت هدفمند ، ثروت  ، علم و  عمر خود را خرج کند.

 به نقل از مجله باران کویر ۸


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1481
برچسب ها:
دیدگاه ها