پیر مراد – مجموعه شعر
پیر مراد
((حضرت آقا))
ما دست بـه پیـمانه ودل بر سـر پیـمان چشم بر در میخانه ات وگوش به فرمان
زین شور که از عشق تو پیداست به دلها دل بسته احسان توو جان به تو قربان
تو عشـق ومـراد دل مـا خستــه دلانی بـر کلبـه احـزان دلا یـوسف کنـعان
ساقی برسان جام پیاپی که دیـری است مستان همـه رفتند وبمـاندند خماران
پیوسته خروشان بود این سیل خروشان از عشق تو جوشان بود این چشمه جوشان
آید که ببینیم بهمـراه تـو خـورشیــد بـرآید وآخــر شـود این دوره هـجران
از بـرکت انـوار تـو ای حضـرت آقــا روشن شــود انظار برآن حضـرت پنهان
یارب !زخمخــانه وصلت بـده جـامی با دست تهـی از در میخــانه مـگـردان
با سلام.ابراز ارادت به حضرت آقا -از حقیر علیرضا راه نشین
————————————————————————————————————
رندانه آخر ربودی ،جامی ز خمخانه ی دل خونین چو برگ شقایق، رنگین چو افسانه ی دل
در ادامه ی مطلع حضرت آقا:
ما جمله رندان راهیم، راهی بسر منزل دل جمعی بگفتند بمانید،جمعی رسیدند به منزل
محو جمال رخ دوست،گشتند همه جمع یاران ماندند گروهی ز رندان،دلخسته و پای در گل
آدرس وبلاگ:yadbadan.persianblog.ir
بازدید: 799