گاهی به آسمان نگاه کن

دسته: فرهنگي
۲ دیدگاه
یکشنبه - ۲۸ خرداد ۱۳۹۱

کاروان پیاده گناباد  دریچه ای است برای  خلق لذت های زیبا در عمق رنج های خودخواسته. اگر می توانی برچین از این خرمن پریشان که یار می گذرد. ثبت نام کاروان آغاز شد

 خوب زیستن  مفهومی است که همه ما با آن درگیر هستیم. همه دوست داریم زندگی به گونه ای باشد هر لحظه که به خود آیی ببینی در  نمازی. هم خوابت هم خوراکت، هم خنده و  هم  گریه ات ، همه را برای خدا داشتن آرزوی هر انسانی  است که دل در گروه دین دارد.

اما همه می دانیم که این امر بسیار سخت است و گاها احساس می کنیم  ناممکن است. زندگی سراسر پیچیده دنیای امروز. لذت های کاذب و شادی های موهوم که  جزو سبک زندگی هم شده است. سراسر رنج است اگر خواسته باشیم به  جزء جزء اعمال خود بنگریم  چیزی حاصل نخواهد شد جز  احساس  ضعف . اینکه چقدر از آرمان های خود عقب هستیم  و هر روز  بدتر  از دیروز.

اینکه سراسر زندگی  آرامش باشد و ایمان. برای خیلی ها  دست نیافتنی شده است و پرونده آن را برای همیشه بسته اند. از همین رو  به حال خوش قناعت کرده اند. اگر  دقایقی از یک روز و یا لحظه ای گم شده در زمان برایشان خلق شود که  یقین را بچشند. حال خوشی دست دهد و بوی  یار به مشامشان بخورد  کفایشان می کند.

هر از چند گاهی دعای کمیلی بروند.  زیارت عاشورایی  به گیرشان بخورد.  کتاب زندگی عارفی را بخوانند یا سخن پیر خردمندی  در گوشه و کنار بشنود حالشان را خوش میکند و به همین کفایت کرده اند.   قصه آن شیخ که بیاید با اسبی سفید او را ببرد و بر  سفره  معرفت بنشاند  دیگر به درد همان قصه ها می خورد.   خیلی هامان  جرئت نداریم به جنگ نفس بریم.  به همین آتش بس قناعت کرده ایم.

این  ماجرای زندگی خیلی از ما ها شده است.  اگر از  صد نماز یکی به دلمان بچسبد خوشحالیم.  می دانیم اگر به فلان مجلس برویم یا فلان کار را بکنیم   خیری که ندارد که هیچ  گناه است و افت روحی هم می اورد  اما باز انجامش می دهیم.  چون می دانیم. قرار نیست همیشه پاک باشیم.  سرکه ای که برای دینمان انداخته بودیم شراب شده است.  دل خوشیم که آن لحظه خوش باز جایی سراغمان خواهد امد و کفاره ای خواهد بود بر گناهانمان.  و چه بسیار ما را خوشحال میکند که هنوز در این چرخ گردون می چرخیم  پس خدا  هم از ما راضی است.

   قصه ی معنویت در زندگی امروز  خیلی تلخ است. اما واقعیت این است که همیشه تاریخ اینگونه بوده است. هیچ وقت  به راحتی نمی توان  وارد ساحت قدسی شد و با  ساز آسمانی ها رقصید.  برای  رسیدن به زندگی با معنویت بیشتر باید   چندباره تلاش کرد.  آن  تفاوت معروف قرآنی بین  اهل اسلام و اهل ایمان  و آزمون الهی برای همه ما اتفاق می افتد. باید برای رسیدن به زندگی با حال خوش ، رنج کشید کاری که اهلش انجام میدهند.  لازم نیست دنبال بهجت ها و بهلول ها  بروید و در میان رویاها به امید معجزه بنشینید. همین نزدیکی ها هم  شاید مردمانی باشند

قصه کاروان پیاده از این سنخ است.  قرار است کار مهمی بکنیم اما قرار نیست کار عجیبی بکنیم.  همه آداب  یک ریاضت شرعی در این کاروان رعایت می شود.  یک رنج  حساب شده  که   دل را کمی جلا دهد.   ده روز تنهایی در بیابان، نمازهایی که به دل می چسبد، زیارت عاشورایی عاشقانه.  خستگی و اشتیاق.  آنجا که هستی بیشتر به آسمان نگاه می کنی .و لذت می بری از شب های  عارفانه کویر و ستاره هایی که گویی تو را دعوت می کنند تا عمیق تر بیندیشی.   روزها تا چشم کار میک ند بیابان است  و خارهای کوچکی که برای بقاء  حاضرند هر رنجی بکشند. انتهای سفر نیز به حرم امام رئوف ختم می شود.  مطمئنا این زیارت با  زیارت های قبلی فرق خواهد داشت.

آنهایی که یک بار به این سفر رفته اند. برای  سفر دوم سر از پا نمی شناسند و دیده ام آدم هایی  که  نتوانسته اند دیگربار  با کاروان بروند و  پشت سر آنها در ظهر روز نخست بعد از نماز جمعه  گریه ها کرده اند  و  خوش نداشته اند  برای دیگران توضیحی بدهند. قصه کاروان پیاده  گفتنی نیست چشیدنی است.

قرار نیست بعد از ۱۵ روز  سفر که زندگی عادی دوباره شروع می شود اتفاق خاصی افتاده باشد. شاید حال خوش بیشتری به سراغت آید و  نمازها گاها بیشتر به دلت بچسبد.  سعی کنی کمتر نگاه  گناه آلودکنی و  هرجایی هم نروی.  مبارزه با نفس کمی شیرین تر و البته ممکن تر شده است.

اما نمی دانم چه حسی است وقتی  لباس سفید می پوشی  ته دلت می لرزد.  آسمان شب برایت  آشناتر است.  خارهای کویر که می بینی  گویی برایت  دست تکان می دهند. از همه جالب تر آن موقعی است که یکی از همسفرها را می بینی و چقدر دوست داری هم آغوش شوی. گویی هنوز  بوی کاروان  می دهد.

لذت این چنین را شاید در هیچ سفر مذهبی دیگری تجربه نکنی.  اگر می توانی  زمان را برای ۱۵ روز در زندگی رومره ات متوقف کنی. این شراب طهور را بنوش!

شانزدهمین سفر پیاده خود را به مشهد مقدس برگزار می‌نماید

مکان ثبت نام:

گناباد – مقابل امام خمینی ۶ – خدمات رایانه ای سجاد  تلفن تماس :       ۰۹۳۵۳۲۹۴۶۸۸

۰۹۱۵۵۱۷۸۷۰۵


زمان ثبت نام :

۴تیرماه الی ۱۱تیرماه۹۱


زمان حرکت برادران :

از پنج شنبه شب ( نیمه شعبان)  ۱۵/۴/۹۱

 تا یک شنبه ۲۵ / ۴/ ۹۱  به مدت ۱۳ روز

جلسه توجیهی برادران :

دو شنبه ۱۲ / ۴ /۹۱ ساعت   ۳۰ : ۱۸  در محل حوزه علمیه امام رضا (ع)
زمان حرکت برادران:

پنج شنبه ۱۵ / ۴  / ۹۱ ساعت : ۳۰ /۱۸   از محل حوزه علمیه امام رضا (ع)

زمان حرکت خواهران :

۲۷/۴/۹۱ به مدت ۲ شبانه‌روز

جلسه توجیهی خواهران  :

سه شنبه ۱۳ / ۴ /۹۱ ساعت : ۳۰ و ۱۸ در محل حوزه علمیه امام رضا (ع)

زمان حضور جهت حرکت خواهران:

سه شنبه ۲۷ / ۴ /۹۱  ساعت : ۳۰ و۲۱ از محل حوزه علمیه امام رضا (ع)

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1009
برچسب ها:
دیدگاه ها
یکی از بچه های قدیم کاروان پیاده سه شنبه 30 خرداد 1391 - 9:49 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر سبحانی و دورد بر کاروان پیاده بزرگترین کار فرهنگی کشور که متاسفانه مسئولان نگاه خوبی ندارند.
بچه های کاروان ما فقیر بیچاره ها را فراموش نکنید.

صدرا شنبه 31 تیر 1391 - 6:49 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ازعکسهای خوبتان ممنون.