سفرنامه غار بیمرغ
به خواست خداوند توفیقی حاصل شد که سفری به یکی از عجایب کویری داشته باشم. این معجزه کویر غاری است که تا زمانی که پا درون آن نگذاشته اید نخواهید توانست به عظمت آن پی برید. ساعت ۹ صبح روز جمعه یکم مهرماه ۹۰ از گناباد حرکت میکنیم و در دلی کویر بسمت بیمرغ میرانیم. تا بیمرغ راهی نیست و اندکی بعداز بیمرغ که به سمت جاده گیسور برانید به اروک میرسید. در اروک از یکی از جوانان روستا آدرس غار بیمرغ را می طلبیم. آدرس را بلد است اما بطور دقیق نگفت یا نتوانست بگوید. به راه افتاده و اروک را بسمت گیسور ترک میکنیم. بعداز طی مسیر حدود یک کیلومتری طبق آدرس جوان روستایی به آبنمای۱ دوم میرسیم. جاده از سمت راست آبنمای دوم بعد از روستا شروع می شود. جاده خاکیست و طولانی به چشم می آید. برای اینکه قبل از راه افتادن در جاده اطمینان بیشتری پیدا کنیم از جوان چوپانی که در همان حوالی گله ای کوچک را می چراند دوباره آدرس میگیریم. او هم آدرس قبلی را میدهد مضاف بر اینکه با دست به کوه های دور دست سمت راست جاده آسفالت اشاره کرده و لکه ای سفید رنگ را در دامنه کوه نشان میدهد. به ما میگوید که غار درست پایین آن لکه سفید رنگ واقع شده است.جهت سهولت و درک بهتر مسیر نقشه زیر رابه کمک گوگل تهیه کرده ام. همانطور که در عکس دیده میشود. از گناباد که بسمت گیسور حرکت کنید جاده منتی به غار بیمرغ یک کیلومتر بعداز اروک و در سمت راست جاده اصلی واقع میشود.
از جاده آسفالت جدا شده و راه را در جاده خاکی پی میگیریم. برای رسیدن به غار بایستی جاده خاکی را مستقیم ادامه داد و وارد فرعی های چپ و راست نشد. جاده کیفیت خوبی ندارد و شاید شهری ها که ماشینشان بجز آسفالت روی هیچ زمین دیگر راه نرفته و رنگ خاک را ندیده است دلشان نیاید که ماشین را در چنین راهی برانند. به هرحال ما که به عشق غار بیمرغ راه افتاده ایم دلمان به حال ماشین نمی سوزد و ادامه میدهیم. در قسمتی از مسیر خط لوله گاز خواف گناباد را نیز قطع میکنیم. کنار خط لوله گاز هم جاده ای خاکی وجود دارد که همانطور مستقیم ادامه یافته و در میرآباد۲ جاده اصلی مشهد زاهدان را قطع میکند. راه را ادامه داده و بعداز عبور از بستر رودخانه خشکی به پای کوه میرسیم. پوشش گیاهی نشان میدهد که در بهار سرسبز و شاداب بوده ولی چون ما در پایان تابستان به منطقه سفر کرده بودیم محیط کاملا خشک بود. دهانه غار از پایین کوه پیدا نیست اما نشانه آن که درخت پسته کوهی کنار دهانه غار است را از پایین کوه نیز میتوان دید. دهانه غار زیاد بالا نیست و اندکی صعود شما را به دهانه غار میرساند.
برای ورود به غار نیاز به وسایل روشنایی است. وسایل ما دو عدد چراغ قوه و یک عدد چراغ گازی (چراغ توری با استفاده از گاز پیکنیک) است. چراغ ها را روشن کرده و وارد میشویم. به محض ورود به محوطه ای حدودا ۵۰ مترمربعی میرسیم که سقف آنرا خزه پوشانده است. نم و رطوبت را هنور وارد نشده میتوان حس کرد و جالب است که در محیط خشک کویری چنین هوای مرطوبی میتوان داشت! با عبور از محوطه باز به سرازیری میرسیم و به سمت داخل غار سرازیر میشویم. اندکی ادامه داده و به فضای بازی با سقف بلند میرسیم. فضا وسیع و سقف بلند است که وقتی رو به بالا حرف میزنید نجوای صدای خود را میشنوید. راه را به پایین ادامه میدهیم و به جایی که ظاهرا انتهای غار است میرسیم در انتهای غار سوراخی به قطر تقریبی ۱ متر در سقف غار وجود دارد که بلورهای کلسیت زیبای آن را از پایین هم میتوان دید. متاسفانه امکانات ورود به آن سوراخ را نداریم. سمت راست سوراخ هم مسیری رو به پایین وجود دارد که انتهای آن مسدود است، بعدا که پرسیدیم گفتند قبل ها آنجا به پایین ادامه داشته و به فضایی با جوی آب میرسیده است. اما متاسفانه دست بشر آن مسیر را مسدود کرده بود. ظاهر روی دیوارها هم نشان میداد که عده ای با کلنگ به جان بعضی بلورها افتاده و برخی قسمت های این میراث هزاران ساله را نابود کرده اند. قصد برگشت کرده و دوباره به سمت بیرون غار راه می افتیم. در میانه راه و در جایی که سقف بلند داشت نشسته و برای ارضای حس کنجکاوی چراغ گازی و چراغ قوه ها را خاموش میکنیم. تاریکی مطلق و دیگر هیچ. به جرات میتوان گفت که هیچ کس چنین حد تاریکی را به عمر خود ندیده است. مثل آدم کور شده بودیم! همینجا بود که خدا را شکر کردیم که وسایل نوری مناسبی داریم ولی اگر کسی با یک چراغ قوه وارد غار شده و باتری تمام کرده یا آنرا گم کند نخواهد توانست از غار خارج گردد. بعداز تجربه تاریکی مطلق چراغ ها را روشن کرده و به سمت بیرون حرکت میکنیم. با خروج از غار یکباره هوای مرطوب و مطبوع جای خود را به هوای خشک میدهد. غار را ترک کرده و راه آمده را بازمیگردیم. سرانجام پس از تعویض لاستیک (به علت پنچری!!) ساعت ۱۴ به گناباد میرسیم.
ازنکات مهم برای سفر به غار بیمرغ اینکه وسایل نوری قوی ترجیحا چراغ گازی و چراغ قوه لازم است همراه خود داشته باشید. نکته دیگر اینکه، منطقه در فصل بهار حتما بسیار دل انگیز تر است و میتوان نهار را در پای کوه صرف کرده و گشت و گذاری هم در اطراف کوه انجام داد. نکته آخر اینکه بهترین مسیر همین مسیر ذکر شده است و بهتر است مسیرهای دیگر (مثلا مسیر جاده گاز یا مسیر چاه دامداری پشت بیدخت) به علت دوری و ناهمواری استفاده نشود.
پانوشت:
۱ آبنما: محلی که جاده را به منظور عبور آب از روی آن گود می سازند.
۲ میرآباد: روستایی متروکه در کیلومتر ۵ جاده گناباد به قاین (بین بیدخت و نجم آباد)
در پایان توجه خوانندگان عزیز را به تعدادی عکس از غار بیمرغ و مسیر جلب میکنم.
زاویه دید از دهانه غار به سمت بیرون

ورودی غار بیمرغ
به نقل از وبلاگ شبانگاه و سکوت مطلق کویر www.shabangah.blogfa.com


صادقی در نشست کانون خبرنگاران و روزنامه نگاران گناباد شرکت نکرد
تفصیل مطلب را در وبلاگ کانون خبرنگاران و روزنامه نگاران گناباد به آدرس
kanoongonabad.mihanblog.comمشاهده کنید.