ضرب المثل های گنابادی و فرهنگ عامه

دسته: تاريخ و فرهنگ
۳ دیدگاه
سه شنبه - ۲ اسفند ۱۳۹۰

در آرشیو کتابخانه دانشگاه تهران  جزوی کوچکی یافتی که  به صورت دستی در سال ۱۳۵۹ توسط احمد طالبی برای اداره ارشاد نگاشته شده بود

به مناسبت دهه فجر قسمتی از آرشیو  و سندهایی که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شد روی میزی گذاشته شده بود تا همه ببینند. در آن بین جزو دست نویسی بود که روی جلدش عکس امام خمینی  و نقشه ایران قرار داشت و زیرش نوشته شده بود فرهنگ عامه مردم گناباد. بهمن سال ۱۳۵۹

این جزو که همه مطالب آن با دست نوشته شده بود کاری بود از آقای احمد طالبی که در انتها خود را  بنا بر ادبیات مرسوم آن دوره پاسدار فرهنگ خطاب قرار داده بود.

در این جزو علاوه بر معرفی جفرافیایی شهرستان در مورد  آداب و رسوم مردم منطقه اعم از نوع لباس پوشیدن،  مراسم عروسی،  ضرب المثل ها و اشعار محلی پرداخته شده است. ما هم با نیم نگاهی به اطراف از برخی صفحات آن خفیاً عکس گرفتیم!

آنچه درباره این تحقیق و موارد مشابه آن قابل ذکر است  مربوط می شود به پراکندگی طرح های محلی. تحقیقات مختصر ما نشان داده است بسیاری از همشهریان هستند که در طول تحصیل خود و یا بعد از آن به مطالعات فرهنگی در مورد  آداب و رسوم،  گویش،  مزیت های اقتصادی  ، کارهای میدانی و اماری و بسیاری دیگر از  تحقیقات در مورد شهرستان پرداخته اند.

 اما اولا آنها هیچ اطلاعی از تحقیقات هم نداشته اند و از همین رو مواردی از موازی کاری و یا برگشت به عقب در برخی پژوهش ها دیده می شود.  و از طرفی به علت عدم تمرکز  و مدیریت در ساماندهی این نمونه کارها  فضا برای فعالیت ها جدید  و خلق مسائل نو  و عمیق تر فراهم نشده است.

به طور مثال چند سال قبل نمونه ای پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبایی یافتیم که به قلم اقای پهلوان  در مورد گویش گنابادی کار شده بود. با  انتشار قسمتی از این پایان نامه در سایت توانستیم ایشان را بیابیم و در مورد  مطالب پایان نامه صبحت هایی داشته باشیم. تحقیقات بیشتر نشان داد که برخی دیگر از دانشجویان گنابادی در مورد لهجه های روستاهای مختلف و یا خود گناباد کار کرده اند. اما هیچ کدام  از تحقیقات مشابه دیگری اطلاعی نداشتند و نوعی موازی کاری در همه آنها دیده میشد.

تحقیق اقای احمد طالبی نیز از همین نوع است.  ایشان ۳۱ سال قبل این  پروژه  میدانی را انجام داده اند و ما در یک اتفاق ساده آن را یافتیم. در این چند ساله و با توجه به گسترش رشته مطالعات فرهنگی و گرایش به مبانی فرهنگ عامه چند مورد پروژه دیگر هم در گناباد انجام شده است. حتی چند مورد پیشنهاد به خود ما هم شده است که با توجه به بکر بودن این کار و اینکه هیچ کس تا حالا در این زمینه فعالیتی نداشته  تحقیقی انجام دهیم!

ما در اینجا قسمتی از تحقیق آقای احمد طالبی را می آوریم. تا هم تقدیری  باشد از  فردی که در آن ایام که کسی در این مباحث نمی اندیشید  دست به قلم شده و اثری خلق کرده است و هم تلنگری باشد برای دوستانی که می خواهند در ادامه این راه حرکت کنند که  قبل از همه چیز ثمره کارهای پیشینیان را بیابند و بخوانند و آنگاه طرحی نو در اندارند.

 احمد یوسفی مقدم

 

ضرب المثل های گنابادی:

۱-    خدا سِرمار دِ خاردِه  پوشاک  وَمِدَه  ( خدا سرما را به اندازه پوشاک می دهد)

به هرکس کاری محول می شودکه توانایی انجام آنرا دارد.

۲-    نه خوردَه  نِه بُردَه  مار بِگرفتَه درد گُردَه ( نه خورده ایم و نه برده ایم اما ما را درد کمر گرفته است)

کنایه از کسی که کاری نکرده و همه به او تهمت می زنند.

۳-    چِنی وَ تو کُنم که به دماغت  خط بکشی ( به قدری تو را اذیت کنم که با بینی خودت  خط بکشی)

کنایه از تهدید کردن و اشاره به  دماغ به خاک مالیدن است.

۴-    اگه شوومه مِبو  اول نماشُم مِبو     (  اگر شامی بود  اول شب می بود)

اشاره به این است که اگر کسی می خواست کاری برایت انجام دهد همان اول انجام می داد.

۵-    کم بخور  کِلپورَه  مخور ( کمتر بخوره  و مریم گلی مخور)

اشاره  از پر خوری است که اگر کمتر بخوری  دوا نمی خواهی

۶-     مُرغِش وَر  غَبُل  تُخُم مُکنَه (  مرغ او روی چوبی که کارگاه  کرباس بافیاز ان آویزان است  تخم می گذارد.)

اشاره به فرد خوش شانس است.

۷-    نون  گندم شکم فولادی مَیَه (  نان گندم شکم فولادی می خواهد)

کارهای سنگین را نمی شود هرکسی انجام دهد.

۸-    از گدایی اسیبونی مِکُنِد و از آقَیی  مُزدش وَر نَمِدِرِد (  از گدایی آسیابانی می کند و از آقایی مزدش را نمی گیرد)

۹-    وَر رِسمون پسیده به چاه نِشِی ( با ریسمان فرسوده به چاه نروی )

اشاره به اینکه به هر چیز و هرکس نمی شود اطمینان کرد

۱۰-                        سگ دِ دِر سِرِیِ  صَحَبِش هو هو مِکُنه ( سگ دم خانه صاجبش عوعو می کند)

کنایه از ادم ترسو و بزدل است.

۱۱-                        چِل چِغوک با  زِرت و پِرتِش نیم مَنی (  چهل گنچشک روی هم نیم من نیستند)

اشاره به ضرب المثل معروف صدمن پر قو یک مشت نیست.

۱۲-                        ببین جارِر ، بِنِه پارِر ( اول جا را ببین بعد پا را بگذار )

دقت نمودن در انجام هر کاری

۱۳-                        تخم مرغ یهودی ور ریجَه مِستَه ( تخم مرغ  مرد یهودی روی بند می ایستد)

کنایه از خوش شانس بودن است.

۱۴-                        دختر همسَیَه زود بزرگ مشه ( دختر همسایه  زود بزرگ می شود)

مرد همسیه  زود از سفر میه ( مرد همسایه  زود از سفر می اید)

زن همسیه زود  مزیه (  زن همسایه  زود می زاید)

هر سه  به معنای  کاری که دور از چشم انسان زود انجام می شود.

۱۵-                        کِری پای دزد جَرویی ( پاداش پا دزد جارو است)

کنایه از قناعت است.

۱۶-دِ تَه دِلِش  قُورُت مِسَوِد (  در ته دلش کشک می ساود )

کسی چیزی را در دل بخواهد اما  بر زبان نیاورد.

۱۷-                        گوش که نِبو  چُغُندر سالاری ( گوشت که نبود چقندر سالار است)

اشاره به ضرب المثل معروف در بیابان لنگ کفش کهنه ای غنیمت است.

۱۸-                        جنگ بی صرفه رُستم نکِردَه (  جنگ بی فایده رستم هم انجام نداده است)

کاری که برای انسان بی فایده باشد نباید انجام داد.

۱۹-                        اَفتَوشه لِگَن شش دَس  ، شوم و ناهار هیچِه (  آفتابه و لگن شش تا ، شام و ناهار هیچی)

کنایه از تشریفاتی بودن.

۲۰-                        پَهلونش  کچِس ( پالانش کج است)

اشاره به  زن و دختر بی عفت است.

۲۱-                        دنبال خر مِردَمِد که نعلِش  وَر کنِد ( دنبال خر مردم می گردد تا نعلش را بکند)

کنایه از خسیس بودن.

۲۲-                        پیش کولی و کِله  محلَّق ( پیش مطرب و پشتک زدن )

در برابر دانشمند اظهار فضل کردن

۲۳-                        خدا اگه نجار نَی تِختِه انداز خُبَی ( خدا اگر نجار نیست ولی در و تخته را خوب روی هم می اندازد)

خدا مهربان است و دو نفر را خوب به هم جور می کند.

۲۴-                        خیابو  گَز مکنِد  ( خیابن قدم می کند ) کنایه از بیکاری است.

۲۵-                        خر کریم بَس نعل کنَی ( خر کریم را باید نعل کنید)

کنایه از رشوه دادن است.

۲۶-    سرکه مفت از عسل شیری تَری ( سرکه مفت از عسل شیرین تر است)

۲۷-                        اگه  که رَضی نِهی لجافت سِوا وَندِز ( اگر ناراحتی لحافظ جدا بینداز)

اشاره به بهانه گرفتن و ستیزه جویی

۲۸-                        بچه خُب بِشه گو از دلویی خیبری بشَه ( بچه خوب باشد بگذار از دلویی و خیبری باشد)

اشاره به اینکه فرد اهل هرکجا باشد فرقی نمی کند.

۲۹-                        از زن پُر حرف و دیوال شکسته حذر کو ( از زن پر حرف و دیوار  شکسته  به پرهیز)

کنایه  از  دوری از اشخاص بد و ناباب

۳۰-                        دیگ بِری دگدو مِخوند ،  کُندَ بری  هر دو مخوند، عَمَم بری خَلَم مخون، خَلَم بری عالم  مخون

کنایه از هر کسی برای دیگری می زند.

۳۱-                        تُرفِگی نقش پلاسی،اصل کار خلق و خواصی (  ظریف نقش گلیم است. بهترین چیز اخلاق خوب است) اشاره به اینکه ظاهر خوب بدرد نمی خورد اصل باطن است.

۳۲-                        مِهمو، مهمور نشمِتِنه بینه، صَحَبخونه هیچکدومِر ( مهمان ، مهمان را نمی تواند ببیند و صاحب خانه هیچکدام را)

خبرهای مرتبط:

بررسی گویش  گنابادی

پایان نامه  اقای محمد پهلوان 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 5443
برچسب ها:
دیدگاه ها
رضا چهارشنبه 3 اسفند 1390 - 10:11 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مشکل سیستم آموزشی و آموزش و پرورش کشور
به راستی مشکل جوانان ما چیست؟
این همه اعتیاد و فساد و ابتذال و حتی بیکاری و بی فکری جوانان از کجا سرچشمه میگیرد؟
چرا امام خمینی(ره) فرمودند: “دبستان را دریابید که دانشگاه دیر است” ؟

http://delnevis-2010.blogsky.com/1390/12/03/post-794

محمد پنجشنبه 11 اسفند 1390 - 2:34 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دغدغه نویسنده ارزشمند و ستودنیه. حتما کتاب جالبی بوده. هستند گنابادیهایی که این دغدغه رو دارند و انشاالله بیکار ننشستن.
خداقوت احمدآقا

هدی چهارشنبه 1 خرداد 1392 - 2:20 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جالب بود اولین بار بود با این لهجه آشنا شدم