حسن جعفری:کسی را نکوبند و یا الکی علم نکنند

دسته: مصاحبه
یک دیدگاه
یکشنبه - ۹ بهمن ۱۳۹۰

حسن جعفری خبرنگار ایرنا طی ۱۰ سال گذشته در گناباد بود. چندی پیش به دفتر خبرنگاری جمهوری اسلامی در مشهد منتقل شد . طی تماس تلفنی با وی جویای حالش شدیم و سوالاتی را از او پرسیدیم.
خودتان را معرفی کنید؟
حسن جعفری هستم متولد سال ۱۳۴۲ و ساکن بیدخت می باشم.
چه سالی وارد خبرگزاری ایرنا شدید؟
۴ اسفند ماه سال ۱۳۶۳ وارد خبرگزاری ایرنا در بندرعباس شدم و ۱۶ سال آنجا بودم، بعد از آن به گناباد آمدم. آن زمان که آمدم خبرگزاری در گناباد کسی را نداشت، خانواده ام هم اینجا بودند. من تقاضای انتقالی داده بودم که موافقت شد، به خصوص که رئیس وقت خبرگزاری در خراسان هم تقاضا داده بود که من به گناباد بیایم.
تحصیلاتتان در زمینه خبرنگاری می باشد؟
مدرک تحصیلی من دیپلم است و یک دوره کوتاه حدودن ۲۰ روز را در دانشکده خبر گذرانده ام. بیشتر کارها را نیز به صورت تجربی یاد گرفته ام.
چند سال در گناباد بودید؟ خیلی ها شما را از پیشکسوتان خبر در گناباد می دانند.
من دقیقن ۱۰ سال در گناباد بودم، دوستان هم خیلی لطف دارن، من خودم شاگرد این دوستان هستم روزی که به گناباد آمدم و دفتر گرفتیم، از شهرداری چند تا میز و صندلی به ما دادند و ساختمانی ۶۰ متری اجاره ای را در بولوار معلم تحویل گرفتیم اما یک سال بعد از آن خبرگزاری تصمیم گرفت دفاتر مردمی را در کل تعطیل کند که این کار در راستای طرح کوچک سازی ادارات در زمان آقای خاتمی انجام شد.آن زمان من تصمیم گرفتم که اداره و خانه را با هم یکی کنم و یکی دو سال هم این طور بود اما دیدم که خانواده در گناباد نمی مانند و اصرار دارند که به بیدخت بروند. من هم دیدم اجاره دو مکان سخت است و حقوق من هم آنقدر نبود که از پسش بر بیایم، رفتم به شورا و شهرداری و یک اتاقی در باغ ملی کنار نامه گناباد به ما دادند، اتاقی که قبلن کانون خبرنگاران و روزنامه نگاران بود. ماهم میز و صندلی و کامپیوتر اداره را به آنجا منتقل کردیم. بعضی دوستان هم چون تنها بودند با ما همکاری می کردند مثل آقای مروی. اما آن وضعیت قابل تحمل نبود،زمستان خیلی سرد بود و تابستان هم خیلی گرم، در کل مناسب خبرگزاری نبود برای همین رفتیم پیش آقای قر بانی فرماندار وقت، گفتم با این وضعیت نمی شود ادامه داد و خبرگزاری تعطیل می شود، گفتند من زنگ می زنم به شورا و شما هم خودت برو و درباره وضعیت خبرگزاری توضیح بده.
شورای آن زمان آقایان: آقایی و عباس قاسمی بودند، مصوب کردند که ۲۵ درصد ساخت خبرگزاری را در زمینی که داشتیم بپردازند، با این حال پولی به ما ندادند و فقط گفتند برای ماشین آلات و مصالح جزئی ساختمان مانند شن و سیمان اگر نیاز باشد کمک خواهند کرد، ما هم فشار آوردیم که نمی شود و باید پولی دست ما باشد که شروع کنیم و بلاخره یک میلیون تومان گرفتیم و ساخت ساختمان را شروع کردیم، بعد از آن هم یک خیر ۲۰۰ هزار تومان کمک کرد، ۵۰۰ هزار تومان هم شهرداری داد و ۳۰۰ هزار تومان هم از این طرف و آن طرف جمع کردیم و ساختمان به مرحله ی نازک کاری رسید، ما هم پولی نداشتیم و دولت هم کمک نمی کرد، جلسه معارفه ی آقای صفایی بود، من پیش نماینده وقت رفتم و گفتم خبرگزاری برای ۵ میلیون تومان ساختمانش نیمه کاره مانده، گفتم شما هستید فرماندار جدید هم هست، استاندار هم هست، یک نامه بدهید تا این مبلغ را کمک کنند، آقای مدنی هم قبول کرد و ما این مبلغ را گرفتیم و بالاخره خبرگزاری با این پول ، کمک خیرین، کمک دانشکده علوم پزشکی و جهاد کشاورزی در ۲۲ بهمن سال ۸۵ با حضور آقای فیاضی افتتاح شد و کار ماندگاری شد که دیگر هرگز نشود خبرگزاری ایرنا در گناباد تعطیل کرد.
خبرگزاری ایرنا حالا در گناباد ریشه دوانده و سندش با پیگیری هایی که کردیم به نام خبرگزاری جمهوری اسلامی خورده که دیگر نمی توانند آن را تعطیل کنند.
زمین خبرگزاری چطور تهیه شد؟
زمانی که آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد به گناباد سفر کرده، مبلغ ۶ میلیون تومان به خبرگزاری جمهوری اسلامی کمک کرده که آن زمان آقای رحیم زاده رابط خبری در خبرگزاری بوده و با آن پول زمین خبرگزاری را خریده اند و مقداری هم برای پروانه به شهرداری پرداخته اند.
بنای کار خبرگزاری از ابتدا همینطور بوده؟
بله از همان روزی که بنا شده به شکل اینترنتی بوده و خبرگزاری خودش رسانه ای ندارد که منتشر شود و تنها یک تولید کننده خبر و گزارش است، تا سایر رسانه ها از آن استفاده کنند.
سالهای اولی که شما بودید خبرگزاری دیگری هم در گناباد فعال بود؟
خیر فقط ایسنا تقریبا فعال بود و بقیه خبرگزاری ها بعدن در گناباد نماینده گرفتند.
چرا از گناباد رفتید؟
آقای اسماعیل پور که به گناباد منتقل شدند، گفتند چون دفتر رسمی نیست، نمی شود ۲ کارمند رسمی داشته باشد، ضمن آنکه رئیس استان هم کسی است که ما قبلن در بندرعباس با هم کار می کردیم، گفت چون تجربه داری و سیستم اداری را می شناسی بیا با هم کار کنیم و من هم رفتم مشهد.
الان چه سمتی دارید؟
به عنوان خبرنگاردر خبرگزاری جمهوری اسلامی خراسان رضوی در مشهد خدمت می کنم، در کارهای مالی و اداری هم کمک می کنم.
چه توصیه ای به همکارانتان در گناباد دارید؟
کار اطلاع رسانی یک کار شریف و ظریف است، انسان باید احترام را رعایت کند و زیر پا نگذارد، کسی را نکوبد و یا الکی علم نکند، من هم معتقدم باید این مسئله مدنظر باشد. مردم را ما نباید خط بدهیم و فقط آنچه هست باید منعکس شود چرا که مردم خودشان واردتر هستند و تشخیص خوبی دارند. در دوره ی اخیر انتخابات ریاست جمهوری خبرگزاری ایرنای گناباد، نمونه معرفی شد چون من از هیچ کس به طور خاص طرفداری نکردم و فقط هر چه بود منعکس شد.
خاطره ی خوبتان از دوران خبرگزاری در گناباد را بگویید؟
اینکه ساختمان خبرگزاری در گناباد به هر صورت به سرانجام رسید و در استان خراسان دومین دفتر خبرگزاری بعد از مشهد در گناباد تاسیس شد، برای من واقعن خوشایند است به خصوص که سبزوار با آن جمعیت هنوز هم دفتر رسمی ندارد و ساختمان ندارد، تربت هم کارهایی کرده اما هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته، دفتر خبرگزاری کار ماندگاری برای مردم گناباد شد.

منبع: گناپا

 

یادداشتی از محسن مروری:

حسن جعفری از خبرگزاری ایرنای گناباد رفت
حسن جعفری مردی که همه هم و غمش اطلاع رسانی از گناباد بود و از روز اولی که در شهرستان حضور داشت سعی در انسجام خبرنگاران برای همصدایی در حوزه خبر داشت و انصافا هم در این این عرصه موفق بود چند روز پیش از طریق تماس تلفنی مطلع شدم به مشهد منتقل شده است . نمی دانم خوشحال باشم یا ناراحت از اینکه مردم کهنه کار و سخت کوش و با تجربه حوزه رسانه های شهرمان ارتقاء پیدا کرده خیلی خوشحالم اما اینکه او در غربت بی خبری ، حتی بدون گرفتن یک جلسه تقدیر و تشکر از چندین سال خدماتش از شهرش رفت و حتی خانواده را با خود نبرده است دلم گرفت . من از نزدیک شاهد تلاشهای این مرد بوده ام روزهایی که ساختمان دفتر خبرگزاری را می ساخت من در کنارش بودم همیشه می گفت اگر ساختمانی داشته باشیم دفتر بسته نمی شود و چه روزهای سرد و گرمی که در داخل باغ ملی در یک اتاق کوچک خبر نوشتیم و دم برنیاورد فقط برای شهرش اما این تلاشها دیده نشد و دیده نشد . ساختمان ساخته شد باور کنید برای تک تک آجرهای ساختمان خبرگزاری به هر خیری که فکرش را بکنید رو انداخته است و از آبرو مایه گذاشته تا آبروی شهرش شود. زمان افتتاح هم یادم هست که مدیرعامل وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی آقای سید جلال فیاضی آمد برای افتتاح و در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن هم سخنرانی کرد . باقی الصالحات خوبی برای حسن جعفری عزیز که مثل برادر نداشته ام دوستش دارم است و واقعا برای استخدام من در خبرگزاری و ماندنم در گناباد از هیچ تلاشی فروگذار نکرد ولی قسمت چیز دیگری بود و باید در استانی دیگر اما در مجاورت شهرم خدمت می کردم ولی همیشه حسن جعفری برای من یک اسطوره می ماند چون خیلی از ریز و درشت خبر را از او یاد گرفتم و چقدر خالصانه می گفت . بهر حال نمی دانم چرا این معضل در شهرمان اپیدمی شده که خود بدیم و کسانیکه برای شهرمان با نیت پاک و خلوص همه تلاش خود را مصروف داشته اند مورد تقدیر قرار نمی گیرند . آیا حسن جعفری استحقاق شهروند حامی فرهنگ و هنر این شهر نیست و هنر و فرهنگ فقط در شعر و شاعری و نویسندگی خلاصه می شود . چرا مردان بی ادعایی چون او تکریم نمی شوند چون تاب حق گویی های آنها را نداریم . چون خبری داده است که خوشمان نیامده است .

من سه چهار ماهی است به دلایل خانوادگی و تولد فرزند توفیق حضور در گناباد را نداشته ام و اولین سالی است از دوران زندگیم که نتوانستم محرم و صفر به شهرم بیایم و از وقایع آن بی خبر بودم اما کاش خود ما رسانه های گناباد شبی یا روزی را به یاد این دوست عزیز جمع می شدیم و از خدماتش هر چند اندک تقدیر می کردیم .

تاسف من از این است که قدر زحمت را نمی دانند و خستگی کار و تلاش در تن خشک می شود.

من از هم اینجا بر دستان پر تلاش حسن جعفری بوسه می زنم و می گویم حاج حسن هر کجا که باشی دوست داریم .

به امید فردایی بهتر برای شهرمان

یاعلی


نوشته شده توسط:پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی گناباد نور - 92 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 721
برچسب ها:
دیدگاه ها
شهروند گنابادی دوشنبه 14 فروردین 1391 - 0:20 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

پس از انتخابات مجلس هشتم با آقای کیفی مدیر دفتر آقای دکتر مدنی در مجلس مصاحبه ای شده بود و ایشان گفته بود حرفهای زیاد و ناگفته ای دارم که بعد از انتخابات نهم هر که نماینده شود خواهم گفت و من فکر می کنم الان وقتشه اگه گیرش بیارید حرفای پخته ای در مورد شهرستان و مسئولین می زند