خشونت و فرهنگ در میانه اسناد

دسته: تاريخ و فرهنگ
۷ دیدگاه
پنجشنبه - ۱۵ دی ۱۳۹۰

 ۷۶ سال قبل  رضاشاه یکی از بزرگترین  قوانین فرهنگی کشور را  اجرا کرد.  همزمان با ۱۷ دی ۱۳۱۴  قانون کشف حجاب در سراسر کشور الزامی شد. واکنش گنابادی ها  بسیار جالب بود.

اقدام بزرگی که در راستای ساختن ایران جدیدی با خلق  هویتی نو از مفهوم شهروند ایرانی شکل گرفته بود . طرح کلانی که از سال ۱۳۰۷  و با اجرای قانون متحدالشکل نمودن البسه پی ریزی شد.  اما  رضاشاه در این مسیر دست روی گلوگاه های سختی گذاشت و راه به بیراهه برد. او تصمیمی گرفت برای  طرح جدید ساخت های قدیمی جامعه را دگرگون کند. در نگاه او  مذهب  و آداب و رسومش مانع شکل گیری ایران مدرن بود. از همین رو با  جامعه مذهبی ایران  درگیر شد . بازی که  از  دوسر برای او باخت بود. قانون  متحدالشکل کردن  در سال ۱۳۰۸ اجرا شد و در سال ۱۳۱۴ کشف حجاب عملی شد.

 اسنادی که از آن دوران موجود است و در راستای اجرای این قانون بین مسئولین محلی و کشوری  رد و بدل می شده است. یکی از مهترین نمونه هایی است که واکنش  جامعه مذهبی را به این امر نشان می دهد.  طرحی که قرار بود فرهنگی باشد به ناچار به  کمک  پاسبان ها جلو رفت و بحث های منورالفکری از محفل های خصوصی آن ور تر طرفداری نیافت. کتاب فرهنگ و خشونت که به کوشش سازمان اسناد ملی ایران منتشر شده است مجموعه ای این سندها را منتشر کرده است که قسمت اعظم آن مربوط به خراسان است و  شهرستان گناباد در این میان ۱۳  سند دارد که  به درک شرایط آن موقع شهرمان بسیار کمک می کند.

http://irannaz.com/user_files/image/image28/0.420110001312568152_irannaz_com.jpg

.

یکی از این سندها  توسط کفیل گناباد به نام اقای ” علی فنونی ” نوشته شده است . این سند نگاهی به مردم گناباد و سبک زندگی انها دارد که  فارغ از نگاه غرض ورزانه وی ،  حاوری نکات مفیدی است. در اینجا قسمتی از آن را می آوریم

” اولا قبل از  عرض راپورت  رفع حجاب این محل مقدمه ای از وضع  حال  و روحیات  اهالی این محل را برای آگاهی  خاطر مبارک  به عرض می رساند. گناباد دارای سه قصبه است. جویمند ( مرکز دوائر دولتی) کاخک و بجستان که دو قصبه اخیر  اولی چهار و دومی  هشت فرسخ  از جویمند دور است. قصبات مزبور حداکثر  از سه الی چهار هزار جمعیت دارند که قسمت عمده آنها  زارع و حدودی کاسب  می باشند. و در هیچ یک از قصبات فوق با این که خیلی لازم بود وتا بحال مدرسه اناث  تاسیس نشده  زنهای  قصبات مذبور شغلشان در  منزل منحصر به نخ ریسی  و کرباس بافی است  که هم برای خود لباس تهیه  و مازاد آن راهم به فروش می رسانند و به قدری از تمدن دور می باشند که هنوز لباس زن های این محل  عبارت از همان  پیراهن کوتاه و شلوار بلند می باشد و چون کافه یا سینما و تاتر و از این قبیل  نقاط  که تا اندازه ای  روحیات و  فکر انها  را باز کند نداشته و گردشگاه هم ندارند که اقلا  تا اندازه در نتیجه  ملاحظه  و معاشرت با اشخاص با فهم تغییری  در اخلاق و عادات آنها حاصل شود بر عکس در ماه رمضان ، محرم و صفر و  مواقع دیگر  که در مسجد روضه خوانی  می نمایند پای منبر آخونده های ده رفته  همان اوهامات و  خرافات  و حرف هایی که  سال ها  آنها را عقب  گذارده است شنیده و ملکه ذهن  آنها را از طفولیت  شده است که بی اندازه آنها را از تمدن و تجدد  دوره  نموده. خانم های  مامورین دوائر دولتی سابقا  اگر در کوچه های جویمند عبور و مرور می نمودند چون وضع لباس و   چادر و پیچه  آنها خصوصا اگر پیچه را کمی هم باز می گرفتند به کلی برخلاف عقیده و سلیقه مردها و زنهای  این محل  و شاید حرف هایی هم در اطرافش گفته می شد. (  زیرا چادرهای زنهای  این محل عموما از همان کرباس است که خودشان می بافند و معروف به چادر نخودی است و پیچه هم ندارد و بطوری روی  خود را می گیرند که یک چشم آنها هم درست دیده نمی شود ) خانم های مامورین  هم  به واسطه  نبودن  وسایل  و گردشگاه ها  و غیره کمتر از خانه بیرون  می امده  حتی معاشرت با یکدیگر به جهاتی نمی کنند. ۲۶ دیماه ۱۳۱۴  “

روش اجرای این قانون از این قرار بوده که ابتدا روسای ادارات با  خانم هایشان در منزل یکدیگر جمع می شده اند و در باب  حقوق زنان و لزوم کشف حجاب چند جلسه صحبت می کرده اند . سپس کشف حجاب می نمودند تا قبح این کار بین آنها بشکند. سپس زنان مسئولین، خود جلساتی  باهم داشته اند و درباره شیوه های اجرای ان در سطح شهر صحبت می کرده اند.  جلسات عمومی هم معمولا در اداره معارف شهرستان و تنها مدرسه  گناباد ( حوزه علمیه فعلی در خیابان سعدی )  برگزار می شده است. ظاهرا در یکی از این جلسات یکی از  سادات گناباد که  گویا  روحانی هم بوده  حضور یافته و درباره مفواید این قانون صحبت نموده است.

” ضمنا یکنفر  از محدثین  معروف  این محل  را  احضار  و با مذاکرات  لازمه  که در این باب  با مشار الیه  نموده  حاضر گردیده  که در روز کنفرانس   از طرف او شرح موثری  در این باب  برای حضار  بیان شود  و لوایح دیگری هم از طرف  بعضی از اشخاص  و رییس  معارف در همین باب تهیه  گردید  که در روز کنفرانس قرائت شد”. سند ۳۱۰

در یکی از این نامه ها  عباس زند کفیل  تلگراف گناباد از  وضع گناباد بسیار شکایت می کند  و می گوید:  اصولا  در قصبه گناباد و شانزده قریه اطراف آن امر رفع حجاب به هیچ وجه  پیشرفت ندارد. حقیقتا بنده بیست روز است  به این قصبه وارد شده ام . بیست نفر زن گنابادی در معابر ندیده  مگر فقط خانواده مامورین. در این موضوع  از طرف اداره شهربانی یا حکومت  هم  قصوری نشده. زیرا به طوری که  عرض شد زنی در کوچه و بازار دیده نمی شود که مامورین موظف بتوانند انجام وظیفه نمایند.. چنانچه زنها مجبور باشند  برای استحمام  از منزل خارج شوند از روی پشت بام منازل  یکدیگر داخل حمام میشوند و علت عدم پیشرفت  این امر هم دو موضوع است. یکی خیرگی خود زنها  و دیگری مسبب بودن  چند نفر از  متنفذین  محلی که اسامی برخی را توانسته ام بدست آورم.”  سند ۳۱۲

  در ادامه عباس زند  نام افرادی را می آورد که در مراحل اجرای این قانون ممانعت داشته اند. افرادی که در آن فضای بسته استبدادی و با آن اصرار عجیب حکومت بر اجرای قانون  توانسته اند  بر هویت مذهبی خویش پا بفشارند و آماده هر گونه  حادثه ای هم بودند. این افراد جدای از هر نوع عملکرد و اعتقاد دیگری که داشته اند  حقیقتا برای مردم گناباد قابل تقدیرند چه  اگر پافشاری آنها نبود شاید گناباد ما، اکنون این گونه به آداب شرع پایبند نبود. ما در اینجا به افتخار نام این افراد را ذکر می کنیم.

ابوالقاسم ذبیحی/ نوقاب

عمادی/ نوقاب

شهیدی/ نوقاب

حاج ذبیح الله مدنی /  خیبری

معزی / ریاب

میرزا احمد تقوی / ریاب

کریمی/  قصبه شهر

مهدوی / قصبه شهر

حاج حسام /  ریاب

حاج مهدی کمالی /  دلوئی

عبدالحسن  معنمی /  بیدخت

آقا علی مندی /  مند

محمود حاج رمضان  / خیبری

حاج  احمد سعیدی  /  نوقاب

جعفرخان  / قصبه شهر

نکته قابل توجه آن است  که نامه  عباس زند موجب واکنش  رییس الوزرا وقت  محمود جم  و  رییس شهربانی ناحیه شرق  محمد رفیع  نوایی می شود و هر کدام به منظور تسریع در امر رفع حجاب گناباد دستور های جداگانه می دهند. (سند ۳۱۳ و ۳۱۴). جالب آنکه  محمود جم همان کسی است که حدود ۵ ماه قبل، بعد از واقعه گوهر شاد به رهبری بهلول  بیانه صادر کرد و محمدتقی بهلول گنابادی را  “اوباش”  خواند. نوایی هم بعد از حادثه گوهرشاد به منظور پیگیری  مسببین امر به مشهد وارد میشود  و حکم  قتل  اسدی ، نائب التولیه را صادر می کند و  علمای  شرکت کننده در آن حادثه را بسیار شکنجه می دهد.

جلسات رسمی در شهرستان  و  روستاهای اطراف برگزار می شده است و به مهمان ها تاکید می شده است که همگی با  بانوان خود تشریف بیاورند. که اکثر این جلسات با رونق بسیار  کم و اکثر آقایان هم  بدون خانم شرکت می کرده اند. اتفاقا در یکی از این مراسم به علت حضور  آقایان بدون بانو، بین اقای  میرافسری رئیس معارف  و  آراسته  کفیل اداره حکومتی،  اختلاف پیش می آید و بگو مگوی تندی صورت می گیرد و هر کدام تقصیر را به گردن دیگری می اندازد. سند ۳۱۶

در این بین  چند نامه هم مربوط به کاخک  موجود می باشد که در آن جشن برگزار شده است و اهالی بی توجهی کرده اند و حتی چند نفر در این باره توسط حکومت دستگیر و  و به قید التزام سخت مرخص می شوند.  همچنین از  طرف مردم  چند نفر از بانوان مامورین  که بدون حجاب  دیده می شوند مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرند. در نتیجه پیشنهاد میشود “که برای پیشرفت  این منظور  چند نفر از  متنفذین محلی  که متخلف  هستند  برای مدت قلیلی  از اقامت در قصبه کاخک  ممنوع و به یکی از شهرهای  دور دست  خراسان تبعید شوند تا سایرین متنبه  و این منظور هم پیشرفت نماید.” سند ۳۲۱  .موضوع  تبعید به طور جد پیگیری می شود اما نامی از فرد یا افراد تبعید شده در سندها وجود ندارد و در این مورد باید به  حافظه ی عمومی مردم  محلی رجوع کرد.

قانون کشف حجاب  مهمترین کاری که کرد ایجاد  یک  خود اگاهی بر کنش های اجتماعی بود.  هر فرد مسلمان باید درباره مسائلی می اندیشید که زمانی جزو بدیهیات  محسوب میشد و اکنون  ایدئولوژی حاکم آن را انکار می کرد.  تغییر در سبک زندگی دینداران که از قبل  مشروطه در کلام  روشنفکران  رونقی یافته بود حال در تن مردم زار می زد. انرژی هایی  تولید شد که  به بازتولید بسیاری از نمادهای مدهبی سنتی منجر شد. کشف حجاب نتیجه عکس داد و  حنای دین بر دستان دین داران رنگی افزون یافت.

به نظر می رسد موضوع کشف حجاب  گناباد از آنجا که  باعث واکنش های توده مردم شده است و آنها را به نوعی خلاقیت اجتماعی در زمینه  عبور از تهدید های حکومت و یافتن راه حل های موقتی و البته هیجان انگیز وادار کرده است. خود می تواند موضوع تحقیق تاریخی مناسبی باشد که علاوه بر سندهای  کاغذی  هنوز می توان از خاطرات  شفاهی  مردمی  استفاده کرد که در آن روزگار افتخار آفریدند.

احمد یوسفی مقدم


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1707
برچسب ها:
دیدگاه ها
farkhonde amiri پنجشنبه 15 دی 1390 - 1:40 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای یوسفی از اطلاغ رسانی شما سپاسگزارم.

امیری-امین پنجشنبه 15 دی 1390 - 1:57 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز، آقای یوسفی مقاله بسیار جالب و خواندنی بود البته به نظر من بهتر بود تصاویری از این اسناد را نیز ارائه می کردید یا در انتها ارجاع می دادید. با تشکر

حمید پنجشنبه 15 دی 1390 - 7:13 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.لطفا سایت هیئت متوسلین به ابالفضل (ع) گنابادو لینک کنید

م-ع جمعه 16 دی 1390 - 12:41 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یکی از خاطرات مهمی که درباره کشف حجاب درنوقاب هنوز هم دهان به دهان گفته میشود این است که یک شب در مراسم عزاداری محرم ماموران به نوقاب که بیشترین مقاومت را از خود بروز میداده می ایند تا چادرها را از سر زنها پایین بکشندابتدا قصد داشتند وارد مسجد شوند که با مقاومت مردم (مرحوم کربلایی شیخ اسماعیل غیاثی پدرحجه السلام غیاثی- مرحوم کربلایی اسماعیل کربلایی علی معروف به خالودلیری وکربلایی حسن رجبییان ودیگر جوانان نوقاب )روبرو میشوندتصمیم میگرند پس از خروج زنان از مسجداین کار را انجام دهند مردم هم که ازنیت آنها با خبر میشوند به پیشنهاد خالو دلیری باایجاد سر وصداوگریه وزاری درجواب مرثیه ای که کربلایی شیخ اسماعیل میخواند باعث میشوند که خالو دلیری یکی از تاغچه های مسجد بالا را که وصل به باغسرای مرحوم قوام بوده با کمک جوانان با لگدتخریب کنند واز طریق باغ قوام که به دلیل بزرگی به چند کوچه نوقاب راه داشته زنان راراهی منازل خود کنندوپس ازآن دوباره آجرها را سرجای خود چیده ومنبر مسجد را به آنجا منتقل میکنند.پس از اتمام مراسم عزاداری ماموران میبینند مردهادسته دسته بیرون میایند مدتی صبر میکنند وقتی کسی خارج نمیشود سردسته ماموران دستوروارد شدن به مسجد را میدهدوپس ازآنکه میبینند هیچکس در مسجدنیست با تعجب وحیرت بیرون میایند فرمانده به انها شماتت میکندو باتعجب روبه آنها میکند و میگویید این همه صدای گریه وزاری زنان می آمدوبرخی از زنان جلو چشم مابه مسجدرفتند چطور یک زن درمجسد نبوده؟ وپس از مدتی با سرافکندگی نوقاب را ترک میکنند۰
لازم به ذکر است در زمان رضاخان حتی تعذیه نوقاب هم تعطیل نشد ویا در زمان محمد رضاکه قمه زنی دردوره ای تعطیل بوده پس از صحنه شهادت امام حسین(ع)درجلوچشم ماموران مرحوم استاد حسن دلاوری که استاد سلمانی(آرایشگر ودلاک)بوده باسنگ پکی (وسیله ای برای تیز کردن تیغ ریش تراشی در قدیم)به سرش میکوبد ومسمای قمه زدن را بجا می آوردوموجبات ناراحتی ماموران ودستگیریش راموجب میشود ولی با وساطت مردم به بهانه اینکه اگر زودتر جلو خونریزی را نگیریم خطر مرگ دارد آزاد میشودشاهدان عینی میگویند از آن سال به بعد هم دیگر ماموری برای نظارت بر مراسم تعذیه وجلوگیری از قمه زنی به نوقاب نیامد۰

حامد ابی جمعه 16 دی 1390 - 10:33 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دمت گرم احمد جوون. واقعا تو یک گنابادی (رهنی) اصیل هستی.

سعید اسدیان یکشنبه 18 دی 1390 - 10:46 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

هدف از این مرجع خبری ثبت وقایع خبری در سه قسمت شهرستان ، مدرسه و به روایت طنز است .

در قسمت مدرسه با ارائه ی مطالب جنجال برانگیز قصد داریم چالش های موجود و اتفاقاتی که به صورت روزمره در مدرسه رخ میدهد را ذکر کنیم.

در قسمت شهرستان با موضوع صرفاً جهت اطلاع مطالب موجود در سایت های خبری دیگر را به نقد خواهیم کشید و سعی خواهیم کرد جست و گریزی بر کمبودهای موجود در شهرستان از نظر آموزشی بزنیم.

و در پایان در قسمت طنز بعضی از مسائل موجود در حیطه ی شهرستان و یا مدرسه را به روایت طنز بیان خواهیم کرد.

امیدواریم که مورد توجه و عنایت بازدیدکنندگان عزیز شهرستان، مخصوصاً سایت های خبری شهرستان قرار بگیرد.

سمپاد نیوز دات بلاگ وب را به خاطر بسپارید…