هجرتی هجرت کرد

دسته: اجتماعي , دانشگاه ها
۷ دیدگاه
پنجشنبه - ۸ دی ۱۳۹۰
 
خبر، کوتاه اما سنگین و سخت بود. دکتر هجرتی بر اثر سکته قلبی در گذشت. خیلی دوست داشتم که لحظه ای بعد این خبر تکذیب شود. اما مثل اینکه تکذیبی در کار نیست و باید مرگ دکتر هجرتی را باورکرد و برایش سوگنامه ای نوشت. بعضی ها معترضند که ما ایرانیها مرده پرستیم. به کل همدیگر را در زندگی فراموش کرده ایم همینکه واقعه ی  مرگ برایمان اتفاق می افتد، تجلیلها و آیین ها براه می افتند.
از یک جهت من این حرف را قبول دارم که چرا در زندگی به یاد هم نیستیم، اما از طرفی تجلیل ها و ایین ها نیز بعد از مرگ را لازم می دانم و اتفاقا اعتقادم این است که در مرگ آدمها بیش از زندگی باید نوشت و تجلیل کرد.

چون آیین های بعد از مرگ ، سالروز و سالگرد و ……آیین های هستند که مارا آماده پذرش واقعیتی به نام مرگ می کنند و نوشتن و گفتن نیز د ر خصوص افراد بعد از مرگ توجیه فراتر از منطق دارد.
مرگ آدم را به پایان و کمال می رساند و بهتر و کامل تر و بدون دغدغه و نگرانی می توان در باره میرنده نوشت. چون تمام پرونده اش پیش روی شماست و شما با علم به این که چیزی بر این پرونده اضافه نخواهد شد می نویسید و چنین فرصتی را فقط مرگ در اختیار شما قرار می دهد.
دکتر محمد حسین هجرتی سالها بر کرسی دانشگاه آزاد اسلامی گناباد تکیه داشت و برای منی که از دور او را می شناختم مصداق مرد عمل بود. در طول دوران مدیریت خو د تا جایی که توانست ساختمان ساخت. حتی شنیدم یک بار ماشین خود را فروخته تا بتواند ساختمان و پروژه ای را از آب و گل بر آورد و به سر وسامان برساند.

 یکی از نگهبانان قدیم دانشگاه ازاد می گفت : مصالح ساختمانی برای دانشگاه آورده بودند شب ساعت یک بامداد بود که باران آمد ما رفتیم که از مصالح ساختمانی سری بزنیم وقتی انجا رسیدیم دیدیم دکتر هجرتی با بیل مسیر آبی را که زیر سیمانها می رفت تغییر می داد و مثل یک پروانه دور سیمانها و آجرها می گردید.
به قول بعضی ها که از نزدیک هجرتی را می شناسند او مرد کینه توزی نبود و خیلی زود برای تشکیل پروانه انضباطی دانشجویان دست به قلم نمی شد. بد و بیراه ها را از از پشت تریبون می شنید و یا با منطق جواب می داد و یا هم با شوخی و تکه پرانی مسئله را ختم به خیر می کرد و همین روحیه تحمل وی بود که در آن زمان چندین نشریه دانشجویی فعال بوند که در آنها مستقیم از مدیریت دانشگاه انتقاد می کردند و دکتر تا جایی که می توانست سنگی جلو انتشار این نشریه ها نینداخت.
زنده یاد دکتر هجرتی مرحوم هجرتی دغدغه منطقه ای داشت و این صفت کمی نیست. بعضی ها وقتی به اب و نانی رسیدند گوشه ی خلوتی می جویند و به بهره گیری از دنیا دل خوش می کنند اما هجرتی دغدغه داشت. برای محل و منطقه خود کتاب نوشت و حتی چهار سال پیش وارد گود انتخابات مجلس هم شد و اتفاقا رایی مناسب خویش را از مردم دریافت نکرد که البته در جامعه ای که آرا تحت تاثیر هزار مسئله واقع می شود رای نازل هجرتی در انتخابات نمی تواند به شکل واقعی انعکاس واقعی نظر مردم نسبت به او باشد.
دکتر هجرتی مرد صریحی بود و انتقادهای تندی را بعد از انتخابات نسبت به دولت و حتی مسوولان محلی مطرح کرد و جرات این را نیز داشت که پای نوشته های خو د امضایش را بیندازد.
یکی از انتقادهای تند آن مرحوم در نامه ی گناباد باعث شد که آن شماره نامه به طرز عجیبی به فروش برود تا جایی که هنوز فکر کنم این رکورد در مورد نامه ی گناباد شکسته نشده است.
بهر حال دکتر محمد حسن هجرتی رفت و ما نیز دیر یا زود خواهیم رفت برایش رحمت و غفران الهی در خواست می کنم امید است ما نیز که رفتیم دعای خلق پشت سرمان باشد.

صادق ایزدی

به نقل از گناپا

زنده یاد دکتر هجرتی و فرزندش


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1302
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد سياح زاده پنجشنبه 8 دی 1390 - 4:23 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آهوی مهر گریخت
تار پیوند گسست
به که باید دل بست
به چه باید دل بست؟
از شنیدن خبر متاثر شدم.خدایش بیامرزد.

محمد پنجشنبه 8 دی 1390 - 8:28 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام درگذشت ایشان را تسلیت می گویم من هم از دانشجویان ایشان بوده ام

سيد عباس امينيان پنجشنبه 8 دی 1390 - 10:02 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دکتر هجرتی نام یک شخص نبود، نام یک نهضت بود نام یک مکتب بود.
هجرت زود هنگام دکتر هجرتی نه تنها برای جامعه علمی- فرهنگی ایران بلکه برای جامعه علمی افغانستان یک ضایعه جبران ناپذیر است. خداوند روحش را با مولایش حضرت علی (ع) محشور بگرداند.
مدیر آموزش دانشگاه آزاد اسلامی – واحد کابل

جواد بردبار جمعه 9 دی 1390 - 2:01 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

هجرت این استاد اخلاق را به همه ی دوستان و خانواده اش تسلیت می گویم. در زمانی که سعادت داشتم دانشجوی ایشان باشم از اخلاقیات ایشان و رهنمودهایشان بهره مند شدم.

زهرا هاشمیان یکشنبه 11 دی 1390 - 11:05 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیرخدا هیچ ندیدند..

روحش شاد

گنابادي دوشنبه 12 دی 1390 - 5:08 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

صد نکته غیر حسن بباید که تاکسی ******* مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
دکترهجرتی روحت شاد امید آنکه تمام آرزوهایت برای شهر وعزیزانت برآورده گردد.

مهدوی چهارشنبه 15 شهریور 1391 - 8:41 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تا لحظات اخر عمر این استاد عزیز همراهش بودم و از دغدغه های ارزشمند او بسیار شنیدم و دیدم و به عنوان یکی از آخرین دانشجویانی که پایان نامه ارشدش را با استاد می گذراند بارها به منزل ایشان رفتم و با رویی گشاده مورد استقبال قرار گرفتم و به چشم خویش دیدم برای شهرمان چه می کند دست نوشته ها ، مطالب و یادداشتهایی که برای پیگیری بسیاری از مسایل شهرستان که شاید به دیگران مربوط بود اما او تلاش داشت آنها را حل کند به عینه دیدم . یادش بخیر که با رفتنش به ارامش ابدی رسید اما در دل دوستانش همواره جایگاهی ویژه خواهد داشت که به هیچ طریقی پاک نخواهد شد.
در اندرون من خسته دل ندانم چیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
یاد و نامش هماره بخیر و روح بلندش همیشه جاودان باد