بهلول در ژاپن!
در زمان شاه شایع شده بود که بهلول ، بانی ماجرای گوهرشاد در ژاپن تجارت پررنقی به راه انداخته است. استاد خسرو شاهی درباره این گونه شایعات درباره علما توضیحات مفصلی داده است.
در اینجا قسمتی از مصاحبه مجله شاهد یاران با هادی خسروشاهی در مورد بهلول را عینا نقل می کنیم.
جنابعالی خاطرات بهلول را با موافقت خود وی چند سال پیش منتشر کردید؟
من بهطور مستقل، خاطرات او را منتشر نکردهام، بلکه پس از دیداری با وی در تهران، همراه برادر عزیز و دیرینه، جناب حجتالاسلام و المسلمین شیخ ابراهیم وحید دامغانی که از یاران و هواداران شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام بود و در واقع با ایشان نوعی همکاری و همفکری داشتیم، از شیخ بهلول خواستم اجازه بدهد تا خاطراتش پس از ویرایش جناب وحید، چاپ و منتشر شود. شیخ بهلول این اجازه را داد و من هم زحمت کار را به عهده برادرمان وحید دامغانی گذاشتم و او به این کار اقدام کرد و من آن را در بخش خاطرات فصلنامه: «تاریخ و فرهنگ معاصر» که در قم منتشر میکردم، تحت عنوان: «زندگی پرماجرای بهلول» انتشار یافت. این خاطرات در شمارههای سال سوم و چهارم مجله منتشر شد و مورد توجه علاقمندان قرار گرفت.
آقای وحید در این زمینه چه نقشی داشت؟
اجازه بدهید که سطوری از مقدمه جناب وحید دامغانی را که بر این خاطرات نوشته بود، عیناً نقل کنم که خود پاسخی بر سئوال شماست: «… دوست دانشمند و بزرگوار و مبارز عالیمقدار جناب آقای سید هادی خسروشاهی که خود نویسندهای توانا، پرکار و مبتکر هستند و اداره و مسئولیت هفتهنامه «بعثت» و فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» را به عهده دارند که الحق مجلهای پربار و خواندنی و ماندنی است، با توجه به سابقه چهلساله دوستی و برادری و لطف و محبت، از اینجانب خواستند که برای روشن شدن حقایق مربوط به فاجعه «مسجد گوهرشاد» در دوران رضاخان پهلوی، در حد توان خود اقدام کنم و از آنجا که بهلول در مسیر مسافرتها در تهران، در مسجدی که بنده شبها در آنجا نماز میخوانم، منبر میرود و سخنرانی میکند، مختصری در باره زندگی پرماجرای این شخصیت معاصر مطلبی بنویسم.
لازم به تذکر است که برخی، وقتی نام بهلول را میشنوند، فوراً به یاد بهلول معاصر هارون عباسی میافتند، ولی کسانی که عمرشان به نیم قرن گذشته میرسد، میدانند که در عصر ما نیز شخصی به این نام وجود داشته و در زمان رضاخان علیه کشف حجاب قیام و سخنرانی کرده و در مسجد گوهرشاد حادثه خونینی اتفاق افتاده است. بسیاری از نویسندگان معاصر در جراید و کتابها در باره بهلول راه افراط و تفریط را در پیش گرفتهاند. چند سال قبل بعضیها نوشتند که بهلول در همان غوغای مسجد کشته شد و عدهای هم نوشتند که بهلول در ژاپن کارخانه اتومبیلسازی دارد! عدهای برای او کشف و کرامت قایل بودند، جمعی نیز کشتار خونین مسجد گوهرشاد را به گردن او گذاشتند و از تهمت زدن به او نیز خودداری نکردند. در نوشتههای «ارتشبد فردوست» نیز فصلی به عنوان کشف حجاب و قیام مسجد گوهرشاد مطرح شد که مجددا نام بهلول بر سر زبانها افتاد. اینک با تماسهایی که با بهلول داشتیم با حقایق بیشتری آشنا خواهیم شد.
حاج شیخ محمد بهلول، اصلا از مردم گناباد، ولی خاندان او از قبیله چراغی است. جدش در زمان فتحعلیشاه به ایران آمد و در خراسان اقامت گزید. بهلول پیش از یک قرن عمر دارد و دایمالصیام و همیشه در سفر است و غذای او نان و ماست وسبزی و میوه است. با این سن زیاد، سرحال و سرخوش است و حدود دویست هزار بیت از اشعار خود و بیش از پنجاه هزار از اشعار دیگران را به فارسی و عربی و علاوه بر تمام اینها قرآن و بیشتر نهجالبلاغه را از حفظ میخواند. او شرح زندگی خود را بیان داشته که از این شماره خلاصه آن در اختیار علاقمندان و خوانندگان مجله «تاریخ و فرهنگ معاصر» قرار میگیرد. تهران: ابراهیم وحید افغانی، مدیر هفتهنامه «قومس» فروردین ۱۳۷۳»
بعد از این مقدمه و توضیح، نشر مطالب یا خاطرات شیخ بهلول، در- ۱۳۷۳- از شماره اول سال سوم مجله آغاز شد و در شماره ۴ سال چهارم- ۱۳۷۴- پایان یافت.
بهلول خاطرات خود را چنین آغاز میکند: «بنده بعد از ۳۶ سال دوری از وطن به ایران برگشتم و اکنون که حدود ۲۰ سال است که در ایران هستم، همیشه هر کسی که با بنده ملاقات میکند، از تفصیل «جنگ مسجد گوهرشاد» که در سنه ۱۳۱۴ شمسی واقع شد و باعث بیرون رفتن بنده از ایران به مملکت افغانستان گردید، جویا میشود، ولی بنده در آن تاریخ به سبب تسلط حکومت ظالم پهلوی قادر به شرح دادن این واقعه نبودم.
اکنون که به سعی و همت و مجاهدت حضرت آیتاللهالعظمی نایبالامام خمینی و باقی علما و مجاهدین راه دین، دست این دولت طاغوتی از ایران کوتاه شده و زبان و قلم و بیان آزاد گردیده، مناسب دانستم این حادثه را بیان کنم تا به دست همه برسد و کاملاً از مظالم خاندان پلید پهلوی آگاه شوند.
ناگفته نماند که این حادثه را بسیاری از نویسندهها تا آنجا که میدانستهاند نوشتهاند، ولی هیچ یک از آن نوشتهها کاملا درست و موافق حقیقت نیست، زیرا بعد از اینکه بنده از ایران به افغانستان رفتم و در آن کشور زندانی شدم، رضاشاه پهلوی یقین کرد که زنده از آن زندان بیرون نخواهم آمد و با کسی ملاقات نخواهم کرد و هر دروغی که راجع به آن جنگ نشر کند تا روز قیامت کشف نخواهد شد. او و خاندانش به قیامت هم که عقیده نداشتند، لهذا هرچه خواستند گفتند و نوشتند و نشر کردند و قضیه را نود درصد برخلاف واقع به مردم نمایش دادند. خبر نداشتند که خدای بزرگ، مرا آزاد خواهد ساخت و خاندان آنها را خواهد برانداخت و برای من موقع فراهم خواهد شد که تمام حقایق را بگویم و نشر دهم و پرده از روی خدعهکاریها و حیلهبازیهای آنان بردارم و حقیقت را در دسترس تمام اهل عالم بگذارم.نخست مختصری از زندگی خود و سپس چگونگی مبارزات را بیان میکنم…».
البته کسانی که مایل به اطلاع از چگونگی زندگی و مبارزات او هستند، باید به اصل آن خاطرات که بعدها به شکل کتابی مستقل هم چاپ شد، مراجعه کنند.

داستان به ژاپن رفتن ایشان که گویا در زمان شاه شایع شد، چه بود؟
رژیم شاه، همان برنامهای را اجرا میکرد که امروز امپریالیسم غرب و صهیونیسم جهانی و مزدوران اجارهای آنها در ماهوارهها و روزنامهها و کتابها در قداستزدائی و ایجاد شک و تردید در اصول ثابت اسلامی و تخریب شخصیتهای برجسته اسلامی و متهم ساختن آنها با انواع تهمتها و نشر اکاذیب بیشرمانه در باره آنها، آن را پیاده میکنند.
در راستای همین برنامه نخست اسماعیل رائین مورخ دربار پهلوی و عضو ساواک کتاب «حقوقبگیران انگلیس» را منتشر ساخت که در آن نام بعضی از علمای حوزههای علمیه نجف و کربلا و ایران به عنوان حقوقبگیران! از موقوفه «او ده هند» که در اختیار و یا زیر مجموعه اشغالگران انگلیسی بود، ذکر شده است.
سپس همین نویسنده کتاب فراموشخانه یا «فراماسونری در ایران» را در سه جلد منتشر کرد که هدف اصلی آن متهم ساختن سید جمالالدین حسینی اسدآبادی، طلیعهدار حرکتهای ضد استعماری و ضد استبدادی در ایران و دنیای اسلام، به عضویت در لژ فراماسونری «مصر» بود… سپس دانشگاه تهران، اسناد سید جمالالدین حسینی در خانه امینالضرب را منتشر ساخت که در آن مثلا عکس یک زن فرانسوی را چاپ کرده بودند که گویا همسر موقت سید در پاریس بوده و البته این از نظر من نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه نشاندهنده طبیعی بودن زندگی سید است، اما هدف آنها از نشر آن عکس و نامههای او، چیز دیگری بود و یا نامههای سید به شاه و امینالسلطان را منتشر ساختند، بدون آنکه اصل نامههای ناصرالدین شاه و امینالسلطان به سید رادر کنار آنها چاپ کنند.
سپس ابراهیم صفائی، مورخ اجارهای دیگر در بار پهلوی رسالهای مستقل را در ضمن مجموعه «رهبران مشروطه» منتشر نمود که علیه سید جمالالدین بود… بعدها البته نوبت به شجاعالدین شفا و علی دشتی رسید که بهطور صریح و بیشرمانهای به پیامبر اکرم(ص) و اصول اسلام تاختند!
در همان ایام، هفتهنامه «اتحاد ملی» که به ظاهر قیافه نیمه اپوزیسیونی! هم به خود گرفته بود. در یک گزارش آگهیمانند بی مدرک و غیرمستند، عکس یک گردن کلفت کراواتی را همراه اراجیف و اکاذیبی منتشر نمود و ادعا کردکه این شخص، همان شیخ بهلول است که توسط انگلیسیها به ژاپن رفته است و در آنجا کمپانی ماشینسازی بزرگی را اداره میکند و سپس در همین رپرتاژ آگهی! یک مصاحبه جعلی هم با فرزند غیرواقعی شیخ بهلول درج کرده و در آن اهانتهای بیشرمانهای به شیخ شده بود.

البته من همان وقت مقالهای برای مدیر آن روزنامه در باره حوادث مسجد گوهرشاد و هویت شیخ بهلول که اصولا پس از حادثه مسجد گوهرشاد، مفقودالاثر شده است، فرستادم که متاسفانه چاپ نکرد. این روش غیراخلاقی و ناجوانمردانه را در مورد شخصیتهای برجستهای چون آیتالله کاشانی و شهید نواب صفوی هم توسط ملیگرایان! بهویژه در روزنامه کریمپور شیرازی انجام دادند و پرچمداران مبارزه با استعمار پیر را جاسوس انگلیس نامیدند! و حتی روزنامه «شورش» نقش پرچم انگلیس را بر عمامه آیتالله کاشانی نصب کرد و عامل اصلی ملی شدن نفت را عامل انگلیس نامید و متاسفانه این فرد مورد تشویق رهبری جبهه ملی هم قرار گرفت که این مسئله نیاز به بحث مستقلی دارد.
به هرحال در کل هدف آن بود که با متهم ساختن شخصیتهای برجسته و مبارز اسلامی و منسوب کردن آنها به بیگانگان، زمینه را برای تخریب شخصیت امام بزرگوار(ره) آماده سازند و ایشان را هندی بنامند. البته این کار را هم انجام دادند که آخرین نمونه اقدامات آنها، نشر مقاله وزارت دربار، علیه امام، توسط داریوش همایون و به قلم احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات بود که شخصی به این نام وجود خارجی نداشت و البته به علت هوشیاری علما و طلاب و مردم مسلمان ایران این توطئه نه تنها خنثی شد، بلکه زمینهساز پیروزی انقلاب اسلامی ایران گردید.
با سلام
جالب بود سن ما که به این وقایا نمیرسه خیلی خوبه گاهی یاد آوری میشه
به ما هم سر بزنید همشهری
با تشکر