گودال سر دلو!
داغی لحظات مبارک رمضان در خنکای قطرات استخر کوچک قنات قصبه به هم می رسد تا دقایقی شیرینی را بیافریند.
به هم رسیدن رمضان و تابستان هیجانی است الهی که هم رنجش مضاعف است و هم مهرش. چند سال قبل که در روزهای کوتاه زمستان پای کرسی افطار می کردیم همه بزرگترها ما را وعده می دادند به روزهایی که باید انتظارش را می کشیدیم و حالا آمده است. روزهایی که ساعت هایش تمامی ندارد و هر ساعتش به همه زمستان اجر دارد. آنهایی که سی و اندی سال قبل را روزه گرفته بودند و پیرانی که خاطرات هفتاد ساله داشتند همه این روزها را برایمان وصف کرده بودند.
اما عصرها که مردم از کار روزانه فارغ می شوند در حالی که خورشید ، گرما را در وجودشان دمیده است همه به دنبال راهی برای سبک شدن هستند. یکی از شیرین ترین مکان ها گودال سر دلو ( سر دولاب) در میان باغ های قصبه شهر است. جایی که به عنوان مظهر قنات قصبه خود نمایی می کند. استخر کوچکی که زیاد هم عمق ندارد آب از دریچه وارد می شود و از دیگر سو خارج می شود.
این استخر کوچک در تابستان ها مورد استفاده مردم کوی شرقی و همه افرادی است که برای شنا کردن آب زلال و روان و وسیع قصبه را می پسندند و البته در روزهای رمضان بسیار شلوغ تر می شود . دقایقی که از ظهر می گذرد هر لحظه گروهی می آیند و گروهی می روند.
در این فضای کوچک معمولا شنا کردن همراه با شادی مردم است و شوخی هایی که در اوج خود هم مراقبت از روزه هم هست تا سر زیر آب نرود.
برخی خود را با لباس در آب می اندازند و بعضی را به زور در آب می اندازند. روزه داران تا گردن زیر آب می روند و سر را معمولا با سطل می شورند. گروهی که شیرجه می زنند با پا درون استخرمی ایند تا احیانا سر زیر آب نرود. در این میان اگر کسی روزه نداشته باشد و بقیه متوجه شوند حتما سوژه شوخی ها می شود و سرش را چندین بار زیر اب خواهند کرد. بچه های کوچک هم که روزه نیستند برای خود بازی می کنند و از این سو به آن سو شنا می کنند. معدود شناگران ماهری هم هستند که سر خود را کاملا خارج از آب می گیرند و با پا زدن شنا می کنند.
مردم از هر بهانه ای استفاده می کنند تا لحظات شادی اور داشته باشند. اگر کسی خواسته باشد زود شنا کند و برود ممکن است بقیه جلوگیری کنند. همین که از استخر خارج شود مشتی خاک بر شانه اش می کشند تا دوباره مجبور شود برای شستشو داخل آب بیاید.
وقتی آن گرمای طاقت فرسا کمی فروکش می کند آرامشی ملایم دست می دهد گروهی می روند و گروهی دیگر از راه می رسند. ممکن است در هر روستا و محلی حوض و استخری برای شنا باشد اما با این آب وسیع و در حوضی نقلی در میان باغ های سرسبز کمتر جایی این چنین یافت می شود. پیشنهاد می کنم شیرینی اش را در این روزهای کام بسته بچشید!





خوشا به سعادتشان که در گنابادند و از استخری به آن تمیزی استفاده می کنند.