این مشت خشت را خوشگل نگاه کن
همه ما سری به مسجد جامع شهر زده ایم اما داشتن یک نگاه عمیق و لذت بردن از زیبایی های معماری آن نیاز به اطلاعات قبلی دارد مقاله دکتر زمانی انصافا با نشان دادن این ظرافت ها علاوه بر چشم روحمان را هم با فضای مسجد درگیر می کند
مقاله علمی که مرحوم دکتر زمانی درباره مسجد جامع شهر نوشته است بسیار خواندنی است ایشان به نکاتی اشاره کرده اند که یک مخاطب معمولی در مشاهده مسجد به هیچ عنوان آن را نمی بیند و ممکن است فقط در کلیات فضا قرق شود حال آنکه ریزه کاری های مسجد بسیار زیاد است و از نظر زیبایی شناسی در اوج می باشد.
ما می توانیم با خواندن این مقاله هر گاه به مسجد می رویم حواسمان به ریز نقش ها و شاهکارهای پنجه استادان معمار برود و اصولی را که در ساخت مسجد به کار رفته است بهتر بفهمیم. در عین اینکه می توانید مهمانان و دوستان خود را هم به مسجد برده و چند دقیقه درباره مسجد برایشان صحبت کنید. از سویی دیگر این اطلاعات باعث می شود نگاه ما به معماری محلی خود فراتر از یک حس هویت جمعی به نوعی نگاه علمی هم نزدیک شود تا همه بناهای قدیمی و ساده تری که در گوشه و کنار شهر می بینیم را با نگاهی خوشگل تر ورانداز کنیم.
عکس های ما در این خبر بیشتر روی جزییات مسجد زوم کرده است تا آنچه در قلم استاد زمانی بوده را کمی نشان دهد.. امیدواریم با انتشار مقالات استاد به ارتقاء فرهنگ شهر خویش کمک کنیم. کمترین وظیفه هر گنابادی این است که این مقاله را بخواند تا لذت بیشتری از داشته های خود ببرد.
احمد یوسفی
مسجد جامع گناباد
گناباد در دوره خوارزمشاهیان نیز آباد و دارای اهمیت بوده است زیرا یکی از سه مسجد دو ایوانی خراسان که ذیلا معرفی میشود در آن ساخته شده و در واقع این شهر در ردیف شهر زوزن مقر ملک زوزن و در قلب استان کوهستان قرار داشته است .
مسجد جامع گناباد از نظر پلان در عداد بناهای دو ایوانی و عبارت است از یک حیاط بطول ۶۶ متر و عرض ۴۴ متر، دو مدخل، دو رشته رواق، دو شبستان و دو ایوان که مجموعا در اطراف حیاط قرار دارند.
دو مدخل از کوچهای که در شرق مسجد واقع است به آن راه میدهند وبه عبارت دیگر در دو زاویه شمال شرقی و جنوب شرقی در حیاط قرار دارند.
مدخل جنوب شرقی ساده است ولی در مدخل شمال شرقی تزیینات جالبی وجود دارند. این مدخل قبل از در بشکل ایوانی است که سقف آن جناغی میباشد و با آجرهای مربع بطور زیگزاگ پوشیده شده است. کف مدخل نیم متر از کوچه مرتفعتر است و در طرفین آن دو سکوی آجری به ارتفاع ۸۰ سانتیمتر قرار دارند و ارتفاع دو دیوار جنبی از روی سکوها سه متر است.

در پایه سقف جناغی یک باند گچی سفت به عرض ۲۵ سانتی متر در بین دو نوار باریک گچی در سرتاسر دو دیوار جنبی و بالای در قرار دارد. در نگاه اول تعدادی نقوش بیضی به چشم میخورد که بطور وارونه تکرار شده است ولی پس از دقت بیشتر پرندگان و گیاهانی که در این باند مجسم شدهاند جلب توجه میکنند. پرندگان باریک اندام و دارای دم بلنداند و شبیه دارکوب میباشند و بطور متقارن روبرو و یا پشت به پشت هم قرار گرفتهاند. ساقه گیاهان در نوار بالا و سر برگ آنها در نوار پائین قرار گرفته است و هفت برگ کوچک در هر طرف وجود دارند به نحوی که پای پرندگان در روی برگ چهارم و منقار آنها در روی برگ دوم قرار دارد. در مرکز بیضی یک نقش گلابی در بین چهار جفت برگ کوچک و یک برگ بزرگ قرار دارد. و از سر آن دو شاخه بطور متقارن به طرفین جستن میکنند. از ته بیضی نیز دو شاخه که هر یک پنج جفت برگ کوچک دارد جستن میکنند.
در حالتی که دو پرنده پشت به پشت قرار گرفتهاند ستاره هفتپری وجود دارد که در مرکز آن یک گل هفت پر جا داده شده است. از بالای ستاره دو شاخه جستن میکنند که پس از دو برگ کوچک هر یک دو قسمت میشود و یکی از آن دو قسمت بشکل پیچ (Volute) در میآید.
در هر یک از دیوارهای جنبی هفت جفت و در بالای در دوازده جفت پرنده نقش شدهاند. در بالای کتیبه سر در چند نقش وجود دارند:
اول دو پرنده پشت به پشت که در داخل یک چهارگوش و طرفین یک پالمت قرار دارند وسر خود را به عقب بر گرداندهاند
دوم یک دایره که در بالای پالمت مذکور قرار دارد و حاوی اسلیمی های متقارن است.
سوم دو نقش کاجی که در طرفین نقوش بالا قرار گرفته و برگهائی شبیه برگهای یاد شده دارد.
در نمای جرز سمت راست مدخل شمال شرقی و سمت چپ مدخل جنوب شرقی واقع در دو انتهای ضلع شرقی حیاط مسجد تزیینات جالب توجه دیگری وجود دارند باین معنی که یک قاب مستطیل در نمای جنب زاویه از آجرهای ساده و گلدار بارتفاع ۷۵/۲ متر تعبیه و در داخل آن سفالها یا آجرهای منقش به نقوش هندسی به ابعاد ۵×۲۳×۴۰ سانتی متر نصب کردهاند. نقوش این آجرها عبارت از یک کثیرالاضلاع منتظم و چهار کثیرالاضلاع غیر منتظم هشت ضلعی است و کثیرالاضلاع منتظم هشت ضلعی در حقیقت روی چهار کثیرالاضلاع غیر منتظم مجسم شده و در مرکز آن میخی از گل پخته وجود داشته که آجر را در سطح دیوار محکم میکرده است. گل محدب این میخهای گل پخته با لعاب آبی فیروزه خوشرنگ لعاب داده شده است. این میخها که فعلا شش عدد در زاویه جنوب شرقی و یک عدد در زاویه شمال شرقی باقی است چه از نظر استعمال وچه از نظر تاریخ گل پخته لعابدار در خور اهمیت میباشند
دو رشته رواق این مسجد در مشرق و مغرب حیاط قرار دارند. رواقهای شرقی در دو ردیف و بین دو مدخل مسجد قرار دارند و بصورت هشت ایوان بر حیاط مسجد عمود میباشند. ستونهائی که قوسهای جناغی و سقفهای گنبدی این رواقها را نگه میدارند به فاصله سه متر قرار گرفتهاند و ابعاد پایه آنها در ردیف جلو ۱۴۰ ×۱۴۰ سانتیمتر و در ردیف عقب ۱۲۰ × ۱۴۰ سانتیمتر میباشد. یک تارمی آجری مشبک بارتفاع ۶۰ سانتیمتر رواقها را از حیاط و یک دیوار نازک آنها را از مدخل جنوب شرقی جدا میکند و بین مدخل شمال شرقی و رواقها دو درگاه وجود دارند.
در مغرب بنا یک ردیف رواق بشکل هفت ایوان عمود بر حیاط دیده میشود. قوس این رواقها نیز جناغی است و زه آنها مرکب از نیم آجرهایی است که از روی ازاره کنار حیاط شروع و بطور افقی رویهم چیده شده اند واز دو طرف دهنه رواق بالا میآیند و در کلید قوس بهم متصل میشوند. جلو پنچ رواق از این رواقها تارمی مشبکی قرار دارد و ورود و خروج از دو رواق طرفین صورت میگیرد.
در بعضی از جرزهای وصل به دیوار ته روقها سوراخهائی وجود دارند که شاید در قدیم با تیرهای چوبی دو جرز بهم متصل میشده و یا هنگام ساختن بنا برای چوب بست مورد استفاده بوده است.
سقف رواقها گنبدهای کوچکی هستند که با استفاده از گوشوار لچکی تعبیه شدهاند. از زیر قسمتی از سقفها که گچ آن ریخته است معلوم میشود که آجرها بطور افقی و دایرهوار رویهم چیده شدهاند. این رواقها از شمال بیک اطاق مربع و از جنوب به یک طاق نما متصل میشوند.
مسجد دارای دو شبستان ستوندار است که اولی در شرق ایوان جنوبی و دومی در شرق ایوان شمالی واقع است. شبستان اول بضلع ۱۰ متر و مرکب از سه ناو است که سقف آنها روی چهار ستون داخل و جرزهای وصل بدیوارهای جنبی قرار دارد. ستونها چهار گوشند و در روی پایههائی به ضلع ۱۱۲ سانتیمتر قرار گرفتهاند.
مطلب مهمی که در این شبستان وجود دارد کتیبه حاوی تاریخ بنا میباشد. این کتیبه در زیر قوس مدخل شبستان قرار دارد و با آجرهای برجسته و خط کوفی صورت گرفته است. به احتمال قوی از همین کتیبه گدار فرانسوی تاریخ بنا را استخراج نموده است ولی چون فعلا در زیر قوس مذکور قوس دیگری (شاید برای حفظ کتیبه و یا استحکام) ساخته شده است عکس برداری و خواندن آن به آسانی میسر نیست.
دربالای در مدخل و بین دو جناح قوس یک تزیین مشبک گچی هندسی با نقوش کثیرالاضلاعهای هشت پر و مربعها صورت گرفته است. در سمت چپ طاق نمای مدخل تزیینات مشبک مستطیل شکل دیگری نیز بچشم میخورند.
شبستان واقع در شرق ایوان شمالی دارای پلان مستطیل بطول ۱۷ و عرض ۵/۱۱ متر است و سقف آن در روی پایههای چهار گوش بضلع ۴۵ سانتیمتر تعبیه شدهاند. اثر جالب توجه این شبستان محراب کم عمق و تزیینات گچی آن است که از لحاظ کار و نقش شباهت به باند مدخل شمال شرقی مسجد دارد و تصور میشود هر دو در یک تاریخ صورت گرفتهاند.
ایوان جنوبی- این ایوان در جهت قبله ساخته شده است. عرض کف آن در داخل حدود ۹ متر و طول آن حدود ۱۸ متر و مساحت آن حدود ۱۶۰ متر مربع است و میتوان آنرا از ایوانای بزرگ محسوب داشت. ضخامت هر یک از دیوارهای طرفین ایوان بیش از سه متر است و قوس جناغی شکل یا بطور بهتر شبیه ته کشتی نمای ایوان در بین آن دو دیوار قرار گرفته و مجموعا تزییناتی بشرح ذیل دارد:
۱- دو نیم ستون گرد آجری با بند کشی گچی که در پائین به پایهیی مکعب شکل و در بالا به سر ستون چهارگوش نازکی به ضخامت ۱۰ سانتیمتر منتهی میشوند. نیم ستون طرف راست نسبت به نیم ستون طرف چپ جدید بنظر میرسد زیرا طرز قرار گرفتن و ابعاد آجرهای آن با طرف چپ متفاوت است.
در بالای سرستونها نازک سه آجر با دو دفعه پیش آمدن پایه قوس ایوان را تشکیل میدهند و قوس مرکب است از:
الف- دو قطار پیچ که از طرفین در روی دو مخروط وارونه شروع میشوند و در کلید قوس بهم میپیوندند.
کتیبه کوفی داخل ایوان جنوبی مسجد جامع گناباد
ب- یک نوار گل و بتهای یا اسلیمی که در طرفین از روی سر ستون شروع و به کلید قوس ختم میشود. این اسلیمی عبارت از برگهای سه قسمتی است که در خم آنها پالمت های پنج قسمتی قرار دارند. این برگها و پالمتها در طرفین تا کلید قوس نه بار تکرار میشوند. عرض این باند اسلیمی حدود بیست سانتیمتر است و پالمت کلید قوس هفت قسمتی میباشد.
ج- دو جفت نیم استوانه که در طرفین از روی یک پایه مکعب شروع میشوند. این نیم استوانهها در طرف راست تا ۷۵ سانتیمتر و در طرف چپ تا حدود یک متر دارای تزیینی از آجرهای منقش به نقوش کثیرالاضلاعهای شش ضلعی که در وسط آنها سوراخی وجود دارد میباشند. پس از این ارتفاع نیم استوانه داخلی با آجرهای گرد و نیم استوانه خارجی با ردیف آجرهای رویهم قرار گرفته ادامه پیدا میکند.

۲ – یک باند مزین بخطوط کوفی که در طرفین تزیینات مذکور و بالای قوس قرار داشته است. از ارتفاع این باند شش متر در طرف راست و ۵/۶ متر در طرف چپ باقی است ولی قسمتهای بالا درنتیجه زلزلههای شدید گذشته خراب شده است. عرض این باند حدود ۶۰ سانتیمتر و طول دستههای حروف آجری برجسته آن قریب پنجاه سانتیمتر است و ابعاد کادری که باند در طرفین و بالای قوس تشکیل میداده است حدود ۲۰/۱۱ × ۶۰/۱۰ متر بوده است.
۳ – در طرفین باند مذکور باند دیگری مزین به یک تزیین حصیری بسیار دقیق به عرض ۱۵/۱ متر از گچ سفت ساخته شده است که فعلا در سمت راست ۷۵/۴ متر و در سمت چپ ۷ متر از ارتفاع باقی است و باحتمال قوی این باند در بالای قوس نیز ادامه داشته و در اثر زلزله فرو ریخته است. در نگاه اول نقوش حصیری بصورت لوزیهای رویهم قرار گرفته بنظر میرسند ولی ضلع هر لوزی خود عبارت است از یک کثیرالاضلاع غیر منتظم شش ضلعی که در داخل آن دو نوار تابیده شده قرار دارند. در داخل هر لوزی یک شکل صلیب یا + قرار دارد و چنانچه دو ضلع از لوزی پائین با دو ضلع از لوزی بالا در نظر گرفته شود صلیبهای دیگری که از مقابل چون (×) بچشم میخورند مجسم میشوند. بنظر میرسد که قالبهای مخصوص برای قطعات این تزیین تهیه و در سطح دیوار آجری نصب شدهاند.
۴- دو باند مزین بخطوط کوفی و نقوش حصیری را ستونی از آجر که در طرفین بطور افقی رویهم و در بالای قوس بطور عمودی کنار هم چیده شدهاند در میان گرفته است.
سطح دیوارهای داخل ایوان تا ارتفاع ۵/۵ متر با گچ اندود شده و در بالای هر یک از دو دیوار یک کتیبه کوتاه بخط کوفی دیده میشود. از پایه سقف به بالا آجرها نمایانند و ارتفاع قوس ایوان از پایه تا کلید آن بیش از چهار متر میباشد. سقف ایوان مرکب از چهار گهواره جناغی عرضی است به این معنی که بدواً پنج قوس عرضی تعبیه گردیده و سپس در بین قوسهای عرضی سقفهای گهوارهیی عرضی ساخته شدهاند و این سقفها به تبعیت از قوس نمای ایوان شکل جناغی بخود گرفته است. قسمتی از سقف که در بالای محراب قرار دارد بصورت نیم گنبد است. به احتمال قوی سقف ایوان در اثر زلزله شدید گذشته فرو ریخته و دو باره ساخته شده است ولی در تجدید بنا از پایههای اصلی تبعیت شده و شکل اصلی حفظ گردیده است.
محراب که در انتهای ایوان قرار دارد خود را بصورت نصف یک منشور هشت ضلعی منتظم نشان میدهد و دارای دو ردیف مقرنس و یک قوس جناغی میباشد. طول ضلع منشور ۵۴ سانتیمتر و ارتفاع آن ۶۵/۱ متر است. این محراب در داخل با خطوط متقاطع ستاره شکل و برگهای ظریف مزین شده و در سه حاشیه محاط است:
۱- حاشیه باریک گلدار به عرض ۵ سانتی متر.
۲- حاشیه دیگری به عرض ۳۵ سانتی متر حاوی نقوش گیاهی و برگهای سه قسمتی.
۳- حاشیه سوم به عرض ۳۵ سانتی متر شامل مربعات تزیینی.
ابعاد کادرهائی که از این حاشیهها بوجود میآیدند عبارتند از:
کادر کوچک ۹۰/۲×۴۰/۱ متر گلدار.
کادر وسط ۳۰ /۳ × ۸۰/۱ متر گلدار.
کادر سوم ۶۰/۴×۶۰/۲ متر مربع با کلمه علی.
بنظر میرسد که این نقوش بصورت قالبهائی از گچ سفت و یا سفال سفید قبلا تهیه و در سطح دیوار نصب شدهاند.
ایوان شمالی- این ایوان دارای ۵/۶ متر عرض و ۱۱ متر طول و ۱۲ متر ارتفاع است. سطح دیوارای داخل آن با گچ اندود شده است. سقف آن مرکب از سه گهواره عرضی است که در بین چهار قوس عرضی تعبیه شدهاند و یک نیم گنبد که در انتهای سقف با استفاده از گوشوار صورت گرفته است. به احتمال قوی سقف این ایوان نیز مانند ایوان بزرگ در اثر زلزله فروریخته و مجددا ساخته شده است. تزیینات نمای این ایوان بقرار ذیل است:
۱- یک نوار آجری که آجرهای آن بطور افقی رویهم قرار گرفتهاند و عرض آن ۱۱ سانتی متر است و تا رأس قوس ادامه مییابد.
۲- یک حاشیه گچی به عرض ۴۰ سانتیمتر .
۳- یک نوار آجری دیگر به عرض ۱۴ سانتیمتر که در طرفین ایوان تا کلید قوس ادامه مییابد.
۴- یک جفت کادر تزیینی که در نمای دو دیوار طرفین ایوان قرار دارند. هر یک از این دو کادر از عرض به سه قسمت میشود:
الف- دو باند تزیینی مشبک که از نصب قطعات گل پخته در سطح دیوار صورت گرفتهاند. قطعات بالا فروریخته و فعلا هفت جفت در دیوار شرقی و هفت جفت در دیوار غربی وجود دارد. از سوراخی که در مرکز هر قطعه وجود دارد معلوم میشود که این قطعات نیز وسیله میخهای گلی به دیوار وصل بودهاند. هر قطعه دارای نقوش هندسی شعاعی نسبت به مرکز است.
ب – در ارتفاع و بین دو باند مشبک مذکور یک جفت طاقنما و یک جفت مربع تزیینی به تناوب قرار گرفتهاند. تزیین هر یک از طاق نماهای پائین عبارت از سه لوزی است که با آجر صورت گرفتهاند ولی فعلا در داخل دو طاق نمای دیگر تزیینی دیده نمیشود. در داخل یک جفت مربعی که در بالای طاق نماهای پائین قرار دارند تزیینات ستاره شکل دقیقی نصب شده و در هر یک از دو مربع بالا ۹۹ قطعه مشبک قرار داشته که فعلا در مربع شرقی شش قطعه و در مربع غربی چهار قطعه باقی مانده و در هر قطعه یک گل چهارپر بشکل (×) نقش شده است.
اهمیت تاریخی مسجد- این مسجد علی رغم زمین لرزههای شدید و تحمل تعمیرات مکرر شکل و هم چنین تاریخ بنای اصلی خود(۶۹۰ هجری قمری برابر با ۱۲۱۲ میلادی) را حفظ کرده و از مساجد دو ایوانی دیگر خراسان (مسجد زوزن ۲۰ و مسجد فریومد) سالم تر مانده است و با توجه بتاریخ همین مسجد است که میتوان تاریخ تقریبی ساخت دو مسجد مذکور را معین کرد. زلزله اخیر گناباد به بنای این مسجد صدمه زده است ولی باز هم قیافه اصلی و تزیینات ابتدائی آن چون کتیبههای کوفی، آجرها و قطعات مشبک طرفین دو ایوان و دو مدخل و نقوش مدخل شمال شرقی و محرابهای ایوان بزرگ و شبستان شرق ایوان شمالی باقی است و هنوز این مسجد یکی از بناهای مشخص و مورخ اواخر دوره خوارزمشاهیان بشمار است.
مسجد جامع گناباد مانند دو مسجد زوزن و فریومد از نظر پلان شباهت کاملی به قسمت اختصاصی کاخ فیروزآباد مربوط به اوایل دوره ساسانی دارد ولی مطلب جالب توجهتر مربوط به پوشش ایوانهای مسجد است که پوشش تالار مستطیل ایوان کرخه مربوط به زمان سلطنت شاهپور دوم را بخاطر میآورد.
ما دیدیم که سقف ایوان بزرگ مسجد عبارت از چهار گهواره عرضی است که بکمک پنج قوس عرضی تعبیه شده است . تالار مستطیل ایوان کرخه مرکب از سالن مربع گنبددار و دو جناح است. سقف هر یک از دو جناح عبارت از پنج گهواره عرضی است که بکمک قوسهای عرضی تعبیه شدهاند. تفاوتی که وجود دارد در فرم سقف است باین معنی که قوسها و گهوارههای عرضی ایوان کرخه هلالی و از ایوان مسجد گناباد جناغی است.
در ایوان کوچک مسجد نیز چهار عنصر معمول در زمان ساسانی بکار رفته است:
۱- سقف مرکب از ۳ قوس و سه گهواره عرضی.
۲- نیم گنبدی که با کمک گوشوار، معروفترین المان معمول عهد ساسانی، صورت گرفته است.
۳- در گاهی که در انتها و پهلوی ایوان ساخته شده و در هر دو ایوان حیاط اختصاصی کاخ فیروزآباد وجود دارد.
۴- طاق نماهای رویهم قرار گرفته دو دیوار طرفین ایوان(صرف نظر از خود ایوان که یک بنای بسیار معمول عهد ساسانی است).
مطلب مورد تعجبی که در تزیین این مسجد بچشم میخورد استعمال میخهای گلی با گل لعابدار است. این کار در ایران یک سابقه ۳۳۰۰ ساله دارد. در بعضی از مدخلهای کاخ چغزنبیل منسوب به اونتاشگال پادشاه ایلام (۱۲۲۷ – ۱۲۳۴ ق.م) میخهایی از گل پخته وجود داشته که گل آنها با لعاب آبی مزین و نام بانی زیگورات، اوتتاشگال، در آن مشخص شده بوده است. این میخها در نصب و استحکام آجرها بکار رفته است.

مسجد جامع گناباد رابطه خود را رویهم رفته با بناهای دوره سلجوقی از لحاظ پلان و فرم و مصالح حفظ نموده است ولی تزیینات هندسی نمای دیوارهای طرفین ایوانها و مدخل مفصلتر و دقیقتر است. ایجاد حروف کوفی با آخر یکی از کارهای عهد سلجوقی است و ما نمونه خوب و نسبتاً سالم آن را در مسجد زواره از توابع اردستان بینیم. قبل از سلجوقیان نیز این کار معمول بوده و نمونه بارز آن برج لاجیم مورخ ۴۱۳ هجری در شمال ایران است. در خارج پایه گنبد مخروطی این برج دو کتیبه وجود دارد یکی با خط پهلوی و دیگری با خط کوفی. هر دو کتیبه با آجرهای تراشیده در زمینه سفید گچی صورت گرفتهاند.
نقوش اسلیمی و صلیبی و حیوانات متقارن نیز بخصوص در اواخر دوره سلجوقی مورد استعمال بودهاند. نمونه بارز ما در این مورد نقش برجسته گچی است که از ری بدست آمده و فعلا در موزه پنسیلوانیا است. این نقش که مورخ ۵۹۰ هجری است یک صحنه تاجگذاری را نشان میدهد ولی در آن نقوش اسلیمی، کتیبه و گیاهان دیده میشوند. نمونه مربوط به حیوانات متقارن عبارت از یک سینی نقره است که توسط ملکه وقت به پادشاه سلجوقی آلب ارسلان هدیه شده است و فعلا در موزه هنرهای زیبای بوستون وجود دارد. تاریخ این سینی ۴۵۹ هجری است و سطح آن با خطوط کوفی و اسلیمی و پالمتها مزین شده است.
در بالای قسمت مرکزی ظرف دو مرغابی روبرو و در طرفین یک درخت نقش شدهاند و سر آنها مانند سر دو پرندهیی که در بالای در مدخل شمال شرقی مسجد گناباد وجود دارد به عقب برگشته است.
در پائین دو بز کوهی بالدار بهمین ترتیب در طرفین یک درخت قرار دارند و یاد آور سنتهای قبل از اسلام و حتی سه هزار سال قبل از میلاد در ایران میباشند. سر این دو حیوان نیز به عقب برگشته است.
مسجد جامع گناباد با بناهای ما بعد خود نیز پیوند دارد زیرا عناصر کلی معماری ایران همیشه ادامه داشته و حیاط و ایوان و سالنهای ستوندار در دورههای بعد نیز مورد استعمال بودهاند.
از تزیینات بنا آنچه در دورههای بعد بخصوص دوره صفوی مورد استفاده بیشتر قرار گرفته قطار پیچ است که قبلا در تزیینات طاقنماهای خارج مقبره شاه اسماعیل سامانی در بخارا مربوط به اواخر قرن سوم هجری بکار رفته است. میتوان در این مورد محراب سالن گنبد دار مسجد جامع اشترجان اصفهان مورخ ۷۱۵ هجری و محراب مسجد جامع ابرقو مورخ ۷۳۸ هجریرا نام برد. در دوره تیموری نیز باین تزیین توجه شده و هم اکنون نمونههای روشنی در خارج مرزهای فعلی ایران وجود دارد و میتوان در این مورد مدرسه الغ بیک بخارا مورخ ۱۴۱۷ میلادی و مدرسه الغ بیک در سمرقند مورخ ۱۴۲۰ میلادی را نام برد.
تزیینات حصیری گچی و سفالی و هم چنین لوزیهای آجری مسجد جامع گناباد نیز در دورههای بعد بتفصیل و کثرت استعمال شدهاند و ما میتوانیم تزیینات مدخل مقبره با یزید بسطامی مورخ ۷۰۰-۷۱۳ هجری و داخل مقبره سلطان محمد اولجایتو مورخ ۷۰۵ هجری و ستونهای نیمه مدور میل رادکان مورخ قرن هفتم هجری را مثال بیاوریم. در این جا میباید یادآور شد که دونالدن ویلبر در ضمن بیان مسجد فریومد اینگونه نقوش حصیری یا تسمهای سفالی بدون لعاب را مربوط به دوره مغول دانسته و تصور نموده است که این تزیینات پس از خراب شدن بنای دوره سلجوقی در ضمن تجدید و یا تعمیر بنا صورت گرفتهاند و دلیل خود را بر شباهت این تزیینات با طرحهای تسمهای بسطام و طرحهای تسمهای گچی مقبره اولجایتو متکی نموده است. شاید ویلبر در موقع مطالعه خود به مسجد جامع گناباد و تاریخ روشن آن توجه نداشته است. وی اشاره بنظر گدار فرانسوی و آجر چینی سبد شکل سلجوقی کرده و بالاخره تاریخی در حدود ۱۳۲۰ میلادی (۷۲۰هجری) معین نموده است. با توجه باین بیان احتمال ضعیفی میرود که تزیینات حصیری مسجد جامع گناباد مانند مسجد فریومد فروریخته و یا اصولا به علت حمله مغول انجام نگرفته و در دوره مغول تکمیل شده باشد ولی با توجه به اینکه:
۱- ویلبر سند کتبی و یا تاریخ قطعی ارائه نکرده است.
۲- نقوش حصیری مسجد جامع گناباد که سالم مانده در جوار کتیبه کوفی قرار دارد وچون روش خط کوفی زمان سلجوقی روشن است معلوم میشود که کتیبه و تزیین حصیری هر دو مربوط بتاریخ اصلی بنا است.
۳- قبل از ایجاد مسجد جامع گناباد این نقوش حصیری در خراسان و مناطق مجاور آن معمول بوده و ما بطور واضح همین لوزیها یا کثیرالاضلاعها، صلیبها و اضلاع تابیده شده را در سر در جنوبی مسجد مغاک عطاری بخارا مربوط به قرن دوازدهم میلادی مشاهده میکنیم. در مقبره شاه فاضل فرغیزستان منسوب بقرن دوازدهم میلادی مشبکی است که کثیرالاضلاعهای متقاطع تزیینی آن بسیار نزدیک به نقوش سفالهای جنب مدخل جنوب شرقی مسجد گناباد است.
این احتمال ضعیف نیز این بین میرود و میتوان معتقد شد که این نوع تزیین در مشرق ایران رواج داشته و در مسجد جامع گناباد بکار رفته است.
مرحوم دکتر عباس زمانی استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران


قسمت بالا نشان دهنده معماری است که بعد از زلزله ۱۳۴۷ اصلاح شده است















با سلام
مطلب بالا چه ربطی به بحث انجام گرفته توسط شما دارد؟؟؟؟