رنج نامه یک جشن
مدتی است شهرداری گناباد به مناسب اعیاد مذهبی مراسم جشن در پارک های خود برگزار می کند اما چه میکند این حاشیه ها!
از عید مبعث به این ور در چند پارک بزرگ شهرستان شبها محفل جشنی برگزار می شود که عجیب مورد توجه مردم قرار گرفته است. جمعیت زیادی که اغلب هم خانوادگی شرکت می کنند در فضای پارک می نشینند و گروه های هنری شهرستان برای آنها هنر نمایی می کنند.
این جشن ها در چند قسمت اجرای برنامه می کند. از مولودی خوانی گرفته تا اجرای ترانه، نمایش طنز ، مسابقه و در حاشیه هم مسابقات نقاشی هم برای کوکان برگزار می شود.
مدتهاست که این گونه جشن ها در شهرستان برگزار نمی شود که در فضای آزاد و در شب جمعیت انبوهی جمع شود و در یک مراسم عمومی به شادی بپردازند. از قبل معلوم بود که این نوع جشن ها همراه با حاشیه هایی است. اما شنیده اه حاکی از آن است که این حاشیه ها دارد از اصل ماجرا هم پر رنگ تر می شود!
برخی افراد معترض شده اند ترانه هایی که اجرا می شود خط قرمزها را رد کرده، نمایش ها به سمت لودگی رفته، هیچ گونه مراسم مذهبی در این جشن برپا نمی شود و از همه بدتر اختلاط زن و مرد بیداد می کند. برخی هم گفته اند این جشن باعث شده برنامه های مساجد کمرنگ شود. این نقدها بقدری شدید و تند بود که تا تعطیل کامل مراسم پیش رفت.
انچه واضح است مراسم ساعت نه و نیم شب آغاز می شود و اصولا در ان ساعت همه مساجد برنامه هایشان تمام شده و تداخلی به آن صورت شکل نمیگیرد از طرفی نوع برنامه ها هم به گونه ای است که امکان اجرا در مکان مقدسی همچون مسجد را ندارد. نوع اهنگ ها هم کاملا شاد است و حتی برخی اهنگ ها نشان از ترانه هایی میدهد که در ان سوی اب اجرا می شود. اما کمی تامل در باب این اهنگ ها مشخص می کند که همگی انها از صدا و سیما هم پخش می شود. اگر دقت کرده باشیم برنامه های موزیکال و شاد تلویزیون مانند برنامه فتیله، گونه ای جدید از موسیقی ها را وارد جشن ها کرد که ترکیبی از اهنگ های آن سوی آب ها هم در آن دیده می شود. این برنامه با تغییر محتوای اهنگ ان را برای اجرا در محافل داخلی تنظیم کرد که مورد توجه مسئولین فرهنگی هم قرار گرفت و بنا به تاثیر تلویزیون به سرعت در تمام جشن ها کشور خود را نشان داد. آنچه در مراسم گناباد اجرا می شود چیزی غیر از این نیست. قریب به اتفاق افرادی که در این جشن ها شرکت می کنند با خانواده حضور دارند و بنابراین آنچه به عنوان اختلاط زن و مرد مطرح شده است همان دور هم نشستن چند خانواده است که از زاویه ای نگاه برخی اینگونه دیده می شود. در این جشن ها مراسم مولودی خوانی بدون استثنا برگزار می شود و مسابقه نقاشی عفاف و حجاب هم برای کودکان برگزار شد که مخاطب با گزارها های مذهبی هم درگیر شود.
زیبایی این جشن ها و جذب مخاطب در ایام عید مذهبی آنقدر اهمیت دارد که می ارزد انسان گاهی برخی نقدها را نیز اینگونه در آسمان فریاد نزند و صبر پیشه سازد. البته اکثر این نقدها هم از سوی یک گروه خاص القا و پیگیری میشد که اصرار دارد خود را نماینده جریان مذهبی شهرستان بداند! آنها این بحث را حتی تا دفتر امام جمعه محترم حجت الاسلام صادقی هم پیش برده اند و آن را به عنوان موضوع اول شهرستان مطرح کرده اند.
مشکل اساسی اما کجاست؟ هنوز طراحی مراسمی که بتوان در محافل شاد اجرا کرد و مورد توجه انبوه مردم قرار گیرد و از سویی از مبانی شرعی نیز عبور نکند یک مشکل لاینحل است. مشکلی که سال هاست که یافتن پاسخ آن طول کشیده است! یا باید بگوییم این مشکل شهرستان های کوچک مثل گناباد ما است و در شهر های بزرگ حل شده است. گروهی هم معتقدند مشکلی در انجام اینگونه جشن ها وجود ندارد بلکه این یک گروه کوچک است که در همه شهر ها وجود دارد و می تواند مسائل کوچک را تبدیل به یک بحران کند و البته نباید زیاد جدی گرفته شود.



باید باور کرد مردم این شهر هم به اندکی شادی نیاز دارند شادی که در طول سالها از آنها دریغ شده و هر با به بهانه هایی این چنینی به کام مردم تلخ شده اما همانطور که نویسنده در مطلب خود گفته باید صبور بود زیرا این حرفها ،حرف دل مردمی نیست که به متعارف ترین شادیها خوشند باید باور کرد که آنهایی که به تماشای اینگونه جشنها نشسته اند صاحب عقلند ،فهمند وازهمه مهمتر به ارزشهای اخلاقی و دینی پایبند