پاسداری از گویش گنابادی: از روستاهای گناباد تا میشیگان آمریکا

دسته: فرهنگي
۱۸ دیدگاه
سه شنبه - ۲۴ خرداد ۱۳۹۰

برخلاف تصور عامه که توسعه را در خلاصی از گذشته می دانند، به گواهی تاریخ، پیشرفت جوامع رابطه ی تنگاتنگی با حفظ اصالت های فرهنگی آن منطقه یا قوم داشته است. فی المثل ژاپن سالها پیش از این، مسیر توسعه را در ترکیبی از فرهنگ و زبان خود با ساختارهای مدرنیته پیداکرد و از همین طریق به اعتلای امروزی دست یافت و امروز هم به زبان خود می بالد. به همین منوال در هند، گاندی برای ساختن هند جدید از زبان و فرهنگ بومی کشورش مدد گرفت و هرگز درمقام نفی َآن برنیامد. از همین منظر، در مورد فرهنگهای محلی مسئله­ ی زبان بسیار قابل توجه می نماید چراکه بستر بروز فرهنگ زبان است و جالب اینکه به زعم زبان شناسان، زبانهای محلی توانایی بالایی برای حفظ و حراست از ریشه های زبان (و به تبع آن فرهنگ) دارند. اگرچه تغییرزبان امری طبیعی است لیکن گاهی هجوم تکنولوژی از یک سو و زوال گفتمان سنت از طرف دیگر باعث می­شود واژه ها و به تبع آن زبانها باسرعت بیشتری منسوخ شوند. والبته گویش گنابادی هم از این قاعده مستثنی نیست.

اگر اندکی پای صحبت سالمندان دیار خود بنشینیم بی درنگ متوجه می شویم واژگانی به کار می برند که ما امروزی ها حتی یک بار هم بر­زبان­نرانده­ایم. حقیقت این است که بخش قابل­اعتنایی از دامنه ی لغات فعال (Active Vocabulary) که پیشینیان ما در ذهن و زبان خود داشتند امروز به دلایل متنوع منسوخ­شده­است و دربهترین حالت صرفا به صورت دامنه ی لغات غیرفعال (Passive Vocabulary)عمل می کند.

دراین معنا، واژه هایی همچون “ورلگ”، “گوشوله”، “خن طمع”، “کرغژ” و غیره از میان ما رخت برمی بندد و احتمالا در صورت استماع، فقط معنایی کلی از آن به ذهن ما متبادرشود که همان دامنه ی لغات غیرفعال است. شاید این واژگان برای ما ناکارآمد باشد لیکن امروزه زبان­شناسان در اکثر نقاط دنیا درحال ضبط گویش های بومی می باشند، چراکه این داده ها حائز اطلاعات مهمی درباره ی ماهیت و تغییرات زبان بوده که با کنکاش های علمی قابل استخراج است. فی المثل نوام چامسکی که نظریه ی دستور زبان جهانی را مطرح کرده به بررسی زبانهای محلی توجه ویژه ای نشان می­دهد.

پس دانستیم که زبانهای محلی اگرچه از دید ما کالاهایی منسوخ هستند، زبانشناسان همچون دفینه هایی ارزشمند بدان می نگرند. البته دراین بین توجه به گویش شیرین گنابادی خود داستانی دارد. تنوع زبانی در گویش گنابادی قابل توجه است چراکه نحوه ی ادای واژگان (و بعضا ساخت عبارت) در هر گوشه از دیار گناباد رنگ و بوی خاص خود را دارد؛ دراین باب، نوسان تلفظ واژه ی “آب” در کاخک، مند، و خیبری مثال زدنی است. ولی مهم تر اینکه خاورشناسان و محققان غربی هم به گویش گنابادی بی توجه نبوده اند و در پژوهش های خود بدان پرداخته اند. ازجمله ی این موارد، اشاره به ظرائف گویش گنابادی در پروژه ی تحقیقاتی دانشگاه میشیگان غربی واقع در ایالات متحده ی آمریکا می باشد. پژوهشگری که به امر آموزش زبان فارسی به غیرفارسی­زبانان مشغول است درباب “تعارف” به رسم گنابادی، چنین می نویسد:

“هرمنطقه ای از ایران تعارفهای خاص خود رادارد. مثلا، در بخش شرقی ایران درحوالی گناباد، روستانشینان در پاسخ به جواب مثبت می گویند :”بِله ی شما رو خدا جواب بده”. اصطلاح دیگری که خاص این منطقه است مربوط به تدارکات ازدواج می شود. خانواده ی داماد به خانواده ی عروس اینگونه اظهار پیشنهاد می کند: “پسر ما رو به غلامی بپذیرید.”

هرچند مثالهایی که این پژوهشگر کوشا در تحقیق خود گنجانده به نظر با واقعیت های زبانی گناباد همسو نیست، لیکن نفس پژوهش راجع به زبانهای درحاشیه­مانده و تلاش برای حفظ آنها خود گواه روحیه ی والای این محققین والبته چراغ راهی برای ماست. هرچه زمان می گذرد متاسفانه شاهد زوال بیشتر گویش گنابادی هستیم تااین حد که حتی حاضر نیستیم فرزندانمان تکلم به این گویش رافراگرفته و آن رابکارگیرند. گفتمانی که از رسانه های جمعی درحال ترویج است به صورت نهانی اما فعالانه موجبات زوال زبانهای محلی را فراهم می آورد و مجالی برای ترویج گویش محلی باقی نمی گذارد.

بااین حال، مراد نگارنده این نیست که با طلوع سپیده دم فردا همگی بایستی در یک حرکت جهادی و در مسیری قهقرایی از تکلم به گویش استاندارد سرباززده، گنابادی تکلم کنیم و البته موجبات انبساط خاطر همگان را فراهم آوریم! خیر، لیکن بذل توجه محققان (غربی و داخلی) به گویش محلی ما – همچنانکه به دیگر گویش ها توجه دارند – روشنگر اهمیتی است که زبان محلی ما حائز بوده ولی اذهان ما از درک آن عاجز است. گویش محلی علاوه براینکه نشانگر هویت خاص یک قوم در معادلات وسیع تر منطقه ای می باشد ابزاری پژوهشی برای محققان است تا با مطالعه ی آن علاوه بر پیشبرد دانش زبان شناختی، در حوزه هایی همچون انسان­شناسی و جامعه­شناسی بتوانند به شناختی از(پیشینه­ ی) فرهنگ یک منطقه دست یابند و از گذشته راه حلی برای مسایل کنونی و چراغی برای آینده بسازد.

امید است هم­ ولایتی­ های عزیز بیش از پیش به گوهری که دراختیار دارند توجه نشان دهند و گرد فراموشی را از صحیفه ی آن بزدایند. حفظ و حراست از پیشینه و زبانمان در دنیای پیچیده ی امروزبه ما حس قومیت مشترک می بخشد و راه را برای وفاق گروهی و تلاش جمعی برای توسعه­­ی دیارمان هموارتر می­کند. تقویت گویش(های) گنابادی در ساحتهای فردی و اجتماعی از طریق تکلم، سرایش شعر، روایت قصه، و تولید فیلم به این زبان، لغت­نامه نویسی، جمع­آوری سروده­ها و روایتهای محلی، و همچنین برگزاری سمینارهایی برای معرفی و احیای گویشهای بومی میسر می شود.

براین اساس، سرایش اشعار نغز به گویش گنابادی توسط شاعر محلی­ سرا اسفندیار فیاضی ارزشی بی­پایان دارد و قطعا همانطور که اشعارش حافظ واژگان و ساختارهای بومی گویش ماست آثار وی نیز در حافظه ی تاریخی گویشوران گنابادی باقی خواهد ماند.

مراجع:

Assadi, Reza. “Deference: Persian Style”. Anthropological Linguistics, Vol. 22, No. 5 (May, 1980), pp. 221-224.


 

به نقل از سایت گناپا

 

رسول علی اکبری

رسول علی ­اکبری، کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه تهران

 

 

مطلب مرتبط:
»
نام گناباد در انتشارات دانشگاه های انگلستان و فرانسه


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1815
برچسب ها:
دیدگاه ها
جواد خدادادی سه شنبه 24 خرداد 1390 - 2:19 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام علیکم
وبسایت بسیار زسبایی است.من یکی از دانش آموزان دبیرستان استعدادهای درخشان شهرستان هستم.و اخبار مدرسه مان را به همراه یکی از دوستانم اطلاع رسانی میکنیم.حالا از شما می خواهم ضمن سر زدن به وبه ما و نظردادن ما را لینک کنید.
با تشکر

بیدختی سه شنبه 24 خرداد 1390 - 10:37 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شما گنابادی ها فقط سعی در بالا بردن شهر خود دارید و بسیاری از شهر ها از جمله بیدخت ظلم و ستم فروان میکنید

    ر شنبه 28 خرداد 1390 - 8:54 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    بنده به عنوان یک بیدختی دیگر با با طرز تفکر این دوستمان موافق نیستم…
    به اعتقاد بنده الان دوره این حرفها تمام شده و بایستی از زدن حرف های با عرض معذرت بچه گانه مانند این خودداری نمود.
    امروز روزگار اتحاد است. “اگر ظلمی هم به کسی رواشده باشد بیاید عفو کند” باید گنابادی، بیدختی، کاخکی، بجستانی با یکدیگر یکدل باشند. آنوقت هم گناباد پیشرفت میکند، هم بیدخت هم کاخک هم بجستان و هم بقیه پیشرفت میکنند.
    به امید آن روز که حرف من و من نباشد، حرف از “ما” باشد و بس!

رضا چهارشنبه 25 خرداد 1390 - 12:39 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام به آقای بیدختی
اتفاقآ این کارها که میکنند خیلی خوب است و افرادی مانند شما باعث عقب ماندگی(فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و…..) گناباد میشوید
بهتر است گناباد را دوباره تعریف کنید
اینجا منظور از گناباد شهرستان گناباد است که شامل بیدخت هم میشود ئلی افرادی مثل شما باعث جدایی و تفرقه بین مردم میشوید و گنابادی و بیدختی را دوتا میبینید نه یکی
خیلی بد است که خود گنابادیها شهر گناباد را شامل: شهر، صد دستگاه، سر تراز، قنبر آباد و….. میدانند
همین کارها باعث عقب ماندگی گناباد شده و میشود که امثال شماها به آن دامن میزنید
البته که کارهای ناعادلانه زیادی انجام میشود ولی مطمئنآ اگر نیاز به اعتراض هم باشد (که هست) باید درست انجام شود نه به این صورت و از همه جلوتر روستائیان هستند که باید اعتراض کنند و خود بیدخت هم باید مورد اعتراض قرار گیرد
خواهشمند است اتحاد خود را حفظ کنید و با این چرندیاتی که دستبافته و نشخوار شده عده ای به ظاهر روشن فکر است خود و دیگران را گول نزنید

باتشکر
…….خدا نگهدار…….

    بیدختی جمعه 27 خرداد 1390 - 3:26 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    اگر همه ی دنیا جمع بشن و بگن ماها گنابادیم بازم بنده میگم ما بیدختی هستیم و نه گنابادی

جوابگوي گناباد چهارشنبه 25 خرداد 1390 - 2:00 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اتفاقا این موضوع باعث مباهات نیست . زیرا …..

رضا چهارشنبه 25 خرداد 1390 - 3:46 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
ابتدا ولادت آقا امیرالمومنین رو به همه تبریک میگم
و اما بعد…
مطالب ویژه مخصوص ولادت آقا امیرالمومنین علی(ع) در وبلاگم قرار دادم، چون دیدم کسی استقبال خاصی انجام نمیده گفتم بیام به شما معرفی کنم بیایید ببینید چارتا مخاطب داشته باشیم دلمون خوش بشه!
هفت مطلب جدید مربوط به آقا امبرالمومنین علی(ع) است، خوشحال میشیم به ما سر بزنید
http://www.Delnevis-2010.Blogsky.com

باتشکر
…….خدا نگهدار…….

a چهارشنبه 25 خرداد 1390 - 5:06 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام امکانش هست که دانشجویان گنابادی هم در تهران یک انجمنی داشته باشن؟ خیلی دوست دارم همشهریهامو اینجا ببینم. به نظرتون از کجا همدیگرو پیدا کنیم؟ یا شاید یه کسی باید بیاد مارو به هم معرفی کنه

مریم پنجشنبه 26 خرداد 1390 - 11:20 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام عیدتان مبارک. مطالب خوب ولی چه خوب می شوداگر خبرهای دینی قرانی فرهنگی مذهبی به روز باشد یعنی۲الی ۳ روززودتر قبل از اینکه خبر بسوزد

سجاد دوشنبه 30 خرداد 1390 - 5:22 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام منم دوست دارم همشهریهامو تهران ببینم تا بشه بهشون کمک کردو…

گنابادی یکشنبه 12 تیر 1390 - 2:27 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مگه بیئخت جز گناباد نیست؟اون بالا بره شما هم بالا رفتین!!!

صدرا یکشنبه 12 تیر 1390 - 10:21 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
گناباد (کاخک، بیدخت و همه روستاها از کلات گرفته تا گیسور از قنبرآباد تا مهاباد و استاد)آباد باد، بله دوستان اگر به شهرهای بزرگ و کوچک اطرافمان نظری بیافکنیم هیچکدام به اندازه ی ما گنابادیها محله گرا نیستن و همه به دنبال پیشرفت جمعی شهرشان هستند. در شهر ما یک فرودگاه می خواستن در چند سال قبل درست کنند هریک از مسئولین آن را به سمت محله خود می کشید.مگر فرودگاه مشهد که در انتهای نخریسی است اهالی آخر وکیل آباد از آن استفاده نمی کنند. بیایید از کوتاه فکری بیرون بیائیم و کلی نگر باشیم،اگر در بیدخت یا کاخک وجاهای دیگر کارخانه ای درست کنند برای مردم این شهرستان خوب است یا اگر در شهرستانهای اطرافمان درست کنند؟ کمی اندیشیدن کافی است برای داشتن اتحاد.

صدرا یکشنبه 12 تیر 1390 - 10:23 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به گویش گنابادی خود افتخار کنید و از صحبت کردن به لهجه شیرین گنابادی ننگ نداشته باشید مثل تربتی ها و … که اکثر اوقات با لهجه خودشان صحبت می کنند

ترابي دوشنبه 24 مرداد 1390 - 9:50 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام واقعا جای تاسف جای اینکه به اصل مطلب توجه کنید گنابادی یا بیدختی بودن هم رو تو سر و کله هم بزنین .مطلب قابل و به جایی بود با تشکر..

بیدخت جمعه 28 مرداد 1390 - 5:22 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بیدخت یعنی بیدخت نه گناباد این نوشتم که یادتون باشه در پاسخ به گنابادی مگه بیدخت که می خواست شهرستان بشه گناباد چوب لای چرخش نکرد

رضا شنبه 9 اردیبهشت 1391 - 8:34 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
آقای بیدختی
الآن اگه شما یه کار اشتباه انجام بدید (مثل همین جدا دونستن خودتون از دیگران) اشتباه بزرگتر اینه که بزاریم به پای همه بیدختی ها و بگیم “همه بیدختی ها فلان هستند چون یک نفر در اینترنت دیدم که…..”
ظاهراً شما هم از یکی دو گنابادی بصورت اتفاقی یا به خطا یا… چیزی دیدید و از طرفی هم حس وطن پرستی و ناسیونالیستی تون زیادی گل کرده، شروع کردید به نظردهی و تصمیم گیری
یه ضرب النثل میگه “هر وقت میخوای در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنی اول کفشهاش رو بپوش”
موفق باشید
در پناه حق

ناشناس دوشنبه 4 آذر 1392 - 5:55 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام در ادامه مطلب شهروند بیدختی باید این واقعیت قبول کنیم که جویمندیها خود را یک سر گردن از بقیه مردم شهرستان بالاتر دارند نمونه اشکار ان وقتی کسی از حومه گناباد میخواهد مسولیت بگیرد تا جای توان دارند کارشکنی میکنند این در حالی است که وقتی رای گیری مثلا شوراها مردم مقیم گناباد باکمال صداقت به اصلح رای میدهند ولی جویمندیها فقط به جویمندی رای میدهند

حسین صنیعی دوشنبه 16 دی 1392 - 9:19 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پیشرفت مغایرتی با اصالت و رجوع به پیشینه نداره.
داغت نبینم رسول علی اکبری که خور فراموش نکرده. یادش بخیر دبیرستان ملامظفر
خداییش مو که هر چه هم لفظ قلم حرف زنم ، واز وقته گنابادی و خیبرگی اختلاط مکنم
دلم روشنا مشه