گزارش سیل و تگرگ در روستاهای گناباد

دسته: اجتماعي , پسکلوت
یک دیدگاه
یکشنبه - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰

جمعه ۱۶ اردیبهشت ۹۰ برای بازدید از روستاهای سیل زده بیمرغ ، اروک و اسو به آن منطقه می رویم ، حاشیه جاده هنوز زیر آب است و در قسمت هایی آبرفتهایی که همراه سیل آمده فاجعه را به شکل زیبایی پوشانده است

، وقتی می پرسیم ما را به روستای اسو راهنمایی می کنند جایی که گفته می شود بیشترین خسارت بر اثر تگرگ شدید به ساکنین آنجا وارد شده است .
ساعت نزدیک ۲ ظهر است و غیر از چند زن که در سایه ی دیواری نشسته اند کسی را نمی بینیم ،
کمی جلوتر پیرمردی که زیر سایه ی درخت بزرگی کنار جاده ی وسط روستا روی موتور ایژ قرمزرنگی نشسته با ما هم صحبت می شود ، از ما می خواهد تا ماشین را پارک کنیم و همراه او با موتور برای دیدن دام هایی که می گوید در سیل تلف شده اند برویم.
دکتر دوربینش را بر می دارد و با او سوار موتور میروند و من با پسرم زیر سایه همان درخت منتظر می مانیم،  آریا در جوی آب تمیزی که از آنجا می گذرد مشغول آب بازی می شود ، سکوت همه جا هست به جز صدای شادی کودکانه آریا که در گرمای هوا خنکی آب او را سرحال کرده است.
آنچه قبلا شنیده ام حکایت سیل بزرگیست که قسمت زیادی از دامها و محصولات کشاورزی روستاییان منطقه را نابود کرده است و این چیزیست که به آن فکر می کنم ، مردی که میانسالی را رد کرده نمیدانم از کجا جلویم ظاهر میشود ، مرد مرا میشناسد و دنبال دکتر می گردد ، به او می گویم که با ایژ یکی از اهالی برای عکاسی از خسارات سیل رفته است.
هنوز نمیدانم که از کجا مرا میشناسد که او در مورد تلفن آقای ابراهیمی می گوید ، معدن داری که در مسیر با او آشنا شده بودیم به مردی که خودش را عجمی معرفی می کند برای کمک و راهنمایی ما تماس گرفته است ، آقای عجمی در مورد سیل حرف می زند و اینکه خسارات زیادی به روستا وارد کرده ، می گوید هرچند تعداد زیادی از گوسفندان را زیر خاک مدفون کردند ولی هنوز هم جسد تعدادی از گوسفندانی که در سیل تلف شده اند کنار جاده قابل مشاهده است.
مشغول همین حرفها هستیم که سمند دودی رنگی به طرفمان می آید ، جوانی که پیاده میشود دنبال آقای عجمی می گردد ، او و همکارانش می گویند که از آب منطقه ای خراسان برای جمع آوری اطلاعاتی در مورد سیل آمده اند ، با آمدن آنها کم کم چند نفر دیگر از اهالی روستا هم می آیند ، همه حرفها در مورد سیل است ، مردی می گوید موقع سیل روستا مانند تخم مرغی در آب بوده است و تگرگهایی به بزرگی گردو مردم را از ترس در خانه هایشان زندانی کرده بوده ، پیرمرد غمگینی می گوید بعد از این همه خشکسالی این سیل همه چیزمان را برد و مرد دیگری ادامه می دهد : پارسال سال خوبی بود ، تازه داشتیم امیدوار می شدیم.
از دور موتور ایژ را می بینم حالا می دانم مرد صاحب موتور خدامراد فرزین نام دارد که در عکاسی از جاهای صعب العبوری که رفتن با ماشین به آنجا غیر ممکن بود کمک زیادی به ما کرد.
آنها هم به بقیه اهالی و مامورین آب منطقه ای اضافه می شوند ، اهالی می گویند روز پنجشنبه فرماندار و مسئولین شهرستان برای بازدید به آنجا رفته اند و قول کمک جهت جبران خسارت داده اند ، معلوم بود که همه امیدشان همان قول و قرارهاست، جوانی از اهالی روستا بنام عجمی که از سیل و بارندگی فیلم گرفته آن را در اختیار ما می گذارد ، آقای عجمی ما را به خانه اش دعوت می کند اما ما فرصتی نداریم و باید زوتر برگردیم ، سوارماشین می شویم و اهالی روستا را در امید و نامیدی ترک می کنم ، عکس ها را که نگاه می کنم تگرگها بعد از بیشتر از ۴۸ ساعت و گرمای نسبتن زیاد هوا هنوز کنار جاده دیده می شوند و جسد صدها گوسفند میان گل و لای سیل معنای مرگ می دهد.
زهرا عارفی

به نقل از گناپا

تصاویری از سیل در بیمرغ

چند تصویر دیگر در ادامه مطلب:

 

چند تصویر دیگر درادامه مطلب:

 

 

عکس ها از پایگاه اطلاع رسانی دهستان بیمرغ

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2025
برچسب ها:
دیدگاه ها
رضا سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 - 2:18 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
یک خبر در مورد دانشگاه ازاد گناباد که به جایی درز نکرد
اگه امکان داره حتمآ خبر رو قرار بدید
من خودم دانشجوی دانشگاه ازاد هستم
لینک خبر:
http://delnevis-2010.blogsky.com/1390/02/20/post-271

خبر یکم دیر قرار دادم ولی انصافآ بزارید که دارن گناباد رو با این کم کاریها به گند میکشن
کوتاهی نکنید!

باتشکر
…….خدا نگهدار…….