بوی بهار
بوی بهار می رسد ز گوشه و کرانه ها
به شاخه ها نگاه کن که سر زده جوانه ها
بهاریه
بوی بهار می رسد ز گوشه و کرانه ها
به شاخه ها نگاه کن که سر زده جوانه ها
به کوه و دشت بنگر و زمین که سبز گشته است
ز قدرت خدای خود عیان بسی نشانه ها
به صبح و شام گوش کن به نغمه پرندگان
که سردهند مرغکان به شاخه ها ترانه ها
پرنده مهاجری ز راه دور می رسد
بگیرد از درخت ها سراغ اشیانه ها
نسیم صبح را ببین که با لطافتی عجیب
به گیسوان سبزه ها زند ز مهر شانه ها
زمین مرده را نگر که چون بهار می رسد
دوباره زنده می شود ز گردش زمانه ها
برای دیدن بهار قدم برون نه و برو
به دامن طبیعت از حصار تنگ خانه ها
ببین که قدرت خدا چه کرده با دل زمین
که از شرار شعله اش رسد به ما زبانه ها
عباسعلی راه نشین
بازدید: 486