زنده باشی جناب سرهنگ… !

دسته: خط دو خبری , دسته‌بندی نشده
۲ دیدگاه
پنجشنبه - ۷ مرداد ۱۳۸۹

کنار خیابون ایستاده بودم که دیدم یه عقب مانده ذهنی که اب دهنش کش اومده بود و ظاهر نامناسب و کثیفی داشت به هر کسی که میرسه با زبون بی زبونی ازش میخواد دگمه بالای پیراهنش رو ببنده ! اما چون ظاهرخوب و تمیزی نداشت همه ازش اکراه داشتن و فرار میکردن ! دو سه تا سرهنگ راهنمایی و رانندگی با چند تا مامور وسط چهار راه ایستاده بودن و داشتند صحبت میکردند ! یکی از اونها معلوم بود نسبت به بقیه از لحاظ درجه ارجحیت داره چون خیلی بهش احترام میذاشتن ! این عقب مونده ذهنی رفت وسط خیابون و به اونها نزدیک شد و از همون سرهنگی که اشاره کردم خواست که دگمه اش رو ببنده ! سرهنگ بیسیم دستش رو به یکی از همکارانش داد و با دقت دگمه پیراهن اون معلول ذهنی رو بست و بعد از پایان کارش وسط خیابان و جلوی اونهمه همکار و مردم به اون عقب مونده ذهنی سلام نظامی داد و ادای احترام کرد ! اون عقب مونده ذهنی که اصلا توقع اینکار رو نداشت خندید و اون هم به روش خودش سلام داد و بطرف پیاده رو اومد … لبخند و احساس غروری که توی چهره اش بود رو هیچوقت فراموش نمیکنم ! بعد از این قضیه با خودم گفتم کاش اسم و مشخصات اون سرهنگ رو یاد داشت میکردم تا با نام بردن ازش تقدیر کنم ! اما احساس کردم اگر فقط بعنوان یک انسان ازش یاد کنم شایسته تر باشه ! این کار جناب سرهنگ باعث شد اشک توی چشمام جمع بشه و امیدوار بشم که هنوز انسانهایی با روح بزرگ وجود دارند ! ….. زنده باشی جناب سرهنگ ! منبع:وبلاگ مسعود مشهدی


نوشته شده توسط:مدیریت سایت - 291 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 675
برچسب ها:
دیدگاه ها
صدرا سه شنبه 12 مرداد 1389 - 10:49 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
از خدای بزرگ برای اون انسان واقعی (سرهنگ عزیز) طول عمر باعزت و سلامتی خواهانم.خوشحالم که هنوز انسانیت وجود داره و ارزشش ازبین نرفته.

مهرداد دوشنبه 15 شهریور 1389 - 3:00 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام عزیز.
خواهشا جو گیر نشید چون احتمالا اون جناب که شما می فرمایید بنا به دلایلی جوگیر شده وگرنه فکر نمیکنم از روی تعقل اینگونه اعمال از این افراد سر بزند!!