پالیزبان بیدار شو

دسته: اجتماعي
۷ دیدگاه
پنجشنبه - ۲۴ تیر ۱۳۸۹

همه جا ارام و خاموش است و ان مرد روی تخت خوابیده و  گویا مراقب است تا مزاحمی نزدیک مزرعه اش نشود.

 

 

 

 در کنار مزرعه ای قدیمی  تختی آهنی با چادری کهنه در داغی آفتاب ظهر به چشم می خورد . هیچکس هم درون آن نیست.  این افتاب سوزان طاقت همه را می برد چه رسد  در بیابان حاشیه روستا. اما حکمت این خیمه چیست؟  مدتی است مزارع خربزه در این ناحیه به محصول نشسته است و مالکین برای حفاظت محصولات  از دزدان شبانه، خود وارد عمل شده اند. با غروب خورشید بر سر هر زمینی گروهی تا صبح می مانند  و در هوای آرام تابستانی از محصولات مراقبت می نمایند.

پیرمردی می گفت: در قدیم که فراوانی بود از این کارها نمی کردیم اما حالا ارزش دارد تا شب هم بمانیم.  جوانی می گفت دزد بهانه است این هوای پاک و آسمان صاف هر آدمی را وسوسه می کند تا شب را در بیابان بگذراند ما هم اینجا می آییم تا فارغ از زندگی روزمره صفایی بکنیم.

شبی را مهمان یکی از پالیزبان ها هستیم بر سر زمین خربزه. می گوید پارسال گل های زعفران ما را هم در شب دزدیدند شاید امسال پاییز سر زمین زعفران هم چادر زدیم. حالی می دهد ها!  شب که شد   سنفونی سکوت بود به همراه گروه کر جیرجیرک ها که گوش ها را نوازش می داد. چراغ های شهر هم از دور دیده می شد . در شب  پر ستاره ی اول شعبان آنقدر به آسمان نگریستم تا خوابم برد.  سرمای صبحگاهی کمی  بدخوابم کرد . پتو را از روی دوستم به آرامی کشیدم و  به خود پیچیدم.

صبح هم که شد با گرمای مستقیم خورشید در حالی که عرق می ریختم از خواب پریدم. شب سخت و خواب بدی بود. خوابم عمیق شده بود و اگر دزد همه خربزه ها را می برد من یکی که نمی فهمیدم!  شیرینی شب های بیابان زیر لبانم مانده است قول دادم شبی دیگر حتما بیایم و  تا صبح بیدار بماند شبی که مهتاب باشد و آسمان سر گرمم کند تا خوابم نبرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 649
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس پنجشنبه 24 تیر 1389 - 9:20 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
عکسهای زیبایی بوذ با تشکر

هم ولایتی پنجشنبه 24 تیر 1389 - 4:21 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زمان قدیم هم ارزش داشت ولی کجایند آدمهای قدیم که هرکسی از کنار مزرعه اش رد میشد او را دست خالی رد نمی کرند برای همین کارهایی که انجام می دهیم هر سال شاهد خشک سالی هستیم
آدمهای قدیم دنبال مادیات نبودند دنبال نام نیکو برای خودشان بودند وهزران مورد دیگر که همه ان را می دانیم ولی سر خود را مثل کبک در زیر برف کرده ایم به خیال اینکه کسی ما را نمی بیند غافل از اینکه استا کریم شاهد اعمالمان می باشد و……

ناشناس جمعه 25 تیر 1389 - 4:27 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

jaleb bood. Yade kharbozeha oftadam

صدرا یکشنبه 27 تیر 1389 - 2:14 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
جالب بود کاش نام مکان رو هم ذکر میکردید. منم خیلی دوست دارم یک شب در بیابان بخوابم.عربها از بیابانشان با عنوانهای بیابانگردی و … پول در می آرند اما ما چی ….؟

رضا دوشنبه 11 مرداد 1389 - 3:37 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خوش به حالتون که حداقل یه شب رو سر زمین خربزه خوابیدی ارزو داشتم من هم دسترسی داشتم ان شاالله دوباره اومدیم گناباد حتما این کار رو میکنم

ناشناس چهارشنبه 13 مرداد 1389 - 6:29 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

manam mikham

مهدی جمعه 5 شهریور 1389 - 11:02 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از دست اندرکاران محترم سایت:گزارش بسیار جالبی بود.به نظر میرسددشت زیبای پالیزبان حوالی روستای خوش آب و هوای رهن باشد.ما نیز حاضریم به خرج خودمان شبی مهمان پالیزبان باشیم.خدا قوت پالیزبان مهربان.