هویت های نو در میان کاغذهای کهنه

دسته: تاريخ و فرهنگ
یک دیدگاه
جمعه - ۲۸ اسفند ۱۳۸۸

چه چیز شخصیت ما را می سازد ؟ بسیاری از آنچه می جوییم  و آنچه که هویت ما را شکل می دهد در گذشته است. باید که پیدایش کنیم. 

 

 

دلبری تاریخ بر عاشقان "هویت پژوهی" پوشیده نیست آنها که خواستارند به این سوال جواب دهند که ایرانی کیست؟ همیشه از "حال" فراری بوده اند. هویت بنا به ذاتش که " نامیرا "  است استخوان بندی در گذشته دارد اگرچه استخوان ها پوسیده باشد و یا در زیر خروارها خاک . آنچه ایران بزرگ را شامل می شود خرده فرهنگ هایی است که هر کدام شالود های مجزایی دارد و ایرانی در عین وحدت به شدت متکثر است.

شهر کوچک گناباد  سلولی در ایران بزرگ باید خود را در مجموعه خراسان  معرفی کند به دان معنا که آنچه بر  مردم  خوارزم گذشت بر مردم جنابد هم گذشت و آنچه در نیشابور است مال همه خراسانی هاست. این حب ذات بشری که خیر دیگری را بر خود هموار می سازد در جدایی هم سازی نواخته است. گناباد ما چه مفاهیمی می تواند بر خود تعریف کند که او را در خراسا ن و در ایران موجود دارای شخصیت مجزا  بشناساند که مردم این دیار کویری این گونه اند و آن گونه نیستند. تکیه ما در میان اسبابی که در صندوقچه تاریخمان داریم.

 تا کنون بر  چند مورد بوده است. قنات قصبه با نشان عمیق ترین در جهان  لذت چند هزار ساله  و جاودانه ای دارد که هنوز هم  زنده بودن را  داد می زند و یا  دیوارهای بلند مسجد جامع  که نماز خواندن در آن هم حسی متفاوت القا میکند و گویای  روزهای قبل از حمله مغول است. در آن سو مردان اندیشه بودند که پشت ما  را  قرص می کرد که تو  هم  در این بازار  خریدار داشته ای!   از ملامظفر و قاسمی گرفته تا بهلول و پروین و حتی آنها که هنوز زنده اند.
اما نگاه های جدید  چیزهای دیگری بر ما آشکار می کند که  پروند ای جدا و بزرگ می خواهد تا سازندگی شان برای امروز ایران قابل فهم باشد. یکی از این الگوها حوزه علمیه کاخک بود که شعف  ما را دو چندان کرد  و  رازهای شیرینی را  هویدا نمود.  مجموعه از خرد ، حکمت و ساختاری که نشان از پویایی جامعه تاریخی ما دارد.

 

 

 

در حوزه علمیه کاخک مجموعه نفیسی از کتاب های خطی موجود است که هر کدام داستانی  مجزا دارد و راوی تاریخ منطقه است. امامزاده محمد عابد بانی آن شده بود که در قرن هفتم هجری مدرسه  حسنی کاخک ایجاد شود و حدود یک قرن و نیم  دوران بسیار موفقی را پشت سر بگذراند و شاهد آن روزهای عالمانه و شب های عارفانه  کاغذهای کهنه ای است که اکنون می شود آنها را لمس کرد و ذکر سبحان الله گفت. حجت الاسلام انصاریان  از اساتید فعال حوزه علمیه با  اعتماد به نفس خاصی برایمان توضیح می دهد. او می گوید اکثر این کتاب ها امضا دارند از کسانی که آنها را نوشته اند و یا افرادی که وقف نموده اند. نوع کتاب ها و نوع  مباحثی که مطرح می شده مشخص می کند مدرسه زمانی محوریت خاص علمی داشته است   . به عنوان نمونه می توان به موارد  زیر اشاره کرد:

تفسیر قرآن کریم که یکی از قدیمی ترین کتب خطی موجود در مدرسه می باشد. در سال ۷۰۳ هجری قمری توسط شیخ محمد بن محمود بن محمد نوشته شده است. با توجه به موضوع کتاب، معلوم می شود که نویسنده آن عالمی باسواد و متبحّر در علم بوده است
نسخه خطی کتاب من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق که توسط شیخ فصیح الدین محمد بن ملا محمد علی کاخکی در تاریخ ۱۵ ربیع الثانی ۱۱۲۵ هجری قمری نسخه برداری و بعضاً شرح شده است. این کتاب در تاریخ ۱۲۲۷ ه.ق توسط حاجی محمد رضا که ظاهراً از علمای مدرسه بوده با یازده جلد کتاب دیگر برای طلاب مدرسه علمیه حسنیه کاخک وقف شده است
شرح رساله بدایه فی علم الدرایـه (حدیث شناسی) که نویسنده آن زین الدین بن علی بن احمد شامی عاملی در تاریخ ۵ ذی الحجه سال ۹۵۹ هجری قمری، ظاهراً ایشان از علمای کاخک بوده که پسرش خلیل نیز، عالم و صاحب کتاب است.
جوابیه ای از عالم بزرگ محمد امین استرآبادی در پاسخ سؤالات فقهی شیخ حسین بن حسن عاملی در قرن یازده هجری، این کتاب در تاریخ ۱۱۶۲ هجری قمری وقف طلبه های مدرسه علمیه حسنیه کاخک شده است.
پویایی علم نشان از پوپایی جامعه است که این عالمان در آن می زیسته اند. هم اکنون کتابی در دست عالمان هست بنام کتاب رساله عملیه یا رساله اجتهادی که یکی از علمای آن زمان در پایان کتاب قید کرده است که نوشتن این کتاب را از سامرا شروع کردم و بعد در حوزه علمیه هرات بخشی از آن را نوشتم و اکنون آن را به تایید مراجع کاخک رساندم. و این نشان گر آن است که در قدیم این حوزه تنها محل تحصیل طلاب نبوده بلکه محل تجمع عالمان و بزرگان هم بوده است.

 این مدرسه   پستی و بلندی بسیار از سر گذرانده است. در قرن یازدهم میلادی بعد از مدتی رکود توسط مرحوم آیت الله کرباسی اصفهانی دوباره شمع علم روشن شد. در زمان رضاشاه و سختگیری های دینی مدرسه تعطیل و به  آموزش و پرورش تحویل شد. در سال ۱۳۳۲ مرحوم آیت الله فیض از شاگردان آیت الله العظمی میرزا ابوالحسن اصفهانی دوباره  این خوان پرنعمت را گشود که تا زلزله ۱۳۴۷ رونق داشت با تخریب مدرسه در آن ماجرا  درس نیز تعطیل شد . اکنون به همت دوستان طلبه  مدرسه  احیا شده و از سال ۱۳۷۸ که ساختمان باز سازی شده  درب مدرسه به روی عالمان دین  گشوده است.

 

 

 

آنگاه که این کتاب ها را ورق می زنی و استرس داری که آسیبی به  گوشه هایش نخورد. مهرها و امضا های اخر کتاب ذوقت   را بیشتر می کند. یکی نوشته بود شب قدر است و من کتاب را تمام کردم  و آن یکی وقف کرده بود که از مدرسه خارج نشود. نوشته هایی که هر کدام چهارصد ، پانصد سال عمر دارد. این را نباید هیچ وقت فراموش کنی.  برخی از کتاب ها صحافی شده  و کاغذهایشان روغنی شده است  و برخی  کاغذهای پوسیده  و جلدهای چروکیده دارند. آقای انصاریان می گوید با هزینه مدرسه ۸۰ عنوان از این کتابها توسط اداره مخطوطات آستان قدس رضوی میکروفیلم و صحافی شده است. هزینه اش  بالا است و بقیه را فعلا  کنار گذاشته ایم.
دیدن این اوراق  حقیقتا بهادار  هیچ  که  نکند دل تو را می لرزاند که   چه انسان هایی  این کتابها را خوانده اند و چه دارالعلمی بوده است اینجا و آخر سر هم  غبطه که چه  بود و چه شد و وظیفه این نسل چه سنگین. جدای از حرف های گلیشه ای وقتی از مدرسه خارج شدیم تا چند روز  خوش بودیم که  ساعتی در میان این  برگ های تاریخی   قدم زده ایم.

موزه کردن این مجموعه و بسیار کتابهای خطی دیگر که در دست علمای کاخک است  طرحی همه پسند می باشد که با بودجه حوزه علمیه کار به جایی نمی برد و همت  عاشقان فرهنگ  و تاریخ را می خواهد تا این چهره از فرهنگ بومی  منطقه  را نیز به نمایش بگذارد و در کشکول فرهنگ و هویت ایران زمین ثبت کند.
علی الحساب هر وقت سری به بارگاه امامزاده زدید  و  صفایی در طبیعت کاخک کردید وقتی هم بگذارید تا این کتابهای خطی تاریخی را  در حوزه کاخک ببینید. 

 

 

 

 

  احمد یوسفی مقدم

 

 

 

 

 

 

مهر علما در تایید نسخه کتاب

حجت الاسلام انصاریان

 

 

 

 

پوسیدگی کتابها مشهود است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1352
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس پنجشنبه 27 اسفند 1388 - 10:47 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

merci az gozareshe jalebeton.
Az aksaye ke gozashtid mishe fahmid ke ein ketaba hich gone hefz nemishe.
Bayad be shahremon eftekhar konim.