گفتگو با مهندس مرادی

دسته: اجتماعي
۵ دیدگاه
دوشنبه - ۳ اسفند ۱۳۸۸

مهندس مرادی رییس کارخانه چینی تقدیس  یک صنعتگر نمونه است که  رابطه ی پدر و فرزندی با کارگران دارد و بچه ها او را حاجی صدا می زنند

 

چند سالیست که کار کردن در کارخانه ى چینى تقدیس چراغ روشنى بر سر راه جوانان گنابادی شده است و نقطه ى امیدى براى خانواده هایى که به دنبال نانى حلال بر سر سفره ى شان هستند. کارخانه ى چینى تقدیس در واقع بزرگترین واحد تولیدى گناباد است که با ایجاد اشتغال براى بیش از ۵۰۰ نفر از جوانان همشهرى تاثیر بسیار مهمى براقتصاد منطقه گذاشته است و مهندس مرادى به عنوان مالک این واحد تولیدى کسى است که براى گفتگوى ویژه به سراغش میرویم.

مردى جدى که سالها کار و تلاش را در چهره اش مى شود دید، مهندس مرادى مالک بزرگترین واحد تولیدى
شهرستان که براى بیش از ۵۰۰ نفر ایجاد اشتغال کرده است، صاحب کارخانه چینى تقدیس.
از همان اول مى گوید که اهل مصاحبه و تبلیغات نیست و ما که برایش توضیح مى دهیم که گفتگوى
ویژه فقط مى خواهد چهره ها را به مردم معرفى کند و نه سیاسى است و نه قصد جار و جنجال دارد اما مهندس محمدعلى مرادى همچنان نمى خواهد که گفتگویى از او چاپ شود اما ما باز اصرار مى کنیم و از بیوگرافى صحبت شروع مى شود.
بهار ۱۳۲۲ در روستاى بیدهَند نطنز به دنیا آمدم،روستایى در دامنه ى شمالى کوه کرکس که ۱۸ کیلومتر
با نطنز فاصله دارد، تحصیلات دبستان و دبیرستان را در تهران پشت سر گذاشتم و در۱۵خرداد سال ۴۲ با ۵ نفردیگر از دانشجویان به جرم سیاسى دستگیر شدیم و براى خدمت سربازى به کردستان رفتم. بعدازاتمام سربازى براى ادامه تحصیل راهى آلمان شدم و در رشته ى ساختمان مشغول به تحصیل شدم. سه فرزند دارم ۲ پسر که با خودم کار مى کنند، مهندس مهدى مرادى که در واقع او کارخانه ى چینى تقدیس را ساخت و ۴ سال هم براى ساخت این کارخانه در گناباد ساکن بود و پسر دیگرم مهندس مجتبى مرادى که در رشته ى ریاضى درس خوانده و کارهاى آى تىIT کارخانه را بعهده دارد دخترم هم که فرزند بزرگ خانواده است معمارى خوانده و در تهران کار مى کند.
* چند سال است که ازدواج کردید؟ و نظر همسرتان در مورد کارتان چیست؟
۳۵ سال است که ازدواج کردم اما به قول خانمم ۱۰ سالش شوهر زنم بودم و بقیه را سر کار بودم حتى بزرگ شدن بچه هایم را ندیدم، وقتى وزیر صنایع دو سال با من کلنجار مى رفت که بیایم گناباد و قبول نمى کردم خانمم خیلى خوشحال بود اما وقتى به اصرار دکتر مهدیزاده که پاشنه در خانمان رااز جا در آورد، آمدم
خیلى ناراحت شد. وقتى خواستم بیایم حتى نفرین کرد و من فکر مى کنم سال ۷۹ تا ۸۲ که وقفه ایجاد شد نفرین خانمم گرفته بود.اما حالا که مى آید و کارکنان رامى بیند و کار را مى بیند خیلى فرق مى کند، همسرم تعاملِ انسانىِ خوبى با کارگرها دارد.
* در مورد صنعت چینى بگویید و اینکه کارخانه در حال حاضر چه وضعیتى دارد؟
در کل کشور از ۲۴ کارخانه چینى تنها ۷ کارخانه فعال است و بقیه تعطیل شده اند، در واقع چینى یکى از صنایعى است که در حال حاضر مشکلات زیادى دارد و از دلایل اصلى آن هم واردات بى رویه جنس از چین
با مرغوبیت و کیفیت پایین اما قیمت مناسب تر است و لازم است در همینجا اشاره کنیم که ما از دولت تقاضا داریم جلو این روند را بگیرند چرا که جنس وارداتى کیفیت لازم را ندارد و دولت مى تواند از طریق صدا و سیما براى این مسئله کارى بکند. و اما در چینى تقدیس در حال حاضر ۵۲۹ نفر مشغول به کارند و متاسفانه بیش از ۵ میلیارد تومان جنس فروخته نشده در انبار داریم که علتش را عرض کردم. البته تحریم ها هم تاثیر زیادى روى قراردادهاى ما داشته که مثلاً قراردادى با آلمانها داشتیم که به خاطر تحریم ها منتفى شد اما در حال حاضر ۳۵ درصد محصول کارخانه صادر مى شود که این مقدار نیز صورت مستقیم نیست و از طریق تُجّارى که با ما کار مى کنند به آسیاى میانه و ترکیه جنس صادر مى کنیم که از طریق ترکیه تولیدات ما به اروپا مى رود.

 

 

* از گناباد بگویید و اینکه کار در اینجا را چطور مى بینید؟
مردم گناباد مردم بسیار خوبى هستند، انسانهاى مسلمانى که حلال و حرام سرشان مى شود و این براى کار در اینجا نقطه ى قابل توجهى است، با کارگرهایى که مراوده دارم هم خیلى خوبند و امیدوارم از من راضى باشند اما در شهر خیلى مراوده اى ندارم.
* پارسال یک مشکلى پیش آمده بود و کارگرانتان ناراضى بودند در موردش توضیح مى دهید؟
بله، مشکل مربوط به بچه هاى قسمت دکور بود که از تعداد آیتمى که باید دکور مى کردند در زمان مشخص،
ناراضى بودند براى همین هم اعتصاب کردند ما هم این مسئله را به حکمیت اداره کار واگذار کردیم ، آن زمان ۵۰۰ قطعه مد نظر ما بود که طبق تحقیقات اداره کار مشخص شد در کارخانه هاى دیگر این تعداد هزار قطعه است و ما اصلاً سخت نگرفته ایم. این موضوع که براى کارگرها روشن شد مسئله هم حل شد و جالب است بدانید در حال حاضر بدون اینکه ما از کارگران بخواهیم ۵۰۰ آیتم را به ۶۷۵ قطعه رسانده اند بدون اینکه فشارى از طرف ما باشد.
* وضعیت کار را در بین جوانان چگونه مى بینید؟
اینکه چرا جوانان ما دنبال پشت میز نشینى اند؟ مسائلى در جامعه است که انگیزه کار و تلاش را از جوانان ما مى گیرد، من مدتى که در آلمان تحصیل مى کردم در کنارش کار هم مى کردم از ایران پولى براى من نمى آمد مجبور بودم. آن موقع استادیوم ۸۰ یا ۷۰ هزار نفرى مونیخ در حال ساخت بود قبل از المپیک ۷۲ و من مدتى آنجا کار کردم من مى دیدم که آلمانیها دردماى۲۰ درجه زیر صفر سخت کار مى کردند
۲۲ ساعت در روز کار مى کردند وقتى سؤال کردم که دلیلشان چیست گفتند ما باید به دنیا نشان دهیم که دوباره زنده ایم و فعالیم و این در حالى بود که بعد از جنگ جهانى دوم خیلى ها آلمان را کشورى نابود شده وبیچاره مى دانستند.
باید به جوانهاى ما ثابت شود که باید تلاش کرد و بدون تلاش هیچکس به هیچ جا نمى رسد اما متاسفم که با مسائلى جوانان ما بى انگیزه مى شوند و پول مى گیرند بدون اینکه کارى انجام داده باشند. در اروپا فرقى نمى کند که پدرت چه کاره باشد بچه پولدارها هم از سنین پایین ۱۲ – ۱۰ سالگى کار مى کنند و سعى مى کنند درآمدى داشته باشند. مثلاً زباله هاى خانگى را تفکیک مى کنند و اجناس قابل بازیافتش را مى فروشند و این مى شود درآمد و انگیزه اى براى کار. ولى جوانهاى ما در ایران حتى بعد از تکمیل تحصیلات هم انتظار دارند پدر و مادر هزینه اش را بدهد. ما وقتى جوان بودیم کار مى کردیم، موقع تحصیل هم کار مى کردیم اما جوانهاى ما الان منتظرند از یک جایى پولى برایشان برسد. آن موقع
که گفتم در استادیوم مونیخ کار مى کردم یادم هست یک بار بدون دستکش در هواى سرد دستم را گرفتم به داربست و آنقدر هوا سرد بود که دستم چسبید به میله و وقتى دستم را کشیدم پوستش کنده شد.

 

 

 

* یعنى مى گویید در مورد سیاست دولت در دادن پول نفت به مردم مخالف هستید؟
من مخالف این نیستم که درآمد نفت باید براى مردم هزینه شود اما اینکه مستقیماً بدهیم دست مردم نمى شود، بلکه این هزینه باید خرج امکانات شود، مثلاً راه آهن، فرودگاه و… که البته این امکانات فقط نیاز به پول ندارد و نیروى کار هم مى خواهد چون پیشرفت یک مملکت به نیروى کارى آن مملکت است، اما متاسفانه ما ایرانى ها آنطور که باید کار نمى کنیم؛ وقتى مى خواستند افغانى ها را از ایران اخراج کنند من به دکتر جهرمى وزیر کار آن موقع گفتم که دیگر کارگر گیر نخواهد آمد و دکتر جهرمى گفت که قبول دارم اما باید فرهنگ را اصلاح کرد.
* فکر مى کنید از لحاظ اقتصادى چه چیزى در کشور ما مى تواند مفید و تاثیر گذار باشد؟
تنها راه چاره ما صنعت است الان ما شرایطى داریم کهکشاورزى به صرفه نیست چون محصولات واردات هم کیفیت بهترى دارند و هم قیمت مناسبترى مثل پرتغال مصرى، سیب لبنانى، برنج پاکستانى و… که خودتان مى بینید به صرف کشاورز ما نیست که با این هزینه ها و این وضعیت کار کند به نظر من اگر تمرکز کشور روى صنعت بیاید بهتر است هر چند در کل مشکل اقتصادى
باید حل شود.
* در مورد سوابق کارى گذشته بفرمایید و اینکه چطور شد که به گناباد آمدید؟
سال ۵۴ از آلمان به ایران برگشتم و اولین کارم کارخانه ۴ هزار تنى سیمان تهران بود که مسئول ساختمان این پروژه بودم و بعد از این کار پیمانکار شدم و کارخانه پوکه صنعتى لیکا را ساختم در جاده ساوه و بعد از آن
سیمان سفید دماوند را کار کردم، شیشه همدان، چینى گیلان که آن زمان ایرپرسلن نام داشت، پیمان نکا، مس سرچشمه، فرآورده هاى نسوز ایران و چند کارخانه نسوز دیگر که همکارى کردم، کارخانه چینى ایران را من ساختم از جمله چینى کاشان، چینى همگام، چینى خزر، چینى مرجان، مقره سازى ایران، کار ساختمان و راه اندازى چینى سروش، قند جوین، لامپ ایران و چند کار دیگر که در نهایت هم به اصرار دکتر مهدیزاده که ما را اینجا آورد و نمک گیر کرد چینى تقدیس را شروع کردم و در حال حاضر هم مشغول به کار مى باشیم.
آن موقع یادم هست دکتر مهدیزاده یک پیکان طوسى قدیمى داشت ما را آورد اینجا که ببینیم و اگر بتوانیم
کار کنیم. به من گفتند مشکل بیکارى توى گناباد خیلى زیاد است رفتم میدان امام ایستادم و از جوانهایى که رد مى شدند در مورد شغلشان سؤال کردم اکثراً مى گفتند دیپلم گرفته اند اما بیکارند و این که بتوانم با ایجاد این کارخانه براى این جوانها شغل ایجاد کنم ، انگیزه اى شد که آمدم اینجا ضمن اینکه دیدم دکتر مهدیزاده با وجود اینکه دوران تحصیل را در فرانسه گذرانده آدم خیلى خاکى است و این برایم قابل تحسین بود و اوایل سال ۷۵ قطعى شد که اینجا را از گروه قبلى که میخواستند کار کنند اما نتوانسته بودندخریدیم. هر چند همان موقع به خاطر کمبود امکاناتى که اینجا بود خیلى دلهره داشتم رفتم مشهد پابوس امام رضا
(ع) گفتم جایى مى خواهم بروم که امکانات کمى دارد فکر مى کنم مجوزم را از امام رضا گرفتم و شروع کردم و خوب این شد که الان هست.
* از اینکه براى این همه افراد ایجاد اشتغال کردید چه احساسى دارید؟
وقتى کارخانه را بازدید مى کردیم هم شما این سؤال را از من پرسیدید و من گفتم صد برابر احساسى که
شما دارید بیشتر، وقتى شما مى بینید ۱۲۰ نفر یک جا دارند کار مى کنند لذتى از این بالاتر نیست حتى
وقتى خانمم که از آمدنم به اینجا ناراضى بود مى آید اینجا و مى بیند خوشحال است و تعامل انسانى خوبى با کارگران دارد حتى ما کارگرى داریم که نارسایى قلبىدارد و من به خاطر اصرار خانمم او را نگه داشته ام چون نمى خواهم بیکار شود. از روزى که اینجا را راه انداختیم۱۷۶  نفر از کارگران اینجا ازدواج کردند که جلو خیلى چیزها مثل فحشا و خلاف را مى گیرد و اکثر کارگرها یا خانه ساختند یا در حال ساختنند و ۴۵ کارگر هم در حال ساخت مجتمع مسکونى چینى تقدیس هستند، اگر محلى باشد که جوان کار کند و براى خودش خانه و زندگى تشکیل بدهد این یعنى آبادانى و پیشرفت و براى ما هم یعنى آخرت
.
* اتفاقى که در سال۷۹ افتاد که باعث شد از گناباد بروید چه بود؟
سال ۷۹ من از گناباد نرفتم، ما فاینانس ها (خرید به صورت مدت دار) را گشایش کردیم منتهى همه ى اجناس لازم خریدارى نشد آن زمان به خاطر مسئله دادگاه میکونوس ما با آلمان مراوده نداشتیم و مجبور
بودیم اجناس آلمان را از کشور ثالث وارد کنیم مثلاً کوره ها را از آلمان خریدیم اما از اسپانیا حمل شده که هزینه زیادى براى ما در بر داشت و بعد از این به ما ارزى ندادند تا ۳ سال و ۶ ماه بعد که همه اسناد آن موجود است که بعد از دو سال و ده ماه بعد به ما ارز دادند که تا گشایش شد و زمان ساختى که خواستند تمام شد و حمل شد و از گمرک ترخیص شده سه سال و ده ماه طول کشید که در این ۵/ ۳ سال هزینه هایى که شده بود در آن مقطع زمانى ۳۵ میلیارد ریال بود و این مقدار بدون کوچکترین استفاده اى و با ضرر خواب ۵/ ۳ سال مواجه شد و این مسئله در همان زمانهایى بود که دکتر مهدیزاده دیگر نماینده نبود و اواخر ۸۲ ما دوباره کار را شروع کردیم و بهمن ۸۳ کوره ها روشن شد و کارخانه استارت شد و ۲۳ خرداد ۸۴ هم به صورت انبوه جنس تولید کردیم.
* مسئولین گناباد را چطور مى بینید و همکاریشان با شما چطور است؟
مهندس صفایى چهارمین فرمانداریست که از زمان شروع به کار ما کار مى کند و من در این مدت فرماندارى
به این پرکارى ندیدم چون واقعاً پیگیر کارها هستند. دکتر مهدیزاده نماینده گناباد هم همانطور که گفتم
کسى بود که باعث شد که من به گناباد بیایم و مى بینم که واقعاً دارد تلاش میکند و مى خواهد براى گناباد
کارى انجام شود و کلاً تعامل مسئولین شهرستان نکته مثبتى است؛ دکتر مهدیزاده چهار دوره نماینده مجلس بوده، همه را مى شناسد و همه ایشان را مى شناسند، درب همه ى وزارت خانه ها به روى ایشان باز است ولى مردم ۲ دوره ایشان را انتخاب نکردند که نمایندگان محترم آن ۲ دوره تا آمدند راه و چاه را یاد بگیرند دوره شان تمام مى شد و دوره بعد شروع شد که این ۲ دوره باعث ضرر و زیان زیادى براى مردم گناباد شد ولى در حال حاضرکلیه مسئولین و مقامات شهرستان از جمله امام جمعه محترم، نماینده مردم و نماینده دولت، هماهنگ و همصدا و با قدرت مشغول همکارى و رفع مشکلات و معضلات هستند که امیدواریم این ادامه پیدا کند و از برکات آن مردم استفاده کنند. هر جایى در ایران که این سه ارگان با هم هماهنگ عمل کردند موفقیت هاى زیادى به وجود آمده مثل یزد، اردکان، اضفهان، قزوین و…
* در مورد ضررى که در دوره هاى نبودِ دکتر مهدیزاده مى گویید براى شهرستان به وجود آمد مصداقى دارید؟
بله ، براى مثال گاز گناباد را مى توانم بگویم. سال ۷۸ یادم هست که دکتر پیگیرى زیادى براى گاز کرده بودند و اسنادش هم موجود است که قرار بود آن زمان گاز از تربت به گناباد بیاید ، اما چون دکتر مهدیزاده انتخاب نشد ، آقاى خباز نماینده مردم کاشمر جا را خالى دید و از نبود دکتر مهدیزاده استفاده کرد و گاز به کاشمر و بردسکن رفت و این در صورتى بود که حتى ردیف بودجه هم براى گازکشى گناباد تعیین شده بود و گنابادمى توانست سال ۷۸ گازکشى شود.
* کلنگ هایى در گناباد زده شد اما به جایى نرسید نظرتان چیست؟
به نظر من اگر کارى انجام نشده در همه جا همین طور بوده وقتى دکتر مظاهرى بانکها را قفل کرد واقعاً تسهیلات بانکى و پرداخت ها متوقف شد و الان نکته مثبتش این است که گنابادیها به بانکها بدهکار نیستند
درواقع مشکل اقتصاد ماست که از پایه خراب است و باید دوباره ساخته شود و این هم کار امروز و فردا و چند سال دیگر نیست.من خودم در جریان هستم که تسهیلات لازم براى کارخانه هاى فولاد و سیمان از وزیر گرفته شد وباید بگویم این کار ساده اى نبود که با همکارى نماینده، فرماندار، رئیس شوراى شهر و امام جمعه حل شد و اگر کننده کار باشد باید این دو طرح بزودى به انجام برسد، هر چند که بانکها هم مقصرند ولى کسانى که کار را به عهده مى گیرند هم باید تلاش بیشترى داشته باشند بخصوص که مسئولین شهرستان اگر کسى یک قدم بردارد ده قدم دنبالش مى روند.
* پروژه هایى مثل فرودگاه و راه آهن در دست اقدام است، نظرتان در این مورد چیست؟
در مورد فرودگاه تا جایى که من در جریانم فعالیت زیادى از سوى مسئولین صورت گرفته به نظر من اگر
جاده منتهى به فرودگاه کشیده شود و کارهاى جدول گذارى و درختکارى آن انجام شود براى مسئولین که
مى آیند بهتر خواهد بود. اگر مردم گناباد همت کنند این فرودگاه مى تواند جایگزین فرودگاه منطقه اى بشود که حداقل اگر مى گویند گناباد از محرومیت درآمده، یک فرودگاهى داشته باشد و خط آهنى که قول دادند باید پیگیرى شود تا عملیاتى شود چون اینها حداقل زیربناى پیشرفت یک منطقه است مثلاً الان نمى شود یک مشترى بازارى را به گناباد بیاوریم اما با وجود این امکانات، این مسائل حل مى شود.
*هیچ وقت تصمیم نگرفته اید به گناباد بیایید و زندگى کنید؟
این کار نمى شود، آدم در محیطى که زندگى مى کند یک علایقى دارد که دل کندن از آن کار ساده اى نیست مثل فامیل، رفت و آمدها و… که همه در تهران هستند.
* اوایل کار شایعه شده بود از کارخانه سرقت شده است موضوع چه بود؟
موضوع مربوط به مقدارى آهن بود، صاحبان اولیه وقتى اینجا را فروختند، گفتند نمى خواهند توى شهر
شایع بشود و منظورشان بده بستان هایى بود که با مردم داشتند ومى خواستند آنها را صاف کنند، من به نگهبان آن زمان گفتم کسى حق ندارد بدون اجازه من یک چوب کبریت از اینجا بیرون ببرد و همه چیز باید با هماهنگى من باشد،
شماره تلفن هم دادم. نگهبان آن زمان هشت ماه حقوق نگرفته بود که البته من پرداخت کردم وقتى از اینجا رفتیم، صاحب قبلى کارخانه زنگ مى زند و سه تریلى آهنى را که موجود بوده از نگهبان مى خواهد که بار بزند و به آدرسى در مشهد بفرستد نگهبان هم چون نمى دانسته اینجا فروخته شده آهن ها را مى فرستد وفکر مى کنم که منظورتان همین باشد.
* عامل اصلى پیشرفت اقتصادى و تولید در کشورهایى پیشرفته را چه مى دانید؟
نیروى کار مناسب، انضباط کارى، قانون کار و… در آن کشور کارگرها کار مى کنند و به مکان خواب و غذا و
تامین لوازم و امکانات پزشکى به عنوان دستمزد راضى هستند. در شهرهاى کوچک در کشور چین ماهیانه
دستمزد فقط ۱۵ دلارو در شهرهاى بزرگتر ۳۵ دلار است وآنها فقط به کار و تولید فکر مى کنند بخصوص
که برنامه ریزى درستى پشت این نیروى کارى هست و رشته هاى تولید هم در پیشرفتشان مؤثر است ضمن اینکه امکانات لازم راحت تر در اختیارشان قرار مى گیرد، مثلاً در چین اگر کسى بخواهد براى در اختیار
دادن امکانات اولیه مشکل ایجاد کند به جرم اینکه جلو پیشرفت را گرفته محاکمه مى شود در حالیکه در
ایران امکانات تنها محدود به چند شرکت است و همین موضوع مشکلاتى را ایجاد مى کند.
* خیلى ها مى گویند مهندس مرادى کارخانه دارد و خیلى خوشبخت است خودتان هم اینطور فکر مى کنید؟
اصلاً اینطور نیست من ۵۲۹ نفر پرسنل دارم که سر ماه باید حقوقشان را بدهم و خانواده شان را تامین کنم
اما کسى که فقط خانواده خودش را دارد و دغدغه اش فقط سیر کردن شکم آنهاست مشکل خیلى کمترى دارد چون دغدغه اش همین خانواده کوچک خودش است اما مسئولیت مالى زندگى ۵۲۹ نفر به عهده من است و این مسئولیت واقعاً سنگین است و من آنها را خانواده خودم مى دانم و دلم مى خواهد شاد و راضى باشند.
* چینى تقدیس به کارگرانشان خیلى بدهکارى داشت حتى مى گویند حقوق کارگرها ۶ ماه عقب است. آیا شده براى خانواده خودتان هم اینطور باشد؟
این مشکل مربوط به اوایل کار بود و آن موقع ما برند شناخته شده اى نبودیم واحدى که تازه به تولید مى رسد این مشکلات را دارد و تا مى آید توى بازار براى خودش جایى پیدا مى کند و سهمى از بازار بگیرد زمان مى برد حالا اگر کننده کار آدم شناخته شده اى باشد این اتفاق زودتر مى افتد، من نمى خواهم از خودم تعریف کنم و شما مى توانید این را از بازاریهاى تهران بپرسید، بازاریها معتقدند کارخانه چینى تقدیس موفقترین کارخانه چینى ایران است و مرا به عنوان سلطان چینى ایران مى شناسند. اما اینکه اوایل کار مشکلاتى بود قبول دارم.
* نگفتید آیا این شرایط براى خانواده خودتان هم اتفاق افتاده؟
بله من و خانواده ام هم سختى زیاد کشیده ایم بعضى چیزها دست من و شما نیست خیلى ها فکر مى کنند ما از امکانات دولت استفاده کردیم اما واقعا این طور نیست سختى هایى را که وجود داشته را اگر بگویم فکر مى کنم مردم مى نشینند و برایم گریه مى کنند و این را خدا وکیلى میگویم باور کنید حتى من روزى بوده که کرایه اتوبوسم را براى رفتن به تهران نداشتم و قرض گرفتم اما اینکه واقعاً کارکنان چینى تقدیس اینقدر بى حقوق مانده باشند هم نبوده مسئله مربوط به سال ۸۴ است و اول راه اندازى خط تولید که آن زمان ۵- ۴ ماهى حقوق ها عقب بود و همین باعث شده که این حرف به اشتباه توى جامعه راه بیفتد که چینى تقدیس ۶ ماه عقب است اما واقعیت امر این است که ما الان ۲ ماه هم عقب نیستیم، بدهى ما الان به کارکنان چیزى حدود ۲۰۰ میلیون تومان است در حالى که بیش از ۵  میلیارد جنس فروخته نشده در کارخانه داریم.
* چه اتفاقى افتاد که بعد از تحصیلاتتان به ایران برگشتید؟در آلمان جاى پیشرفت نبود؟
مطمئناً آنجا جاى پیشرفت بود اما اینکه من آمدم براى این بود که متعلق به این آب و خاکم و اگر تخصصى دارم دوست داشتم در ایران کار کنم، چون معتقدم اگر همه آدمهایى که مثل من هستند بخواهند بروند،
ایران را چه کسى خواهد ساخت؟ اوایلى که به ایران برگشتم چند موقعیت خوب کارى در خارج از کشور با
حقوق ماهى دوهزار دلار به من پیشنهاد شد ولى نرفتم. ما راستش الان بعد از این همه سال کار کردن فکر مى کنم آدم هیچ کارى نکند بهتر است با کارى که من بلدم و تخصصى که دارم هر جا که بودم مى توانستم کار کنم وپول دربیاورم.
* چرا وارد کار تولید شدید؟
پول درآوردن در ایران کار راحتى است شما فکر مى کنید من عقلم نمى رسید بروم مثلاً بساز بفروشى کنم یا از شهردارى تراکم سیار بخرم و بفروشم مطمئناً اینها را مى دانم اما معتقدم چون سود این پولها را باید از جیب مردم با ترفند بیرون بیاورى حلال نیست و خوردن ندارد، کار تولیدى خیرش به همه مى رسد. دلالى کردن، واردات، بساز بفروشى و خیلى کارهاى راحت تر از تولید هست.
* شما کار مى کنید که زندگى کنید یا زندگى مى کنید که کار کنید؟
من اصلاً سؤال شما را قبول ندارم این سؤال یک سؤال جهان سومى است همه آدمها به دنیا مى آیند که کار کنند البته این بستگى به شعور افراد و جهانبینى شان هم دارد و اینکه چطور تربیت شده باشى، کارخانه اى که برایمان گل (روى چینى) مى سازد در شمال کشور است یادم هست رفته بودیم و پسر کوچکم گفت وقت داریم برویم دریا من ۱۰  سال است دریا را ندیدم و آن کسى که با ما بود تعجب کرد، این را مى گویم منظورم این است که من و خانواده ام همیشه به کار کردن فکر کردیم و لذت بردیم وقتى اینطور
به موضوع نگاه کنى مى بینى که سؤالتان بى معنى است.
* شما آدم پولدارى هستید؟
نه من پولدار نیستم. ا
صلاً شما بگویید پول به چه دردى مى خورد وقتى که استفاده نکنیم؟ پولى ارزش دارد که استفاده تولیدى داشته باشد که البته آن را هم شما مى گذارید و مى روید، اگر هدف فقط پول درآوردن باشد مطمئناً خیلى راحت تر است همانطور که قبلاً گفتم. یک موقع بود که دلارخرید و فروش مى شد یک موقع تراکم سیار و… ،اما به نظر من پول یک وسیله است که باید بتوانى به نحو احسن از آن استفاده کنى این را مى توانم بگویم که هیچوقت پولدار نبودم اما هیچوقت هم لنگ پول نبودم.
* یک الگوى اقتصادى موفق که به پول فکر نمى کرده و موفق شده را مى شود نام ببرید؟
ببینید جوهر انسان کار است و اگر آن جوهر را بشود از بچگى و طفولیت تقویت کرد و بچه را بجاى اینکه مصرف کننده بار بیاوریم تربیت کنیم که کار کند و به اندازه اى که کار مى کند مصرف کند مى شود یک الگوى درست اما ما متاسفانه در خانواده هاى ایران همه را مصرف کننده بار مى آوریم ولى اگر به بچه ها یاد بدهیم اینقدر که مصرف مى کنى لااقل نصفش را کار کن این بچه وقتى بزرگ شد یاد مى گیردو فقط مصرف کننده نیست . اینجا گفته اند آقاى مهندس یعنى یک آقاى تمیز و مرتبى که باید دستش را بکند تو جیبش و پشت میز بنشیند آقاى دکتر هم همینطور، بچه ها هم همینطور بار مى آیند و فرهنگ کار درست نمى شود، سال ۵۴  یادم هست رئیس یک کارگاهى بودم عده اى آمده بودند کارخانه براى بازدید و نیم ساعتى دنبالم گشتند آخرش هم من را توى کارگاه پیدا کردند که رفته بودم بالاى چوب بست و داشتم کار مى کردم ،گفتند بیا پایین. آمدم گفتند تو مثلاً رئیس کارگاهى، رئیس کارگاه که نباید لباس کار تنش کندو کار کند، گفتم این کار من است واگر انجام ندهم کار لنگ مى ماند. حالا از نظر آن مدیرعامل رئیس کارگاه باید کت و شلوار بپوشد و کروات زده بنشیند پشت میز و چایى بخورد. این ها واقعیت هاست به قول معروف بى مایه فتیراست همانطور که گفتم در اروپا بچه ها از کودکى کار مى کنند.
*در خانواده خودتان اینطور است؟
بله گفتم که من و پسرهایم اینجا کار مى کنیم، کارگرهایى که از اول احداث کارخانه اینجا بودند دیده اند که ما لباس کار مى پوشیدیم و با بقیه کار کردیم، یکى از تانکرهاى کارخانه را خود من با پسرم ساعت دو بعد از
نصف شب و در دماى ۱۳ درجه زیر صفر نصب کردیم.

* بزرگترین آرزوى زندگیتان چیست؟
من آرزویى ندارم.
* آدم بى آرزو مى گویند موفق نیست! درسته؟
واقعیتش این است که من آرزویى ندارم، از اولش هم نداشتم فقط امیدوارم که کارهایى که کردم خدا از من راضى باشد.
* مى گویند شما سخت گیرید و کارگرها را اخراج مى کنید؟
من معتقدم اگر کسى اینجا استخدام مى شود یک امیدى است که ما به او مى دهیم و نباید امیدش ناامید شود براى همین هم من سفارش مى کنم وقتى مى خواهند کسى را استخدام کنند کاملاً دقت شود که مشکلى نداشته باشد و نیازى نباشد که اخراج شود بخصوص که این را هم مدنظر دارم که کارگرها سرمایه هاى ما هستند و وقت و هزینه اى که براى آموزش آنها گذاشته مى شود ارزشمند است. ما واقعاً سخت گیر نیستم براى مثال کارگرى داریم که به خاطر اشتباهش ۲۵ میلیون تومان ضرر کردیم اما هنوز هم دارد کار مى کند. واقعیت هم این است که کارگرها بیشتر از هر کسىمى فهمند و متوجه هستند که شرایط اینجا چگونه است ضمن اینکه مى خواهم در نظر داشته باشید که ما تنها واحد تولیدى در گناباد هستیم که حقوق خانم ها را هم برابر قانون کار و به اندازه آقایان مى دهیم و همه کارگران هم در این واحد تولیدى بیمه هستند.
* چه چیزى شما را خیلى ناراحت مى کند؟
دروغ، از دروغ متنفرم و اگر کسى به من دروغ بگوید تمام اعتبارش را از دست مى دهد چون هیچ آدمى از راه راست و صداقت به بیراهه نمى رود مثلاً نگهبانى دارم وقتى از او مى پرسم شبها مى خوابى؟ مى گوید چرت که مى زنم، این منطقى است که کسى که بیدار باشد چرت بزند و من هم درک مى کنم و این صداقت را بیشتر دوست دارم از کسى که دروغ بگوید.

* صحبت پایانى؟
من از کارگرهایم تشکر مى کنم چون موقعى که کار سخت بود و هنوز در بازار سهمى نداشتیم کارگرها صبورانه تحمل کردند و تحمل آنها احساس مسئولیت مرا بیشتر کرد ضمن اینکه این تحمل حالت فرزند و پدرى را به وجود آورد و همینطور از خانواده ام تشکر مى کنم که رضایت دادند با این سن بالا دور از خانه باشم و نبودنم را تحمل کردند و یک تشکر ویژه هم از ریاست ادارات اینجا دارم و مى خواهم بگویم قانون رادر کتابها نوشته اند حالا مى شود سخت گرفت و مو به مو اجرا کرد و مى شود هم شرایط و موقعیت زمان را سنجید و فرصتى داد و همراهى کرد، من خواهشم این است اگر مى خواهند شهرشان آباد شود این تعامل را با سرمایه گذاران داشته باشند.
متاسفانه ما کارمندهایى داریم که دید وسیعى ندارند و فکر مى کنند باید قانون را مو به مو عمل کرد، البته این خصلت کارمند ایرانى است که اگر بگویند برو کلاه بیاور سر را با کلاه مى آورند من این را براى خودم نمى گویم این براى همه سرمایه گذارهاست و اگر این تنگ نظریها و خشک بودن ها باشد مشکلات زیادى ایجاد مى شود.

 به نقل از گناپا

 

خبرهای مرتبط:

نامه ای به وزیر – مشکلات صنعت چینی

چینی تقدیس در یک نگاه

چینی تقدیس صنعت فعال گناباد

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1781
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس سه شنبه 4 اسفند 1388 - 9:35 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسمه تعالی—-” برادران محترم سایت گناباد نیوز چون این مصاحبه با گناپاانجام شده وعده ای از کاربران آن پیام داده اند .برای احترام به انان وحفظ امانت وبی طرفی که دارید این ۱۲ پیام را بگدارید با تشکر—————————————————————————-
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۰۱:۱۹:۴۰
سلام. مصاحبه جالبی بود. تنها گفتگوی طولانی گناپا بود که فرصت شد و از اول تا آخر مطالعه کردم و البته ارزش خواندن هم داشت. ای کاش همه مدیران مانند ایشان فکر کنند. هر چند چند نفر دیگری هم در گناباد داریم که اینگونه فکر می کنند. برای آنها هم آرزوی موفقیت می کنم. با تشکر
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۰۷:۵۵:۳۳
خسته نباشید که اینگونه فکر می کنید واینگونه عمل می کنید ،خداوند توفیق بیشتر به شما عنایت بفرماید
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۱۰:۰۹:۳۷
از کی تا حالا رشته مهندسی ریاضی داریم؟
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۱۰:۳۹:۱۱
خیلی زیبا و خواندنی بود
دست مریزاد به شما
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۱۲:۲۶:۱۰
افرین به مهندس مرادی کاش سرمایه داران گنابادی هم یاد بگیرند.
درود بر دکتر مهدی زاده
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۲۱:۲۷:۲۹
بنام خدا
تلاش اقای مهندس مرادی تحسین آمیز است. واقعا”خسته نباشند. منتهی ذکر یکی دونکته شاید ضروری باشد
نه اینکه خدای نخواسته ایشان دروغ می گویند. چون بگفته خودشان از دروغ متنفرند. بلحاظ اینکه در خلال سالهای ساخت کارخانه با فرمانداری در ارتباط بودم: وایشان عمده
مشکلات خود را تقریبا در محدوده دولت اصلاحات می دانند: ۱- فرماندار (اقای قربانی) و مسئولین وقت چه فرمانداری چه اداره کار، چه تامین اجتماعی چه صنایع وآب و فاضلاب که اب شهر را به شهرک صنعتی رساند و درسالن کارخانه خودشان افتتاح شد. همه همکاری زیادی داشتند.
۲- پیامد تحریم وجریان میکو نوس هزینه ای بود که دو لت اصلاحات در همه زمینه ها وارث آن بود اما درهمان زمان ۲ میلیارد تومان تسهیلات بسیار مناسب در اختیار ایشان گذاشته شد. که راه اندازی راسرعت داد.
۳- اقای مهندس دروغ نمی گویند! اما جناب دکتر مهدیزاده تا ۷خرداد ۷۹ نماتنده رسمی بودند واقای خباز سال۷۷ گاز را ازتربت به کاشمر بردند.واولین شور ای شهر که در همان سال تشکیل شد با اقای دکتر مهدیزاده و فرماندار وقت تلاش کردند . تا گناباد در اولویت قرار گیرد. که نشد چون لوله تربت کشش بیشتر نداشت. بنابراین این قسمت از فرمایشات ایشان نه دروغ بلکه مبتنی بر عدم اطلاع ایشان است هم ایشان وهم گنا پا موفق با شند.
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۸ ۲۲:۴۶:۳۳
مصاحبه را با چند کارگر درحال کار وچند کار گر اخراجی میتوانید کامل کنید . باحفظ امانت نام ومطالب انان.
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۰:۳۹:۵۷
اگر علاقه به شنیدن نظر اخراجی ها داشتید. که به دادگستری هم کشید سراغ اقای امین بیدختی بگیرید.
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۲:۳۵:۱۶
نمی دانم چرا از چین و بلغار به ایران می رسد کالا به خروار
بفرما سلطان هم چینی شد!
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۲۰:۳۷:۰۴
با سلا م مصاحبه جالبی بود. خصوصا\” درحوزه کاری وتخصصی وشخصی ایشان .ولی ایکاش ایشان را به بعضی قسمت ها نمی بردید! مثلا\” دربحث یارانه ها دها کارشناس وصاحب نظر کارکرده اند. ومجلس به آن رائی داده وپیامد نقدی شدن آنرا چه مثبت چه منفی باید منتظر بود بعد بقضاوت نشست. خو ب می توانستید چگونگی نوع مرغوب چینی ،ترکیب لعاب و میزان سرب ورادیو اکتیو و تیتانیوم وپتاس وسایر مواد سر طان زای حاصل از بعضی لعابها سئوال کنید . اصولا\” مرغوبیت چینی در سبکی یا سنگی آنست یاتجربه تاریخی آن کشور است؟ چینی ها ،ژاپنی ها هزاران سال است به این صنعت دست یافته اند درحالیکه در کشور ما دوره کودکی را طی می کند. این نیست که فقط قیمت ارزان چینی های وارادتی مردم را بخود جذب کرده باشد.! یا مثال دیگردربخش غیبت اقای دکتر مهدی زاده از نمایندگی، و رفتن گاز بسمت کاشمر هردو ی شما بجای خدمت ،ایشان را ضایع کرده اید! ازخود اقای دکتر سئوال کنید روابط نزدیک اقای خباز با اقای خاتمی موجب تغییر مسیر گاز رسانی شد درحالیکه هنوز حدود یکسال از دوره اقای دکتر مهدیزاده باقی بود ه. بهر حال هردو موفق باشید ودر مصاحبات آینده محدوده تخصصی فرد را تغیر ندهید اتشاال… م ع ب ج
——————————————————————————–
نویسنده youcef در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۳۰ ۰۱:۴۹:۳۰
اگر جلو ورود اجناس بنجل چینی گرفته شود، آنگاه دولت چین در محافل بین المللی، از سیاستهای حکام ایران حمایت نخواهدکرد. صنایع داخلی، قربانی سیاست های خارجی شده و تا زمانی که این سیاست ها ادامه داشته باشد، آرزوی بهبودی، خوابی بیش نیست.ََََََََََ
——————————————————————————–
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۳۰ ۱۲:۲۹:۲۳
مرگ یکبار شیون هم یکبار
این کشورها ثابت کرده اند که ثبات نظر و وفای به عهد ندارند و در جایی که باید از ایران دفاع کننده پشت پا می زنند

ناشناس سه شنبه 4 اسفند 1388 - 9:38 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خوب آدرس گناپا را که خودمان داریم. اینترنت هم که قندهار نیست. یک چیزی از خودتان بگذارید

ناشناس چهارشنبه 5 اسفند 1388 - 7:11 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا قوت حاج اقای مرادی

عليرضا فتحي شهري شنبه 8 اسفند 1388 - 12:39 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و خدا قوت به آقا ی مهندس مرادی
از همت بلند ایشان در جهت پشیرفت این مرز و بوم تشکر می نمایم . امیدوارم در تحت توجهات حضرت ولیعصر (عج) و در سایه سار آقا علی بن موسی الرضا (ع) موفق و موید باشند.
علیرضا فتحی شهری

ناشناس شنبه 8 اسفند 1388 - 11:08 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسمه تعالی
به نام یک گنابادی وکارمند سابق استانداری از پشتکار وفعالیت جناب اقای مهندس مرادی واقعا” باید قدر دانی کرد. وهمچنین از سایت خوب گناپا ,و گناباد نیوز. که باخیلی سایت ها ازجمله استانداری پهلو میزند با این حال:
این مانع نمی شود مواردی که شاهد بودم ذکر نکنم : هم رفع تکلف شرعی شده هم اطلاعات جنبی کامل تر میگردد: هم احتمال دارد مسئولین آنوقت مصاحبه را بخوانند وتعجب کنند.!. اصل ماجرا:
دریکی از بعداز ظهر های گرم تابستان سال ۱۳۷۹ داشتم از کنار اطاق همین اقای مروج الشریعه که ان زمان مدیرکل واکنون معاون استاندار هستند . درحال رد شدن بودم که شنیدن اسم گناباد مرا متوقف کرد.صدا تقریبا” با فریاد می گفت ” این گنابادیها ازجان من چه می خواهند! دوبار سی سی یوی قلب رفته ام! درگناباد کار خانه نمی خواهم! ” سرکی کشیدم دیدم فرد محترمی با چشمان خیس این حرفها را می زند ! تا ان موقع ایشا ن (آقای مرادی) را ندیده بودم
ونمی دانستم کی هستند؟.این گذ شت شنیدم که ایشان را ملتزم به ادامه کار در گنا باد کرده اند . حالا کجا امام همام (ع) مجوز دادند نمی دانم! نکته دیگری
که سیاسیون وجوانان باید توجه کنند.: متا سفانه تصویب و دریافت اعتبارات پروژها قبل از آنکه برپایه نیازها ی مردم ومناطق باشد. براساس روابط نمایندگان با رئیس جمهور و وزیران وشخصیت ها است آنها دقیقا”.می دانند کدام کاندیدا، کدام استاندار ، کدام نماینده ِ یا مدیر کل حتی کدام ریس اذاره در کدام شهر حامی وطرفدار انهاهست!. فلذا به او توجه لازم دارند. چون اقای خباز درمجلس پنجم از رهبران اقلیت طرفدار اقای خاتمی بود وبرای ایشان در انتخابات سنگ تمام گذاشته بود . اقای رئس جمهوربا انتقال گاز از تربت به کا شمر موافقت کرد. ودر سفر ایشان به تربت جمعی از معتمدین واولین شورای شهر همراه امام جمعه اقای صادقی با اقای خاتمی ملاقات وموضوع گاز رسانی به گناباد را پی گیری کردن ولی بی نتیجه بود!. درهمین راستا اقای دکتر مهدیزاد که نماینده بودند خیلی دنبالگیری کردند اما جناح سیاسی کار خود را کرد. وسر گناباد بی کلاه ماند .بعدا” هم. اگر نمایندگان جنوب خراسان اصلاح طلب نبودند برای جنوب خراسان هم حالا حالا ها خبری از گاز نبود. انهم با لوله ای چند برابر گاز ورودی تربت حیدریه . خلاصه ازسرخس و طرف سنک بست وخواف بشهر های جنوب دستور گازرسانی آقای خاتمی داد و تازه شهر اقای قربانی چون درمسیر بود گاز رسانی شد! اماچون در دو دوره بعد اقای قربانی قاین ازاقای احمد ی نژاد حمایت کرد. ایشان مورد توجه کامل قرارگرفتند. وقاین اولین شهر بودکه گاز کشی شد .واولین سفر اقای رئس جمهورهم به خراسان جنوبی بود. با اعتبارات سرسام اوری که به آن اختصاص داد. . یاد آوری این نکات بیان حقا یق گذ شته است که شاید ازذهن آقای مهندس مرادی رفته باشد و اطلا عات ایشان دراین مورد درست نمی باشد با عذر خواهی از گرفتن وقت کار بران عزیز. َََ