او هوادار هیچ حزبی نیست
علی کاظمی بیدختی شاعر توانمند گنابادی سروده ای در وصف صادق ایزدی گنابادی مدیر مسئول نامه گناباد منتشر کرد.
سردبیر جریده نامه کزادیبان پارسا باشد
چه عجب گرزیمن خوشنامی از مشاهیر شهر ما باشد
در دریارمحمدپروین تالی التلو دهخدا باشد
راستی در فتوت ومردی درولایت چو پوریا باشد
درصداقت حساب این اقا از حساب همه جدا باشد
افتخارش به بندگی خداست تاخدا بوده وخدا باشد
با وجود محاسن انبوه دوست دارد که بی ریا باشد
گرچه ژولیده می نماید او مثل ائینه باصفا باشد
به خدا این قلند قانع به رضای خدا رضا باشد
حق صحب بجای می ارد با همه بس که با وفا باشد
مثل یارو نمی زند نارو به رفیق که اشنا باشد
از اداو اصول بیزار است گرچه درهیئت عزا باشد
او به سازکی نمی رقصد گرچه سورنا ی پرصدا باشد
او هوا دارهیچ حزبی نیست حزب از دید او کذا باشد
قید احزاب می زند زیرا پایه حزب بر هوا باشد
اوستاد محافل ادبی دانشی وسخن سرا باشد
نشود هیج فارغ التخصیل بس که فارغ از ادعا باشد
هوس مبل وملمان نکند فرش او گر چه بوریا باشد
برتنش مثل رخت دامادی است رخت وبختی که نخ نما باشد
ساده است وی را گرفتی نیست بند کفشش اگر که وا باشد
من از اودل نمی کنم حتی او اگر بی خیال ما باشد
درخور دوست حق مطلب را گر به اوردبجا باشد گرادا می کنم روا باشد
چره ماندگار این وادی است ایزدی نخبه گنابادی است
علی کاظمی بیدختی


ژورنالیست بودن همیشه و در همه جای دنیا یکی از سخت ترین کارها است. قرن ها بود که روزنامه نویس فقط خبر می داد و به او ربطی نداشت که این خبر ریشه اش از کجاست و برای چه تبدیل به خبر شده است. ژورنالیست در حتی کشورهای پیشرفته تا همین اواسط قرن بیستم در واقع همان جارچی دوران های کهن بود که فقط «خبر» را جار می زد. و تازه بیشتر این خبرها نیز آنچه هایی بودند که سخنگویان حاکمان، و بعدها دولت ها، به دست جارچیانشان می دادند تا آن ها خبر جنگ ها و جنایت ها و رفت و بازگشت های حکام و یا سران کشورها، و سخنان حکام و مسئولین دولتی را، آن هم بدون هیچ توضیح و تفسیری، «جار» بزنند.
ژورنالیست امروز اما برای خودش خدایی است؛ کسی است که از او حساب می برند و گاه از ترس اوست که مراقبند دست از پا خطا نکنند. او در واقع شخصیتی است که چشم و گوش مردم بشمار می رود، و چنین است که کارش بسیار حساس و سخت و سنگین است. او باید که دایم چشم و گوش و هوشش نه تنها به دور و برش، که بر جهان پیش رویش باز باشد تا خبری را شکار کند و آنگاه، آن را، با برداشت هایی بر اساس دانش عمومی و گاه اختصاصی خود، و نیز بر اساس وجدان و قانون برگرفته از حقوق انسان امروز، تحلیل کند و به گوش و چشم دیگران برساند. او دیگر خبرگو و خبرنگار نیست، نویسنده و تحلیل گر خبر نیز هست.