ضعف فرهنگی و ریشه های آن
با عرض پوزش از افراد با فرهنگ مان که مسلماً در اکثریت هستند: با موتور در خیابان پر تردد تک چرخ می روم! با سرعت آنچنانی در داخل شهر اتومبیل رانی کرده و از هیچ تخلفی فروگذار نیستم! نظم پذیر نیستم! قانون گریز هستم! در نظافت محیط زیست نمره ام صفر است! در مصرف آب ، برق و گاز صرفه جو نیستم! بیش ترین استفاده از موبایلم ،ارسال پیامک های آنچنانی و خواندن پیامک های وارده است! از اینترنت برای چت و خواندن مطالب مستهجن و تصاویر آنچنانی استفاده می کنم! با هر کس عقیده ای بر خلافم دارد در ستیزم! دیر به محل کار رفته و زود خارج می شوم! ووو…. ما از فرهنگی غنی تر از هر ملیتی برخوردار بوده ایم ،اما امروزه در برخی موارد ، فرهنگی ضعیف داریم که به عنوان نقطه ی سیاهی در صفحه ی سفید فرهنگ غنی ما ، جلوه می کند.لذا نوشتار ذیل تنها و تنها جهت پاک کردن این نقطه ی سیاه و خشکاندن ریشه های این موارد ضعف فرهنگی است تا غنای فرهنگی ما در همه ی زمینه ها همان طور که در گذشته زبانزد خاص و عام بوده در حال و آینده نیز زبانزد و الگو باشد. در ضعف فرهنگی کنونی ما عوامل گوناگونی دخالت دارد. یکی از مهم ترین این عامل ها این است که رشد و تکامل اجتماعی ما سیر طبیعی و منطقی خود را نپیموده است.ما که تا سده دوازده میلادی ، دارای فرهنگی غنی و تمدنی ریشه دارتر از تمدن آن زمان در جهان بودیم، پس از انحطاط فرهنگی در سده های دوازده تا نوزده میلادی ( از حمله مغول تا انقلاب مشروطیت) نتوانستیم به رنسانس خویش و دوران نوزایی و تجدید حیات فرهنگی دست یابیم و جامعه مدرن مان را به صورت طبیعی از بطن جامعه کهن متولد کنیم. جوامع فرهنگی باید همراه هر دستاورد جدید ، فرهنگ آن را نیز به وجود آورند ، و در برخی موارد آفرینش فرهنگ باید مقدم بر ساخت آن دستاورد باشد. اگر نظام قانونی تاسیس می کنند، اگر بانک و اقتصاد مدرن ایجاد می کنند ، اگر زندگی آپارتمان نشینی را به وجود می آورند ، اگر اتومبیل و رانندگی خودرو ها را ابداع می کنند، همراه آن فرهنگش را هم باید به وجود آورند و در زمینه زندگی و نظم اجتماعی بنیان های قوی فرهنگی خلق کرد و جامعه ای بر اساس قانون و احترام به حقوق قانونی مردم بنا گذاشت. ما یکباره چشم باز کردیم و خودمان را در برابر پیش رفت ها و ترقی های عظیم دیدیم و در حالی که اصلاً آمادگی اجتماعی برای پذیرش و جذب این دستاوردهای عظیم اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، علمی و رفتاری را نداشتیم، در معرض هجوم این همه مظاهر فرهنگ و تمدن قرار گرفتیم و مجبور به وارد کردن و تسلیم شدن در برابر آن ها شدیم، بدون این که پایه های مناسب جذب و هضم آن ها را در خود ایجاد کرده باشیم. نتیجه این هجوم روساخت ها و روبناهای فرهنگی، بدون پایه گذاری زیر بناها و زیر ساخت های ضروری و مناسبش این شده است که سیستم نوین قضایی و اداری و قانونی را وارد کردیم، بدون این که فرهنگ آن را ایجاد کرده یا به دست آورده باشیم. زندگی آپارتمان نشینی را تقلید کردیم ، بدون این که فرهنگش را ایجاد کرده باشیم، اتومبیل را وارد کردیم، بدون این که فرهنگ رانندگی را پایه بریزیم ، حکومت قانونی و مدنیت را تقلید کردیم، بدون این که روح نظم پذیری و اخلاق اطاعت از قانون را به وجود آورده باشیم، سیستم پولی نوین و سیستم بانکی را وارد کردیم، بدون این که آمادگی و فرهنگ کاربرد آن را داشته باشیم. دانشگاه ساختیم، بدون این که فرهنگ دانشجویی و دانش پژوهی را به وجود آوریم. صاحب آب و برق و گاز و تلفن و موبایل شدیم، بدون این که فرهنگ مصرف آن را بلد شده باشیم و… این وارد کردن و تقلید کردن روساخت های فرهنگی بدون ساختن زیر ساخت های مناسب و زیر بناهای ضروری، یکی از دلایل اصلی ضعف فرهنگی امروزی ما و همه جامعه های مشابه ماست. آرایش چهره و مویمان مطابق آخرین مدهای جهان است، اتوموبیلمان و وسایل دیگر زندگی ما مطابق آخرین مدها است ، از تمام وسایل مصرفی روز دنیا استفاده می کنیم ، از موبایل و ماهواره و اینترنت استفاده می کنیم، چت می کنیم و ایمیل می فرستیم، و خلاصه کلام، ظاهرمان کاملاً مدرن ولی باطنمان؟؟؟ امید که با عزمی راسخ ریشه های ضعف فرهنگی در خود و جامعه را بخشکانیم و از غنای فرهنگی در همه ی زمینه ها برخوردار گردیم.