طناب را بگیر و برو!
جوامع روستایی همیشه محکوم بوده اند. محکوم به آنچه جامعه سنتی خوانده شده و روستا بقایای اندیشه و عمل آن است. بعد از پایان جنگ دوم جهانی و ارتباط گسترده اندیشمندان مغرب زمین در فهم آنچه جهان سوم خواندند مفهومی بنام توسعه شکل گرفت که بر برداری خطی و مثبت کشورها را به همسان سازی فرا می خواند تا پیشرفت را دریابند. اصطکاک اما در مقابل نوگرایی مفهومی به نام سنت بود. از نظر نظریه نوسازی کسی که در جوامع سنتی زندگی می کند در مقابل جوامع نوگرا محکوم به جمود فکری،فاقد روحیه سودمندانه،اسیر سرنوشت، هراسان از نواوری، بی اعتماد و ناآشنا به جهان خارج و به شدت وابسته به اقتدار سنتی است. شهرهای جهان سومی زود خم شدند و ساختاری مدرن یافتند و اکنون برخی روستاها تنها مدل باقیمانده سنت اند که در مطالعات توسعه و فرهنگی در مشت محقق مانده اند.
نظریات توسعه درگذر زمان مشت مال یافتند و از تک مدلی به سوی مدل های توسعه و چند روشی حرکت کردند به گونه ای که برای هر کشوری نسخه ای جدا و مختص نوشتند. از همین زمان بود که مفاهیمی مانند توسعه بومی و شناخت هویت ملی اهمیت یافت و روستاها دوباره به راس مطالعات اجتماعی و فرهنگی برگشتند.
قنات یکی از همین مظاهر جامعه سنتی به ویژه در ایران است چون به شدت بومی و دارای سابقه تاریخی است و از طرفی در حد اعلا نمایانگر خرد علمی و اجتماعی سازندگانش می باشد و قابلیت الگوبرداری دارد. زمانی قنات هم در هزارتوی نظریه نوسازی به سوی نابودی می رفت. بسیاری از آنها خشکیدند یا جانشینان مدرن ناخلفی همچون چاه عمیق صنعتی پیدا کردند همه می گفتند دوران کارهای بیهوده ای همچون قنات گذشته است و سری که درد نمی کند دستمال نشاید! اما اندکی است موجی دوباره برگشته و بر صلابت قنات ها تعظیم می کند. اکنون که خشکسالی و افت سفره های زیرزمینی همه را ترسانده و اصل زندگانی کویر را بر حاشیه خطر قرار داده است مردم و حاکمان به جنب و جوش افتاده اند. یکی از این قنات ها، قنات روشناوند است!
قنات روشناوند اکنون کاملا خشک است اما زمانی قنات پرآبی بوده است. میزان دبی آن از ۱۰۰ لیتر درثانیه می گذشته چهار آسیاب را رد می کرده و هکتارها زمین را آبیاری می نموده است. در اوایل دهه ۱۳۵۰ قنات کم آب و بعد از چند سال کاملا خشک می شود. هنگامی که مهندسین ایتالیایی جاده آسیایی سنتو را می ساختند چاه هایی که در حریم جاده بوده اند را پرمی کنند ارزش قنات درنظر آنها با این عمل کاملا مشخص می شود. قنات روشناوند ۸ رشته دارد که از به هم پیوستن آن ۱۰۰ لیتر آب خارج می شده است مدارآن نیز ۸ می باشد.
از نکات جالب توجه قنات روشناوند مالکیت و شیوه توزیع آن است. تمام اب قنات و املاک تحت پوشش وقف امام رضا می باشد واین مسئله باعث شده آستان قدس آن را به صورت کاملا مساوی میان کشاورزان تقسیم و اجاره دهد و قدرت رقابت کشاورزان را از آنچه در همه جا معمول است بر کیفیت کار و نوع محصول پایدار سازد.

در دهه ۴۰ که کشاورزی فعال بوده ۱۳۶ زارع هر کدام به میزان یک ساعت و نیم از آب قنات استفاده می نموده اند. زمین ها نیز به صورت ۱۷ صحرا بوده که هر صحرای ان در اختیار ۸ زارع بوده است.
حدود ۴۰ سال از دوران اوج فغالیت قنات می گذرد و در خاطره مردم روستای روشناوند فقط داستان هایی از پوپایی آن و آبادی زمین ها عبور می کند. اهالی وقتی می خواهند بزرگی قناتشان را بیان کنند می گویند: آب گوسفند و میشی را که داخلش می افتاد با خود می برد، آبش از قنات قصبه هم بیشتر بوده است. یکی از قدیمی ها می گوید: آنقدر آب داشت که واحد شمارش شده بود مثلا سیل که می آمد مردم می گفتند به اندازه چند آب روشناوند است! این را در شهرهای کاشمر حتی نیشابور قدیم ها می گفتند. نماد پرآبی بود. اکنون برخی اهالی دور هم جمع شده اند و می خواهند دوباره زنده اش کنند. اقایان محمدعلی پولادخواه و علیرضا قاسمی که نه اعضا شورایند و نه دهیار روستا به کمک مهندسین جهاد کشاورزی کار را پیگیری می کنند.
کار مقنی گری کار سخت و طاقت فرسایی است آن هم در قناتی که سال ها بسته بوده و معلوم نیست در دالان های زیر زمین آن چه خبر است. هر روز دو تا سه متر بیشتر جلو نمی روند. امروز در یکی از باغ های روستای دلویی در عمق ۶۵ متری مشغول کار هستند. بعد از آنکه با مسنولین قنات صحبت می کنم تصمیم می گیرم تا به داخل هم سری بزنم. لباس ها را عوض می کنم و بعد از محکم کردن طناب در حالی که ترس به من لبخند می زند اویزان می شوم. مقنی که بالا وایستاده می خواهد دلداری ام دهد می گوید طناب را محکم بگیر و برو!
منتظر علامت من ایستاده. با اشاره سر من انگار زیر پایم خالی می شود، همین طور که پایین می روم می گوید از ۱۰ متر به پایین دیگر صدایت را نمی شنویم. انگار آخرین دقیقه های زندگی ام رسیده. سکوت است و تاریکی و تنهایی، به تنها چیزی که فکر می کنم این است که طناب کمکی را محکم بگیرم. هنور ترسم نریخته که ناگهان متوقف می شوم، قرار بود در عمق ۴۰ متری از دیواره ها عکس بگیرم. یک لحظه بالا را که نگاه می کنم. فقط یک نقطه نورانی می بینم. دوربین را از زیر لباسم بیرون می آورم و با ان
عکاسی در عمق ۶۵ متری زیر زمین آن هم قناتی که ۴۰ سال است خشکیده لذتی وصف ناشدنی است. آیا قنات روشناوند دوباره پرآب خواهد شد؟
قنوات نوعی پیشینه مهندسی قوی باستانی است،حیف که سازمان میراث فرهنگی بعلت عدم حمایت قادر به ساماندهی قنوات نیست
قنوات خشکیده حتی می تواند باعث جلب گردشگر به گناباد شود
امیدوارم یک روز ساماندهی قنوات کل کشور با تشکیل شورای امنای قنات جهت ساماندهی قنوات تشکیل شود.
به امید آنروز