سفر به درون زمین

دسته: تاريخ و فرهنگ
۱۵ دیدگاه
پنجشنبه - ۲۶ شهریور ۱۳۸۸

تاریکی مطلق تو را می خواند تا به زندگی بیندیشی. سرشار از لذت در عمق ۱۶۰ متری زیر زمین. درون میله چاه قنات روستای رهن ترس را درآغوش گرفتم

 

 

حکایت ما نقل فراموشی یک امر بدیهی است. آب مایه حیات را همه می دانند و  مروارید بودن آن در کویر بر گوش همه ما خوانده شده است. آب آشامیدنی مردم گناباد هم اکنون از ناحیه پسکلوت و دشت خواف تهیه می شود و با شنیدن مسئله آب ناخداگاه ذهن ها حواله آن ناحیه می شود حال آن که رب النوع های آب در حقیقت ده ها مار خزنده است که در اندرون ارض گناباد تا براکوه قد کشیده اند!
قنات ها، اختراع ایرانیان، بانی شهرها و تمدن ها در فلات ایرانند و شهرستان ما هم بر دهانه خیل عظیمی از آنها خوش رقصی می کند . اما این اژدهایان همیشه بیدار چطور زیست می کنند چه می خورند و چگونه پوست می اندازند؟ اگر روزی آنها بر خروشند و به درون بخزند کدام انسان است که بتواند در این کویر بماند؟ بدون شک زندگی همه ما وابسته به این دالان های تاریک است.

چند ماهی است که کمک میلیاردی دولت به قنوات شهرستان در حال خرج شدن است و این ما را برآن داشت تا سری به آنها بزنیم. درقنات روستای رهن یکی از گروه ها با بودجه ۳۰ میلیونی مشغول کار است. با آقای عباسعلی جانی شورای اسلامی روستا هماهنگ می کنیم.جاده گناباد به سمت زیبد را باید پیمود و در مسیر فرعی و خود ساخته ای در کیلومتر۸ پیچید تا به محل کار رسید. سه نفر در بالای چاهی ایستاده بودند. یکی شان پشت تراکتوری نشسته بود و سیم بوکسل را به آرامی بالا می کشید. سیم از قرقره متصل به تراکتور  درون چاه می رفت. امروز در عمق ۱۶۰ متری زیر زمین مشغول بکارند. از حاج حسن جفایی می پرسم آنها آن پایین چه می کنند؟ " دیوارهای قنات جوش گرفته است و آنها با کمپرسور مشغول کندن آنها هستند" . دو نفر درون زمین هستند. آنها از صبح ساعت ۶  با سیم بوکسل درون زمین می روند و تا ساعت ۱۲ بالا نمی آیند. باید کار طاقت فرسایی باشد به همین دلیل مقنی ها روزانه بین ۲۰ تا ۴۰ هزار تومان دستمزد می گیرند. توضیح آدم های بالای چاه ما را حریص می کند تا درونش برویم. همه به پیشنهاد من می خندند ولی با اصرار قبول می شود.

 

 

 

قطر چاه کمی بیشتر از سر شانه هاست. نگاه به درونش ترس به اندام می اندازد چه رسد وارد شدن به آن. خود را به سیم بوکسل می بندم ، کلاه ایمنی گذاشته و با بسم الله آویزان می شوم. تراکتور به آرامی من را پایین  میدهد. دیواره چاه از کمر ، سینه و صورتم رد می شود و من حالا کاملا درون چاه هستم. اگر الان پشیمان نشوی دیگر راه برگشت نداری و باید تا تهش بروی. این را یکی افراد بالای چاه می گوید که فقط صدایش را می شنوم. با سیم به آرامی پایین می روم و من عاشقانه به او چنگ زده ام و هر چه ذکر و ورد حفظ کرده ام می خوانم. سیم اندک لرزشی دارد و آدم را به دیوارهای اطراف می کوبد. قبلا به من گفته اند ده دقیقه در راه خواهی بود . کم کم به فضا عادت می کنم و به دیوارها دستی می زنم. سوراخ هایی در روی دیوار می بینم که به ترتیب و با فاصله های حدود یک متر زیر هم قرار دارند. آقای شمسی یکی از مقنی ها بعدا به من گفت آنها جاپایی است که در قدیم از آن بالا و پایین می رفته اند.

 

نگاهی به بالا می اندازم . سوراخ ورودی که تنها منبع نور است همچون ماه شب چهارده  در آسمان بی ستاره است و هر لحظه هم کوچکتر می شود. ناگهان غرشی درون زمین می پیچد و با چند ثانیه مکث دوباره می غرد. یک لحظه ترس سراغم می آید و یادم می اید این باید صدای کمپرسور باشد که مقنی ها آن پایین باهاش کار می کنند. هرچه پایین تر می روم صدا بیشتر می شود. حالا می توانم صدای آواز خوانی مقنی را هم بشنوم. آن پایین دیوارها نم دارد و مثل دیوارکاه گالی است که اب پاشی شده است. آقای شمسی می گفت: هفته پیش که در عمق ۲۵۰ متر کار می کردیم از دیوار ها آب می ریخت روی سرمان"  آنها از سفره آب زیرزمینی گذشته بودند. حالا دیوار چاه بسیار تنگ شد. چندبار به این ور وآن ورش برخورد کردم و ناگهان پایم درون آب رفت. به ته چاه رسیده بودم.

 

مقنی ها تعجب کردند به جای دول یک آدم پایین آمده است. خودم را معرفی کردم. چند دقیقه طول کشید تا ارامش به درونم بر گردد و بفهمم در آن تاریکی مطلق  کجا هستم. آقای شمسی و آقای یعقوبی مشغول کار بودند و من شروع به عکاسی کردم و با نور فلاش حجم فضا را درک کردم. دیوارها سفید بودند و همه جوش گرفته اند. جوش اصطلاحی است که به املاح محکم شده بر دیوار می گویند . آدم می توانست با سر خمیده درون دالان ها حرکت کند. آقای شمسی می گوید اما همه مسیر این گونه نیست و در برخی جاها باید سینه خیز رفت. اقای یعقوبی با کمپرسور جوش ها را می زند و آقای شمسی آنها را در دول کرده و بالا می فرستد. کار سختی است و شاید روزی ۲یا ۳ متر بیشتر جلو نروند.

 

 

 

 

آب تا سر زانوها بالا آمده و هوا هم  مرطوب و بسیار خنک است. معمولا در هنگام کار، چاه کناری را باز می کنند تا هوا در دالان ها گردش کند و مشکل تنفس ایجاد نشود.  نیم ساعتی آنجا می مانم و همه جا را خوب لمس می کنم و بعد بالا می آیم. با تکان دادن سیم آنهایی که بالا هستند می فهمند که باید سیم را بکشند. خداحافظی می کنم و قول می دهم عکس ها را حتما برایشان ببرم . سیم به آرامی راه می
افتد و من را بالا می کشد. این بار ترسم کمتر است و سعی می کنم از مسیر لذت ببرم.

 

قنات رهن یکی از قنات های فعال شهرستان گناباد است و در حال حاضر ۲۵ لیتر در ثانیه آب دارد و بیش از ۳۵۰ نفر مالک در آن سهم دارند.  این قنات  دو شاخه زیبد و شاخه روچی دارد و عمق مادر چاه آن از ۲۵۰ متر می گذرد. آب ۲۷ کیلومتر درون زمین حرکت می کند و بالاخره در خانه حاج آقای خلیلی از بزرگان روستا به سطح زمین می رسد.
مدار این قنات ۱۴  می باشد( یعنی هر ۱۴ روز نوبت استفاده از اب تکرار می شود). هر شبانه روز آن ۱۹۲ فنجان است و هر فنجان حدود ۶۰۰ هزار تومان معامله می شود. یک حساب سرانگشتی نشان می دهد این قنات بیش از یک میلیارد و ششصدهزار تومان ارزش سرمایه ای دارد. این چرتکه را می شود براحتی برای همه قنات ها انداخت. چهار شبانه روز آب این قنات نیز وقف می باشد که بین کشاورزان تقسیم شده است.

شهرستان ما بیش از هزار قنات کوچک و بزرگ دارد که همچون نوعروسان به دست مقنی ها آرایش می شود تا به زمین های ما قدرت حیات و آفرینش نباتات بدهد. دنیایی آن پایین در جریان است و باید برعکس دیگر زمان ها چون کبک بود و سر در زیر زمین کرد تا حقیقت آن را فهمید!

 

 

 

 

تراکتور سیم را به درون چاه می فرستد

  

 

مقنی در حال پایین رفتن

 

 

عکس از درون چاه به سمت بالا

 

آقای یعقوبی – مقنی در عمق ۱۶۰ متری

آقای شمسی – مقنی در عمق ۱۶۰ متری – ارتفاع دالان مشخص است

 

محلی که در قدیم چراغ  روشنایی را قرار می داده اند

 

**************

عمق ۲۵۰ متری   عکس  از مقنی آقای یعقوبی

 

 

رنگ سفید  جوش های اب می باشد – عمق ۲۵۰ متری   عکس  از مقنی آقای یعقوبی

 

 

  سقف های سفالی برای جلوگیری از ریزش در عمق ۲۵۰ متر

 

 

 

 

 

 

 

 

 احمد یوسفی مقدم

 

 

 

خبرهای مرتبط:

درباره قنات

قنات، جامعه دموکراسی


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2541
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس چهارشنبه 25 شهریور 1388 - 10:26 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

گزارش جالبی بود ولی لغت ” دول” در اصطلاح گنابادیها معنی دیگری داردوصحیح آن دلو می باشد

جویمند پنجشنبه 26 شهریور 1388 - 9:18 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بنام خدا
چگونه نیکان ما صدها سال قبل با ذهن مهندسی ،آب وآبادانی را به این سرزمین می آوردند وامروز نسل مادرشناسایی ومعرفی این ارزشها عقب مانده است
براستی مهندسی اکتشاف وبهره برداری قنوات ما در قرنها قبل توسعه یافته ترین مهندسی در زمان خویش نبوده است
سرزمینی که با کمترین امکانات به مکان یابی دقیق در تعین دقیق سفره زیرزمینی ،حفاری سخت با امکانات ابتدائی آب ،آبادانی وحیات وتمدنرا به این سرزمین آورد.
مردم که با هوشمندی کشت زعفران طلای سرخ را در این سرزمین تویعه دادند
انسانها پاک وخلاق را در این سرزمین با این آب وخاک پرورش یافته اند
براستی کجاست آن هویت خلاق ؟

صادق شنبه 28 شهریور 1388 - 12:26 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

گزارش خوبی بود احمد آقا
مغنی با این وضعیت به معنای آواز خوان است
با ق اگر بنویسی به معنی چاه کن می شود البته هر جور که عشقت هست بنویس

سجاد یکشنبه 29 شهریور 1388 - 7:53 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسار عالی

حمید خصلتی دوشنبه 30 شهریور 1388 - 6:41 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.جناب یوسفی مقدم. چقدر بکر وابتکاری بود گزارشتان. میراث فرهنگی وهنر گذشتگان این آب و خاک افتخاری بس بزرگ است وهر قدمی در پاسداشت وزنده نگهداشتن وگسترش علم وهنر ایرانی ستودنی ست.منتظر گزارشهای بکر وتازه ترتان میمانیم

امیر یکشنبه 5 مهر 1388 - 10:39 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

۲۵۰ متر؟! واقعا باورم نمیشه!

مارسلان دوشنبه 6 مهر 1388 - 0:03 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سپاس از تهیه این گزارش خسته نباشید دستان پر مهر شما را از دور میفشارم افرین بر شما و همه دست اندر کاران حفظ قنات در ایران عزیزمان برای اگاهی بیشتر اقای احمد یوسفی مقدم شما را به خواندن کتاب حماسه کویر از استاد گرامی شیرین سخن اقای دکتر ابراهیم باستانی پاریزی دعوت مینمایم که در مورد حفظ قنات و نقش ان در ابادانی فرهنگ ونمدن ایرانزمین می باشدبا بهترین سپاس ها دوستار هنر و صنعت قنات مارسلان

ali دوشنبه 6 مهر 1388 - 5:06 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

salam
man be nodrat dar webneveshtha comment mizaram vali az in gozaresh amighan ehsase khasi kardam. az tahiye konande tashakor mikonam va omidvaram ayamebe kamash bashad

علي سه شنبه 23 شهریور 1389 - 11:36 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
قنات مظهر تمدن و اوج مهندسی معماری در زمان قدیم می باشدای کاش جناب آقای یوسفی از ابزار بکار گرفته شده در حفر قنات مطلبی می نوشتنذ تا عظمت و خلاقیت و سخت کوشی نیکان ان روستا مشخص می شد قنات نه تنها مظهر معماری و مهندسی قذیم را تذاعی می کند بلکه مظهر فرهنگ و عظمت آن مردم است در حال از آقای یوسفی بخاطر گزارش می گرددضما پشنهاد می گرددبا توجه به اطلاعات مفیدی که حاج علی معصومی و اقای امانی دارد با آنان مصاحبه انجام تا کار زیبای آقای یوسفی کامل گردد

معلمی شنبه 30 بهمن 1389 - 10:35 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خیلی خیلی عالی بود فامیل عزیز

معلمی شنبه 30 بهمن 1389 - 10:37 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

من که خیلی استفاده کردم

بهنام جمعه 29 مهر 1390 - 7:19 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دستتون درد نکنه یه سوال داشتم بعضی ها میگن مادر چاه قنات قصبه گناباد به صورت پله پله ای است و هر ۷۰تا۱۰۰ متر چاه عمودی ۵متر افقی در مدار چاه جلو میرفتن بعد دوباره عمودی میکندن اما سفر نامه ناصر خسرو این مطلب رو تایید نمیکند . کدوم مطلب درست است لطفا پاسخ سریع بدین که برای فردا نیاز دارم

ناشناس جمعه 8 فروردین 1393 - 8:57 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خوووووووووووووووووووووب

ناشناس جمعه 8 فروردین 1393 - 8:58 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون