آقای میرحسین دست بردارید از این حرفها
پس از دستگیری و محاکمه عاملین اغتشاشات اخیر، شوک عجیبی به بدنه جریان موسوم به اصلاح طلبان وارد آمده است.از یک سو کسانی همانند (بهزاد نبوی) خود را نسبت به میرحسین وفادار می دانند و گروهی دیگر همانند (ابطحی،عطریانفر و …) دست به افشاگری زده اند.شخص میرحسین نیز در حرکتی شتاب زده بیانیه شماره ۱۰ خود را مبنی بر عدم صحت برگزاری جلسه محاکمه٬ همچنین شکنجه دستگیرشدگان و بیان مطالبی از قبیل اینکه دستگیرشدگان برای حفظ جان خود این اظهارات را بیان داشته اند٬ منتشر نموده است.مطالب اخیر میرحسین حاوی نکته ی جدیدی نیست ٬ به نظر می رسد وی در باتلاقی فرو رفته است که هر چه بیشتر دست و پا می زند بیشتر فرو می رود.او هنوز بر وجود تقلب در انتخابات تاکید دارد. سخنان پیر فرزانه (امام خمینی رحمه الله علیه) را که بازخوانی می کنی انگار هم اکنون نیز مصداق دارد :
پس از انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی از آنجا که یکی از مباحث برای گنجاندن در قانون اساسی ولایت فقیه بود عده ای با روشهای مختلف مثل: سخنرانی، تجمع، روزنامه و … خواستار انحلال مجلس خبرگان شدند که بیانات زیر را حضرت امام در چنین شرایطی (روزهای ۳۰/۷/۵۸ و ۱/۸/۵۸) ایراد نمودند، مطالعه این بیانات در شرایط فعلی می تواند درس آموز باشد:
* مجلس را مى خواهید منحل بکنید؟ مگر شما قدرت این را دارید؟ توى دهنتان مى زنم من . دست بردارید از این حرف ها، از این مزخرفات.
* حالا که راى مردم دادند و تمام کارها با نظر مردم انجام گـرفته است ، مى بینیم که گروه هاى مختلفى پیدا شده اند و هر کس هر جور دلش مى خواهد صحبت مى کند.
* نطق ها مى شود، کاغذها نوشته مى شود، قلم ها به کار افتاده است در گوشه و کنار کشور و هر کس هر چـه به نظرش مى آید مى نویسد و مى خواهد تحمیل کند به یک ملت سى و چند میلیونى .
* من نمى دانم که این آقایان (باید منحل بشود) چـکاره اند که مى گویند باید منحل بشود. براى چـه منحل بشود؟
* این (باید) یعنى چه ؟ (باید این کار بشود)، این (باید)، این صد نفر، هزار نفر چکاره اند که در مقابل یک ملت (باید) مى گویند؟ مجلس خبرگان را مردم تعیین کردند، … اکثریت قاطع آوردند و دیگران در اقلیت بودند.
* این آقایان روشنفکر و این آقایانى که ادعاى دموکراسى مى کنند، حالا که در اقلیت واقع شدند، مى خواهند که بگویند نه ، راى اکثریت میزان نیست ، باید منحل بشود.
* من مى پرسم از این آقایان که چرا باید منحل بشود، چه شده است ؟ چطور شما (باید) مى گـوئید؟ شمائى که مدعى این هستید که باید آزادى باشد، شما مى گوئید راى آزاد ندادند مردم ؟! شما مى گوئید که مردم آزاد نبودند در راى و راى درست ندادند؟!
* اولا انحلال نمى شود، کسى حق ندارد، خود ملت حق دارند، و ثانیا … صد دفعه هم که شما آن را به هم بزنید (با اینکه نمى توانید به هم بزنید) صد دفعه هم که آن را به هم بزنید باز مردم مى گویند همان اسلام .
* خلاف همه انسانیت است بخواهند یک عده معدودى که اقلیت هستند تحمیل کنند بر یک عده ، این همان است که زمان رضاخان هم بود که یک عده معدودى بودند و با سر نیزه تحمیل کردند بر ملت یک چـیزها را، حالا سر نیزه تبدیل شده است به منطق و تبدیل شده است !!! عرض مى کنم !!! به قلم و تبدیل شده است به توطئه و اینها، و اینطور مى خواهند که به مردم اغفال کنند، تحمیل کنند،
منبع : http://www.arabshahi.blogfa.com
جناب آقای عربشاهی شما خیلی جوان هستید وخیلی چیزها را نمدانید بهتر است کل تاریخ انقلاب را مطالعه کنید و بعد اظهار نظر کنید .همین آقایانی که در حال حاضر خود را مدافع بحث ولایت فقیه مدانند در سال ۶۴-۶۵ در نمازجمعه اصل ولایت مطلقه فقیه را رد کردند و امروز چون بر سر قدرت وحکومت هستند از این قضیه بعنوان یک چماق وحربه برای تصفیه حساب شخصی با اقشار مختلف مردم از جمله نخبگان ،کارآفرینان ، دانشجویان و… وهرکسی که اهل فکر واندیشه هست استفاده می کنند . جناب عربشاهی مسئله امروز ایران بحث بودن و یا نبودن موسوی نیسن .بحث بحث نابودی وسقوط ایران در همه زمینه هاست