نامه کروبی به وزیر اطلاعات
گروه سیاسی: مهدی کروبی در نامهای که مخاطبش غلامحسین محسنیاژهای وزیر اطلاعات بود، از فعالیت تشکیلات امنیتی کشور و برخورد آنها با بازداشتشدگان و معترضان انتقاد کرد. او در نامهاش وزیر اطلاعات را خطاب قرار داده و پرسشهایی را از او مطرح کرده است. کروبی از وزیر اطلاعات درخواست کرده که عاملان حوادث اخیر شناسایی و معرفی شوند و این را جزو وظایف این وزارتخانه نامیده است. کروبی اظهار داشته که بهنقل از منابع موثق اخبار ناخوشایندی نسبت به وضعیت نگهداری بازداشت شدگان اخیر و البته عدم پاسخگویی نهادهای امنیتی و قضایی به خانوادههایشان دریافت کرده و همین امر موجب شد تا او این دغدغههایش را به وزیر اطلاعات یادآوری کند. کروبی متاسف شد از اینکه اکنون تحت لوای جمهوری اسلامی با مردم اینگونه برخورد میشود و از مسوولان خواست که با مردم شفاف و صادق سخن بگویند. این دومین نامهای است که کروبی درباره بازداشتشدگان و آسیبدیدگان حوادث اخیر مینویسد. وی چندی پیش با نگارش نامهای به هاشمیشاهرودی رئیس قوه قضائیه خواستار تسریع در رسیدگی به وضعیت بازداشتشدگان و آسیبدیدگان حوادث اخیر شده بود. متن نامه کروبی به شرح زیر است:
بسمه تعالی
حجت الاسلاموالمسلمین جناب آقای محسنی اژهای
وزیر محترم اطلاعات
با سلام و تقدیر از زحمات شما و همکارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات
این روزها از آنچه که به ناحق بر مردم فهیم و با شعور ایران گذشت بسیار سخن گفتیم، ولی هنگامی که در این ایام به گفت و گو با زجرکشیدگان روزهای تلخ پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم که روزهایی را به جرم اعتراض به نتیجه یک انتخابات در زندان گذاراندند نشستم بسیار متاسف شدم از سرنوشتی که بر جمهوری اسلامی ایران میگذرد. چنین بود که تصمیم بر آن گرفتم تا با نگارش نامهای از سر دلسوزی و دفاع از آرمانهای بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و خون پاک شهدا نکاتی را یادآور شوم.
اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم شاید بگویید که بهتر بود به روسای سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بیان میکردم اما برای این هم توضیحی دارم. اول انکه ریاست محترم قوه مجریه را فردی برآمده از رای ملت نمیدانم و از انجا که دولت او را مشروع و قانونی نمیخوانم نامهای هم به او نخواهم نوشت. دوم انکه جناب آقای آیت الله سید محمودهاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضائیه نیز در پایان دوران مسوولیت خود به سر میبرد و این روزها سخت مشغول روند انتقال مدیریتی و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنیاست و سوم آنکه جناب آقای دکتر علی لاریجانی ریاست محترم قوه مقننه نیز در مظان اتهام اصولگرایانی است که او را به جرم آزاد اندیشی به نقد میکشند. پس چارهای نبود جز انکه با شما به عنوان وزیر اطلاعات کشور سخن بگویم. از طرفی دیگر، این را فراموش نمیکنم شما یک روحانی هستید که سالها در قوه قضاییه حضور داشته و سوابقتان شما را فردی با تکلیف و پایبند به اصول اعتقادی، دینی و قانون جمهوری اسلامی ایران معرفی میکند.
بنابراین جنابعالی که خود از دلسوزان نظام هستید به خوبی به این امر واقفید که حفظ ثبات و امنیت نظام ریشه در تدوین برنامههای اطلاعاتی و امنیتی دارد که مبتنی بر مصلحت عمومی جامعه و جلب رضایت احاد مردم برای حفظ منافع ملی باشد، اما آنچه که امروز شاهد آن هستیم با سوابقی که از شما عنوان کردم در تضاد وتناقض است. اینک سیستم اطلاعاتی و امنیتی کشور به غیرشفافترین و مخوفترین ابزار برای سرکوب مردم تبدیل شده است. هرچند که گلایه چندانی از شما نیست چرا که دستگاههای موازی گاه به نام این وزارت خانه چنین اقداماتی را طراحی میکنند ولی این جای بسی تاسف است که شما به عنوان وزیر محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بی اطلاعی و سلب مسوولیت میکنید و البته در مواردی اظهار داشتید که این اقدامات در حیطه اختیارات شما نبوده است. اینک دستگاه اطلاعات وامنیت با فراموش کردن مصلحت عمومی جامعه چنان عمل میکند که به سختی میتوان از آن دفاع کرد و تنها باید وجدان بیدار جامعه و شخص جنابعالی را به داوری دعوت کنم.
آنچه که طی ماههای اخیر بر مردم ایران گذشت آیا منطق با قانون و بر مصلحت منافع ملی بود. آیا حوادث اخیر تکرار همان ماجرای حمله وحشیانه به کوی دانشگاه و قتلهای زنجیرهای از جمله کشته شدن آقای فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمی نبود از آن حیث که هیچ گاه عاملان آن شناسایی نشدند و حتی پیگیری آن توسط مسوولان به فراموشی سپرده شد؛ اینک به نظر میرسد که تاریخ در حال تکرار است. هرچند که اگر عوامل امنیتی و اطلاعاتی در سالهای گذشته جهت حفظ و درک موقعیت نظام اسلامی وحقوق مدنی مردم نسبت به شناسایی عوامل ریشهای آن حوادث اقدام میکردند و ریشههای فساد را میخشکاندن دیگر شاهد تکرار حوادثی مشابه نبودیم.
عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات با عاملان حو
ادثی که در گذشته روی داد موجب آن شد تا یکسری عوامل خودسر رشد کرده و با خوراندن معجون وحشت و قدرت صرفا صورت مساله را پاک نموده و با استفاده از نجابت و گذشت مردم همه چیز را به فراموشی بسپارند تا این آتش زیر خاکستر و این میکروب خطرناک و ضد انسانی و این دمل چرکین در وقت مناسب و هرجا که قدرت ظهور و بروز پیدا میکند بار دیگر جامعه را غافلگیر کرده و چهره زشت و کریه خود را برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم به نمایش بگذارد. در چنین شرایطی است که هر حادثه غم انگیزی به مانند حوادث اخیر روی دهد کسی مسوول انچه روی داده است نخواهد بود و همه از آن سلب مسوولیت میکنند. این بر عهده وزارت اطلاعات است که عاملان این حوادث را شناسایی و معرفی کند نه انکه با نمایشهایی خودساخته عاملان حوادث را به منافقین وتروریستهایی مجهوالهویه نسبت دهند. چرا هیچ گاه اقداماتی که از سوی نیروهای تحت عنوان لباس شخصیها و بسیج انجام میشود مورد بررسی قرار نمیگیرد؟ چنین است که پس از روی دادن حادثه تلخ شهادت دختر بی گناه ندا آقا سلطان محمود احمدی نژاد در مقام رئیس دولت نهم به ریاست قوه قضائیه نامه مینوسید و خواستار شناسایی عاملان قتل وی میشود و یا انکه سرلشکر فیروز آبادی فرمانده کل نیروهای مسلح طی نگارش نامهای به امام زمان (عج) از کشتار نیروهای تحت لوای خودش گلایه میکند. اگر چنین باشد که هرگاه چنین حوادث تلخی روی دهند عامل آن هرگز شناسایی نخواهد شد و عوامل چنین حوادثی آزادانه زندگی کرده و البته تقویت هم میشوند. بنابراین این وظیفه وزارت اطلاعات است که عاملان این حوادث را شناسایی و یا از وقوع آن جلوگیری کند.
جناب آقای محسنی اژهای
متاسفم بگویم که دردها بیشتر از آن است که اشاره شد. امروز دستگاه اطلاعاتی و امنیتی به مرکزی تبدیل شده که شائبههایی درباره عملکرد آن شکل میگیرد. گاه احساس میشود که مهم ترین دستگاه اطلاعاتی کشور آنچنان که باید به رسالت خود عمل نمیکند و تمام توان خود را مصروف تنشهای سیاسی فعلی کرده است؛ گویا تنها ماموریت این وزارتخانه این است که در عرصه انتخاباتی تمام همت خود را برای حفاظت از یک فرد و حذف دیگران به کار بندد بی انکه پاسخگوی حوادثی که روی داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضییع شده مردم حرکت کند. والاسفا که امروز دستگاههای موازی اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنیت و ثبات نظام اقداماتی را انجام میدهند که دل هر انسانی را به درد میآورد و جای تعجب است که مسوولان اطلاعاتی کشور از آن بیخبر هستند و یا حساسیتی بدان نشان نمیدهند! امروز جوانان این مرز و بوم را تحت عنوان نیروی امنیتی و اطلاعاتی کتک میزنند و در بازداشت گاههای غیرقانونی نگهداری میکنند و بدترین شکنجهها روحی و روانی و رفتارهای خشن را با آنها انجام میدهند بی انکه پاسخگوی انچه تحت لوای نظام جمهوری اسلامی میکنند باشند. اینک کار به جایی رسیده است که کسانی که در زندان اوین به سر میبرند این شانس حضور خود در اوین و گرفتار نشدن در بازداشتگاههای غیرقانونی را رحمت خداوند مینامند.
جناب آقای محسنی اژهای آیا این است رسالت امنیتی شما، که جوانان بی گناه ایرانی را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتی که نتیجهاش را قانونی و مشروع نمیدانند تحت عنوان نیروی امنیتی و اطلاعاتی در خیابانها کتک زده و آغشته به خون به زندانها منتقل کنند و ماهها بلاتکلیفی را به آنان تحمیل کرده و خانوادههایی را نگران سازنند. آیا این است رافت اسلامی که دختران و پسران ما را در زندانها به قتل برسانند و آن گاه از ارتکاب چنین جرمی سلب مسوولیت کنند و آن گاه به مظلوم نمایی در دفاع از نیروهای خودسر و غیر مسوول تحت لوای خود بپردازنند. آیا شما تاکنون به پشت درهای زندان اوین و دادسرای انقلاب رفتهاید تا شاهد چشمهای اشک بار مادران و پدران و یا همسران و فرزندانی باشید که به دنبال کسب حتی کوچکترین خبری از زنده بودن عزیزانشان هستند؟ شما لحظهای خود را جای آن پدران و مادران نگرانی بگذارید که اینک بیش از یکماه است که از فرزندان و یا همسران خود بی خبر هستند و آنگاه ماموران زندان اوین و دادسرای به جای یاری رساندن به آنها برای رفع نگرانیشان با پرخاشگری با آنان برخورد کرده و پراکندهشان میکنند. تازه این انچه است که پشت درهای اوین میگذرد و والاسفا که بسیاری از خانوادهها حتی نمیدانند که فرزندان و یا همسرانشان در کجای این شهر نگهداری میشوند و جای تاسف است که امروز حتی مرجعی را نمیشناسند که بدان شکایت ببرند.
چرا که قوه قضائیه سلب مسوولیت میکند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نیست. آیا شما به عنوان وزیر اطلاعات از سرنوشت کسانی که مفقود شدهاند و یا در زندانهای غیر رسمی کهریزک، شور آباد و سولههای اطراف شهر تهران نگهداری میشوند خبر دارید؟ (به نقل از منابع موثق) آیا تاکنون بر رفتارهای غیر متعارف نیروهای نظامی و شبهنظامی با بازداشت شدگان قبل از انکه به زندانها تحویل داده شوند نظارتی شده است؟ شما به عنوان وزیر اطلاعات وجدان بیدار خود را به داوری دعوت کنید و بگویید که آیا گلوله گشودن به مردمی که اعتراضاتی ارام را برگزار
واقعا برای این نظام متاسفم که در آن امثال کروبی دم از آزادی و عدالت محوری میزنند
افرادی که حتی از اطراف خود هم بی خبرند ولی در حرف و ادعا هیچکس به پایشان نمیرسد
کسانی که به اعتقاد من فقط به واسطه همراهی انقلاب به این نظام چسبیدند
نه به نظام بلکه به ریاستش. کسانی که فکر می کنم حتی حداقل تحصیلات دانشگاهی را هم نداشته باشند.