وحید موسویان در گناباد

دسته: سياسي
۷ دیدگاه
دوشنبه - ۱۱ خرداد ۱۳۸۸

موسویان از فعالین ستاد احمدی نژ‍اد در خراسان روز گذشته در مسجد جامع و مصلا گناباد سخنرانی کرد و مواضع دولت نهم را تشریح نمود

گزارش خبرگزاری فارس از گناباد، وحید موسویان ‌شنبه شب در جمع مردم گناباد در مسجد جامع و مصلای این شهر با اشاره به هدف انقلاب اسلامی گفت: انقلاب اسلامی، خون شهدا و هزینه‌های جانی و مالی برای این بود که زمینه‌ای ایجاد شود برای دولت موعود امام زمان (عج) که قله و افق است و چشم تمام اولیا، انبیا و خوبان به اوست.
وی با بیان اینکه همه چیز دست بقیه‌الله است افزود: باید زمینه‌سازی برای دولت کریمه امام زمان (عج) بکنیم و با جهانی شدن اسلام مقابل جهانی شدن غرب بایستیم.
وی هدف همه انبیا و اولیا را برپایی عدالت دانست و با اشاره به آیات قرآنی تصریح کرد: همه انبیا و اولیا برای برپایی عدالت آمدند اما خیلی‌ها به علت عدم همراهی مردم موفق به اجرای آن نشدند.

موسویان افزود: حاکمیت الهی و حاکمیت معارف الهی و خدایی در طول تاریخ انبیا و اولیا زیاد برپا نشده است، راه عدالت راه انبیاست و همه چشمشان به انتهای این راه است که به سعادت ختم می‌شود.
وی ادامه داد: در مسیر انقلاب ریزش و رویش وجود داشته است و همه مسیر عدالت را طی نکردند.
این کارشناس مسائل سیاسی با برشمردن شاخصه‌های دولت کریمه اسلامی گفت: دولت کریمه دو شاخصه مهم دارد شاخصه ایجابی که به اسلام عمل کنیم و اسلام، مسلمانان، مومنین و عمل کننده‌های به اسلام عزیزند و در فرآیند مدیریت اسلامی کشور عزیز می‌شوند و اگر کسی از خود نفاق به خرج دهد ذلیل می‌شود، دولتی که کریمانه رفتار و حرکت می‌کند و زمینه کرامت را برای مردم ایجاد می‌کند.
وی افزود: الگوی عملی این دولت کریمه منشور علوی و محور تمام اینها عدالت است.
وی با اشاره به تاثیر اخلاق در مدیریت گفت: مدتی از تاثیر اخلاق در مدیریت فاصله گرفتیم چون احساس کردیم اگر فرماندار یا مسئولی شدیم احتیاج به اخلاق در مدیریت نداریم.

 

موسویان در مورد عدالت اظهار داشت: عدالت این است که هزینه‌ها در اعتبارات و در تصمیم‌گیری‌ها مساوی تقسیم شود، همچنین عدالت باید وارد عرصه برنامه‌ریزی شود.
وی با بیان اینکه پیچیدگی‌های اقتصادی، فقر، فساد و تبعیض تکیه کلام مقام معظم رهبری است در مورد مافیا گفت: مافیا شخص نیست یک فکر است که در کشور وجود دارد و یک‌شبه هم به‌وجود نیامده که یک‌شبه از بین برود.
وی نظام را متولی دین و دنیای مردم دانست و افزود: در گذشته تفکر جدایی از اسلام ناب در بدنه مدیریت رسوخ می‌کرد و دولت نهم جلوی آن را گرفت، رویکرد تغییر کرد و اصلاح شده به سمت عدالت و هدایت پیش می‌رود اما زیاد به عملکرد نرسیدیم و عملکرد تا حدودی ایراد دارد.
موسویان با اشاره به اینکه مسائلی از قبیل رانت‌خواری در دولت نهم خیلی کم شده است اظهار داشت: به تعبیر مقام معظم رهبری رانت‌خوارها در دولت نهم مقهورند و در گوشه خزیدند و مسیر تغییر کرده است.
وی ادامه داد: یکی از دلایل حمایت خاص رهبری از دولت نهم به خاطر ساده‌زیستی آن است که البته امروز ساده‌زیستی مد شده و همه ساده‌زیست شده‌اند.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه اعتقاد مقدم بر اقتصاد است گفت: در این چند ساله دولت نهم نقاط قوت و هم ضعف داشته است، راه عدالت هزینه دارد و امروز عده‌ای سر و صدایشان درآمده و اینها قطعا رانت‌خواران و کسانی هستند که پشت پرده ناراضی‌اند.

 

وی در جواب اینکه گفته می‌شود پول نفت کجا رفته گفت: ما برای قضاوت باید سراغ منصف‌ترین و آگاه‌ترین فرد برویم قضاوت درست دو شاخصه می‌خواهد علم و عدالت و به تعبیر بزرگان آگاه‌ترین و منصف‌ترین انسان امروز ایران رهبری معظم است و کسی نمی‌تواند بگوید که از ایشان در مسائل کشور مطلع‌تر است.
وی افزود: پول نفت زمانی قسمتی از آن در جیب‌های بعضی خاص می‌رفت اما امروز نرفته و این پول امروز از جیب‌های این افراد گم شده است
موسویان با بیان اینکه فقط ملاک جایگاه ولایت است ادامه داد: در این زمینه بعضی کار را به جایی رساندند که مقام ولایت در هم در کردستان بعد از معرفی شاخصه‌های دولت و رئیس‌جمهوری بیان داشتند که نامزدها گاه مسائل خلاف واقع را درباره اوضاع کشور در مسائل اقتصادی مطرح کرده و افکار عمومی را تخریب می‌کنند.
وی اظهار داشت: در فضای شلوغ و آلوده حق گم می‌شود، فضای التهابی به درد ما نمی‌خورد و وظیفه ما این است که دیگران را ارشاد کنیم.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به گوشه‌ای از عملکرد دولت نهم گفت: کل هزینه‌های عمرانی سه سال قبل این دولت بیشتر از ۶۲ درصد هزینه‌های عمرانی هشت سال قبل از آن بوده است و هزینه عمرانی یعنی اصلاح و ساختن زیرساخت‌ها، این پول در گذشته در تهران خرج می‌شد، اما امروز به استان‌ها و شهرستان‌های دیگر رفته است.
وی افزود: هزار و ۹۰۰ درصد هزینه‌های دولت در مسکن روستایی افزایش داشته، بودجه فرهنگی ۲۵ برابر، بودجه قرآنی ۲۵ برابر و فعالیت‌های فرهنگی مساجد ۲۰ برابر شده است.

 

وی ادامه داد: بیمه مکمل معلولین ۱۳۵ درصد رشد داشته، احداث دفتر ارتباطات و فنآوری روستایی ۶ برابر و تعداد مشترکین تلفن همراه از ۱۳ میلیون نفر به ۴۵ میلیون نفر رسیده است.
وی با بیان اینکه کشور رو به پیشرفت است اضافه کرد: تولید برق ۳ برابر شده، ۳۸ سد بهره‌برداری، یک میلیارد دلار تبصره ۱۳، ۹۴ م


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 515
برچسب ها:
دیدگاه ها
s سه شنبه 12 خرداد 1388 - 6:15 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
سلام بر کس که در آن جلسه اسمی کاندید دیگر را نگفت تا غیبتی نشود چه خوب سایر حامیان کاندیداها ان کار را انجام می دادند.
از جناب آقای موسویان کارشناس مسائل سیاسی متشکر که واقعا به درستی صحب کردند که مردم اصلا احساس خستگی نکردند و تا ساعت ۱۰:۴۵ شب در مصلی ماندند.
می شود مسئولان ستاد جناب آقای دکت احمدی نژاد دوباره ازا درخواست کنند که او دوباره به گناباد بیاید.

يلقلبزدئ سه شنبه 12 خرداد 1388 - 6:36 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
سلام بر کس که در آن جلسه اسمی کاندید دیگر را نگفت تا غیبتی نشود چه خوب سایر حامیان کاندیداها ان کار را انجام می دادند.
از جناب آقای موسویان کارشناس مسائل سیاسی متشکر که واقعا به درستی صحب کردند که مردم اصلا احساس خستگی نکردند و تا ساعت ۱۰:۴۵ شب در مصلی ماندند.
می شود مسئولان ستاد جناب آقای دکت احمدی نژاد دوباره ازا درخواست کنند که او دوباره به گناباد بیاید.

ناشناس پنجشنبه 14 خرداد 1388 - 5:06 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نخست بنای بلندی برای خود ساخته بود، اما در ده دقیقه آخر تمامی آن عمارت رفیع بر سرش خراب شد تا ملت اخلاقی ما ببیند که رئیس جمهورش تا چه حد بداخلاق است؛ تا حدی که حتی حرمت همسر رقیب خود را رعایت نمی‌کند. بر ایرانی مباد داشتن رئیس جمهوری که در سیاست ناموس گرو بگیرد.
آقای رئیس جمهور فعلی ما در مناظره خیلی حرف‌ها می‌توانست بزند و زد، اما چه فایده؟ او پیش از گفتن هر چیزی نخست باید صحت آن را ثابت کند و الا در مظان آن قرار دارد که از نو دروغی تازه عنوان کرده است. بدین ترتیب بود که در مناظره دیشب کسی که دروغ گفته بود شکست خورد. ما مردمی هستیم که برای اقتدا به یک پیش نماز از او انتظار عدالت داریم. عادل بودن یعنی به گناهان کبیره‌ای چون دروغ‌‌گویی آلوده نبودن. ما مردمی هستیم که برای چوپانی یک رمه به دروغگو اعتماد نمی‌کنیم. چنین مردمی چگونه چنین صفتی را در مورد رئیس جمهور خود می‌پذیرند.
شاه‌بیت صحبت‌های آقای محمود احمدی‌نژاد در مناظره دیشب پرده‌دری بود. افشاگری‌هایی که ایشان قولش را داده بود سرانجام صورت پذیرفت. با این همه سوال این است که اگر افرادی که نام‌هایشان در برنامه‌ای با ۵۰ میلیون بیننده بی‌پروا برده شد به راستی گناهکارند چرا دولت در طول چهار سال دوران تصدی پرونده‌هایشان را به قوه قضائیه احاله نکرده است تا به خطاهایشان رسیدگی شود و حق ملت از آنان ستانده گردد، و اگر این ادعاها ناحق است کسانی که این‌گونه قربانی قدرت شدند و آبرویشان وسیله‌ای برای مبارزات انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد قرار گرفت چگونه فرصت خواهند یافت تا از خود دفاع کنند.
آقای احمدی‌نژاد با دستان پر از پرونده‌های ساخته شده به مناظره دیشب آمده بود. با این حال او هیچ چیز در مورد مهندس موسوی نداشت،‌ حتی سندهای واهی. اما چیزهای زیادی داشت تا درباره خودش فاش کند. به این ترتیب حتی احمدی‌نژاد بر پاکی موسوی صحه گذاشت. او نخست بنای بلندی برای خود ساخته بود، اما در ده دقیقه آخر تمامی آن عمارت رفیع بر سرش خراب شد تا ملت اخلاقی ما ببیند که رئیس جمهورش تا چه حد بداخلاق است؛ تا حدی که حتی حرمت همسر رقیب خود را رعایت نمی‌کند. بر ایرانی مباد داشتن رئیس جمهوری که در سیاست ناموس گرو بگیرد.
همه ما و شما که دیشب پای دستگاه‌های تلویزیون نشسته بودیم چه بسا که با خود می‌گفتیم ای‌کاش موسوی در جواب آن حرف این را بگوید یا آن را بگوید. اما تمامی آنچه باید گفته می‌شد در لحن احمدی‌نژاد وخطاهای فاحش او گفته شد؛ او یک هتاک است. او یک دروغگوست. او یک هوچی بزرگ است. اینها چیزهایی است که ما دوست داشتیم با استدلال‌‌های وقت‌گیر اثبات کنیم. اما آقای احمدی‌نژاد زحمت را کم کرد.
موسوی با اخلاق به میدان آمده بود و این بسیاری از ابزارها را از دست او می‌ستاند. اگر موسوی در مناظره دیشب شکست خورده بود اخلاق شکست می‌خورد و نسلی به این باور می‌رسید که دیگر با صداقت و آرمان و ارزش نمی‌توان در عرصه سیاست نفس کشید. اما او بر موضع خود ایستاد و به یاری باری توکل کرد.
می‌توانید این جملاتی را که می‌گویم کلیشه تصور کنید. اما اینها حداقل برای اینجانب کلیشه نیستند. برای این حرف خود سند دارم. اینجانب جملات زیر را یک روز پیش ازمناظره برای آقای موسوی نوشتم و فرستادم و در تمامی طول مناظره انتظار داشتم که حداقل به یکی از این آنها اشاره کند. موسوی می‌توانست از آنچه در زیر می‌خوانید بهره بگیرد و با حربه‌های خود احمدی‌نژاد به مصاف او برود، با این حال یک کلمه به این حیطه وارد نشد. نمی‌خواهم بیش از این بنویسم. تنها سندی که از آن سخن گفتم را در زیر می‌آورم:
بسمه تعالی
در مورد جلسه مناظره به نظر بنده مهمترین نکته‌ای که اگر بتوانید آن را به بینندگان اثبات کنید دور را کاملا از دست آقای احمدی نژاد خارج کرده‌اید اثبات این نکته است که ایشان در موارد بسیاری اقدام به اظهار مطالب خلاف واقع و دروغگویی نموده است. با اثبات این مطلب ایشان کاملا خلع سلاح می‌شود و هر چیزی که می‌گوید نخست باید صحت آن را ثابت کند و الا در مظان آن قرار دارد که دارد دوباره مطلب دروغی را عنوان می‌کند. خود شما پیشتر مواردی از ادعاهای متناقض دولت را ذکر می‌کردید که مثلا دولت یک بار گفته است که ۱۶ برابر دولت های قبل کار کرده است، یک بار گفته است که ۶ برابر کار کرده است، یک بار گفته است که ۳ برابر کار کرده است. علاوه بر اینها آقای احمدی نژاد در صحبت اخیر خود با شبکه خبر چندین دروغ بارز گفته است. با توجه به در دست بودن نسخه صحبت و جدیدالعهد بودن آن با حافظه مردم اشاره به آنها می‌تواند بسیار مفید باشد.
۱- ایشان گفته است «می بینید که تورم روند نزولی دارد» حال آن که آخرین اطلاعات تورم که روی سایت بانک مرکزی ثبت شده است به خلاف این را نشان می دهد.
۲ – ایشان گفته است که در حوزه دولتی دیگر هیچ امتیازی که موجب فساد شود باقی نمانده است و ارتباطات فساد انگیز مربوط به خارج از حیطه دولت است. که این امر اولا با تجربه هر روزه مردم در ارتباط با ادارات همخوانی ندارد. به علاوه ایشان قبلا مدعی وجود مافیا در دستگاه‌های دولتی شده بود. اینک بدون آن که طی این چهارسال آن مافیاها به قوه قضائیه معرفی و محاکمه و از سیستم حذف شده باشند ایشان مدعی عدم وجودشان در سیستم می‌شود.
۳ – ایشان گفته است که «وقتی به منتقدان می گوییم نقدتان را بگویید می‌گویند ما نقد نداریم فقط می‌خواهیم متهم کنیم.» به‌راستی کدام منتقدی تا کنون این حرف را زده است.
به علاوه در مستند آقای احمدی نژاد دروغ های زیادی گفته شده است:
۱ – از هنرپیشه به جای مردم استفاده شده است. نام هنرپیشه وفیلمی که پیشتر بازی کرده است در سایت‌ها ثبت است.
۲ – گفته شده است که فازهای ۹ و ۱۰ در زمان این دولت شروع و خاتمه یافته است که به تایید معاون وزارت نفت این اطلاع دروغ است.
۳ – گفته شده است که پالایشگاه پارسیان در دوره این دولت شروع به احداث و بهره برداری شده است که باز دروغ است.
حتی تصویر آقای زنگنه در مراسم افتتاح فاز اول این پالایشگاه به همراه گروه زیادی از مسئولان کشور وجود دارد که می‌توانید در مجلس مناظره عینا آن را به مردم نشان بدهید.
همچنین ایشان در مورد آقای خاتمی و سفرش به فرانسه دروغ گفته است. در مواردی دیگر منکر این شده است که گفته باشد هاله نور در نیویورک در اطراف سرش دیده‌اند. یا منکر آن شده است که گفته باشد نفت را سر سفره مردم می آورد.
در هر حال اثبات این که دولت و رئیس جمهور به راحتی دروغ می گوید ایشان را کاملا خلع سلاح خواهد کرد.
نکته دوم این است که ایشان به چیزهایی می‌گوید افتخار و عظمت و همه به صرف آن که ایشان گفته است باید قبول کنند. یک نمونه‌اش ماجرای دستگیری ملوانان انگلیسی است. آقای احمدی نژاد در مستند تلویزیونی خود از این ماجرا به عنوان نمونه‌ای از عظمت ایران و قدرت سیاست خارجی کشور در دوران خود نام برده و وقت قابل‌توجهی از برنامه‌اش را به آن اختصاص داده بود، حال آن که اگر به راستی این ماجرا نشانه عظمت ما بود جا داشت در مقابل آزادی تعدادی ملوان انگلیسی که بدون اجازه به سرزمین ما وارد شده بودند از انگلستان خواسته شود که آقای تاجیک را به عنوان کسی که با ویزای رسمی وارد انگلیس شده است و به بهانه واهی محبوس است و در شرایط جسمی ناگواری به سر می برد آزاد کند. اما چنین درخواستی حتی مطرح هم نشد و در بهترین شرایط حداقل چیزی که ما از دست دادیم تعدادی کت و شلوار نو بود که بی دلیل به ملوان‌های انگلیسی تقدیم کردیم. همین طور است ماجرای دوربان ژنو. چه قرینه ای جز ادعای دولت در مورد افتخارآمیز بودن حضور آقای احمدی نژاد در آنجا وجود دارد. به عکس این ماجرا نیز صادق است. به صرف ادعای رئیس دولت هر انتقادی که از او صورت می گیرد سیاه نمایی است اما اگر حرف‌هایی به مراتب تندتر در سال ۸۴ از سوی شخص ایشان مطرح شده باشد به هیچ وجه نباید سیاه‌نمایی تعبیر شود. به همین ترتیب به صرف این که ایشان کسی را مفسد اقتصادی بنامد فرض بر این است که ایشان مفسد است. در حالی که چنین چیزی می تواند صحت نداشته باشد، کما این که آقای موسویان مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران در دوره قبل بدون ارائه مدرک کافی به کرات از سوی این دولت به جاسوسی و غیر آن متهم شد، و سرانجام معلوم شد که تمام ادعاها واهی است. نمونه دیگر قضاوتی است که در مورد وضعیت فساد در کشور در زمان امام از زبان رئیس جمهور عنوان شده است. واقعیت این است که اگر در کشوری به وسعت ایران با ۷ میلیارد دلار درآمد ارزی و مخارج سنگین جنگ فساد به صورتی که آقای رئیس جمهور گفته است وجود داشت و افراد خاصی به راحتی دلار را به قیمت ۷ تومان می‌خریدند و بعد به ۱۵۰ تومان می‌فروختند چنین کشوری هرگز نمی‌توانست یک جنگ هشت ساله را بدون یک دلار بدهی خارجی تمام کند. اما انتظار بر این است که به صرف ادعای رئیس دولت وجود چنین فسادی پذیرفته شود.
نکته سوم این است که مردم به خود حق می‌دهند که اگر آماری در اختیار آنها قرار می‌گیرد انعکاس آن را در زندگی روزمره خود ببینند و الا در مورد صحت آن دچار ترید می‌شوند. یک وقت است تغییر شاخص ها در حد یکی دو درصد است، در آن حالت مردم ممکن است احتمال دهند که تشخیص این تغییرات جزئی به ابزارهایی دقیق‌تر از حواس آنان نیاز دارد، اما وقتی گفته می‌شود که خدمات دولت فعلی ۱۶ برابردولت‌های قبل بوده است، یا بیکاری از ۱۴ درصد به زیر ده درصد رسیده است، یا تورم روند نزولی گرفته است، یا وضع مردم بهتر شده است یا شکاف طبقاتی به صورت چشمگیر کاهش یافته است یا دیگر فساد در دایره دولت وجود ندارد و کلا هرچه فساد هست در دایره روابط خارج از دولت مستقر است و چیزهایی از این قبیل مردم حق دارند که انتظار داشته باشند اثرات این تغییرها را در زندگی روزمره خود ببینند. واقعیت این است که مردم این تغییرات را احساس نمی کنند، و این امر اعتماد به آمارهای دولتی را بسیار کاهش داده است.
*
موسوی می‌توانست در همان شروع مناظره دروغگو بودن احمدی‌نژاد را ثابت کند و از همان ابتدا پشت او را به خاک بمالد. اما اخلاق به او این اجازه را نداد. چقدر در هنگامه مناظره از این پایبندی او رنج می‌بردیم و می‌ترسیدیم که تقوای او ما را به منزل نرساند. اما خدا بود و هر کس که تقوا پیشه کند خداوند برای او بیرون‌شدنی از هنگامه‌ها قرار خواهد داد و از جایی که حساب نکرده است به او روزی می‌رساند. و کسی که به خداوند توکل کند او را بس است، خداوند فرمان خویش را به اجرا در می‌آورد و برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.

FDGDFG جمعه 15 خرداد 1388 - 7:56 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باور بفرمایید که باور نمى کنیم ! اگر سیاه نمایی آقای مهندس موسوی در نطق تلویزیونی جمعه شب ایشان تنها علیه احمدی نژاد و دولت نهم بود، شاید نیازی به نوشتن این وجیزه نبود، چرا که جناب موسوی سخن تازه ای علیه رئیس جمهور و دولت نهم نداشت و آنچه در این باره بر زبان آورد، دقیقاً و بی کم و کاست- تأکید می شود بی کم و کاست- همان جملاتی بود که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب طی چند سال اخیر علیه احمدی نژاد بر زبان و قلم آورده و هنوز هم می آورند. اما آقای مهندس موسوی به بهانه سیاه نمایی علیه احمدی نژاد بسیاری از آموزه های اسلامی و انقلابی را مورد هجوم قرار داد و به نظرات صریح و خالی از ابهام حضرت امام(ره) حمله کرد. البته هنوز هم باید امیدوار بود که آقای مهندس موسوی برای حضرت امام(ره) و خط انقلابی آن بزرگوار احترام قائلند و حملات جمعه شب ایشان به آموزه های امام(ره) و انقلاب را می توان ناشی از آن دانست که احمدی نژاد به عنوان فرزند معنوی امام راحل(ره) در خط امام و انقلاب حرکت می کند و از این روی، حمله موسوی به احمدی نژاد چه بخواهد و چه نخواهد، حمله به آموزه های اسلام و انقلاب تلقی می شود البته تردیدی نیست که مواضع و عملکرد دکتر احمدی نژاد در پاره ای از موارد نیز خالی از نقد نبوده است ولی این موارد، اولاً؛ بسیار اندک و ناچیز است و ثانیاً؛ همین موارد اندک و ناچیز نه فقط مورد اعتراض و حمله دشمنان بیرونی و برخی از مخالفان داخلی وی قرار نگرفته بلکه از آن حمایت و دفاع نیز کرده اند، نظیر اظهارات موهن آقای مشایی درباره «مردم اسرائیل»! که از یک سو با اعتراض اصولگرایان روبرو شد و از سوی دیگر حمایت مشترک آمریکا و اسرائیل و برخی از اصلاح طلبان را درپی داشت.
درباره نطق انتخاباتی آقای مهندس موسوی اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این نوشته به چند نمونه بسنده می کنیم؛
۱- درباره ممنوع التصویر بودن ایشان در سیمای جمهوری اسلامی ایران باید پرسید مهندس موسوی طی ۲۰ سال گذشته کدام اقدام قابل توجهی را انجام داده است که بایستی خبر آن در تلویزیون به تصویر کشیده می شد؟! سکوت ایشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم که قابلیت تصویربرداری و نمایش تلویزیونی نداشته است!! دولت کنونی فقط ۴ سال است که روی کار آمده ولی آقای موسوی طی ۱۶ سال حاکمیت دولت سازندگی و دولت اصلاحات، مشاور ویژه رؤسای جمهور بوده است و تمام روزنامه های زنجیره ای و بسیاری از سایت های اینترنتی و خبرگزاری ها در اختیار حزب و گروه ایشان بود. بنابراین چرا در هیچ یک از این رسانه ها کمترین اثری از وی نبوده است؟! و یا کدام دفعه به عنوان مشاور ویژه رئیس جمهور وقت سخن گفته یا حرکتی کرده است که تلویزیون از پخش آن خودداری ورزیده باشد؟! ظاهراً آقای موسوی با این سخنان قصد دارد سابقه سکوت و بی حرکتی خویش را پاک کند و از همه بدتر آن که بی حرکتی و بی تفاوتی خود در مقابل مسائل نظام و انقلاب را به گردن صدا و سیما بیندازد.
۲- آقای مهندس موسوی ضمن تشکر از مردم به خاطر استقبال! از ایشان در سفرهای استانی می گوید: «می دانم که این پیشوازها برای بیان حرفها و نگاه به مسایل مختلف کشور بوده و بنده چیزی نداشتم که خدمت شما مردم عزیز عرضه کنم. همچنین ماشینی نفرستادم که شما را به صحنه آورد و از امکاناتی همچون پول نفت در آستینم برخوردار نبودم که آن را بین شما توزیع کنم»! اشاره آقای موسوی به استقبال انبوه و متراکم مردم از آقای احمدی نژاد در سفرهای استانی ایشان است که باید گفت: برخلاف سفرهای تبلیغاتی و غیرقانونی شما، احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور و برای انجام وظایفی که برعهده دارد و بسیاری از مدعیان اصلاحات نیز به آن غبطه خورده اند به استان ها سفر می کند و استقبال با شکوه مردم از ایشان علاوه بر قدردانی از رئیس جمهور مردمی خود، نشانه دلبستگی ملت به نظام اسلامی است، بنابراین جناب آقای موسوی باید توضیح بدهد که:
الف: چرا به شعور و حیثیت مردم اهانت می کند و به آنان اتهام می زند که برای استقبال از رئیس جمهور خویش پول دریافت کرده اند؟! یعنی دقیقاً همان اهانت و اتهامی که مدتهاست اسرائیل، آمریکا و ضد انقلابیون فراری علیه مردم شریف و مسلمان ایران روا می دارند.
گفتنی است دشمنان بیرونی که تا چند ماه قبل، حضور مردم در استقبال از رئیس جمهور و یا شرکت آنان در راهپیمایی های قدس و ۲۲بهمن را ناشی از تقسیم پول در میان آنها اعلام می کردند امروزه برای پیشگیری از آبروریزی بیشتر، این ادعای مسخره را مطرح نمی کنند و عجیب است که آقای مهندس موسوی تازه شروع کرده است!
حضرت امام(ره) بارها اتهام اسرائیل و آمریکا به مردم ایران مبنی بر دریافت پول برای شرکت در اجتماعات را دروغبافی و توهم پراکنی دشمنان و اهانت به مردم ایران دانسته بود.
ب: آقای موسوی ادعا کرده است که مردم را با فرستادن ماشین به محل استقبال از رئیس جمهور آورده اند! و بدیهی است که برای این اتهام واهی سندی ندارند. ولی همین دیروز- ۲/۳/۸۸- سایت کلمه که متعلق به موسوی است، مبدأ و محل استقرار اتوبوس ها را برای شرکت در میتینگ انتخاباتی آقای موسوی و خاتمی در استادیوم آزادی اعلام کرده است و معلوم نیست آقای موسوی این تناقض در گفتار و کردار خود را چگونه توجیه می کند؟!
۳-بوش رئیس جمهور سابق آمریکا، دیک چنی معاون وی، رایس وزیرخارجه قبلی، اولمرت نخست وزیر و شیمون پرز رئیس جمهور رژیم صهیونیستی و اخیراً هیلاری کلینتون وزیرخارجه جدید آمریکا با صراحت اعلام کرده اند حضور ایران در آمریکای لاتین که تاکنون حیاط خلوت آمریکا بوده است، ضربه سنگینی به سیاست خارجی آمریکا وارد کرده و جایگاه ایران را به شدت تقویت کرده است و درخور توجه این که همه آنها در تفسیر و تحلیل های خود بر این نکته اصرار می ورزند که چرا جمهوری اسلامی ایران به جای سیاست منطقه ای به آمریکای لاتین چشم دوخته است! و جناب آقای موسوی نیز در نطق تلویزیونی جمعه شب خود دقیقاً و بدون کم وکاست تفسیر دشمنان غربی را مطرح کرده و می گوید؛ «موقعی می توانیم دست دراز کنیم تا در آمریکای لاتین فعال باشیم که در رابطه با همسایه های عزیز خود که جای پای محکمی داریم و مذهب و بازارهای مشترکی با ما دارند فعال شده باشیم»! یعنی جناب موسوی نیز دقیقاً و بی آن که متوجه باشند همان نظر آمریکا و صهیونیست ها را با همان تفسیر و توجیه مطرح می کند و حال آن که، اولا؛ این مردم و دولت ضدآمریکایی چند کشور آمریکای لاتین بوده اند که به علت تغییر استراتژی قبلی و خروج از وابستگی آمریکا، به سوی ایران اسلامی دست دوستی و همراهی دراز کرده اند. عجیب است که وقتی به آقای موسوی نسبت به خیانت و سوابق سوء برخی از اطرافیان ایشان تذکر داده می شود در پاسخ می گوید؛ من از همراهی هیچکس با خود جلوگیری نمی کنم؟! و حال آنکه این همراهان ماهیت سوء و ضدمردمی خود را بارها نشان داده اند ولی وقتی چند کشور آمریکای لاتین با رویکرد ضدآمریکایی به ایران اسلامی نزدیک می شوند فریاد آقای مهندس بلند می شود که چرا دوستی آنها را پذیرفته ایم!
ثانیاً؛ روابط ما با کشورهای آمریکای لاتین باعث ایجاد یک بازار اقتصادی بزرگ برای کالای ایرانی شده است. کاش آقای مهندس موسوی به این پرسش پاسخ می داد که رفت و آمد پی در پی آقای خاتمی به فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی غیر از صدور قطعنامه ضدایرانی و کارشکنی آنها در برنامه هسته ای ایران چه دستاوردی داشته است؟!
ثالثاً؛ مگر دولت نهم با همسایگان خود سر جنگ و ستیز داشته است که آقای موسوی به همکاری با آنها توصیه می فرمایند؟! ایران اسلامی در دولت نهم بیشترین روابط – البته عزتمندانه- را با همسایگان خود برقرار کرده است و البته در مقابل برخی از ادعاهای بی پایه آنها نظیر مالکیت بر سه جزیره ایرانی خلیج فارس نیز با اقتدار ایستاده است. آیا این نوع رابطه عزتمندانه و مقتدرانه باعث نگرانی آقای مهندس موسوی و دوستان مدعی اصلاحات ایشان است؟ و یا در کدام مقطع زمانی، رابطه ایران اسلامی با کشورهایی نظیر عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه، روسیه و کشورهای هم مرز آسیای میانه مانند امروز صمیمانه و مقتدرانه بوده است؟! البته بدیهی است که دولت نهم مانند دوستان همراه و حامیان امروزی آقای مهندس موسوی هیچوقت حاضر به همکاری با گروه آمریکایی طالبان نبوده اند و هرگز از صدام جنایتکار به عنوان خالدبن ولید یاد نکرده اند!
۴- آقای مهندس موسوی درباره فلسطین می گوید «ما موقعی می توانیم از آرمان های فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم.»
دقت کنید! مهندس موسوی تاکید می کند، «دفاع از آرمان های فلسطین» و نه کمک های احتمالی دیگر به آنها- که به عقیده نگارنده واجب و ضروری است – یعنی از نظر آقای مهندس موسوی ایران اسلامی باید از مواضع اسلامی و انقلابی خود در حمایت از آرمان فلسطین و مقابله با صهیونیست های وحشی و کودک کش دست بردارد! البته این اظهارنظر آقای موسوی خیلی عجیب نیست، دوستان مدعی اصلاحات ایشان که هم اکنون همه کاره وی هستند نیز بارها همین مواضع ذلت بار را تکرار کرده و می کنند. عجیب آن است که آقای موسوی دم از خط امام(ره) هم می زند!
و اما نکته قابل توجه این که امروزه ملت های مسلمان، نهضت های مقاومت در فلسطین و لبنان و مصر و… به خاطر مواضع شجاعانه، اسلامی و انسان دوستانه ما در حمایت از آنها به عقبه استراتژیک ایران اسلامی تبدیل شده اند یعنی برخلاف نظر آقای مهندس موسوی، دفاع ما از آرمان فلسطین برای ایران اسلامی اقتدار آفرین بوده است.
گفتنی است که بازهم – و متاسفانه- آقای مهندس موسوی در این بخش از اظهارات خود نیز، دیدگاه رایج دشمنان تابلودار مردم ایران را بازگو کرده است. فقط نیم نگاهی به مواضع آمریکا و اسرائیل به وضوح نشان می دهد که آنها حمایت ایران اسلامی از آرمان فلسطین را یکی از عوامل اصلی اقتدار جمهوری اسلامی می دانند و به شدت در پی مقابله با آن هستند و از قضا دقیقاً همین سخنان آقای مهندس موسوی را بر زبان دارند که باید مانع حمایت جمهوری اسلامی ایران از آرمان های فلسطین شد.
اوباما در طرح اخیر خود، دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از حمایت آرمان های فلسطین را یکی از شرایط اصلی آمریکا و متحدانش برای متوقف کردن تخاصم! دانسته اند و به قول فاکس نیوز، ایران را بعد از دست کشیدن از حمایت مردم فلسطین به آسانی می توان منزوی کرد. خب! آقای موسوی چه می فرمایند؟!
آیا جناب موسوی نمی داند که دو خط آبی در پرچم رژیم صهیونیستی به نشانه از نیل تا فرات است؟! بنابراین مردم فلسطین به نمایندگی از تمامی کشورهای منطقه با اسرائیل درگیر هستند و نه فقط حمایت از آرمان فلسطین بلکه همه گونه کمک به مقاومت، کمترین هزینه ای است که کشورهای منطقه بایستی برای حفظ امنیت خود بپردازند و نه صدقه! به مردم فلسطین و بدیهی است نمی توان باور کرد که مهندس موسوی از درک این مسائل ساده ناتوان باشد.
۵-درباره احساس خطر آقای موسوی نیز جای این سوال هست که چرا مدعیان اصلاحات با آمریکا و اسرائیل و کلان سرمایه داران و مفسدان اقتصادی در احساس خطر از دولت کنونی اشتراک نظر دارند؟!
۶- اما، پرداختن به مواردی نظیر «شکر»، چای، پرتقال، عدم اشتغال و… نیز فرصت دیگری می طلبد. و در اینجا فقط باید پرسید، «سلطان شکر» در کدام جبهه کباده می کشد؟ و یا کارگران فلان کارخانه را کدام سرمایه دار اخراج کرده و آن سرمایه داران اکنون از نامزد کدام جبهه حمایت می کنند؟ و یا چای و پرتقال و…بگذریم!
۷- و بالاخره آقای مهندس موسوی!… باور بفرمائید که باور نمی کنیم آنچه فرموده اید حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستیم و دلواپس هزینه شدن سابقه ای که از جنابعالی در اذهان باقی است.

DFSDF جمعه 15 خرداد 1388 - 8:06 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسمه الله الرحمن الرحیم
در دولت خاتمی :
۸سال بر مسند قدرت تکیه زدند
۸ سال به ارزش ها توهین کردند
۸ سال نهضت انتظار را نفی کردند
۸ سال به قران توهین کردند
۸ سال به پیامبر ص افترا بستند
۸ سال امام حسین ع را خوشنت طلب معرفی کردند
۸ سال به جایگاه ولایت فقیه تعرض کردند
۸ سال به امام ره و روحانیون و علما توهین کردند
۸ سال ارزش های انقلاب را کمرنگ کردند
۸ سال آمریکا و حامیانش را بر ما مسلط کردند
دیگر بس است دیگر بس است دیگر بس است
زمانی که ما بچه بودیم یا اصلا نبودیم مردانی داشتیم که از زن و بچه و زندگی خود گذشتند تا از ناموس و طن دفاع کنند اما افراطیون اصلاح طلب با پررویی تمام سعی در از بین بردن یاد آنها و به دست فراموشی سپردن آن کبوتران خونین بال تلاش کردند.
چگونه دم از اصلاح طلبی می زنید وقتی که روزنامه خرداد بامدیر مسولی عبداله نوری با درج مقاله ای از مجید محمدی انکار محرمات و واجبات شرعی می کند .
چگونه دم از اصلاح طلبی می زنید وقتی عبدالکریم سروش حکم تاریخی امام درباره ارتداد سلمان رشدی را در مقاله ای که ماهنامه کیان در شماره ۴۶ خود چاپ کرد زیر سوال میبرد.
چگونه دم از اصلاح طلبی می زنید وقتی روزنامه همشهری در تاریخ ۳۰/۱/۷۸ خواستار جایگزینی زیارت نامه دیگری به جای زیارت وارث میشود و مدعی می شود((اشهد انک قد اقمت الصلاه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر)) این مضامین را مربوط به گذشته بخواند و خواستار جایگزینی زیارت نامه ای شد که محتوای متناسب با آزادی داشته باشد.
چگونه دم از اصلاح طلبی می زنید وقتی اکبر گنجی که زمانی علمدار اصلاحاتنامیده می شد در مقاله ای در روزنامه صبح امروز قیام حضرت امام حسین ع را خشونت نامیده و حتی مشروعیت این قیام را زیر سوال برده و می گوید((خشونت،فرزند خشونت و درخت خشونت میوه هایی جز خشونت به بار نمی آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می داند ،دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی بر آید)). همچنین عبدالکریم سروش که تئوری پرداز بخش افراظی جریان اصلاحات است در قیاسی بی مورد مدعی شد :(( فرهنگ شهادت،خشونت آفرین است اگر کشته شدن آسان شدکشتن هم آسان میشود.
در همین دوران اصلاحات بود که تصریح گردید:(( نزدیکترین مفهوم کلمه عاشورا در ذهن ما شهادت است و جامعه ما هنگامی که در میان خشونت و جنگ گرفتار آمد،بی شک نگاهی خشونت آمیز به این واقعه روا میدارد))
این اولین مجموعه از افشاگری های این وبلاگ هست دنبال کنید به جاهای دهشتناک تر از این ها هم میرسیم
یا علی

بنيامين چهارشنبه 20 خرداد 1388 - 0:41 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

برادر عزیز در دوره اقای خاتمی در شهرک حافظ که شما سکونت داری یک خانه میدادنند ۳تا ۴ میلیون احمدی نژاد این خانه را به۱۰۰میلیون رسانند حق دارید از اقای خاتمی گله واز احمدی نژاد راضی بااشید کار رابرای شما درست کرد درضمن هدف اهانت به مردم شریف شهرک حافظ نبود متشکرم

dfg چهارشنبه 20 خرداد 1388 - 5:28 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بعضی ها فقط به فکر خود و شکم خود هستند نه به فکر ملت آقای عزیز
این چیزهایی که آقای موسوی می گوید عوام فریبی هست کمی به عقب برگرد و چشم های خود را باز کن آقا
من فکر می کنم تو ایران نیستی